امروزه وقتی به کارنامه عبدالله انوار، دانشمند فرزانه نگاه میکنیم، درمییابیم که وی تنها یک انسان پُرخوان یا کتابشناس نبود؛ او مردی فراتر از زمان خود بود.
سرویس فرهنگ و نشر خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، سیوچهارمین مجلد از مجموعه «مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران» به قلم علی صادقزاده وایقان، به زندگی و اقدامات فرهنگی، سیدعبدالله انوار اختصاص دارد. این مجموعه را خانه کتاب و ادبیات ایران منتشر کرده است.
زندگی و کارنامه علمی سیدعبدالله انوار، بازتابنده نسلی از اندیشمندان است که مرزهای میان علوم گوناگون را درنوردیدند. انوار تنها یک فهرستنگار یا کتابشناس نبود؛ او فیلسوف، ریاضیدان، موسیقیدان و تهرانپژوهی بود که هر شاخه از دانش را نه برای تفنن، بلکه در مسیر دانستن آموخت. از تحصیل در کالج البرز و نشستن پای درس استادان بزرگ تا دههها تلاش خاموش در بخش خطی کتابخانه ملی، کارنامهای را رقم زد که امروز به عنوان گنجینهای بیبدیل در تاریخ فرهنگ ایران شناخته میشود.
از تولد تا کتابشناسی
تولد. علامه و دانشمند مِفضال سیدعبدالله انوار، ادیب، ریاضیدان، فیلسوف، حقوقدان، فهرستنگار، نسخهپژوه، کتابشناس، موسیقیدان، تهرانپژوه، مصحح، مترجم و مشهور به «ابنسینای زمان» در سیم حمل (فروردین) ۱۳۰۳ در تهران، در یک خاندان مذهبی سیاسی پا به حیات گذارد.
والدین و خانواده. پدرش سیدیعقوب انوار اردکانیشیرازی (۱۲۵۳ اردکان- ۱۳۳۱ تهران) فرزند سیدخلیلالله، ملقب به صدرالعلماء، استاد معقول و منقول، مجتهد مشروطهخواه و چند دوره وکیل مجلس شورای ملی و مادرش افسر وقار/ انوار (-۱۳۵۱)، دختر عموی میرزا علیخان امینالدوله صدراعظم مظفرالدین شاه و از مستوفیهای معروف دوره قاجار بود.
خاندان. اجداد پدریاش از علماء متقی و سادات موسوی و طرف توجه اهالی اردکان، همایجان، ممسنی و ایل قشقائی و بویراحمدی بودهاند و به رتق و فتق امور شرعیه میپرداختهاند و به شیخالاسلام ملقب بودهاند. نسب این خاندان و خاندان سیدنعمتالله جزایری، فقیه معروف و بزرگ شیعه در اواخر دوره صفوی، به امام موسیکاظم (ع) میرسد و نامخانوادگی انوار هم برگرفته از نام کتاب معروف سیدنعمتالله جزایری به نام «انوار نعمانیه» است.
سیدمحمدحسین انوار در قرآن خطی که نزد خانواده فرزندش دکتر سیدامیرمحمود انوار (۱۳۲۴-۱۳۹۱) نگهداری میشود، شجرهنامهای نوشته که به شرح زیر است:
«بسمالله الرحمن الرحیم. نسب این حقیر از اینقرار است. سیدمحمدحسین ابن سیداسمعیل ابن سیدخلیلالله ابن سیدعلی ابن سیدحبیبالله ابن سیدصالح ابن سیدزینالدین ابن سیداسمعیل ابن سیدصالح ابن سیدعطاءاله ابن سیدمحمّد ابن سیدحسین ابن سیداحمد ابن سیدمحمود ابن سیدغیاثالدین ابن سیدمجدالدین ابن سیدنورالدین ابن سیدسعدالدین ابن سیدعیسی ابن سیدموسی ابن سیدعبدالله ابن امامالشّهید فی شهر بغداد بسم موسیالکاظم علیه صلواه الله الملک المنان. در روز چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۲۴ خورشیدی که بانگ صلح و آزادی و خاتمۀ جنگ دول متفق با آلمان از مجلس شورا به گوش ایرانیان رسید بیادگار نوشته شد. السیدمحمدحسین انوار [امضا]».
