در شرایطی که تجربه جنگ، باعث توجه بیشتر به پاسداشت هویت ملی و داشتههای فرهنگی شده؛ بخشی از جوانان با برگزاری هالووین به استقبال آیینی غربی رفتند که پیوندی با تاریخ و فرهنگ ایران ندارد.
خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: در یکی دو روز اخیر، تصاویر و ویدئوهایی از برگزاری جشن هالووین در برخی محلهها و خیابانهای تهران منتشر شده؛ تصاویری از افرادی با ماسکهای ترسناک، چهرههای گریمشده و لباسهای عجیبوغریب که در معابر عمومی و برخی کافهها جمع شدند تا جشنی را برگزار کنند که ریشه در فرهنگ و باورهای اروپاییان دارد. اما سوال اینجاست که چرا در کشوری با پیشینه تاریخی و فرهنگی ایران، برخی جوانان و نوجوانان به سراغ آیینی میروند که نه شناخت چندانی از ریشههای آن دارند و نه ارتباط مشخصی با فرهنگ و سنتهای ایرانی دارد؟ پرسش دیگری که شکل میگیرد این است که هالووین از کجا آمده؟ شبیه شدن به ارواح، جادوگران و موجودات ترسناک چه معنایی دارد و در کل این جشن با چه هدفی شکل گرفته است؟
هالووین یکی از آیینهایی است که ریشههای تاریخی آن به باورهای باستانی قوم سلت برمیگردد؛ قومی که در گذشته در بخشهای گستردهای از اروپا، بهویژه مناطق ایرلند، اسکاتلند و ولز، پراکنده بودند. این آیین در ابتدا با نام «ساوین» (Samhain) شناخته میشد و با پایان فصل برداشت محصول و آغاز فصل سرد سال ارتباط داشت. این آیین به مردگان و باورهای مربوط به جهان پس از مرگ ارتباط داشت. سلتیان، در گاهشماری خود سال را به چهار دوره و چهار روز عمده مذهبی تقسیم کرده بودند. بر اساس گاهشماری مورد استفاده آنان، سال با فرارسیدن روزی آغاز میشد که در تقویم امروزی با اول ماه نوامبر برابر است. در این ایام، مراسمی برگزار میشد که به آن «ساوین» میگفتند.
این جشن، یکی از مهمترین مراسم مذهبی سلتیان به شمار میرفت. آنها اعتقاد داشتند که در این ایام، بیشتر از هر زمانی از سال، امکان ورود مردگان به جهان زندگان وجود دارد. بنابراین، مردم تلاش میکردند خشم این ارواح را فروبنشـانند و با پنهان کردن هویت خود پشت نقابها و تدارک هدایایی از انواع خوردنیها و نوشیدنیها، رضایت آنها را جلب کنند. به این ترتیب، تغییر چهره و استفاده از لباسهای مبدل نیز در ارتباط با همین باورها شکل گرفت.
همچنین باور داشتند ارواح افرادی که در طول سال از دنیا رفتند، در این زمان به جهان دیگر سفر میکنند. به همین دلیل، مردم برای قربانی کردن حیوانات و خیرات انواع میوهها و سبزیجات، دور هم جمع میشدند و آتشهای بزرگی برپا میکردند تا مردگان را در این سفر همراهی کنند و در عین حال، آنها را از زندگان دور نگه دارند؛ چراکه بر اساس باورهای آنان، در این زمان موجودات شرور، از جمله ارواح پلید، اهریمنان و شیاطین، در فضایی تاریک و ترسآور پراکنده میشدند. آیین ساوین بهتدریج به هالووین امروزی تبدیل شد. امروزه هالووین با برگزاری مراسمی شبیه بالماسکه و کارناوالهای شادی شناخته میشود. گروههایی از مردان و زنان با هر چهره و لباسی که تصور شود، در خیابانها راه میروند و صورتکها و نمادهای مرتبط با این جشن، از جمله کدوهای تزئینشده، را به نمایش میگذارند تا سنتهای ریشهدار این مراسم را بازنمایی کنند.
شوخیهای ترسناک در برابر شکلات و شیرینی
هالووین در طول زمان، رسوم و سنتهای مختلفی پیدا کرده که برخی از آنها همچنان در کشورهای مختلف برگزار میشوند. یکی از این رسوم، قاشقزنی یا درخواست خوراکی است. این سنت در سالهای گذشته به مراسم هالووین اضافه شده و بهتدریج محبوبیت بیشتری پیدا کرده است. در این مراسم، کودکان در شب هالووین به خانه دیگران میروند و از ساکنان خانه درخواست خوراکی و شیرینی میکنند. این رسم در برخی مناطق غرب آمریکا رواج بیشتری دارد. کودکان با تعریف جوکها یا انجام حرکات نمایشی، آبنبات و خوراکیهای شیرین دریافت میکنند و آنها را در سطلها یا کیسههای مخصوص جمعآوری میکنند.
