نیمهتمام ماندن دیدار ملوان و تراکتور در انزلی، اتفاقی تلخ برای فوتبال ایران بود؛ مسابقهای که باید در مستطیل سبز و با رقابت دو تیم دنبال میشد، زیر سایه فحاشی و شعارهای توهینآمیز به بنبست رسید. این اتفاق را نباید یک حاشیه گذرا یا دعوایی معمول میان هواداران تلقی کرد.
وقتی توهینهای قومی و نژادی به سکوها راه پیدا میکنند، فوتبال از کارکرد اصلی خود فاصله میگیرد و به بستری برای بازتولید کینه و شکاف اجتماعی تبدیل میشود.
این غده چرکین باید هرچه زودتر از پیکر فوتبال ایران بیرون کشیده شود؛ پیش از آنکه هزینه بیتوجهی به آن، از لغو یک مسابقه فراتر برود و به تقابلهای عمیقتر میان هواداران و مردم شهرهای مختلف برسد. هیچ نتیجهای، هیچ رقابتی و هیچ اختلافی، مجوز تحقیر یک قوم، زبان یا هویت فرهنگی نیست.
البته فوتبال حافظه دارد.
باشگاهها نمیتوانند اتفاقهای امروز را جدا از رفتارها و تنشهای دیروز ببینند.
اگر امروز تراکتور در انزلی با چنین هجمهای مواجه میشود، باید ریشههای این چرخه را در اتفاقها و تنشهای قبلی، ازجمله حواشی دیدارهای گذشته در تبریز نیز جستوجو کرد.
این اشاره به گذشته، نه توجیه رفتار امروز است و نه متهم کردن یک شهر؛ یادآوری این واقعیت است که نفرت، اگر در نقطهای بیپاسخ بماند، ممکن است در نقطهای دیگر با شدتی بیشتر بازگردد. محکومیت فحاشی باید فارغ از نام میزبان و میهمان، یک اصل ثابت باشد.
فدراسیون فوتبال باید قاطعانه پای قوانین و تصمیمهای خود بایستد؛ با بررسی مستندات، شناسایی متخلفان و اعمال مقررات بدون تبعیض. اگر قرار است برخوردی صورت بگیرد، نباید رنگ پیراهن و نام شهر در آن تأثیر داشته باشد. عدالت انضباطی زمانی اعتبار پیدا میکند که هم روشن باشد، هم مستند و هم برای همه یکسان اجرا شود.

نیمهتمام ماندن دیدار ملوان و تراکتور در انزلی، اتفاقی تلخ برای فوتبال ایران بود؛ مسابقهای که باید در مستطیل سبز و با رقابت دو تیم دنبال میشد، زیر سایه فحاشی و شعارهای توهینآمیز به بنبست رسید.
زمان مطالعه: ۱ دقیقه
منبع: روزنامه قدس