تحصیلات. سال ۱۳۱۰ الی ۱۳۱۶، ششم ابتدایی را در مدارس سیروس و امیرمعزی خیابان شاهآباد (جمهوری اسلامی) خواند، و با رتبه اول فارغالتحصیل شد. از ویژگیهای خاندان انوار این بود که آموزش علوم حوزوی همزمان با تحصیلات جدید برای نوآموزان این خاندان اجباری بود و این سنت با جدیت از سوی پدر خانواده اجرا میشد و فرزند مطیع بود. انوار بیان میکند: «من تمام تحصیلات آخوندیام را در خدمت ایشان [پدر] بودم».
سیدعبدالله از مهر ۱۳۱۶ برای ادامه تحصیل متوسطه به مدرسه آمریکاییها یعنی کالج البرز رفت که زبان اصلی مدرسه انگلیسی بود. در خرداد ۱۳۲۱ پس از قبولی در امتحان نهایی سال پنجم، ششم متوسطه ادبی را در تابستان خواند و با رتبه عالی در شهریور دیپلم ادبی گرفت. پس از شرکت در کنکور دانشکده حقوق دانشگاه تهران به تحصیل حقوق پرداخت.
انوار در همین سالها فلسفه و روانشناسی را به صورت خودآموز یا شرکت آزادانه در کلاسهای اساتیدی چون محمود صناعی و شهید مطهری فراگرفت. در خرداد ۱۳۲۴ از «دانشکده معقول و علوم سیاسی و اقتصادی» فارغ التحصیل شد؛ و پایاننامه تحصیلی خود را با عنوان «ترجمه معالم در اصول: از تعریف فقه تا نواهی» به راهنمایی دکتر محمود شهابی در ۴ بهمن ۱۳۲۸ با درجه خوب گذرانیده و از این تاریخ به لیسانس قضایی نائل گردید.
استاد به موازات تحصیل حقوق، سال ششم علمی دبیرستان البرز را گذرانده و در خرداد ۱۳۲۲ دیپلم ریاضی گرفت، و سپس رشته ریاضیات را در دانشسرای عالی خواند و در این رشته هم لیسانس گرفت. انوار بیان میکند: خیلی به ریاضیات علاقه داشتم. خدا بیامرز مرحوم دکتر محسن هشترودی گفت اگر میخواهید ریاضی کار کنید زبان فرانسه بخوانید تا از منبع اصلی استفاده کنید.
در نتیجه سختکوشی و فراگیری زبان فرانسه، استاد همزمان با اشتغال در بانک ملی، به اتفاق دو نفر دیگر هفتهای سه روز به حوزه بحث و فحص ریاضیات عالی استاد محمد بهجت راه یافت، که حتی یک کلمه به زبان فارسی برگزار نمیشد و همه با زبان فرانسوی مذاکره میشد.
دکتر محقق بیان میکند: شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری را دهه چهل در نزد شهید مرتضی مطهری فراگرفت. کفایهالاصول را نیز هفتهای دو روز به درس ابوالقاسم گرجی در موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل شعبه تهران رفته است. انوار در طی تحصیلات منظم حوزوی خود به زبان عربی مسلط گردید و در زمانهایی که من و امیرحسین آریانپور برای دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی متون نظم و نثر فارسی را میخواندیم پابه پای ما این کتابها را میخواند و کتابهای خوانده شده و یادداشتبرداری شده را روی هم مینهاد که در زمانی از قد یک نفر بلند قد بالاتر رفته بود.»
