بابک زنجانی از سقوط احتمالی بیتکوین به زیر ۲۰ هزار دلار در صورت اختلال در کابلهای اینترنتی خلیج فارس میگوید و علیاکبر رائفیپور هم توصیه میکند اینترنت جهانی قطع شود تا بتوان بیتکوین را در کف قیمت خرید. اما این نسخه عجیب با واکنشها و انتقادات بسیاری همراه شده است.
رویداد۲۴| همزمان که مردم نگران تبعات جنگ احتمالی و آثار آن بر زندگی خود هستند، نسخههای عجیبی برای شکست دشمن ارائه میشود که بیمنطقی و تخیلی بودن آن بیش از قبل مردم را میترساند. تازهترین نمونه، اظهارات بابک زنجانی و علیاکبر رائفیپور درباره قطع اینترنت، آسیب به کابلهای ارتباطی و خرید بیتکوین در کف قیمت است؛ ایدهای که از همان ابتدا با واکنشهای انتقادی و کنایهآمیز کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شد.
بابک زنجانی در اظهارنظری درباره پیامدهای احتمالی جنگ و آسیب به زیرساختهای ارتباطی منطقه نوشت: «به نظر میرسد این بار هزینه جنگ را دشمن مهمان جیب خودش خواهد بود.» او در ادامه مدعی شد نخستین اشتباه راهبردی در منطقه، اگر به قطع یا محدودیت فیبر نوری در تنگه هرمز منجر شود، قیمت بیتکوین را به زیر ۲۰ هزار دلار میرساند. زنجانی همچنین از تأثیر احتمالی نابودی ذخایر راهبردی مرتبط با بیتکوین سخن گفت.
علیاکبر رائفیپور نیز با توصیهای متفاوت، اما مبتنی بر همین سناریو نوشت: «اینترنت جهانی را قطع کنید و کف قیمت تا میتوانید بیتکوینها را بخرید و پس از افزایش مجدد قیمت، آنها را بفروشید».
به این ترتیب، قطع زیرساختهای ارتباطی نه فقط بهعنوان ابزاری برای فشار بر دشمن، بلکه بهعنوان فرصتی برای خرید یک دارایی دیجیتال و کسب سود معرفی میشود. اما وقتی این اجزای پیشنهادی کنار هم قرار میگیرند، پرسشهای جدی درباره امکانپذیری و پیامدهای آن شکل میگیرد.
اینترنت را قطع کنید، اما بیتکوین را چطور بخرید؟
شاید روشنترین تناقض این ایده را بتوان در واکنش کنایهآمیز برخی کاربران دید: وقتی اینترنت قطع شود، خریدوفروش بیتکوین چگونه امکانپذیر خواهد بود؟
این پرسش فقط یک شوخی با توصیه رائفیپور نیست. خریدوفروش رمزارزها به دسترسی اینترنتی، پلتفرمهای معاملاتی و زیرساختهای ارتباطی وابسته است. اگر اختلال گستردهای رخ دهد، معاملهگران ممکن است درست در زمانی که قرار است از فرصت ادعایی بازار استفاده کنند، امکان دسترسی مطمئن به حسابها و انجام معاملات را از دست بدهند.
البته قطع اینترنت در یک کشور به معنای توقف شبکه جهانی بیتکوین نیست. این شبکه بهصورت توزیعشده در کشورهای مختلف فعالیت میکند و به یک مسیر ارتباطی یا منطقه جغرافیایی خاص وابسته نیست. با این حال، همین ویژگی نیز پیشبینی قطعی سقوط قیمت به زیر ۲۰ هزار دلار را زیر سؤال میبرد. از اختلال در بخشی از زیرساختهای ارتباطی نمیتوان مستقیماً به یک قیمت مشخص برای بیتکوین رسید؛ قیمت این دارایی به عواملی مانند رفتار سرمایهگذاران، نقدینگی بازار، شرایط اقتصاد جهانی و میزان ریسکپذیری معاملهگران وابسته است.
حتی اگر در پی یک بحران نظامی، قیمت بیتکوین بهشدت کاهش پیدا کند، خرید در قیمت پایین لزوماً به معنای کسب سود نیست. زمان بازگشت قیمت، احتمال افت بیشتر و امکان فروش دارایی در شرایط بحرانی، همگی در نتیجه معامله مؤثرند.
کارشناس فناوری اطلاعات چه میگوید؟
خطای فنی این ایده به قدری فاحش است که نیاز به توضیح چندانی ندارد. شاهد هم اظهارات یک کارشناس فناوری اطلاعات در برنامه «به وقت ایران» است. او ضمن هشدار به مردم برای اینکه بهصورت هیجانی وارد بازار رمزارزها نشوند، با اشاره به سناریوی قطع همزمان برق و اینترنت ایران، عمان و امارات گفت چنین وضعیتی، برآورد او، فقط حدود ۱۰ دقیقه تأخیر در استخراج بیتکوین ایجاد میکند.
