ماجدی:

سفیر پیشین ایران در آلمان با هشدار درباره پیامدهای تشدید تنش میان تهران و واشنگتن تأکید کرد که حمله به زیرساخت‌های ایران، سرمایه ملی نسل‌های آینده را تهدید می‌کند. او احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای را بسیار ضعیف، اما احتمال به‌کارگیری بمب‌های سنگین متعارف را منتفی ندانست.

علی ماجدی، دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین ایران در آلمان، با بررسی چشم‌انداز روابط تهران و واشنگتن و احتمال بازگشت درگیری‌های نظامی، بر ضرورت خویشتن‌داری، تداوم دیپلماسی و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای تأکید کرد. به باور او، امنیت کشورهای خاورمیانه به یکدیگر وابسته است و هیچ کشوری نمی‌تواند در شرایطی که منطقه گرفتار جنگ و بی‌ثباتی است، مسیر توسعه پایدار را به‌تنهایی طی کند.

ماجدی با اشاره به رویکرد غیرقابل پیش‌بینی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، معتقد است تناقض در اظهارات و تصمیم‌های واشنگتن نه‌تنها به حل اختلافات با ایران کمک نکرده، بلکه بر ابهام موجود در مناسبات دو کشور افزوده است. او پیش‌بینی می‌کند که در صورت تداوم روند فعلی، احتمال شکل‌گیری دوره‌های آرامش موقت و سپس بازگشت تنش‌ها همچنان وجود خواهد داشت؛ سناریویی که نمی‌توان وقوع آن را پیش یا پس از انتخابات آمریکا به‌طور کامل منتفی دانست.

خطر جنگ گسترده و ضرورت حفاظت از زیرساخت‌های ملی

سفیر پیشین ایران در آلمان با هشدار درباره احتمال گسترش درگیری‌ها و هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های حیاتی کشور گفت: انتخاب مسیر جنگ گسترده و تخریب زیرساخت‌ها، تصمیمی هیجانی و غیرعقلانی خواهد بود و باید از حرکت تحولات به این سمت جلوگیری کرد.

او زیرساخت‌های صنعتی، شبکه‌های آب و برق، تأسیسات نفتی و صنعت پزشکی کشور را بخشی از سرمایه ملی ایران دانست که حاصل سال‌ها تلاش و سرمایه‌گذاری است و حفاظت از آنها وظیفه‌ای در قبال نسل‌های آینده محسوب می‌شود.

به گفته ماجدی، حتی اگر ایران در صورت وقوع جنگ بتواند به طرف مقابل خسارت وارد کند، فاصله جغرافیایی آمریکا از منطقه موجب می‌شود آسیب‌پذیری مستقیم زیرساخت‌های این کشور با شرایط ایران یکسان نباشد. از این رو، هزینه بازسازی تأسیسات و زیرساخت‌های تخریب‌شده در ایران می‌تواند برای سال‌ها بر اقتصاد کشور و زندگی نسل‌های آینده سنگینی کند.

او در همین چارچوب، به مسئولان توصیه کرد با اتخاذ تدابیر مناسب و حفظ خویشتن‌داری، مانع از رسیدن وضعیت به نقطه‌ای شوند که خسارت‌های گسترده و جبران‌ناپذیر به کشور وارد شود.

امنیت خلیج فارس؛ سرنوشت مشترک کشورهای منطقه

ماجدی یکی از مهم‌ترین پیام‌های تحولات جاری را ضرورت شکل‌گیری درک مشترک میان ایران و کشورهای همسایه، به‌ویژه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، درباره پیوند امنیت و توسعه منطقه‌ای می‌داند.

او معتقد است کشورهای منطقه در یک مسیر مشترک قرار دارند و بی‌ثباتی در هر بخش از خاورمیانه می‌تواند امنیت و منافع اقتصادی سایر کشورها را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

به باور این دیپلمات پیشین، قدرت‌های خارج از منطقه لزوماً در پی توسعه و تقویت کشورهای خاورمیانه نیستند و حضور و مداخله آنها ممکن است به تشدید اختلافات و تضعیف ظرفیت‌های منطقه‌ای منجر شود.

