بلومبرگ پیشبینی کرد چین تا ۲۰۳۰ در مدلهای هوش مصنوعی پیشتاز میشود؛ اما کمبود تراشه و چالشهای مالی مسیر این ابرقدرت را ناهموار کرده است.
رقابت چین و آمریکا در هوش مصنوعی فقط بر سر ساختن قویترین مدل نیست؛ هزینه استفاده، دسترسی به تراشه و توانایی کسب سود نیز در تعیین برنده نقش دارند. چین در توسعه مدلهای ارزان و کارآمد پیشرفت کرده است، اما تبدیل این توانایی به برتری پایدار، به حل مشکلاتی نیاز دارد که فراتر از نرمافزار هستند.
بر اساس گزارش بلومبرگ اینتلیجنس (Bloomberg Intelligence)، چین تا سال ۲۰۳۰ در موقعیت مناسبی برای پیشتازی در مدلهای هوش مصنوعی قرار دارد. بااینحال، انتظار میرود تولیدکنندگان تراشه این کشور تا آن زمان به سطحی رقابتی برسند و همچنان با خودکفایی کامل فاصله داشته باشند. این تفاوت، محور اصلی گزارش است: پیشرفت سریع در مدلها الزاماً به معنای برتری در تمام بخشهای صنعت نیست.
مزیت رقابتی چین چیست؟
تحلیلگران، مهارت شرکتهای چینی در بهینهسازی نرمافزار را یکی از مهمترین مزیتهای این کشور میدانند. این توانایی به آنها کمک میکند از منابع پردازشی در دسترس بهتر استفاده کنند و هزینه بهکارگیری هوش مصنوعی را کاهش دهند؛ عاملی که میتواند در گسترش استفاده تجاری از این فناوری تعیینکننده باشد.
اهمیت این مزیت را میتوان با یک مثال توضیح داد: شرکتی که روزانه هزاران درخواست مشتری را با هوش مصنوعی پاسخ میدهد، علاوه بر کیفیت پاسخها، به هزینه هر درخواست هم توجه دارد. اگر مدلی با هزینه کمتر، کیفیت قابلقبولی ارائه کند، استفاده گسترده از آن توجیه اقتصادی بیشتری پیدا میکند. بنابراین، رقابت فقط در جدول رتبهبندی مدلها خلاصه نمیشود.
در مقابل، مدلهای آمریکایی ممکن است برتری محدود خود را در پیشرفتهترین قابلیتها حفظ کنند. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پیشتر اعلام کرده بود ایالات متحده حدود یک سال از چین جلوتر است؛ اختلافی که طبق دادهها در معیارهای سنجش عملکرد تنها حدود ۳ درصد برآورد میشود. البته این عدد به همان ارزیابیها مربوط است و نباید آن را معادل فاصله دو کشور در کل صنعت هوش مصنوعی دانست.
آیا چین و آمریکا میتوانند همزمان پیشتاز باشند؟
آینده این رقابت لزوماً با پیروزی کامل یک کشور تمام نمیشود. در سناریوی ترسیمشده، آمریکا و چین میتوانند تا سال ۲۰۳۰ هر دو از رهبران هوش مصنوعی باشند؛ آمریکا در برخی قابلیتهای پیشرفته جلو بماند و چین در عرضه و بهکارگیری کمهزینه این فناوری مزیت داشته باشد.
از این ارزیابی میتوان نتیجه گرفت که پاسخ به پرسش «کدام کشور جلوتر است؟» به معیار مقایسه بستگی دارد. کیفیت مدل، هزینه استفاده و توان تولید سختافزار، جنبههای متفاوتی از رقابت هستند. به همین دلیل، حتی پیشتازی چین در مدلها نیز بهتنهایی به معنای پایان برتری آمریکا در بخشهای دیگر نخواهد بود.
چرا پیشرفت فنی هنوز به سودآوری پایدار نرسیده است؟
کاهش هزینه، فرصت بزرگی برای جذب مشتری ایجاد میکند؛ اما اگر شرکتها دائماً قیمت خدمات خود را پایین بیاورند، ممکن است سهم اندکی از این مزیت به سود تبدیل شود. تحلیلگران معتقدند شرکتهای هوش مصنوعی چین درگیر جنگ قیمتی شدهاند و تا زمانی که شیوه قیمتگذاری تغییر نکند، دستیابی به سود پایدار دشوار خواهد بود.
برای روشنشدن موضوع، فرض کنید یک شرکت هزینه پردازش هر درخواست را کاهش دهد، اما برای حفظ مشتری مجبور شود قیمت فروش را هم به همان اندازه پایین بیاورد. در چنین وضعیتی، مشتری از خدمات ارزانتر بهرهمند میشود، ولی حاشیه سود شرکت لزوماً بهتر نمیشود. افزایش تعداد کاربران نیز بهتنهایی تضمین نمیکند که درآمد از هزینهها بیشتر شود.
