اقتباس جدید رابرت مورفی از رمان کلاسیک رابرت لوئیس استیونسن تغییرات گستردهای در داستان ایجاد کرده، اما بهجای هیجان و ماجراجویی بیشتر، از جذابیت و ریتم اثر اصلی فاصله گرفته است.
فرارو- «جزیره گنج» یکی از شناختهشدهترین داستانهای ماجراجویانه ادبیات جهان است؛ روایتی از دزدان دریایی، نقشههای گنج و جزیرهای مرموز که نسلهای مختلفی از خوانندگان را سرگرم کرده است.
به گزارش فرارو به نقل از وال استریت ژورنال، اگر رابرت لوئیس استیونسن، نویسنده اسکاتلندی رمان «جزیره گنج»، اقتباس جدید رابرت مورفی را میدید، احتمالاً از خود میپرسید چه کسی داستانش را تصرف کرده یا حتی ربوده است. انتخاب دیوید اویلوو برای ایفای نقش لانگ جان سیلور یکی از تغییرات قابلتوجه این مجموعه است؛ انتخابی که با وجود بازی اغراقآمیز بازیگر، از معدود ایدههای تازه و قابلتوجه اثر به شمار میرود.
بااینحال، انحرافهای متعدد سریال از مسیر داستان اصلی چنان زیاد است که گاهی اشاره به بخشهایی که همچنان به روایت استیونسن وفادار ماندهاند، آسانتر به نظر میرسد. استیونسن داستان خود را بهعنوان ماجراجویی پرجنبوجوش یک پسر نوجوان در دنیای دزدان دریایی نوشته بود. این رمان به شکلگیری بسیاری از عناصر آشنای این ژانر کمک کرد: دزدان دریایی بدنام، ملوانان رها شده در جزایر دورافتاده، سرزمینهای ناشناخته و طوطیهایی که روی شانه دزدان دریایی مینشینند.
نقشهای که محل گنج مدفون را با علامت ضربدر مشخص میکند نیز از همین عناصر ماندگار است؛ گنجی که کاپیتان فلینت پیش از مرگ و نابودی خدمهاش پنهان کرده و حالا دیگران برای یافتنش به رقابت افتادهاند.
تغییراتی که همیشه به جذابیت داستان کمک نمیکنند
در اقتباس مورفی، نقشه گنج همچنان محور اصلی روایت است، اما دو تغییر مهم در داستان دیده میشود: برجستهترشدن شخصیت بس، صاحب مهمانخانه بنبو با بازی هیلی اتول و توانایی خارقالعاده پسرش جیم هاوکینز با بازی تام سوئیت.
جیم حافظهای استثنایی دارد و میتواند صفحات کامل کتاب مقدس را بخواند، به خاطر بسپارد و از حفظ بازگو کند؛ مهارتی که مادرش حتی برای شرطبندی با مشتریان مهمانخانه از آن استفاده میکند. همین توانایی به جیم اجازه میدهد نقشه گنج را با کمترین دشواری در ذهن خود ثبت کند؛ ایدهای تازه که ممکن است در ادامه داستان جان او را نیز نجات دهد.
بااینحال، تغییر یک اثر کلاسیک به خودیخود نه جسورانه و نه الزاماً ناموجه است. مسئله این است که تغییرات باید به جذابتر شدن روایت، افزایش سرعت آن یا ارتباط بیشترش با مخاطب امروز کمک کنند. از نگاه منتقد، اقتباس جدید در دو زمینه نخست چندان موفق نیست و بیشتر بر افزودن مضامین روز تمرکز دارد.
حضور بس در کشتی هیسپانیولا، هنگام حرکت به سوی جامائیکا و سپس جزیره اسکلت، قرار است نگاه و تجربهای زنانه را به فضای مردانه و خشن کشتی اضافه کند. اما شخصیتپردازی او به شکلی انجام شده که رفتارش حتی باعث شرمندگی پسرش میشود. در نتیجه، این تغییر بهجای آنکه لزوماً به عمق روایت کمک کند، گاهی به عنصری حاشیهای تبدیل میشود.
دزدان دریایی در سایه انقلاب و بردهداری
رابطه جیم و لانگ جان سیلور نیز با الگوی شناخته شده داستان تفاوت دارد. سیلور معمولاً شخصیتی پدرانه و قابلاعتماد در ظاهر است که میتواند پسر نوجوان را فریب دهد؛ اما در این نسخه، جیم چندان سادهلوح نیست که به آسانی تحت تأثیر او قرار بگیرد. بااینحال، هوش او برای شناختن آرون گراهام، تاجر کالاهای لوکس با بازی جک هیوستون، کافی نیست. گراهام در واقع مأمور دولت بریتانیاست و مأموریت دارد شورشی را میان کارگران برده در مستعمرهای فرانسوی در منطقه کارائیب برانگیزد.
داستان در سال ۱۷۸۹ اتفاق میافتد؛ همزمان با انقلاب فرانسه و در دورهای که تجارت برده در هند غربی همچنان رونق دارد. حضور زنان در کشتیها نیز با محدودیت و مخالفت روبهروست. سریال با وارد کردن این زمینه تاریخی، میکوشد روایت دزدان دریایی را به مسائل سیاسی و اجتماعی پیوند بزند. بااینحال، برخی نشانههای مدرنیته در داستان بیشتر جنبه نمادین دارند؛ از پای مصنوعی سیلور گرفته تا حافظه خارقالعاده جیم که برخلاف تصور رایج آن دوران، باعث نمیشود او را جادوگر بدانند و به آتش بکشند.
چرا نسخههای قدیمی هنوز اهمیت دارند؟
«جزیره گنج» همچنان ظرفیت یک بازآفرینی بزرگ و پرشکوه را دارد. نسخه قدیمی والاس بیری و جکی کوپر نمونهای از شیوه کلاسیک هالیوود در اقتباس از آثار ادبی بود و نسخه دیزنی با بازی رابرت نیوتن و بابی دریسکول نیز حالوهوایی متفاوت به داستان بخشید. نسخه چارلتون هستون از نظر منتقد دیده نشده است و اقتباس دیگری با بازی هیو جکمن نیز برای سال آینده در راه است.
بااینحال، از نگاه منتقد، عنوان بهترین اقتباس همچنان به «جزیره گنج ماپتها» تعلق دارد؛ فیلمی که تیم کری در آن در نقش دزد دریایی حضوری فراموشنشدنی دارد و با بازی جذاب خود، توجه مخاطب را به دست میآورد.
در نهایت، مشکل اصلی نسخه تازه این نیست که از رمان استیونسن فاصله گرفته، بلکه این است که تغییرات آن همیشه به خلق تجربهای هیجانانگیزتر منجر نمیشوند. داستانی که زمانی با ماجراجویی، خطر و کشف ناشناختهها مخاطب را مجذوب میکرد، در این بازآفرینی زیر سایه انحرافهای روایی و تلاش برای روزآمد شدن قرار گرفته است؛ درحالیکه گاهی برای ساختن یک ماجراجویی ماندگار، بیش از هر چیز به شخصیتهای جذاب و روایتی پرکشش نیاز داریم.
