در روزگاری که موج‌های رسانه‌ای، فکر را می‌بلعند و ترندها جایگزین تفکر شده‌اند، بازخوانی نگاه اسلام به پدیدۀ هم‌رنگی با جماعت، راهی برای نجات استقلال فکری است. اسلام معیار جماعت را نه تعداد، که حق می‌داند و استقلال فکری را شرط ایمان می‌شمارد.

اگر یک روز کامل گوشی‌تان را خاموش کنید، شب که دوباره روشنش کنید، با سیلی از هشتگ، ترند و «همه دارند می‌گویند» روبه‌رو می‌شوید که نمی‌دانید از کجا آمده و به کجا می‌رود. در این هیاهو، ضرب‌المثل «خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو» به سبک زندگی میلیون‌ها کاربر تبدیل شده است. اما آیا اسلام هم همین را توصیه می‌کند؟

جماعت آری، گلّه‌وارگی نه

اسلام دین انزوا نیست. نماز جماعت، حج، همبستگی اجتماعی و مسئولیت در برابر جامعه، همه نشان می‌دهد که این آیین برای «با هم بودن» ارزش زیادی قائل است. اما میان همراهی آگاهانه با جمع در مسیر حق و ذوب‌شدن چشم‌بسته در جمعیت، فاصلۀ زیادی وجود دارد. اولی هویت می‌سازد و دومی هویت را از بین می‌برد.

قرآن کریم با صراحتی کم‌نظیر، معیار حقیقت را از «تعداد» جدا می‌کند: «وَإِنْ تُطِعْ أَکْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوکَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلَّا یَخْرُصُونَ»؛ اگر از بیشترِ کسانی که در زمین‌اند پیروی کنی، تو را از راه خدا گمراه می‌کنند؛ آنان جز از گمان پیروی نمی‌کنند و جز به حدس و تخمین سخن نمی‌گویند (انعام:۱۱۶).

نکتۀ ظریف آیه این است که مشکل اکثریت را «گمان» و «حدس» معرفی می‌کند، نه صرف زیاد بودن. یعنی جمعیت، به خودی خود، نه دلیل حق است و نه دلیل باطل؛ آنچه اهمیت دارد، پشتوانۀ معرفتی یک باور است.

قرآن در جای دیگر، منطق کسانی را که در برابر پیامبران می‌ایستادند، این‌گونه بازگو می‌کند: «إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَیٰ أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَیٰ آثَارِهِمْ مُقْتَدُونَ»؛ ما پدرانمان را بر آیینی یافتیم و ما هم از پی آنان می‌رویم (زخرف:۲۳). این همان همرنگی با جماعت است، فقط در بُعد زمان: پیروی چشم‌بسته از گذشتگان. نسخۀ امروزی‌اش پیروی چشم‌بسته از هم‌عصران است.

توصیف امیرالمؤمنین علیه‌السلام از کاربر ترندزده

شاید دقیق‌ترین تحلیل جامعه‌شناختی دربارۀ «موج‌سواری فکری» را امیرالمؤمنین علیه‌السلام در گفت‌وگو با کمیل بیان کرده باشد: «النّاس ثلاثة: فعالم ربّانیّ، و متعلّم علی سبیل نجاة، و هَمَجٌ رِعاع أتباعُ کلِّ ناعِق یمیلون مع کلّ ریحٍ، لم یستضیئوا بنور العلمِ و لم یلجؤوا إلی رکنٍ وثیقٍ»؛ مردم سه دسته‌اند: عالم ربانی، دانش‌آموزی که در راه نجات است، و فرومایگانی بی‌هدف که دنبال هر بانگی می‌روند و با هر بادی به سویی خم می‌شوند؛ نه از نور دانش روشنی گرفته‌اند و نه به تکیه‌گاهی استوار پناه برده‌اند (نهج‌البلاغه، ط عبده، ج ۳، ص ۱۸۶).

عبارت «اتباعُ کلِ ناعق» یعنی پیروان هر بانگ‌زننده. کافی است کمی دقت کنیم: هر روز صدایی تازه در فضای مجازی بلند می‌شود و گروهی بدون بررسی، پشت سرش راه می‌افتند. فردا صدای دیگری می‌آید و همان جمع، با همان شور، به سمت مخالف می‌رود. «یمیلون مع کل ریح» توصیف دقیق همین نوسان است. ریشۀ مشکل را هم امیرالمؤمنین علیه‌السلام روشن کرده است: نبود نور دانش و نداشتن تکیه‌گاه فکری استوار.

پوپولیسم دیجیتال؛ وقتی لایک جای استدلال را می‌گیرد

خطر بزرگ‌تر، اتاق‌های پژواک است؛ فضاهایی که فقط صدای هم‌فکران خودمان را در آن‌ها می‌شنویم و کم‌کم خیال می‌کنیم همۀ دنیا مثل ما فکر می‌کنند. اینجا همرنگی با جماعت دیگر انتخاب نیست؛ به‌طور خودکار و بی‌صدا در ذهن ما شکل می‌گیرد.

قرآن برای این وضعیت دو قاعدۀ روشن دارد. اول: «وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا»؛ از آنچه به آن علم نداری پیروی مکن، که گوش و چشم و دل، همه در برابرش مسئول‌اند (اسراء:۳۶). دوم: «إِنْ جَاءَکُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا»؛ اگر فاسقی خبری برایتان آورد، درباره‌اش تحقیق کنید (حجرات:۶). اگر این دو آیه را جدی بگیریم، دکمۀ بازنشر دیگر یک حرکت بی‌اهمیت نیست؛ تصمیمی اخلاقی است که درباره‌اش از ما سؤال خواهد شد.

شجاعت تنها ماندن

استقلال فکری هزینه دارد. کسی که با موج همراه نشود، ممکن است برچسب بخورد، نادیده گرفته شود یا تنها بماند. امیرالمؤمنین علیه‌السلام دربارۀ همین تنهایی می‌فرماید: «أیّها النّاس، لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلّة أهله»؛ ای مردم! در راه هدایت، به دلیل کمی رهروانش احساس تنهایی نکنید (نهج‌البلاغه، ط عبده، ج ۲، ص ۲۰۷).

این سخن یعنی کم بودن همراهان، دلیل نادرستی مسیر نیست. گاهی خلوت‌ترین راه، درست‌ترین راه است.

نسخۀ عملی برای ذهنی مستقل

استقلال فکری به معنای مخالفت با همه چیز نیست؛ لجبازی هم نوعی وابستگی است، فقط در جهت مخالف. قرآن الگوی متعادل را معرفی می‌کند: «الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»؛ همانان که سخن را می‌شنوند و از بهترینش پیروی می‌کنند (زمر:۱۸). یعنی اول شنیدن، بعد سنجیدن و در پایان انتخاب کردن.

در عمل هم چند پرسش ساده کار را آسان می‌کند: منبع این خبر کیست؟ چه کسی از پخش آن سود می‌برد؟ آیا روایت طرف مقابل را هم شنیده‌ام؟ اگر هیچ‌کس این مطلب را لایک نکرده بود، باز هم آن را درست می‌دانستم؟

سخن پایانی

فضای مجازی جمعیت را زیاد کرده، اما فکر کردن را آسان‌تر نکرده است. پیام قرآن و اهل‌بیت علیهم‌السلام این است: به جمع بپیوند، اما عقلت را به جمع نسپار. در عصری که الگوریتم‌ها برای ما تصمیم می‌گیرند چه ببینیم، شاید مهم‌ترین کار فکری این باشد که خودمان تصمیم بگیریم چگونه فکر کنیم.