ماجدی تأکید می‌کند که رهبران کشورهای عربی باید به این جمع‌بندی برسند که امنیت ایران و امنیت همسایگان آن از یکدیگر تفکیک‌پذیر نیست. تلاش برای حذف ایران از معادلات منطقه‌ای یا تثبیت دشمنی دائمی با تهران، در نهایت می‌تواند به زیان خود این کشورها تمام شود.

او راهکار پایدار را همکاری جمعی، کاهش تنش‌ها و حرکت هم‌زمان کشورهای منطقه به سوی توسعه می‌داند؛ مسیری که به اعتقاد او، می‌تواند مانع از تبدیل شدن خاورمیانه به عرصه رقابت مخرب قدرت‌های فرامنطقه‌ای شود.

دیپلماسی برد-برد؛ راه خروج از بن‌بست مذاکرات

این دیپلمات باسابقه با اشاره به پیچیدگی مذاکرات پشت‌پرده ایران و آمریکا تأکید کرد که ارزیابی او بر مبنای تجربه دیپلماتیک و دیدگاه شخصی‌اش است و لزوماً به معنای آگاهی از جزئیات محرمانه مذاکرات نیست.

ماجدی اصل «برد-برد» را مهم‌ترین شرط دستیابی به نتیجه در مذاکرات می‌داند و معتقد است توافق زمانی امکان‌پذیر می‌شود که هر دو طرف بتوانند دستاوردهای آن را برای افکار عمومی خود قابل دفاع جلوه دهند.

به گفته او، حتی اگر ایران و آمریکا روایت‌های متفاوتی از نتیجه مذاکرات ارائه دهند و هر یک توافق را به‌عنوان موفقیت خود معرفی کنند، چنین وضعیتی می‌تواند برای جلوگیری از تخریب بیشتر و پایان دادن به منازعه مفید باشد.

او با انتقاد از رویکردهای مبتنی بر زورگویی در روابط بین‌الملل گفت که تحمیل خواسته‌ها، به‌ویژه در مواجهه با طرف‌هایی که به رفتارهای غیرقابل پیش‌بینی متهم هستند، راهکار پایداری برای حل اختلافات نیست.

از نگاه ماجدی، بلوغ سیاسی و دیپلماتیک زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف‌های مذاکره بپذیرند برای جلوگیری از خسارت‌های بیشتر، باید از حداکثرخواهی فاصله بگیرند و به راه‌حل‌هایی متوازن و قابل اجرا روی آورند.

نقش اسرائیل در معادلات منطقه‌ای و ظرفیت میانجیگری روسیه و اروپا

ماجدی با تأکید بر ضرورت جلوگیری از گسترش تنش‌ها، معتقد است یکی از اهداف دیپلماسی ایران باید کاهش نقش مخرب اسرائیل در تحولات منطقه‌ای باشد.

او با این ارزیابی که اسرائیل به‌تنهایی توانایی مقابله نظامی مستقل و پایدار با ایران را ندارد، نقش این رژیم را بیشتر در ایجاد تخریب و تشدید تنش‌ها توصیف کرد. این دیدگاه، ارزیابی شخصی او از موازنه نظامی و سیاسی منطقه است.

به باور این دیپلمات پیشین، بازیگرانی مانند اروپا و روسیه می‌توانند از طریق میانجیگری و نقش‌آفرینی دیپلماتیک، در کاهش تنش‌ها و محدود کردن اقدامات ماجراجویانه اسرائیل مؤثر باشند.

او در عین حال تأکید می‌کند که روابط بین‌الملل بر مبنای منافع ملی کشورها شکل می‌گیرد و نباید انتظار داشت هیچ کشوری صرفاً برای تأمین منافع ایران وارد عمل شود. بنابراین، تهران باید ظرفیت‌ها و محدودیت‌های هر یک از بازیگران بین‌المللی را در محاسبات دیپلماتیک خود در نظر بگیرد.

روسیه؛ بازیگری با منافع چندگانه

ماجدی با اشاره به شرایط روسیه، از جمله جنگ اوکراین و تحریم‌های گسترده غرب، معتقد است مسکو در شرایط پیچیده‌ای قرار دارد و نمی‌تواند بدون توجه به منافع خود در همه پرونده‌های بین‌المللی نقش‌آفرینی کند.

