پایگاه های مختلف آمریکا خصوصا در دریای مدیترانه، منطقه شرق و اروپای مرکزی از اصلی ترین هاب های سوخت گیری و پشتیبانی از نقل و انتقال نیروها و تجهیزات آنها به منطقه به غرب آسیا و اطراف ایران بوده است.
سرویس دفاع و امنیت مشرق _ روز شنبه ۹ آبان ماه سال ۱۴۰۵ را باید یکی از مهم ترین روزها در تاریخ نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برشمرد. بسیاری از کارشناسان معتقد اند دستور رهبری جمهوری اسلامی ایران برای حملات بدون محدودیت جغرافیایی به منافع دشمن، می تواند نشانه ای از پایان دوره محدودیت برد موشک های ایرانی باشد.
از دستور رهبری شهید تا تغییر در دوره رهبری جدید
مسئله رسیدن به برد ۲ هزار کیلومتر با موشک های بالستیک ، کروز و حتی پرنده های بدون سرنشین و لزوم باقی ماندن در این برد بحثی است که توسط رهبری شهید، آیت الله سید علی خامنه ای از سالها پیش مطرح شده و به عنوان یک دستور مهم در سرلوحه کار نیروهای مسلح قرار داشت. مسئله رسیدن به این برد که هدف اصلی آن تحت پوشش قرار دادن رژیم صهیونیستی بود سالها پیش و به روایتی شاید در اواخر دهه ۷۰ شمسی رخ داده بود و قطعا با توجه به سیر پیشرفت موشک های ایرانی اگر برنامه افزایش برد وجود داشت قطعا تا به امروز برد های بسیار بیشتری نیز برای موشک های ایرانی وجود داشت.
اما در هر صورت بعد از جنگ رمضان و شهادت رهبر انقلاب ، رهبر و فرمانده کل قوا ، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه ای در روز شنبه ، ۹ آبان ماه در دیدار با مقامات ارشد نیروهای مسلح یکی از مهم ترین دستورات خود را به این شرح ابلاغ فرمودند :
" هر سطح و نوعی از تهدید باید با پاسخ فوری و اثرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی روبرو شود. "
مسئله پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی خصوصا با پوستر جالب و بسیار پر معنی که مدتی بعد توسط دفتر رهبر انقلاب منتشر شده و موشکی بالستیک را در حال شلیک نشان می داد کاملا خط جدید دستور را برای نیروهای مسلح خصوصا نیروی هوافضای سپاه به فرماندهی سردار سید مجید موسوی مشخص کرد.
اولین پیام ؛ کشورهای اروپایی هدف قطعی در هر درگیری بعدی
یکی از بزرگترین آموخته ها از جنگ رمضان این بود که هدف قرار دادن پایگاه های پشتیبانی دشمن در نقش های مختلف از پایگاه های هوایی گرفته ، تا مراکز و انبارهای نگهداری سوخت و مهمات تا محل تجمع نظامیان الی ایستگاه های راداری برد بلند و ... نقش بسیار مهمی در حمایت از آنچه در لبه میدان نبرد رخ می دهد دارند. جمهوری اسلامی ایران سالها بنا به حفظ روابط مناسب با کشورهای اروپایی سعی داشت با جدا کردن حساب آمریکا و رژیم صهیونیستی از افزایش تنش به سطح بالاتر و به عبارتی جهانی جلوگیری کند ولی حرکات بسیاری از کشورهای اروپایی در جریان دو جنگ اخیر جای هیچ گونه پنهانکاری را باقی نگذاشت.