اهمیت ماجرا زمانی بیشتر میشود که بحث از پیشبینی بازار فراتر میرود و به زیرساختهای ارتباطی منطقه میرسد. کابلهای زیردریایی بخش مهمی از ارتباطات بینالمللی را منتقل میکنند و آسیب به آنها میتواند دسترسی به اینترنت و خدمات دیجیتال را در کشورهای وابسته به این مسیرها مختل کند.
با این حال، میان آسیب به کابلهای واقع در خلیج فارس و خاموشی اینترنت جهان تفاوت بزرگی وجود دارد. شبکه جهانی از مسیرهای متعددی تشکیل شده است و قطع یک مسیر لزوماً به معنای از بین رفتن ارتباطات در سراسر دنیا نیست. پیامدها به محل آسیب، میزان خسارت و ظرفیت مسیرهای جایگزین بستگی دارد.
در مقابل، اختلال در منطقه میتواند برای کسبوکارها، خدمات مالی، فروشگاههای اینترنتی و کاربران عادی هزینهساز باشد. در چنین شرایطی، این پرسش مطرح میشود که آیا آسیبزدن به زیرساختهایی که زندگی روزمره و فعالیت اقتصادی مردم به آنها وابسته است، واقعاً ابزار قابل اتکایی برای کسب سود از بازار رمزارزها خواهد بود؟
ایدهای که با وعده تحمیل هزینه به دشمن مطرح میشود، ممکن است پیش از آنکه نتیجهای در بازار جهانی داشته باشد، هزینههای ملموسی را به اقتصاد دیجیتال و زندگی مردم تحمیل کند.
واکنشها؛ از هشدار درباره خطر تا کنایه کاربران
واکنشهای منتشرشده به اظهارات زنجانی و رائفیپور نیز عمدتاً بر فاصله میان ادعا و امکان متمرکز بوده است. سعید مالکی، فعال رسانهای، در انتقاد از این ایده نوشت: «تفکری که میگوید کابلها را بزنیم و جهان را خاموش کنیم تا بیتکوینی که همه چیزش از مسیر دشمن و همان کابلهاست ضعیف شود و ارزان بخریمش تا با گران شدنش دشمن را شکست دهیم، فقط احمقانه نیست؛ خطرناکتر از دشمن است! چون زندگی مردم را قربانی توهمی میکند که بیشتر به تله دشمن شباهت دارد.»
وحید حاجیپور، سردبیر میز نفت، نیز در واکنشی کوتاه نوشت: «عقلانیت، فضیلت شناختن مرز میان آرزو و امکان است.»
در کنار این انتقادها، برخی کاربران با کنایه به تناقض پیشنهاد رائفیپور اشاره کردند: وقتی اینترنت قطع شود، خرید بیتکوین چگونه امکانپذیر خواهد بود؟
بازار رمزارزها با شعار اداره نمیشود
مشکل اصلی این پیشنهاد آن است که چند فرض اثباتنشده را به یک نتیجه قطعی پیوند میدهد: اختلال ارتباطی به سقوط شدید قیمت منجر میشود، قیمت به کف قابل خرید میرسد و پس از بازگشت شرایط عادی نیز افزایش پیدا میکند. هیچیک از این مراحل تضمینشده نیست.
بازارهای مالی در زمان جنگ الزاماً مطابق یک الگوی ساده حرکت نمیکنند. حتی اگر قیمت بیتکوین کاهش یابد، معلوم نیست افت تا کجا ادامه پیدا کند یا چه زمانی روند بازار تغییر کند. برای کاربران ایرانی نیز محدودیت دسترسی به پلتفرمهای خارجی، تحریمها و اختلال احتمالی خدمات مالی میتواند اجرای معامله را دشوارتر کند.
در نهایت، مسئله فقط درست یا غلط بودن پیشبینی قیمت بیتکوین نیست؛ مسئله، تبدیل تهدید جنگی و احتمال آسیب به زیرساختهای ارتباطی به فرصتی قطعی برای معاملهگری است. نمیتوان از یک سو قطع اینترنت را پیشنهاد کرد و از سوی دیگر، بدون توضیح درباره امکان معامله در چنین شرایطی، مردم را به خرید دارایی دیجیتال فراخواند.
جنگ آزمایشگاهی نیست که بتوان نتیجه آن را از پیش تعیین کرد و بر اساس آن برای سرمایه دیگران نسخه پیچید. اگر قرار است چنین توصیههایی جدی گرفته شوند، باید برای ادعاهای فنی و اقتصادی آنها شواهد روشن ارائه شود. در غیر این صورت، فاصله میان شعار شکست دشمن و واقعیت بازار ممکن است به زیان کسانی تمام شود که توصیههای هیجانی را مبنای تصمیمهای مالی خود قرار میدهند.
