احزاب عربی در مرکز مذاکرات برای تشکیل دولت آینده اسرائیل

نتایج اولیه انتخابات اسرائیل، با پیشتازی ائتلاف بنیامین نتانیاهو با ۵۳ کرسی، بار دیگر بن‌بست سیاسی را رقم زده است؛ زیرا هیچ اردوگاهی به اکثریت ۶۱ کرسی نرسیده است. احزاب عربی با کسب ۱۹ کرسی و مشارکت گسترده رأی‌دهندگان عرب، به بازیگران تعیین‌کننده تبدیل شده‌اند. اکنون مخالفان نتانیاهو باید درباره همکاری با این احزاب تصمیم بگیرند؛ تصمیمی که می‌تواند مسیر تشکیل دولت، ائتلاف‌های سیاسی یا انتخابات مجدد را مشخص کند.

فرارو- حسن لافی، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در المیادین

به گزارش فرارو به نقل از المیادین، نتایج اولیه انتخابات، با وجود پیشتازی نسبی ائتلاف بنیامین نتانیاهو، هیچ‌یک از دو اردوگاه اصلی را به اکثریت پارلمانی نرسانده است. در این میان، احزاب عربی با کسب ۱۹ کرسی به بازیگر تعیین‌کننده معادلات تشکیل دولت تبدیل شده‌اند؛ آزمونی که میزان آمادگی مخالفان نتانیاهو برای همکاری سیاسی با شهروندان فلسطینی اسرائیل را آشکار خواهد کرد.

نتایج انتخابات اسرائیل، برخلاف تصویری که نظرسنجی‌های نهایی ترسیم می‌کردند، بار دیگر بن‌بست سیاسی این کشور را بازتولید کرده است. بر اساس نتایج اولیه و پیش از پایان شمارش آرای پاکت‌های دوتایی، اردوگاه نتانیاهو ۵۳ کرسی، اردوگاه تغییر ۴۸ کرسی و فهرست‌های عربی مجموعاً ۱۹ کرسی به دست آورده‌اند. هیچ‌یک از دو اردوگاه اصلی به حد نصاب ۶۱ کرسی برای تشکیل دولت اکثریت نرسیده است. با این حال، اهمیت انتخابات فقط به محاسبات پارلمانی محدود نمی‌شود؛ نتایج، پیام‌های سیاسی مهمی درباره جامعه یهودی اسرائیل و جایگاه شهروندان فلسطینی در ساختار سیاسی این کشور به همراه دارد.

نتانیاهو شکست خورد، اما حذف نشد

بنیامین نتانیاهو با وجود انتقادهای گسترده، مسئول دانسته شدن دولتش در ناکامی جلوگیری از حملات هفتم اکتبر، اختلافات بر سر قانون سربازی حریدی‌ها و اصلاحات قضایی و همچنین بحران‌های امنیتی و سیاسی، همچنان توانسته است بخش قابل‌توجهی از جامعه اسرائیل را با خود همراه نگه دارد.

حزب لیکود با کسب ۲۶ کرسی همچنان بزرگ‌ترین حزب منفرد انتخابات است و اردوگاه نتانیاهو نیز در نتایج اولیه از رقیبان خود پیشی گرفته است. این وضعیت پرسشی اساسی ایجاد می‌کند: چگونه سیاستمداری که با چنین حجم از ناکامی‌ها مواجه بوده، همچنان می‌تواند در صدر رقابت‌های حزبی باقی بماند؟

پاسخ را نمی‌توان صرفاً در قدرت تشکیلاتی لیکود یا مهارت نتانیاهو در مدیریت رقابت‌های انتخاباتی جست‌وجو کرد. بخشی از جامعه راست‌گرای اسرائیل، او را نماینده پروژه سیاسی و ایدئولوژیک خود می‌داند و امنیت، هویت ملی و موضع سخت‌گیرانه در برابر فلسطینیان را در اولویت قرار می‌دهد؛ حتی اگر اعتمادش به عملکرد دولت در دیگر حوزه‌ها کاهش یافته باشد.

از سوی دیگر، بخشی از این رأی‌دهندگان اردوگاه تغییر را جایگزینی قابل‌اعتماد نمی‌دانند یا توانایی آن را برای اداره کشور در محیطی منطقه‌ای و بی‌ثبات زیر سؤال می‌برند. در چنین شرایطی، ناکامی‌های دولت لزوماً به شکست انتخاباتی قاطع منجر نمی‌شود، مگر آنکه رقیبان بتوانند جایگزینی قابل‌قبول ارائه دهند.

با این همه، نتانیاهو نیز بدون هزینه از انتخابات خارج نشده است. لیکود در مقایسه با انتخابات سال ۲۰۲۲، که ۳۲ کرسی به دست آورده بود، شش کرسی از دست داده است. ائتلاف او نیز با ۵۳ کرسی از اکثریت لازم فاصله دارد. بنابراین، نتانیاهو نتوانسته است اکثریتی برای تضمین ادامه حکومت خود فراهم کند، اما موفق شده است پایگاه انتخاباتی‌ خود را برخلاف انتظار مخالفانش، تا حد زیادی حفظ کند.