پایگاه های مختلف آمریکا و ناتو خصوصا در دریای مدیترانه ، منطقه شرق و اروپای مرکزی از اصلی ترین هاب های سوخت گیری و پشتیبانی از نقل و انتقال نیروها و تجهیزات آنها به منطقه به غرب آسیا و اطراف ایران بوده است. نیروهای مسلح کشور ما در جریان جنگ ۴۰ روزه تقریبا هر آنچه در اطراف ایران از این پایگاه وجود را داشت به تلی از خاکستر و ویرانه بدل کرد و امروز شاید بتوان گفت صرفا اردن و سپس خود رژیم صهیونیستی آخرین بازماندگان از پایگاه های مطمئن برای آمریکا هستند.
از این نقطه به بعد پایگاه های آمریکا و ناتو در قبرس ، رومانی ، لهستان ، آلمان و سایر کشورهای عضو ناتو در درجات مختلف کمک های گسترده پشتیبانی را به قوای متجاوز ارائه می دادند و قطعا در صورت شروع دور جدید درگیری ها توان رزمی آمریکا بدون پشتیبانی آنها ممکن خواهد بود و این مسئله با توجه به دستور صریح رهبر انقلاب این پایگاه ها را در لیست اهداف جدید نیروهای مسلح قرار می دهد.
سنگین وزن معروف هوافضا برای رسیدن به اروپا
در بحث هدف قرار دادن اروپا ، خصوصا اروپای شرق و مرکزی تقریبا می توان گفت همین الان هم برای این کار آماده هستیم. موشک های خانواده خرمشهر صرفا با کمی کاهش وزن سرجنگی به راحتی قادر به پوشش فاصله مورد نظر خصوصا از سمت پایگاه های موشکی در نوار شمال غرب تا جنوب غربی کشور هستند. موشک خرمشهر ۴ به عنوان یکی از مهم ترین موشک های ایرانی با توان رسیدن به برد ۲ هزار کیلومتر با داشتن سر جنگی که حاوی ۱.۵ تن مواد منفجره است قطعا با کاهش وزن سر جنگی خود می تواند برد های ۳ و حتی ۴ هزار کیلومتر را پوشش دهد.
اصولا از زمان رونمایی از موشک خرمشهر در اواسط دهه ۹۰ شمسی جیغ بنفش رسانه های صهیونیستی و غربی در خصوص این موشک به همین دلیل بود. در بحث هدف قرار دادن سرزمین های اشغالی ، صهیونیست ها به خوبی متوجه بودند که سر جنگی این موشک در این برد می تواند مواد منفجره ای برابر با تقریبا ۳ تیر بمب هوا پرتاب ۲ هزار پوندی را همزمان حمل کند و اصابت آن با سرعت هایپرسونیک به هدف و انفجار این حجم از مواد انفجاری یک انهدام کامل را روی هدف ایجاد می کند.
حالا و صرفا برای آمادگی سریع و ارسال پیامی ترسناک به متحدان اروپایی آمریکا و رژیم صهیونیستی باید گفت که تنها کمی سبک کردن سر جنگی خرمشهر آن را برای رسیدن به تقریبا هر نقطه ای از اروپا آماده می کند. اروپا ، آمریکا و ناتویی که همین طور برای دفاع از اوکراین و پوشش دادن به نیروهای آمریکایی در منطقه در بحث پدافند موشکی مانده حالا باید به فکر یک سر درد بسیار خطرناک و جدید در وسط قاره سبز باشد و ایضا به این مسئله فکر کند که موشک هایی مثل پاتریوت نیز اصولا به کار آنها نمی آید. در خصوص محدودیت موجودی موشک های تاد و استاندارد به عنوان شاید تنها گزینه های مقابله با خرمشهر هم بیش از این به قدر کافی قلم فرسایی شده است.
اولین ICBM ایرانی بر پایه کدام SLV بومی ؟
اما شاید بخش مهم تر پیام فرماندهی کل قوا ، در بحث نبود محدودیت جغرافیایی برای پاسخ به متجاوز ، بحث حمله موشکی به صورت مستقیم از خاک ایران به خاک ایالات متحده آمریکا باشد. امری که حداقل به موشک های بالستیک قاره پیما با برد ۱۰ هزار کیلومتر و بیشتر نیاز دارد.
