پیروزی احتمالی فلاویو بولسونارو در انتخابات ریاست‌جمهوری برزیل می‌تواند دونالد ترامپ را به متحدی تازه در آمریکای لاتین برساند؛ اما رقابت بر سر فلزات کمیاب نشان می‌دهد که نزدیکی سیاسی به واشنگتن لزوماً به معنای فاصله‌گرفتن اقتصادی از پکن نیست.

به گزارش عصر ایران به نقل از مجله نیوزویک، برزیل ممکن است در آستانه تغییر مهمی در روابط خود با آمریکا قرار داشته باشد. اگر فلاویو بولسونارو در دور دوم انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز شود، دونالد ترامپ می‌تواند متحدی سیاسی در یکی از مهم‌ترین کشورهای آمریکای لاتین به دست آورد. با این حال، یک مسئله راهبردی می‌تواند مانع از آن شود که واشنگتن این پیروزی سیاسی را به برتری اقتصادی و فناورانه تبدیل کند و آن هم سلطه چین بر زنجیره فرآوری عناصر خاکی کمیاب است.

این مواد در صنایع پیشرفته، از تجهیزات الکترونیکی تا فناوری‌های دفاعی، اهمیت دارند و دسترسی مطمئن به آن‌ها برای قدرت‌های بزرگ به مسئله‌ای امنیتی تبدیل شده است. برزیل نیز از این نظر ظرفیت قابل‌توجهی دارد؛ این کشور دومین ذخایر بزرگ عناصر خاکی کمیاب جهان را در اختیار دارد، اما سهم آن از تولید جهانی در سال گذشته کمتر از یک درصد بوده است.

مشکل اصلی فقط استخراج این مواد نیست، بلکه تبدیل آن‌ها به مواد قابل‌استفاده در صنایع پیشرفته است. نیوزویک به نقل از منابعش ادعا کرده است که چین و شرکت‌های تحت کنترل این کشور در سال ۲۰۲۴ حدود ۹۱ درصد از فرآوری جهانی عناصر خاکی کمیاب را در اختیار داشتند. همین تمرکز به پکن اهرمی راهبردی در برابر آمریکا و دیگر قدرت‌های صنعتی داده است.

واشنگتن برای کاهش وابستگی به چین، سرمایه‌گذاری روی منابع معدنی برزیل را دنبال می‌کند. یکی از مهم‌ترین پروژه‌ها، معدن پِلا اِما در ایالت گویاس برزیل است؛ پروژه‌ای که به ویترین تلاش آمریکا برای ایجاد زنجیره تأمین مستقل عناصر خاکی کمیاب تبدیل شده است.

با این حال، دستیابی به ماده معدنی به معنای پایان وابستگی نیست. محصول این معدن در مرحله فعلی، کربنات مخلوطی است که برای استفاده در بسیاری از کاربردهای صنعتی باید فرآوری بیشتری روی آن انجام شود. آمریکا هنوز مسیر جداسازی عناصر سنگین خاکی کمیاب را در مقیاس تجاری به‌طور کامل اثبات نکرده است؛ بنابراین ممکن است بخشی از تولید این معدن ذخیره شود تا زیرساخت‌های لازم فراهم شوند.

قراردادهای پیشین این شرکت با فرآوری‌کنندگان چینی نیز تا پایان سال جاری میلادی ادامه دارند. به این ترتیب، پروژه‌ای که قرار است وابستگی آمریکا به چین را کاهش دهد، در کوتاه‌مدت همچنان به بخشی از ظرفیت صنعتی این کشور وابسته است.

نکته مهم این است که تلاش آمریکا برای پیشبرد پروژه پِلا اِما در دوره ریاست‌جمهوری لوئیز ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیس‌جمهور کنونی برزیل، انجام شده است؛ دولتی که لزوماً از نظر سیاسی با واشنگتن همسو نیست.

این موضوع نشان می‌دهد که آمریکا برای پیشبرد منافع راهبردی خود در برزیل الزاما به یک رئیس‌جمهور نزدیک به ترامپ نیاز ندارد. سرمایه‌گذاری، خرید شرکت‌ها و تضمین قیمت‌ها می‌توانند حتی در شرایط اختلاف سیاسی نیز مسیر همکاری اقتصادی را باز کنند.

با این حال، پیروزی احتمالی بولسونارو می‌تواند روند همکاری را سرعت ببخشد. دولت جدید ممکن است مجوزهای معدنی را سریع‌تر صادر کند، سرمایه‌گذاری آمریکایی را برای توسعه معادن تازه جذب کند و نظارت سخت‌گیرانه‌تری بر سرمایه‌گذاری خارجی در بخش‌های حساس اعمال کند.

اقتصاد برزیل به‌سادگی از چین جداشدنی نیست. چین یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری این کشور است و حدود ۳۱ درصد از صادرات برزیل در ماه‌های سپری‌شده از سال جاری به مقصد چین رفته است.

از این رو، حتی اگر دولت آینده برزیل به واشنگتن نزدیک‌تر شود، شرکت‌های برزیلی همچنان انگیزه‌های اقتصادی قدرتمندی برای حفظ روابط خود با پکن خواهند داشت. تغییر جهت سیاسی در برازیلیا لزوماً مسیر کشتی‌های حامل سویا و دیگر کالاهای صادراتی را تغییر نمی‌دهد.

از سوی دیگر، ایجاد ظرفیت فرآوری عناصر خاکی کمیاب خارج از چین به زمان نیاز دارد. واشنگتن ممکن است بتواند سرمایه و فناوری لازم را سریع‌تر از گذشته بسیج کند، اما ساخت یک زنجیره صنعتی کامل در چند ماه امکان‌پذیر نیست. حتی با وجود همکاری سیاسی نزدیک‌تر، وابستگی آمریکا به چین در این حوزه می‌تواند تا دهه ۲۰۳۰ ادامه پیدا کند.

به همین دلیل، نتیجه رقابت دو قدرت در برزیل فقط با نام رئیس‌جمهور آینده این کشور مشخص نمی‌شود. معیار واقعی این است که آیا آمریکا می‌تواند منابع معدنی برزیل را به زنجیره‌ای مستقل از فرآوری و تولید صنعتی تبدیل کند و هم‌زمان نفوذ اقتصادی چین را در بازار برزیل کاهش دهد یا نه.

اگر تا پایان دوره احتمالی ریاست‌جمهوری بولسونارو، عناصر خاکی کمیاب سنگین برزیل در مقیاس صنعتی خارج از چین فرآوری شوند و سهم پکن از صادرات برزیل کاهش یابد، واشنگتن می‌تواند از پیروزی سیاسی خود به دستاوردی راهبردی برسد. در غیر این صورت، ترامپ ممکن است متحدی در کاخ ریاست‌جمهوری برزیل داشته باشد، اما همچنان در بنادر و زنجیره‌های تجاری این کشور با نفوذ چین روبه‌رو بماند.

رقابت آمریکا و چین در برزیل، آزمونی برای تفاوت میان نفوذ سیاسی و قدرت اقتصادی است؛ آزمونی که نتیجه آن نه فقط به انتخابات، بلکه به معادن، کارخانه‌ها، فناوری فرآوری و مسیر تجارت جهانی بستگی دارد.