فردای‌بازارها با علی‌تسنیمی

تورم، ماندن در درآمد ثابت را پرهزینه می‌کند و خطر جنگ، خرید سهام را دشوار. طلا هم اگرچه پناهگاه روزهای نگرانی شناخته می‌شود، از نوسان بازار جهانی مصون نیست. در این شرایط، انتخاب برنده بیشتر از آنکه به پیش‌بینی بازده بازارها وابسته باشد، به پاسخ یک سؤال بستگی دارد: کدام ریسک را می‌توان پذیرفت و برای کدام باید آماده ماند؟

در «فردای بازارها»ی ۲ آبان ۱۴۰۵، علی تسنیمی با علی اسلامی بیدگلی، عضو هیئت‌مدیره شرکت مشاوره سرمایه‌گذاری آرمان آتی، حسن کاظم‌زاده و علیرضا مستقل، کارشناسان بازار سرمایه، درباره همین دوراهی گفت‌وگو کرده است؛ از پشتوانه رشد ۱۲۰ درصدی بورس تا انتخاب سهم و تقسیم دارایی میان سهام، طلا و درآمد ثابت.

نقطه شروع بحث، فاصله میان رشد قیمت سهام و رشد سود شرکت‌هاست. اسلامی بیدگلی مقایسه بازار امروز با سال ۱۳۹۹ را دقیق نمی‌داند؛ این بار افزایش نرخ ارز و قیمت برخی کالاهای جهانی، سودآوری بنگاه‌ها را نیز تقویت کرده است. کاظم‌زاده یک قدم جلوتر می‌رود؛ وقتی تورم پیوسته نرخ فروش و برآورد سود را تغییر می‌دهد، تعبیر «پیش‌خور شدن سود» می‌تواند گمراه‌کننده باشد. مستقل اما مرزی مهم می‌گذارد: گران نبودن بازار، الزاماً به معنای جذاب بودن همه سهم‌ها نیست. پس بعد از این رشد، فرصت را باید در ادامه حرکت شاخص جست‌وجو کرد یا در شرکت‌هایی که کمتر دیده شده‌اند؟

پاسخ، به دوام فعالیت شرکت‌ها گره می‌خورد. مستقل هشدار می‌دهد که محدودیت تأمین مواد اولیه، اختلال صادرات و فروش یا قیمت‌گذاری دستوری می‌تواند مانع تبدیل تورم به سود شود. کاظم‌زاده نیز پیش از ظرفیت افزایش نرخ، به پایداری تولید و تقاضا وزن می‌دهد؛ افزایش قیمت محصول، وقتی شرکت نتواند آن را تولید کند یا بفروشد، کمک چندانی به سهامدار نمی‌کند. این نگاه توضیح می‌دهد چرا غذا، دارو و برخی شرکت‌های کوچک و متوسط بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ اما آیا «مقاوم‌تر بودن» را می‌توان با «مصون بودن» یکی گرفت؟

اسلامی بیدگلی چنین اطمینانی نمی‌دهد. از نگاه او، آسیب گسترده به زیرساخت‌ها می‌تواند همه صنایع را درگیر کند و احتمال بحران جهانی نیز باید در محاسبات سرمایه‌گذار جایی داشته باشد. هشدار مهم‌ترش درباره خرید در ریزش است: توصیه آشنای «وقتی همه فروشنده‌اند، خریدار باش» برای هر بحرانی مناسب نیست؛ به‌ویژه وقتی ابعاد خسارت هنوز قابل‌محاسبه نیست.

اختلاف دیدگاه‌ها در انتخاب ابزار هم ادامه دارد. اسلامی بیدگلی برای سرمایه‌گذار غیرحرفه‌ای، صندوق‌های بخشی غذا و دارو را به انتخاب مستقیم شرکت‌های کوچک ترجیح می‌دهد. مستقل برای صندوق‌های اهرمی در سبد خود وزنی قائل نیست، درحالی‌که کاظم‌زاده تخفیف آن‌ها نسبت به خالص ارزش دارایی‌ها را قابل‌بررسی می‌داند؛ البته نه با فرض اینکه این فاصله به‌سرعت از بین می‌رود. ارزانی ابزار تا کجا فرصت است و از کجا بازتاب ریسکی حل‌نشده؟

درآمد ثابت نیز در این گفت‌وگو صرفاً رقیب سهام نیست. مستقل آن را محلی برای آماده نگه داشتن منابع می‌بیند؛ پولی که امکان واکنش به افت قیمت‌ها یا تغییر شرایط را فراهم می‌کند. کاظم‌زاده نیز با وجود نگاه مثبت به ارزندگی، برای سرمایه‌گذار عمومی بیش از ۵۰ تا ۶۰ درصد سهام را توصیه نمی‌کند. به این ترتیب، خوش‌بینی به بورس الزاماً به معنای تمام‌سهام شدن نیست و کنار گذاشتن منابع، لزوماً نشانه بدبینی نیست.

در پایان برنامه، مهمانان واچ‌لیست و ترکیب دارایی پیشنهادی خود را توضیح می‌دهند. تفاوت انتخاب‌ها، از سهم و صندوق تا دلار، طلا و درآمد ثابت، نشان می‌دهد پاسخ واحدی برای همه وجود ندارد. در ویدئوی کامل ببینید هر مهمان با کدام فرض سرمایه‌گذاری می‌کند و تغییر چه شرایطی می‌تواند انتخاب او را عوض کند.