سیاست. انوار در سال ۱۳۲۰ به پیشنهاد جلال آلاحمد و تشویق استادانش در دانشکده حقوق به حزب توده پیوست، تا به مملکت که در یک تاریکیِ فکر فرو رفته بود، خدمتی کرده باشد؛ اما به محض این که احساس کرد بازیچه حزب میشود، بدون آن که جزو انشعابات شود خودش را هنرمندانه از حزب کنار کشید، زیرا علیرغم جوانی، درک سیاسی عمیقی داشت و به خوبی متوجه شده بود که مشکل انشعابیون با حزب توده، روسطلبی بود. و به گفته خودش «کار حزب به روسپرستی رسیده بود. طرفداری نبود، پرستش بود».
اشتغال.
۱. بانک ملی ایران. انوار بعد از فارغالتحصیلی از حقوق در کنکور استخدامی بانک ملی شرکت کرد و نفر اول شد. ولی برخلاف تصور انوار که میپنداشت در دایره حقوقی بانک میگمارند، مأمور در یک باجه به عنوان حسابدار کردند و از ابتدای این استخدام و این شغل فهمید که در اولین فرصت باید از این کار دست بکشد و به کار دیگر موافق طبعش بپردازد.
۲. هنرسرای عالی. در این ایام هنرسرای عالی، مشهور به مدرسه صنعتی آلمانیها که در خیابان قوامالسلطنه بود و در واقع دانشکده مهندسی محسوب میشد، فراخوان جذب مدرس ریاضی از طریق آزمون داده بود که انوار پذیرفته شد و بدین ترتیب از کار حسابداری بانک رهایی یافت و حدود دو سال در این دانشکده تدریس کرد.
کتابخانه ملی ایران. بعد از اینکه دکتر محقق متصدی بخش خطی کتابخانه ملی برای تدریس به دانشگاه رفتند، انوار پس از رسیدگی به پرونده و تشخیص صلاحیت توسط وزارت فرهنگ، از اسفند ۱۳۳۹ سکاندار بخش خطی شد. محقق مینویسد:
در سال ۱۳۳۹ که از وزارت فرهنگ به دانشگاه برای تدریس با عنوان دانشیاری منتقل شدم دریغم آمد که آن گنجینۀ نفیس را به دست هر کس و ناکس بسپارم. شایستهترین فردی که سراغ داشتم سیدعبدالله انوار بود و با این عمل هم او را از مدرسۀ پر ازدهام دروازه دولاب نجات دادم و هم کتابخانه را به فردی عالم و کتابشناس و بصیر و امین سپردم.
اسفند ۱۳۳۹. آقای عبدالله انوار، بررس کتب در اداره نگارش کل و آمار. با اطلاع و موافقت اداره کتابخانه از تاریخ صدور این حکم محل خدمت شما در ادارۀ کتابخانه ملی تعیین میشود که زیر نظر مدیریت کل کتابخانه انجام وظیفه نمائید. از طرف وزیر فرهنگ».
لغتنامه دهخدا. استاد انوار از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۱ در ساعات خارج از اداری به تدوین و تألیف لغتنامۀ مرحوم علیاکبر دهخدا پرداخت و مجلدات حرف «خ» و یک جلد حرف «ک» (کش - کفاله) را تکمیل نمود. انوار بیان میکند:
«با دکتر معین آشنا بودم و تحول در لغتنامه دهخدا ایجاد کرد». «من در دستور زبان کار میکردم و ایشان هم دستور زبان مینوشت، بعد میآمد در صحافی بادرامپور و جمع میشدیم و آنجا من دو سه تا بحث دستوری کردم خیلی خوشش آمد، گفته بود حتماً ایشان را دعوت کنید و آمده بود خانه ما و خواهش کرده بود و من هم آمدم».
حیات کتابشناسی
کتابخوانی و مطالعه. حیات کتابشناسی انوار از آغار تحصیلات ایشان شکل گرفته بود. استاد بیان میکند: «سال ۱۳۱۰ که برای تحصیل به مدرسه گذاشته شدم و برای ورود به کلاس اول حاجت به کتاب داشتم، برای نخستینبار به کتابفروش و کتابفروشی برخورد کردم. خوب به خاطر دارم پدرم مرا پس از نامنویسی و تعیین کتاب اول به کتابفروشی اقبال برد».
