چرا تهدید نظامی علیه ایران جدی‌تر از هر روز است؟

آنچه در روزهای اخیر در فضای نظامی و رسانه‌ای منطقه شکل گرفته عادی نیست: تحرکات عملیاتی، تشدید ادبیات تهدید، خبرهای ضدونقیض و «تعلیق آگاهانه» که می‌تواند بخشی از طراحی دشمن باشد. وضعیت راهبردی حساس‌تر شده، اما نباید فرمولی گفت «جنگ قطعاً فلان تاریخ رخ می‌دهد».

 جمع‌بندی جنگ انجام شده
جمع‌بندی برای جنگ با ایران پیش‌تر انجام شده و امروز تقویت شده؛ با این حال می‌تواند تغییر کند یا به تعویق بیفتد. شواهد جدید ضرورت جدی گرفتن تهدید را بیشتر می‌کند.

 تعلیق و ابهام؛ فرسایش و غافلگیری
انتظار جنگ، انتشار خبرهای متناقض و اظهارات مقامات اسرائیلی و آمریکایی خود برای دشمن موضوعیت دارد. این وضعیت توان روانی و عملیاتی ما را فرسایش می‌دهد و با عادی‌شدن نشانه‌های تهدید، زمینه غافلگیری را فراهم می‌کند؛ همان کاری که پیش از جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه هم شد.

فرض را بر فریب بگذارید
بخش بزرگی از آنچه دشمن، به‌ویژه اسرائیل، می‌گوید راست نیست. «قبل از انتخابات حمله نمی‌کنیم» یا «ایران قصد حمله پیش‌دستانه دارد» نباید مبنای قضاوت باشد. باید بر ضابطه‌های عملیاتی و راهبردی خود تکیه کنیم و زمام عقل را به دشمن فریبکار نسپاریم.

وضعیت نظامی
هر شب پرواز هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی بر فراز عراق و تنگه هرمز و مانورهای شبیه‌سازی حمله دیده می‌شود. ناو بوش در منطقه است، جورج واشنگتن در دریای عرب و تلاش برای اعزام روزولت ادامه دارد. حدود ۱۷ شناور در منطقه‌اند؛ دور از سواحل ما اما در وضعیت عملیاتی و زیر رصد ما. در سرزمین‌های اشغالی جابه‌جایی پدافند، باز شدن پناهگاه‌ها، پناهگاه‌های سیار و تمدید وضعیت ویژه تا سوم نوامبر دیده می‌شود. در پایگاه‌های آمریکایی نیز تحرکات، دستورالعمل‌های جدید و پرواز هلیکوپتر و پهپاد در جریان است. معنای این‌ها افزایش تحرکاتی است که ممکن است به عملیات واقعی تبدیل شود.

 ادبیات رادیکال‌تر
محور مشترک اظهارات آنان این است که «ایران باید حمله کند» یا «قصد حمله پیش‌دستانه دارد». سفیر رژیم در سازمان ملل از تحرکات نظامی داخل ایران سخن گفته و نتانیاهو از «دفاع مستقل» و آیزنکوت از حق پاسخ ارتش در صورت وجود نشانه‌های قطعی گفته است. هم‌زمان از مذاکره آمریکا با آیزنکوت به‌عنوان گزینه جایگزینی نتانیاهو و فشار بر اپوزیسیون خبرهایی هست. در آمریکا نیز دو روایت تکرار می‌شود: «پیروزی بزرگ نزدیک است» و «نگرانی از درز اطلاعات حمله به ایران».

 توافق پشت‌پرده ترامپ و نتانیاهو
به نظر می‌رسد ترامپ و نتانیاهو بر ماندن نتانیاهو دست‌کم دو سال دیگر توافق کرده‌اند. ترامپ حمایت علنی نکرده، اما احتمالاً نتانیاهو خواسته است آمریکا با فشار بر آیزنکوت این معادله را بپذیرد. طرح «حمله پیش‌دستانه ایران» نیز می‌تواند کمپینی اطلاعاتی علیه اپوزیسیون نتانیاهو باشد: همه‌چیز انتخابات نیست و باید برای درگیری با ایران آماده شد. هدف، توافقی است که نتانیاهو دو سال نخست‌وزیر بماند و سپس آیزنکوت جانشین شود.

