عالم برزخ در آموزه‌های دینی، عرصه ظهور و تجسم نیات و ملکات نفسانی انسان معرفی شده است؛ جهانی که در آن، حقیقت برخی رفتارهای دنیوی آشکار می‌شود. در حکایت‌های نقل‌شده از عالمان دینی، گاه روایت‌هایی از سرانجام اعمال انسان‌ها بیان می‌شود که هدف از نقل آن‌ها، عبرت‌آموزی و توجه به پیامدهای اخلاقی رفتارهاست.

به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، در حکایتی نقل‌شده از آیت‌الله حاج‌آقا رحیم ارباب، سرنوشت کدخدایی متکبر دستمایه روایتی اخلاقی درباره ناپایداری قدرت و جایگاه دنیوی شده است؛ ماجرایی که در آن، بیرون افتادن جمجمه این فرد از قبر و بازی کودکان با آن، به‌عنوان هشداری درباره پیامدهای خودبزرگ‌بینی روایت می‌شود.

یکی از این حکایت‌ها، ماجرای جمجمه‌ای است که از قبری بیرون افتاده بود و کودکان با آن بازی می‌کردند؛ اتفاقی که در ادامه روایت، به تکبر و خودبزرگ‌بینی صاحب قبر نسبت داده می‌شود.

مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین دیباجی از مرحوم آیت‌الله حاج‌آقا رحیم ارباب نقل کرده است که برخی از دوستان و آشنایان وی چنین ماجرایی را روایت کرده‌اند:

در قبرستانی، جمجمه فردی از قبر بیرون افتاده بود و کودکان آن را به این سو و آن سو پرتاب می‌کردند. فردی که شاهد این صحنه بود، کودکان را از این کار بازداشت، جمجمه را از آنان گرفت و دوباره به خاک سپرد.

او شب در عالم خواب، شخصی را دید که از وی تشکر می‌کرد و گفت: «من کدخدا بودم و تکبر داشتم و همین تکبر من بود که این‌طور مورد بی‌حرمتی بچه‌ها قرار گرفتم.»

این حکایت، فارغ از چگونگی ارزیابی جزئیات آن، پیامی اخلاقی درباره ناپایداری قدرت و جایگاه اجتماعی دارد؛ اینکه مقام و نفوذ دنیوی ماندگار نیست و غرور و خودبرتربینی نمی‌تواند برای انسان عزت جاودانه به همراه داشته باشد.

منبع: کتاب روزنه‌هایی از عالم غیب، آیت‌الله سیدمحسن خرازی، صفحه ۱۵۹.