استاد افشار بیان میکند: «آقای انوار یکی از پرخوانترین دوستانی است که بنده در طول زندگیم دیدم». «میان دوستان شهرت داشت که سرش در کتابهای قدیمی است. با این که روحیهای جوان داشت و با علم و معرفت جدید آشنایی کامل یافته بود ولی سیر در افکار قدما برای او لذت معنوی بود».
فهرستنگاری. انوار نحوه کارش را در مقدمه جلد اول (۱۳۴۳) آورده است:
برای تحریر فهرست ابتداء صلاح در آن دیده شد که فیش توضیحی مفصّلی برای هر کتاب نوشته شود. بدین منظور کمسیونی از کتابشناسان ایران تشکیل گردید و بصلاح دید آنان مطالب مندرج در آن فیشها تنظیم شد. کمسیون مزبور طرح صورت فیشی ریخت که گمان میرود امروز بصورت پایه و اساس در سایر کتابخانهها مورد عمل باشد. عناصر موجود در آن فیش بقرار زیر است: هر فیش واجد دو قسمت میباشد: یکی قسمت نسخهشناسی که در آن از مطالب فنی و خصوصیات نسخهها صحبت میشود و دیگر قسمت کتابشناسی. این ضعیف متوکلا علیالله در معیت یکی از اعضای جوان و باذوق کتابخانه آقای خسرو سلیمی مقدم به پرکردن عناصر موجود در فیش شد و روش کار بر این قرار گرفت که آقای خسرو سلیمی عناصر فنی نسخهشناسی را پر کنند و پر کردن بقیۀ عناصر فیش بعهده این حقیر باشد. روزها در پس روزها رفت و قرائت کتابی از بدء تا ختم آن چند بار بسر آمد تا قرینهای برای تعیین نام آن یا نام مولف فیالمثل بدست آمد یا آنکه معین شد این کتاب بخواهش کدام امیر یا بزرگی تألیف شده و موضوع آن چیست و علت ترجمه و تدوین آن چه بوده است؛ تا کسی را سروکار با کتب خطی نباشد نمیداند آنچه در اینجا گفته میشود چه معنی دارد!
استاد انوار کار و فهرستنگاری در کتابخانه ملی را دوران طلایی حیاتش توصیف نموده و ثمره تلاش شبانهروزی خویش میداند:
«امّا مدت کار در کتابخانه ملی از سالهای پُر برکت عمرم بود. اوّلاَ توانستم در ده جلد، همۀ نسخ خطی موجود آن روز کتابخانه را بهصورت تحلیلی و توصیفی فهرست کرده و به چاپ برسانم و بدون اغراق توانستم بیش از ده هزار نسخه خطی را بخوانم و ازمطالب آن سود برم. بخش خطی آن کتابخانه در حقیقت منزل دوم من بود که به شهادت نگهبانان آن کتابخانه پارهای از شبها برای اتمام فهرستی ناتمام تا صبح در آن کتابخانه میماندم و کار میکردم. در این که، در این بخش با چه فُضلایی برخورد کردم و از خِرمن فضل آنها چه توشهها برگرفتم، خود حاجت به تدوین کتابی دارد».
تصحیح متون. استاد معتقد بود نسخههای خطی دریایی از فرهنگ پرمایۀ اسلام و ایران، کارنامه دانشمندان و بزرگان و هویتنامه ایرانیان است. به همین دلیل ضمن تلاش برای شناسایی و شناساندن آنها، احیا و بازسازی آنها را نیز امری لازم و ضروری میدانست.