به گفته او، سیاست‌های ترامپ مناسبات بین‌المللی شکل‌گرفته پس از جنگ جهانی دوم را با اختلال مواجه کرده است. در چنین شرایطی، کشورهای اروپایی نیز به دلیل پیامدهای جنگ اوکراین و نگرانی از آینده روابط خود با واشنگتن، رویکردی محتاطانه در پیش گرفته‌اند.

او چین را نیز بازیگری توصیف می‌کند که اولویت اصلی آن، پیشبرد برنامه‌های بلندمدت اقتصادی و تقویت جایگاه خود در اقتصاد جهانی است؛ از این رو، پکن تا جایی در بحران‌های سیاسی و امنیتی مداخله می‌کند که این اقدامات به منافع راهبردی آن آسیب نرساند.

در این میان، ماجدی برای روسیه ظرفیت ایفای نقشی مؤثر در کاهش تنش‌ها قائل است؛ به‌ویژه با توجه به روابط مسکو با ایران و ارتباطات آن با آمریکا و اسرائیل. از نگاه او، روسیه نه خواهان بازگشت کامل ایران به مدار غرب است و نه تداوم جنگی گسترده و مخرب را در راستای منافع خود می‌بیند.

او نتیجه می‌گیرد که رویکرد مطلوب مسکو می‌تواند کاهش شدت تنش‌ها و حفظ روابط نزدیک با تهران باشد؛ هرچند میزان اثرگذاری روسیه بر تحولات، به منافع و محاسبات مستقل این کشور وابسته خواهد بود.

احتمال حمله هسته‌ای پایین است؛ استفاده از بمب‌های سنگین منتفی نیست

یکی از بخش‌های مهم ارزیابی ماجدی، احتمال استفاده از تسلیحات سنگین در صورت ازسرگیری جنگ میان ایران و آمریکا است.

او احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای را بسیار ضعیف می‌داند، اما احتمال به‌کارگیری بمب‌های سنگین متعارف، از جمله آنچه از آن با عنوان «بمب مادر» یاد می‌شود، رد نمی‌کند.

به باور او، رفتار و مواضع متغیر ترامپ باعث شده است پیش‌بینی تصمیم‌های بلندمدت دولت آمریکا دشوار باشد. رئیس‌جمهور آمریکا ممکن است در فاصله کوتاهی مواضع متفاوتی اتخاذ کند، اما در عین حال شخصیتی معامله‌گر دارد و در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، می‌تواند به توافق تمایل نشان دهد.

از این منظر، ماجدی معتقد است نباید احتمال بازگشت تنش نظامی را به‌طور کامل نادیده گرفت؛ با این حال، وجود چنین احتمالی ضرورت استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک و جلوگیری از تشدید بحران را دوچندان می‌کند.

توسعه منطقه‌ای بدون امنیت مشترک ممکن نیست

محور اصلی دیدگاه علی ماجدی این است که آینده خاورمیانه بیش از هر چیز به توانایی کشورهای منطقه برای درک منافع مشترک و مهار رقابت‌های مخرب وابسته است.

از نگاه او، نه ایران و نه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نمی‌توانند در محیطی سرشار از جنگ و ناامنی، به توسعه پایدار دست پیدا کنند. همچنین اتکای بیش از اندازه به قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بدون توجه به منافع مستقل آنها، نمی‌تواند تضمینی برای امنیت بلندمدت منطقه باشد.

ماجدی بر این باور است که خویشتن‌داری در برابر خطر جنگ، حفاظت از زیرساخت‌های ملی، حرکت به سوی توافقی مبتنی بر منافع متقابل و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای باید در اولویت تصمیم‌گیران قرار گیرد.

پیام نهایی این دیپلمات پیشین روشن است: امنیت و توسعه در خاورمیانه دو مسیر جداگانه نیستند؛ یا کشورهای منطقه با همکاری یکدیگر به سوی ثبات و آبادانی حرکت می‌کنند، یا تداوم تنش‌ها هزینه‌های سنگینی را بر همه آنها تحمیل خواهد کرد