 این جنگ، جنگ آخر نیست
اگر درگیری الان یا پس از انتخابات آمریکا و اسرائیل و احتمالاً در زمستان رخ دهد، نهایی نخواهد بود، مگر اینکه بجنگیم تا جنگ بعدی برای دشمن ممکن نباشد. تا زمانی که ترامپ و نتانیاهو سر کارند، تهدید نظامی حفظ می‌شود و باید برای مجموعه‌ای از درگیری‌ها آماده باشیم. ساده‌اندیشی است که بگوییم «یک جنگ می‌کنند و رها می‌کنند».

 درگیری نه محدود، نه کوتاه
اگر پیش از انتخابات رژیم درگیری رخ دهد، احتمالاً شبیه جنگ ۱۲ روزه است: اسرائیل آغاز می‌کند و آمریکا در میانه ضربه‌ای می‌زند و اعلام پیروزی می‌کند. باید فرض کنیم آمریکا کنار اسرائیل است؛ پس پاسخ باید به آمریکا، اسرائیل و متحدان منطقه‌ای دشمن داده شود. «درگیری محدود» وجود نخواهد داشت و اگر آغاز شود، ترور، ضربه به زیرساخت‌ها و برنامه هسته‌ای و کوه کلنگ در آن هست. ممکن است بخواهند آن را کوتاه نگه دارند، اما ما اجازه نمی‌دهیم؛ جنگ ۴۰ روزه هم قرار بود ۱ تا ۲ هفته باشد، اما ۴۰ روز شد. این بار هم درگیری طولانی و از نظر زمانی و مکانی توسعه خواهد یافت.

 سه نگرانی دشمن
۱. حمله به اردن و ترس از تبدیل آن به مدل روتین حملات موشکی غافلگیرانه و سریع به اهداف حساس.
۲. حملات به ناوها؛ موشک‌هایی که نزدیک ناو منفجر می‌شوند و فرار از آن‌ها ممکن نیست. این ارتش آمریکا را نگران کرده است.
۳. یمن؛ خیزش انصارالله، آزادسازی بیش از ۶۰۰۰ کیلومتر مربع و بن‌بست عربستان که محاسبات آنان را به هم زد.

 جنگ آینده تکرار گذشته نیست
در جنگ آینده مدل دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه تکرار نمی‌شود؛ ضربات سهمگین‌تر، خلاقانه‌تر و متفاوت‌تر خواهد بود. بخشی از ادبیات دشمن پوشاندن ضعف و ترس است. ما مصمم و با اعتمادبه‌نفس هستیم و طرح‌ریزی قدرتمندی انجام شده است.

نمونه بازی رسانه‌ای دشمن، بحث بمب‌های سنگرشکن است. GBU-43 بمب نفوذپذیر نیست و برای کوه کلنگ مناسب نیست. در جنگ ۱۲ روزه ۱۴ بمب GBU-57 به فوردو شلیک شد و کاری نکرد. کوه کلنگ از فوردو عمیق‌تر و پیچیده‌تر است و این بمب برای تأسیسات زیرزمینی با سربار بالای ۱۰۰ متر مناسب نیست، مگر اینکه آمریکا سلاح دیگری به کار ببرد که برای آن هم سلاح مناسبی ندارد، یا جای دیگری را بزند، یا عملیات زمینی در نظر داشته باشد.

این بازی تبلیغاتی برای ایجاد «لنگر شناختی» است تا شلیک بمب مادر را پیروزی بزرگ جا بزنند. اما جنگ بعدی نمایشی نیست؛ جدی است و ترور، برنامه موشکی و آشوب مسلحانه در آن هست. با این حال، با این بمب خاص در آن نقطه خاص اتفاق خاصی نمی‌افتد.