مدیریت. هرچند انوار در طول حیاتش مسئولیت اجرایی نداشت و یا نپذیرفته بود، اما اسناد نشان میدهد توانایی مدیریت چشمگیری داشته است. مدیرکل کتابخانه ملی، علیرغم داشتن معاون، در سالهای ۱۳۵۵ و ۱۳۵۶ انوار را به عنوان جانشین معرفی و «مسئولیت اداره کلیه امور کتابخانه ملی» را به ایشان واگذار نمودهاند.
چالشها. یکی از چالشها استاد تغییر پیدرپی مدیران کتابخانه ملی بود. انوار در طول بیستسال حضور در کتابخانه ملی ۱۳ مدیر کتابخانه را بدرقه نمود. چالش دیگر نگاه اداری برخی کارشناسان و مدیران ارشد به جایگاه علم و اندیشه بود. لذا ناخواسته موجب تضییع حقوق پژوهشگران و دانشمندانی مانند استاد انوار میشدند.
پس از کتابشناسی
انوار هر کتابی را که میخواندند، تمام حاشیۀ کتاب از یادداشتهای ایشان، تعلیقات ایشان و نظریات ایشان راجع به آن کتاب سیاه شده است. کتابی نیست که ایشان خوانده باشند و تعلیقه و حاشیه بر آن ننوشته باشند. لذا بعد از بازنشستگی، ضمن انتقال تجربیات به طرق مختلف: تدریس در کارگاههای آموزشی، ارزیابی آثار، حضور در نشستها و میزگردهای تخصصی، تالیف مقاله در باب فهرستنگاری، نقد کتاب و ...، بیش از پیش همانند دانشجوی تشنه علم، ضمن مطالعه و تحقیق، آثار فراوانی در زمینههای متعدد دانش بشری خلق نمودند.
تهرانپژوهی. اطلاعات جغرافیایی و تاریخی دقیق انوار نسبت به باغها و محلات تهران، خانهها، خیابانها و حتی کوچههای این شهر، یکی دیگر از وجوه منحصر به فرد ایشان است که تاریخی زنده از روزگار گذشته تهران و رجال و معاریف آن هستند. مسجدجامعی مینویسد: «در هر برههای از زمان یک چیز در تهران در اولویت بوده است. یک زمان اولویت با بنا بوده، یک دوره با ماشین و یک بار با ساختمانهای بلند و زمانی هم با خیابانها، پلها و بناهایی که به زیبایی دیده میشوند. افرادی که با انبوهی از عشق و تجربه از گذشته باقی ماندهاند و برای ماندنِ تهران تلاش میکنند، کسانی هستند که داناییها، دلسوزیها و خردمندیهای شهر را در ذهنشان دارند، امروز ما به این افراد بیش از ساخت و سازها نیاز داریم، به چیزی که لطف و مهربانی را در جان ما بسط میدهد. در ده سال تجربهام در شورای شهر، تلاشم این بود که در جسم تهران، جانِ تهرانی بدمَم، چون معتقدم این شهر روحی دارد که باید به آن پرداخت؛ استاد «سیدعبدالله انوار» نماد و نمود این جان است».
استاد در موضوعی که اطلاعات نداشت، به متخصص ارجاع میداد. از سال ۱۳۸۴ الی ۱۳۹۲ که نگارنده مدیریت گروه فراهمآوری نسخههای خطی کتابخانه ملی را به عهده داشتم و در برخی جلسات برای تقویم نسخههای نفیس و منحصر به فرد در خدمت استاد انوار بودیم، ضمن اینکه همانند کامپیوتری با مخزن کتابخانه ملی تطبیق میدادند، در کتابشناسی و نسخهشناسی نسخههای نفیس نظرات ارزندهای ایفاد میکردند که به مثابه کلاس درس بود، اما اعلام قیمت را به سایر کارشناسان به ویژه استاد خلیل مستوفی (۱۳۲۰- ۱۳۹۸) ارجاع میدادند و میفرمود من از بازار اطلاع ندارم هرچه استاد مستوفی میفرمایند بنویسد. اگر نظر کارشناسان پایین بود تلویحاً میفرمود یک مقدار بیشتر هم دادید اشکالی ندارد، سعی کنید از دست ندهید (به این مضمون).