واژه ICBM مخفف عبارت ( intercontinental ballistic missile ) است که به موشک های بالستیک با برد بیش از ۵۵۰۰ کیلومتر اطلاق می شود. حالا و برای رسیدن به اعداد بالای ۵۵۰۰ کیلومتر و در مورد کشور ما حداقل ۱۰ کیلومتر ، برای هدف قرار دادن سواحل شرقی آمریکا و حدود ۱۳ الی ۱۴ هزار کیلومتر برای پوشش دادن کل خاک سرزمینی ایالات متحده آمریکا قطعا نیازمند یک طراحی جدید و متفاوت از موشک های قبلی موجود در زرادخانه هوافضای سپاه هستیم. اما اگر از قبل این بحث تا حد زیادی انجام شده باشد چه ؟
در بحث موشک هایی با توان بالا در ایران از یک طرف به سمت بحث ماهواره برها یا همان ( Space Launch Vehicle ) مخفف آن SLV می برد. با توجه به شرایط خاص ایران ، بیشتر رفتن به دنبال پرتاب گرهایی با مراحل پیشران سوخت جامد با قابلیت انبارداری طولانی تر و آماده شدن سریع تر برای پرتاب به عنوان گزینه منطقی تر در نظر گرفته می شوند. در عین حال در بحث موشک های قاره پیما باید به این مسئله توجه کنیم که برخی چالش های فنی باید مورد توجه قرار بگیرند.
یکی از مهم ترین مسائل بحث توسعه مواد لازم برای مقابله با حرارتی است که سر جنگی مورد نظر بعد از وارد شدن مجدد به جو بایستی تحمل کند. در بحث موشک های قاره پیما سرعت سر جنگی می تواند به راحتی به بیش از ۱۵ و حتی ۲۰ ماخ برسد و فشار و حرارت بسیار بالایی را برای پرتابه ایجاد کند. کشور ما دارای یک پایه بسیار مستحکم علمی ، تئوری ، عملی و البته عملیاتی در حوزه پرتابه های هایپرسونیک و همچنین پرتابه های مانور دهنده دارد که البته در کلاس پرتابه های کوتاه و میان برد آزمایش شده است.
یعنی اصولا ایران تمامی بحث های پایه ای و توانایی رسیدن به برد مورد نظر را داشته و نهایتا تنها چالشی که ممکن است در این میان باشد بحث تقویت مواد سازنده سر جنگی جدید است که باید میزان حرارت و فشار بیشتری را تحمل کند.
اما در بین ماهواره بر های ایرانی شاید بتوان گفت سری قائم ۱۰۰ هوافضای سپاه و اعضای جدید تر آن یعنی قائم ۱۰۵ ، قائم ۱۱۰ و قائم ۱۲۰ به نوعی بهترین گزینه ها برای انجام این ماموریت باشند. استفاده از پیشران سه مرحله ای سوخت جامد و همچنین توان حمل و پرتاب آن از روی یک کشنده متحرک همگی سری قائم را به یک گزینه بسیار مناسب برای ایجاد پایه توسعه قاره پیمای ایرانی بدل می کند.
در نهایت و در یک جمع بندی کلی باید گفت آنچه به عنوان دستور جدید رهبر انقلاب در بحث عدم محدودیت جغرافیایی در پاسخ به متجاوزان مطرح شده را می توان یکی از نقاط عطف بسیار مهم در تاریخ نیروهای مسلح قلمداد کرد. بحث موشک های میان برد و مورد هدف قرار دادن اروپا تقریبا در حال حاضر نیز به وسیله موشک های سری خرمشهر ممکن و آماده است و تنها بحثی که شاید اندکی نیازمند زمان و آماده سازی های خاصی باشد بحث موشک بالستیک قاره پیمای ایرانی است که شاید در زمانی نه خیلی دور شاهد رونمایی از آن نیز باشیم.