احزاب عربی؛ بازیگران تعیین‌کننده انتخابات

مهم‌ترین شگفتی انتخابات، صعود فهرست‌های عربی به ۱۹ کرسی است؛ نتیجه‌ای که آنها را بار دیگر به مرکز معادلات پارلمانی اسرائیل بازگردانده است. برآوردهای اولیه همچنین از مشارکت حدود ۸۰ درصدی شهروندان عرب حکایت دارد. اگر نتایج نهایی این ارقام را تأیید کند، مشارکت گسترده عرب‌ها نشانه‌ای مهم از بسیج سیاسی در این جامعه خواهد بود.

این افزایش مشارکت را نمی‌توان جدا از شرایط سیاسی و اجتماعی سال‌های اخیر تحلیل کرد. سیاست‌های محدودکننده علیه فلسطینیان شهروند اسرائیل تشدید شده، بحران جرم و خشونت گسترش یافته و در بخشی از گفتمان سیاسی اسرائیل، شهروندان عرب به‌عنوان تهدیدی برای هویت یهودی کشور معرفی شده‌اند. پس از هفتم اکتبر نیز محدودیت‌ها و برخوردها با ابراز همبستگی با فلسطینیان افزایش یافته است. در چنین فضایی، مشارکت گسترده عرب‌ها را می‌توان فراتر از پاسخ به فراخوان احزاب برای افزایش رأی‌دهندگان ارزیابی کرد؛ این مشارکت پیامی اعتراضی درباره حق حضور سیاسی و مقابله با حاشیه‌رانی است.

افزایش شمار نمایندگان عرب، علاوه بر تقویت حضور آنها در کنست، هزینه نادیده گرفتن این گروه را برای احزاب دیگر بالا برده است. با ۵۳ کرسی برای اردوگاه نتانیاهو، ۴۸ کرسی برای اردوگاه تغییر و ۱۹ کرسی برای فهرست‌های عربی، هیچ‌یک از دو اردوگاه اصلی نمی‌تواند نقش این احزاب را در محاسبات خود نادیده بگیرد؛ هرچند احزاب صهیونیستی همچنان درباره همکاری با آنها تردید دارند.

اکنون انتخابات از آزمون نتانیاهو به آزمون مخالفان او تبدیل شده است. اردوگاه تغییر که وعده پایان دادن به حکومت نتانیاهو را داده، باید تصمیم بگیرد آیا حاضر است ملاحظات ایدئولوژیک خود درباره همکاری با احزاب عربی را کنار بگذارد و از ظرفیت آنها برای تشکیل دولت اقلیت برخوردار از حمایت عرب‌ها استفاده کند یا خیر. احمد طیبی، نماینده عرب کنست، از امکان حمایت از چنین دولتی سخن گفته است؛ اما تبدیل این پیشنهاد به توافق عملی، مستلزم آمادگی رهبران اردوگاه تغییر برای پذیرش هزینه‌های سیاسی آن است.

برای سیاستمدارانی مانند نفتالی بنت، آویگدور لیبرمن و گادی آیزنکوت، عبور از سال‌ها مخالفت با اتکا به احزاب عربی و تشکیل دولتی که بقایش به حمایت آنها وابسته باشد، آسان نخواهد بود. با این حال، دشواری این مسیر به معنای ناممکن بودن آن نیست. همچنین حمایت احزاب عربی از بیرون ائتلاف با مشارکت مستقیم آنها در دولت تفاوت دارد. پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا احزاب عربی از نظر عددی قدرت تأثیرگذاری دارند، بلکه این است که آیا مخالفان نتانیاهو حاضرند این قدرت را بخشی از قواعد بازی پارلمانی بپذیرند یا همچنان آن را مانعی بدانند که باید از آن عبور کرد.

چه کسی اسرائیل را اداره خواهد کرد؟

نتایج انتخابات نه تشکیل دولت جایگزین را تضمین می‌کند و نه بازگشت نتانیاهو به قدرت را قطعی می‌سازد. اردوگاهی که بیشترین کرسی‌ها را در اختیار دارد، لزوماً قادر به تشکیل ائتلافی پایدار نیست؛ به‌ویژه زمانی که بقای دولت به حمایت احزابی وابسته باشد که برخی متحدان احتمالی حاضر به همکاری با آنها نیستند.

مذاکرات ممکن است به تشکیل دولت اقلیت، دولت وحدت ملی در شرایطی استثنایی یا برگزاری انتخابات جدید منجر شود. اما در هر صورت، رأی شهروندان عرب نقطه آغاز مذاکرات را تغییر داده و احزاب اسرائیلی را ناچار کرده است واقعیتی پارلمانی را بپذیرند که حل آن صرفاً از طریق توافق میان جریان‌های صهیونیستی ممکن نیست.

شهروندان عرب با مشارکت انتخاباتی توانسته‌اند حضور خود را از موضوعی که احزاب اسرائیلی درباره حدود آن بحث می‌کنند، به عاملی مؤثر بر محاسبات قدرت تبدیل کنند. این تحول به معنای پایان تبعیض یا تضمین مشارکت واقعی در تصمیم‌گیری نیست، اما نشان می‌دهد حاشیه‌رانی سیاسی لزوماً توان اثرگذاری را از میان نمی‌برد.