مسئولیتها. تعدادی عبارتند از: عضویت در شورای علمی انجمن آثار و مفاخر فرهنگی؛ مشاور هیأت امنای کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه؛ عضویت در شورای علمی گروه موسیقی فرهنگستان هنر؛ عضویت در کمیته خرید اسناد و نسخ خطی سازمان اسناد و کتابخانه ملّی ایران؛ عضویت در شورای مشاوران علمی فصلنامه «نامه بهارستان»؛ مشاور علمی موزه تاریخ علوم پزشکی و ...
با تمام این اوصاف، نام استاد انوار بیشتر با خدمات علمی ایشان در حوزه کتابشناسی و نسخهشناسی و فهرستنگاری مشحون و مشهور است. زیرا زمانی ایشان دست به کار فهرستنگاری زدند که هنوز فهرستنویسی به معنای علمی و مشخص در بین کتابداران شناخته شده نبود و دستاندرکاران دولتی نیز حمایتی نمیکردند.
بزرگداشتها و ارجنامهها: شمار کثیری از سازمانها و مؤسّسات علمی و فرهنگی کشور در فرصتها و مناسبتهای مختلف از این دانشمند برجسته تجلیل نمودهاند. تعداد لوحهای تقدیر اعطا شده به استاد انوار توسط مقامات ارشد کشور از جمله رؤسای جمهور، وزرای فرهنگ و ارشاد اسلامی، دبیران علمی کنگرهها و همایشها و ... شاید بیش از ۱۰۰ مورد باشد، که میتوان به عنوان اثری مستقل منتشر نمود.
کتابخانه تخصصی و مرکز اسناد وزارت امور خارجه (۱۳۸۲)؛ فرهنگستان هنر (۱۳۸۴ و ۱۳۸۸)؛ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در هفتمین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی (۱۳۸۵)؛ سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران (۱۳۸۸و ۱۳۹۳)؛ جشن ۹۰ سالگی توسط خبرنگاران میراث فرهنگی و رئیس شورای شهر تهران (۱۳۹۳)؛ صد و بیستوچهارمین شب مجلۀ بخارا (۱۳۹۲)، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی (۱۳۹۶) و ... با برگزاری مراسم و انتشار ویژهنامه از استاد تجلیل نمودهاند و آخریناش همایش بینالمللی مخطوطات ایران زمین (۲۴ آذر ۱۴۰۱) بود. همچنین آیین بزرگداشت حامیان نسخ خطی «جایزه سیدعبدالله انوار» لقب گرفت؛ یکی از خیابانهای فرعی بلوار میرداماد به نام ایشان نامگذاری گردید؛ کتابخانه ملی تالاری را به نامش مزین و تندیساش را در موزه میراث مکتوب به نمایش گذاشته و کتابخانه مرعشی نیز جلد ۴۵ فهرست نسخههای خطیاش را به ایشان تقدیم نموده است و ...
کتابخانه: استاد انوار مشوق مجموعهداران به واگذاری کتابخانهها و مجموعههایشان به کتابخانه ملی ایران بود، در سال ۱۳۸۶ سه جلد کتاب چاپ سنگی اهدا نمود. همچنین طبق وصیتاش کتابخانه شخصی خویش را به کتابخانه ملی ایران اهدا نموده که بعد از فهرستبرداری منتقل خواهد شد. در خانه مسکونی استاد، علاوه بر ۱۶ قفسه چوبی، بالای قفسهها، میزهای مطالعه و اتاقهای خواب نیز مملو از کتاب است و هر قفسه به موضوع خاصی اختصاص دارد.
