بعضی جملات شاید برای ما عادی باشند، اما میتوانند احساس امنیت، اعتمادبهنفس و نگاه کودک به خودش و خانوادهاش را تحت تأثیر قرار دهند. از صحبت درباره مشکلات مالی و ظاهر کودک گرفته تا انتقاد از او یا تخریب والد دیگر؛ کلمات ما بیشتر از چیزی که فکر میکنیم در ذهن بچهها ماندگار میشوند.
دغدغههای مالی
چی میگیم؟ «الان پول نداریم اینو بخریم…»
چی حس میکنن؟ احساس ناامنی شدید! کودک فکر میکنه دنیای اطرافش ثبات نداره.
ظاهربینی و ایراد گرفتن
چی میگیم؟ «چقدر چاق شدی!» یا «چرا انقدر لاغری؟»
چی حس میکنن؟ شروع قضاوت کردن خودشون و تخریب عزتنفس از سن کم.
تعریف کردن از ضعفهاشون جلوی بقیه
چی میگیم؟ «خیلی خجالتیه… اصلاً جلو نمیاد»
چی حس میکنن؟ با خودش میگه: «من همینم و نمیتونم با کسی بگیرم!»
ابراز حسرت و خستگی
چی میگیم؟ «یادش بخیر قبل بچهدار شدن چقدر راحت بودیم…»
چی حس میکنن؟ احساس اضافه بودن و بار اضافی روی دوش پدر و مادر!
تخریب همدیگه جلوی بچه
چی میگیم؟ «بابات تنبله…» یا «مامانت فقط بلده داد بزنه!»
چی حس میکنن؟ والدین پناهگاه بچهان؛ وقتی پناهگاه فرو بریزه، آرامش روانش متلاشی میشه.
فراموش نکنید:
چیزهایی که فکر میکنیم بچهها متوجه نمیشن، دقیقا همونایی هستن که تا سالها در ذهن و قلبشون حک میشه…