از دیگر رسوم مرتبط با هالووین، آیینهایی است که به ارتباط با مردگان اختصاص دارد. در جمهوری چک، مراسم هالووین بهعنوان جشنی برای بزرگداشت مردگان شناخته میشود. مردم در این ایام گل و برخی وسایل و هدایا را بر سر مزار درگذشتگان خود میبرند و در اطراف قبرها آتش یا شمع روشن میکنند. سپس در کنار قبرها صندلی میگذارند تا به باور خود بتوانند با ارواح مردگان ارتباط برقرار کنند و با آنها صحبت کنند. در ایتالیا نیز مردم هالووین را به شکلی متفاوت برگزار میکنند. آنها کیکهای لوبیایی به همراه غذا برای درگذشتگان خود آماده میکنند. سپس درها و پنجرههای خانه را باز میگذارند و خودشان به کلیسا میروند. بر اساس باور سنتی آنها، مردگان در این مدت به خانه بازمیگردند و از غذاها و کیکهای آمادهشده میخورند. بنابراین، هالووین صرفاً به پوشیدن لباسهای عجیب و استفاده از ماسکهای ترسناک محدود نیست؛ بلکه مجموعهای از باورهای تاریخی و آیینهای مرتبط با مرگ، ارواح و جهان مردگان را با خود به همراه دارد.
هالووین در ایران؛ پذیرش یک فرهنگ وارداتی یا سرگرمی؟
با وجود این پیشینه، امسال شاهد بودیم که تعدادی از جوانان و نوجوانان ایرانی نیز با این جشن همراه شدند و چهرههای خود را شبیه ارواح، جادوگران و موجودات ترسناک کردند. اما به نظر میرسد بسیاری از افرادی که در این مراسم شرکت میکنند، شناخت چندانی از ریشه و معنای تاریخی این جشن ندارند. شاید برای برخی، این مراسم صرفاً نوعی سرگرمی و تفریح باشد و برای برخی دیگر، همراهی با یک جریان فرهنگی که در فضای مجازی و میان گروهی از جوانان محبوب شده است. با این حال، پرسش اصلی همچنان باقی است؛ چرا هالووین تا این اندازه برای برخی جذابیت پیدا کرده، اما بسیاری از آیینهای ایرانی که ریشه در تاریخ و فرهنگ این سرزمین دارند، کمتر مورد توجه قرار میگیرند؟
این مسئله تنها به هالووین محدود نمیشود. هر سال با نزدیک شدن به روز ولنتاین، ویترین فروشگاهها پر از باکسهای گل، خرسهای عروسکی و شکلات میشود و گروهی از مردم تلاش میکنند این مناسبت را به هر شکل ممکن برگزار کنند. با فرارسیدن کریسمس نیز برخی لباس بابانوئل میپوشند، درخت کریسمس تزئین میکنند و برای یکدیگر هدیه میخرند. حالا هم با رسیدن هالووین، ماسکهای ترسناک و لباسهای مخصوص این جشن به بازار میآیند و برخی افراد برای برگزاری آن برنامهریزی میکنند. البته گسترش آیینها و مناسبتهای غربی تنها مختص ایران نیست و در کشورهای مختلف جهان نیز شاهد تأثیرگذاری فرهنگ غرب بر سبک زندگی و مناسبتهای مردم هستیم. اما مسئلهای که درباره ایران اهمیت بیشتری پیدا میکند، تفاوت بین میزان توجه ما به آیینهای خودمان و استقبال از مناسبتهای وارداتی است.
کشوری مانند ایران با تمدنی چند هزارساله و مجموعه بسیاری از آیینها و سنتهای تاریخی، ظرفیت فرهنگی قابلتوجهی دارد. با این حال، گاهی شاهد هستیم که برخی از مناسبتهای غربی صرفاً به دلیل جذابیت ظاهری، تبلیغات گسترده یا تصور مدرن و امروزی بودن آنها مورد استقبال قرار میگیرند؛ در حالی که بسیاری از آیینهای ایرانی حتی برای نسل جوان چندان شناختهشده نیستند.