درگذشت: استاد انوار فردی بسیار مومن و با تقوا بود و از ایام جوانی به فکر آخرتش بود. دعا میکرد آثارش وسیله نجات و توشه قیامتاش باشد، که در انجام مقدمههای فهرستهایش مشهود است:
ویژگیهای اخلاقی و علمی
استاد انوار به حکم «غنیت الذکاء عن التعریف» از تعریف و توصیف بینیاز است و هرکس بزرگانی از این دست را بستاید، مشمول فرمایش مولانا است که: «مادح خورشید، مداح خود است». به رسم ادب و احترام، چند ویژگی ایشان به اختصار بیان میگردد.
دایرهالمعارف زنده زمان. انوار تجسّم جلال و کمال و اخلاق، و تمثیل معرفت و دانش و فضیلت است. او مصداق واقعی «جهانی است بنشسته در گوشهای»، که با تواضعی ستودنی به پژوهش در تمامی حوزههای علوم پرداخته و تربیت شدۀ خاندان علمی و اساتید برجستۀ روزگار خود است که به شایستگی دارندۀ صفت دانشمند جامعالاطراف و دایرهالمعارف زندۀ زمان است، ویژگیای که در عصر حاضر در حکم کیمیا است.
استکمال نفس انسانی. استاد انوار آن عبارت شیخ خود بوعلی سینا را پیوسته و در سرتاسر عمر با برکت، نصب عین قرار داده است که مقصود از علم چیزی جز «استکمال نفس انسانی» نیست و آنها که در همۀ این سالها در پرتوی انوار علم او بودهاند، به مَلَکات عالی اخلاقی و بسیار انسانی او، که بیتردید برآمده از «تقوای علمی» است، به قدر توفیق خویش پی بردهاند.
نادره دوران. تضلع علمی و احاطۀ بینظیر استاد بر مباحث دقیق و صعب فلسفی، ریاضی، و ...، ایشان را بسان منشوری ساخته است که هرکس از هر زوایه و با هر ظرفیت علمی که به ایشان مراجعه کند، از انوار متنوع علوم استاد بهره میبرد و از خرمن معلومات و محفوظات ایشان خوشهای درخور برمیچیند.
تسلط بر علم موسیقی. انوار از دنیای ریاضیات به عالم موسیقی راه پیدا کرده و معتقد است همانگونه که قدما گفتهاند اساس و بنای موسیقیِ صحیح و علمی جز در علم ریاضیات نیست. تسلط بیمانندی بر دستگاهها، گوشهها و الحان موسیقی داشتند که جمع این دو جنبه نظری و علمی صعب، در کمتر استادی به چشم میخورد.
شخصیت چند وجهی. حلقههای درسش در خانه، دانشگاه، مراکز و سازمانهای فرهنگی مؤید عشق و علاقۀ وافر و همت والای او در تربیت نسل جوان است. وی در هر زمینهای که پژوهش کند، کاری ماندگار به اهل علم و دانش عرضه نماید و گوشهای از وسعت دانش خود را نمایان سازد.
زلالتر از آب. استاد در حقیقت کودکی است نود و چند ساله به همان پاکی، صافی و صداقت یک کودک پنج شش ساله؛ مانند بسیاری اهل هیچ زدوبندی نیستند؛ آنچه بر لب میآورند همان است که در دل دارند. این صداقتِ عجیب استاد تا حد یک صداقت پاک کودکانه در ایشان نمایان میکند. اما همین کودک نود و چند ساله در عرصه علم، هم به معنای عام و هم به معنای خاصِ انواع علوم، یک پهلوان کم رقیب است، قلهای رفیع که استوار و پرغرور در مقابل چشمتان خود را نمایان میکند و هنگام برخورد با غوامضِ انواع علوم، استادی زبردست هستند که دست ما کودکان خُرد خود را میگیرند و از بسیاری از لغزشها و اشتباهات بیرون میبرند و چون پدری دلسوز با اطمینان خاطر از اینکه قطعاً درک کردهایم، شاگرد را تا سرمنزل مقصود میرسانند.
آثار
در این نوشتار به علت محدودیت حجم کتاب، اطلاعات ضروری اولین چاپ آثار مکتوب استاد انوار گزارش شده است. آثار وبی، دیداری و شنیداری استاد انوار و یا در مورد ایشان که بسیار ارزشمند نیز هستند مقال دیگری میطلبد.
