جیمز گان اعلام کرد فیلم Clayface قرار نیست صرفاً مقدمهای برای آثار آینده دنیای سینمایی DC باشد. نخستین فیلم ترسناک دنیای سینمایی DC با عنوان Clayface جدیداً اکرانش را در سینماها آغاز کرده و توانسته واکنشهایی عمدتاً مثبت، هرچند همراه با برخی انتقادها، از سوی منتقدان دریافت کند. این فیلم بر اساس شخصیت شروری که
جیمز گان اعلام کرد فیلم Clayface قرار نیست صرفاً مقدمهای برای آثار آینده دنیای سینمایی DC باشد.
نخستین فیلم ترسناک دنیای سینمایی DC با عنوان Clayface جدیداً اکرانش را در سینماها آغاز کرده و توانسته واکنشهایی عمدتاً مثبت، هرچند همراه با برخی انتقادها، از سوی منتقدان دریافت کند. این فیلم بر اساس شخصیت شروری که به دنیای بتمن تعلق دارد، ساخته شده است؛ تام ریس هریس، نائومی اکی، مکس مینگلا و ادی مارسن نیز در آن ایفای نقش میکنند. جیمز واتکینز کارگردانی Clayface را بر عهده دارد و فیلمنامه آن را مایک فلنگن و حسین امینی نوشتهاند. در زمان نگارش این گزارش، فیلم در وبسایت Rotten Tomatoes امتیاز ۷۵ درصدی منتقدان و ۹۴ درصدی مخاطبان را به دست آورده است.
Clayface جایگاه جالب توجهی در خط زمانی دنیای سینمایی DC دارد؛ زیرا این فیلم به عنوان اثری فرعی درباره یکی از شخصیتهای مرتبط با بتمن، پیش از معرفی شوالیه تاریکی در این مجموعه اکران شده است. به همین دلیل، برخی از مخاطبان این پرسش را مطرح کردند که چرا استودیو DC چنین ترتیبی را برای انتشار آثارش انتخاب نموده است. در شبکه اجتماعی تردز، یکی از کاربران به این موضوع اشاره کرد که بسیاری از نظرات مخاطبان حول این پرسش میچرخد که دنیای سینمایی DC در نهایت قرار است به چه نقطهای برسد. البته، این کاربر در راستای دفاع از رویکرد جیمز گان گفت:
گان مجبور نیست همه چیز را به سمت یک هدف مشخص پیش ببرد، به شرط آنکه هر اثر به تنهایی عملکرد خوبی داشته باشد. اگر این داستانها در مقطعی به یکدیگر متصل شوند، مثلاً همانطور که احتمالاً در فیلم Man of Tomorrow اتفاق میافتد، چه بهتر، این اتفاق فوقالعاده خواهد بود. به نظرم دنیای سینمایی مارول انتظارات مردم را از چنین مجموعههایی تغییر داده است.
جیمز گان در پاسخ به این پست اعلام کرد کاملاً با این دیدگاه موافق است. او در ادامه توضیح داد:
دنیای سینمایی DC صرفاً یک جهان موازی است؛ ما میتوانیم در هر نقطه یا مقطعی از زمان وارد آن شویم و داستانی را روایت کنیم. من با این ایده مخالفم که داستانهای مستقل، تنها زمانی ارزشمند هستند که به اتفاق دیگری منتهی شوند. برایم عجیب است که بعضی افراد این موضوع را درک نمیکنند؛ چراکه مجموعه Star Wars اساساً ۵۰ سال است که در فیلمها، سریالها، بازیها و کتابهای مختلف چنین رویکردی را دنبال میکند؛ البته بدون آن تنوع لحنی که ما در نظر داریم. البته این حرف به معنای نبود ارتباط میان داستانها نیست.
حماسه سوپرمن با خود فیلم Superman آغاز میشود، به Man of Tomorrow و آثار پس از آن میرسد و شامل شخصیتهای بسیاری است که قبلاً در داستانهای دیگر معرفی کردهایم. اما این بدان معنا نیست که آن داستانهای دیگر صرفاً برای زمینهسازیِ وقایع این آثار خلق شدهاند. دوست دارم مخاطبان فیلم Clayface را به این دلیل تماشا کنند که به صورت مستقل هم یک فیلم ترسناک عالی و جذاب است، نه به این خاطر که قرار است بعداً این شخصیت در جای دیگری ظاهر شود.
اگرچه اظهارات گان تأیید صریحی درباره حضور دوباره Clayface در آثار آینده DC محسوب نمیشود، اما صحبتهایش نشان میدهد که احتمالاً برای شخصیت مت هیگن در این دنیای سینمایی برنامههایی در نظر گرفته شده است. با این حال، پیام اصلی گان این بود که تماشاگران نباید بیش از اندازه روی تصویر بزرگتر و ارتباط میان فیلمها تمرکز کنند؛ بلکه بهتر است از داستانی که هر اثر به صورت مستقل روایت میکند، لذت ببرند. این دیدگاه در ژانری که امروزه بیش از هر زمان دیگری به مجموعههای سینمایی و داستانهای بههمپیوسته وابسته شده، اهمیت ویژهای دارد.