در چنین شرایطی، مسئله خودباختگی فرهنگی نیز مطرح میشود؛ وضعیتی که در آن فرد یا جامعه، فرهنگ و سنتهای خود را کمتر مورد توجه قرار میدهد، اما برای پذیرش و اجرای الگوهای فرهنگی دیگر جوامع اشتیاق بیشتری نشان میدهد. در حالی که اگر بسیاری از آیینهای ایرانی، بهدرستی معرفی شوند و فلسفه و پیشینه آنها برای نسل جوان توضیح داده شود، میتوانند به همان اندازه و حتی بیشتر مورد توجه قرار بگیرند. مسئله فقط وجود آیینهای ایرانی نیست؛ مسئله، نحوه معرفی، روایت و زنده نگه داشتن آنهاست. البته باید به این نکته هم توجه کرد که امسال، برگزاری هالووین در ایران، به چند محله از شهرها، از جمله تهران، محدود بوده و بخش کوچکی از مردم در آن مشارکت داشتند. با این حال، انتشار تصاویر و ویدئوهای این مراسم در فضای مجازی باعث شد ابعاد رسانهای آن بسیار بیشتر از میزان واقعی برگزاریاش به نظر برسد.
هالووین در روزهای پساجنگ؛ عدم تناسب یک جشن با شرایط جامعه
هالووین امسال در شرایطی در برخی خیابانها و محلههای تهران برگزار شد که جامعه ایران شرایط متفاوتی را نسبت به سالهای گذشته تجربه کرده است. کشوری که در یک سال اخیر، دو جنگ تحمیلی را پشت سر گذاشته و در این مدت، پاسداشت از هویت ملی، ریشه و داشتههای ملی بیشتر از گذشته در فضای جامعه نمود پیدا کرده است. در چنین شرایطی، انتظار میرود توجه به مؤلفههای هویت ملی و فرهنگی، بیشتر از قبل مورد توجه قرار بگیرد. با این حال، در همین روزها شاهد بودیم که گروهی از جوانان و نوجوانان با پوشیدن لباسهای عجیب، استفاده از ماسکهای ترسناک و گریمهای متفاوت، به استقبال جشن هالووین رفتند؛ آیینی که نه ریشهای در فرهنگ ایرانی دارد و نه با پیشینه تاریخی و سنتهای این سرزمین ارتباطی دارد.
پرسش اینجاست، در شرایطی که جامعه بیشتر از هر زمان دیگری با مفاهیمی مثل دفاع از وطن، حفظ هویت و فرهنگ ملی روبهرو است، چرا باید برای برگزاری یک جشن غربی تا این اندازه اشتیاق نشان داده شود؟ چرا در چنین فضایی، به جای توجه بیشتر به آیینها و مناسبتهایی که ریشه در تاریخ و فرهنگ خودمان دارند، مناسبتهایی مانند هالووین مورد توجه قرار میگیرند؟ در شرایطی که فرهنگ مقاومت و دفاع از سرزمین به یکی از مؤلفههای پررنگ هویت اجتماعی تبدیل شده، بیتوجهی به داشتههای فرهنگی خودمان و استقبال از آیینهای وارداتی، مسئله جدی درباره نسبت نسل جدید با هویت تاریخی و فرهنگی ایران مطرح میکند.
چرا هالووین در ایران طرفدار پیدا کرد؟
هالووین در سالهای گذشته نیز نشانههایی از حضور خود در ایران داشته است و برگزاری آن به امسال محدود نمیشود. با این حال، در سال جاری انتشار تصاویر و ویدئوهای این مراسم در فضای مجازی باعث شد توجه بیشتری به آن جلب شود. در کنار افرادی که به برگزاری این جشن علاقهمند هستند، نمیتوان نقش برخی گروههای دیگر را در گسترش آن نادیده گرفت؛ فروشگاهها و مغازههایی که انواع ماسک، لباس و اکسسوریهای مخصوص هالووین را عرضه میکنند و کافههایی که به مناسبت این جشن، تخفیفها و پیشنهادهای ویژه در نظر میگیرند یا مراسم اختصاصی برگزار میکنند. وقتی فروشگاهها ویترینهای خود را با نمادهای هالووین تزئین میکنند و کافهها برای این مناسبت برنامهریزی و تبلیغات انجام میدهند، در واقع به معرفی و ترویج بیشتر این جشن نیز کمک میکنند. به همین دلیل، نقش کسبوکارها و مجموعههای تجاری در گسترش این مناسبت را نمیتوان نادیده گرفت.
