با ۸ اپلیکیشن و بازی خلاقانه برای آیفون دوئو آشنا شوید؛ برنامههایی که گوشی تاشوی اپل را به کنسول بازی، رایانه قدیمی و حتی توستر مجازی تبدیل میکنند.
مطالعهای تازه نشان میدهد آمادگی مغز برای انجام یک حرکت میتواند درک ما از زمان را تغییر دهد و رویدادهای کوتاه را طولانیتر جلوه دهد؛ یافتهای که شاید توضیح دهد چرا ورزشکاران و نوازندگان در اوج تمرکز، گذر زمان را کند تجربه میکنند.
پژوهشی تازه نشان میدهد آمادگی مغز برای انجام حرکت ممکن است بر درک فرد از زمان اثر بگذارد. این یافته تا حدی توضیح میدهد که چرا برخی ورزشکاران و نوازندگان در اجراهایی که تمرکز بالایی میطلبد، احساس میکنند لحظهها بهکندی سپری میشوند.
این مطالعه در مجله iScience منتشر شده و بر اساس نتایج آن، تمرین مکرر حرکت نهتنها سرعت واکنش را بهبود میبخشد، بلکه ممکن است باعث شود رویدادهای کوتاهمدت طولانیتر از مدت واقعیشان به نظر برسند. این پدیده پیچیدگی رابطه میان حرکت و حس زمان را نشان میدهد.
آزمایش چگونه انجام شد؟ پژوهشگران دانشگاه تور ورگاتای رم در ایتالیا آزمایشی را با شرکت ۴۰ بزرگسال طراحی کردند. از شرکتکنندگان خواسته شد انگشتان خود را به سمت اهدافی که روی صفحه نمایش داده میشد حرکت دهند و پیش از شروع حرکت، مدتزمان روشنماندن یک دایره را تخمین بزنند. پژوهشگران برای سنجش تفاوت میان زمان واقعی و زمان احساسشده، مدت مرجع ۰.۸۴ ثانیه را مبنا قرار دادند.
نتایج نشان داد شرکتکنندگانی که مکان هدف را از پیش میدانستند، احساس میکردند نور مدت بیشتری روشن مانده است. این اثر با تمرین مکرر و بهبود سرعت شروع حرکت قویتر هم شد. میزان اعوجاج درک زمان نسبت به مدت مرجع به حدود ۲۵ درصد رسید.
در مغز چه میگذرد؟ پژوهشگران با استفاده از الکتروانسفالوگرافی (EEG) الگوهای فعالیت عصبی مرتبط با برنامهریزی حرکت و پردازش اطلاعات زمانی را شناسایی کردند. نیکولا بنتی، متخصص علوم اعصاب، توضیح میدهد که مغز ممکن است لحظه آمادگی برای انجام یک عمل مشخص را بهعنوان نقطه مرجع برای تخمین مدتزمان رویدادهای پیرامون به کار ببرد.
به گفته پژوهشگران، این سازوکار میتواند به توضیح تجربه ورزشکاران و نوازندگانی کمک کند که هنگام اجرا تغییری در سرعت گذر زمان حس میکنند.
با این حال، تیم تحقیقاتی تأکید میکند که نتایج یک رابطه علّی مستقیم میان سرعت آمادگی برای حرکت و کندشدن زمان درکشده را ثابت نمیکند، زیرا عواملی مانند انگیزه و انتظارات نیز ممکن است در این پدیده نقش داشته باشند.