بنابراین، مسیر تجاریسازی هوش مصنوعی به توانایی شرکتها در حفظ مشتری و فروش خدماتی وابسته است که هزینه توسعه و اجرای مدلها را پوشش دهند. این مسئله منحصر به چین نیست و شرکتهای فعال در کشورهای دیگر نیز با پرسش مشابهی روبهرو هستند: چگونه میتوان پیشرفت فنی را به کسبوکاری سودآور تبدیل کرد؟
تحول بزرگ در شاخص فناوری هنگ کنگ
شاخص فناوری هنگ کنگ قصد دارد با بازنگری اساسی، ظرفیتهای رشد بخش فناوری پیشرفته چین را بهتر به نمایش بگذارد. تاکنون دو توسعهدهنده سرشناس مدلهای هوش مصنوعی چین، یعنی ژیپو (Zhipu) و مینیمکس (MiniMax)، در ماه ژوئن با وزنهای اولیه ۰.۵۳ درصد و ۰.۳۶ درصد وارد این شاخص شدهاند.
تغییرات پیشرو میتواند مشخصات رشد شاخص را بهطور چشمگیری بهبود بخشد و قرارگیری سرمایهگذاران در معرض شرکتهای سختافزار پیشرفته، هوش مصنوعی و رباتیک را گسترش دهد.
این بازنگری ساختاری در ماه دسامبر، تعداد اعضای شاخص هنگ سنگ تک را از ۳۰ شرکت به ۵۰ شرکت افزایش میدهد. بر این اساس، ۴۰ شرکت بر پایه ارزش بازار و ۱۰ شرکت بر اساس رشد فروش در سال گذشته انتخاب میشوند. نام اعضای جدید در تاریخ ۲۰ نوامبر اعلام خواهد شد و این تغییرات از ۷ دسامبر جنبه اجرایی پیدا میکنند.
چرا تغییر ترکیب شاخص برای بازار مهم است؟
شاخص بورسی، عملکرد شرکتهایی را نشان میدهد که در آن حضور دارند؛ بنابراین، ترکیب اعضا تعیین میکند کدام بخشهای اقتصاد بیشتر در بازده آن دیده شوند. اگر شرکتهای فعال در صنایع روبهرشد سهم محدودی داشته باشند، پیشرفت آن صنایع نیز ممکن است بازتاب چندانی در عملکرد شاخص پیدا نکند.
اهمیت بازنگری هنگ سنگ تک را میتوان از همین زاویه فهمید. افزایش حضور شرکتهای هوش مصنوعی و سختافزار، امکان مشارکت بیشتر در عملکرد این بخشها را از طریق محصولات سرمایهگذاری دنبالکننده شاخص فراهم میکند. بااینحال، تغییر ترکیب بهخودیخود تضمینکننده رشد قیمت نیست؛ درآمد، سودآوری و ارزشگذاری اعضای جدید همچنان در نتیجه نهایی نقش دارند.
شکاف تراشهها؛ چالش سیاسی میان واشنگتن و پکن
تولیدکنندگان نیمهرسانا و چیپست در چین برای پر کردن فاصله خود با رقبا مسیری ناهموار پیشرو دارند. چین احتمالاً تا سال ۲۰۳۰ شکاف فناوری در حوزه تراشه را به حداقل میرساند، اما موفق به دستیابی به خودکفایی صددرصدی نخواهد شد.
واردات تراشههای پیشرفته خارجی بخش مهمی از این کمبود را جبران میکند؛ با این حال، جریان ورود این تجهیزات را تصمیمات سیاسی در دو پایتخت واشنگتن و پکن تعیین میکند:
- موضع آمریکا: واشنگتن مجوز صادرات تراشههای H۲۰۰ انویدیا به چین را صادر کرده و دونالد ترامپ تأکید کرده است که دولت آمریکا ۲۵ درصد از درآمد این فروش را به عنوان سهم خود برمیدارد. در طرف دیگر، شرکت هوش مصنوعی آنتروپیک (Anthropic) خواستار تشدید محدودیتهای صادراتی شده است تا برتری ۱۲ تا ۲۴ ماهه ایالات متحده تا سال ۲۰۲۸ تثبیت شود.
- موضع چین: پکن دسترسی به این خریدها را محدود نگه داشته است. دولت چین ابتدا خریدها را مشروط کرد و سپس از ماه ژوئیه تنها به شرکتهای منتخب اجازه خرید محدود داد. حجم این خریدها به حدی پایین بود که کمتر از یک درصد از درآمدهای مرکز داده انویدیا را در سهماهه منتهی به ژوئیه تشکیل داد.
محدودیتهای تجاری مانعی جدی بر سر راه غولهای فناوری چین است. البته کارشناسان بر این باورند که این تحریمها بهجای توقف کامل توسعه صنعتی چین، تنها حضور و سرمایهگذاری کارخانهای آن را در سایر کشورهای جهان پراکنده خواهد کرد.
جمعبندی
چین با اتکا به هزینههای پایین و انعطافپذیری نرمافزاری، تا سال ۲۰۳۰ رقیبی بیهمتا در ساخت مدلهای هوش مصنوعی خواهد شد. با این حال، اتکای مداوم به تراشههای آمریکایی، مناقشات دیپلماتیک پکن و واشنگتن و جنگ فرسایشی قیمت میان غولهای چینی، چالشهایی هستند که مسیر نهایی بازدهی مالی این صنعت را مشخص میکنند. فعالان بازار و سرمایهگذاران فناوری باید با رصد دقیق شاخصهای فناورانه شرق آسیا، بهویژه تغییرات هنگ سنگ تک، راهبرد سرمایهگذاری خود را همگام با وزن فزاینده شرکتهای چینی در زنجیره ارزش هوش مصنوعی بازتنظیم کنند.