الف. کتابها
۱. تالیف
- لغتنامه دهخدا: تمامی حرف «خ» [ج ۲۰ و ۲۱: ۱۰۱۹ ص] و بخشی از حرف «ک». تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۴۷.
- باغهای تهران: باغ نگارستان. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، بنیاد ایرانشناسی، ۱۳۸۷.
- تهران قدیم. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی، بنیاد ایرانشناسی، ۱۳۸۶.
۲. تصحیح، تحقیق و ترجمه
- تحریر اصول اقلیدس خواجه نصیرالدین طوسی. تهران: مولی، ۱۴۰۱.
- ترجمه و متن کتاب الشفاء، بخش ریاضیات، فن دوم: حساب. تهران: مولی، ۱۴۰۰.
- ترجمۀ شرح مبارکشاه بخاری بر ادوار ارموی در علم موسیقی. تهران: فرهنگستان هنر، ۱۳۹۱.
- تعلیقه بر اساس الاقتباس خواجه نصیرالدین طوسی [۲ ج]. تهران: نشر مرکز، ۱۳۷۵.
۳. فهرست نسخههای خطی و عکسی
- فهرست نسخ خطی کتابخانه ملی ایران (جلد ۱ الی ۱۰). تهران: کتابخانه ملی ایران، ۱۳۴۳- ۱۳۵۸.
تعداد ۳۰۸۳ نسخه فارسی در مجلدات ۱ تا ۶ و ضمیمه جلد ۱۰ و تعداد ۱۹۷۵ نسخه عربی در مجلدات ۷ تا ۱۰ که بالغ بر ۵۲۰۵ صفحه است.
۴. ترجمه و شرح
- جوامع علم موسیقی از ریاضیات شفاء بوعلی. همدان: بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا، ۱۳۹۴.
- حساب: ریاضیات شفاء شیخالرئیس بوعلی سینا. همدان: بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا، ۱۴۰۰.
۵. مقدمهنویسی
- ابنسینا: متن سخنرانی استاد زندهیاد دکتر قاسم غنی. تهران: میرماه، ۱۳۹۵.
- تجزیهالامصار و تزجیهالاعصار. تهران: میرماه، ۱۳۹۹.
ب. مقالات، میزگردها، مصاحبهها، نشستها، نقدها و ...
۱. کتابداری، کتابشناسی و نسخهشناسی
- آموزش نسخ خطی: بایدها و نبایدها. کتاب ماه کلیات، ش ۶۹ و ۷۰، ۱۳۸۲: ۹۸-۱۱۵.
- اصول فهرستنگاری. آینه میراث، ش ۱۳، ۱۳۸۰: ۸۸- ۹۳.
- اصول و روش فهرستنویسی نسخ خطی. پیام بهارستان، ش ۶۵، ۱۳۸۵: ۳۲- ۳۸.
۲. تکریم خادمان علم و فرهنگ
- آدمیت و کتابخانه ملی. بخارا. ش ۶۵، ۱۳۸۷: ۷۸- ۸۲.
- ابویعقوب سَجستانی و تناسخ. نامه انجمن، ش ۴، ۱۳۸۰: ۴۹- ۶۸.
- از نخستین منتقدان استالین: یادی از خلیل ملکی. اعتماد، ۱۶ شهریور ۱۳۹۸: ۱۵.
- افشار سندپژوه. کتاب ماه کلیات، ش ۱۶۲، ۱۳۹۰: ۷۲-۷۴.
۳. ادبیات، عرفان و تصوف
- گفتگو با استاد عبدالله انوار. کتاب ماه ادبیات، ش ۱۵۵، ۱۳۸۹: ۴۷-۵۶.
- مشتی اسمال از دهخدا نیست. آینده، ش ۱۱ و ۱۲، ۱۳۶۵: ۷۸۲- ۷۸۳.