از سوی دیگر، یکی از دلایل گرایش برخی جوانان و نوجوانان به این مناسبتها، آشنایی محدود آنها با آیینهای ملی و باستانی ایران است. بسیاری از جشنهای ایرانی که هرکدام معنا، فلسفه و پیشینه مشخصی دارند، بهدرستی به نسل جدید معرفی نشدند. برای نمونه، در همین روزهایی که جشن هالووین در کشورهای مختلف برگزار میشود، در تقویم آیینی ایران نیز با یکی از جشنهای کهن ایرانی، یعنی آبانگان، روبهرو هستیم؛ آیینی که امروزه کمتر درباره آن صحبت میشود و بخش زیادی از جامعه شناخت چندانی از آن ندارد.
جشن آبانگان یکی از جشنهای کهن ایرانی است که در دهمین روز از ماه آبان برگزار میشد. این جشن، در باورهای ایران باستان وجود داشته و به پاسداشت آب و اهمیت این عنصر حیاتی اختصاص یافته است. در این روز، مردم برای بارش باران و برخورداری از نعمت آب، جمع میشدند و به نیایش و سپاسگزاری میپرداختند. آب در فرهنگ ایران باستان نماد پاکی و زندگی بود و مردم در این روز آن را گرامی میداشتند.
آبانگان از گذشتههای دور تا امروز، یادآور ارتباط عمیق انسان با آب و طبیعت است؛ جشنی که اهمیت این عنصر حیاتی را در شکلگیری تمدن و فرهنگ ایرانی به تصویر میکشد. ایران باستان همواره ارزش و بهای ویژهای برای آب و باران قائل بود و آن را عنصری پاک و مقدس میدانست. این اهمیت نیز بیدلیل نبود؛ چراکه آب در سرزمینی مانند ایران، با اقلیمی عمدتاً خشک و نیمهخشک، همواره ارزشی فراتر از یک عنصر طبیعی داشته است. در جشن آبانگان، مردم به جایگاه آب در زندگی انسان توجه میکردند و با برگزاری مراسم نیایش و سپاسگزاری، اهمیت حفظ و پاسداشت آن را یادآور میشدند. با این حال، امروزه این آیین در بین ایرانیان تا حد زیادی به فراموشی سپرده شده است و کمتر کسی از فلسفه و آداب آن اطلاع دارد.
مسئله فقط علاقه به هالووین نیست؛ بلکه فراموشی آیینهای خودمان است
اگر در یکی دو روز اخیر شاهد برگزاری جشن هالووین در برخی خیابانها و محلههای تهران بودیم، نمیتوان این اتفاق را صرفاً به تهاجم فرهنگی محدود کرد. مسئله ابعاد دیگری نیز دارد؛ از جمله ضعف در معرفی و انتقال آیینهای ایرانی به نسل جدید و فاصلهای که بهتدریج میان بخشی از جوانان و نوجوانان با پیشینه فرهنگی خود ایجاد شده است. چگونه ممکن است در کشوری با چنین پیشینه تاریخی و فرهنگی، بخشی از جوانان و نوجوانان آن شناخت چندانی از جشنها و آیینهای ایرانی نداشته باشند، اما برای برگزاری مناسبتهایی مانند هالووین، کریسمس و ولنتاین اشتیاق نشان دهند؟ البته همانطور که اشاره شد، تعداد افرادی که امسال در ایران به برگزاری هالووین پرداختند، محدود بود و نمیتوان این رفتار را به کل جامعه یا همه جوانان ایرانی تعمیم داد. اما انتشار گسترده تصاویر این مراسم، فرصتی برای طرح یک پرسش مهم فراهم کرده است: چرا آیینهایی که قرنها بخشی از تاریخ و هویت این سرزمین بودند، در زندگی روزمره ما جایگاه کمتری پیدا کردند؟
شاید مسئله اصلی این نباشد که چرا برخی جوانان هالووین برگزار میکنند؛ بلکه باید پرسید چرا از آیینهایی مانند آبانگان، مهرگان و بسیاری دیگر از جشنهای ایرانی کمتر میدانند و چرا این مناسبتها نتوانستند جایگاه متناسبی در زندگی نسل جدید پیدا کنند؟ اگر قرار است آیینهای ایرانی زنده بمانند، پیش از هر چیز باید آنها را شناخت، دربارهشان روایت کرد و به نسلهای بعدی انتقال داد. فرهنگی که بهدرستی معرفی نشود، بهتدریج از حافظه جمعی پاک میشود؛ حتی اگر ریشههای آن به هزاران سال پیش برگردد. ایران جشنها و آیینهای کممعنا و کمپیشینهای ندارد که برای یافتن مناسبت و مراسم به فرهنگهای دیگر نیاز داشته باشد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، شناخت این میراث، بازخوانی فلسفه آنها و فراهم کردن زمینه حضورشان در زندگی امروز است.
