گزارشهای رسانههای آمریکایی از آمادگی برای حملات گسترده پس از انتخابات حکایت دارد؛ حملاتی که میتواند بار دیگر منطقه را وارد جنگی فراگیر کند.
در فاصله ۲ روز مانده به انتخابات میاندورهای آمریکا، تحرکات دیپلماتیک برای جلوگیری از ازسرگیری جنگ ایران و آمریکا شدت گرفته است؛ اما اختلاف بر سر آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، فروش نفت، حضور نظامی آمریکا در منطقه، برنامه هستهای و مدیریت تنگه هرمز همچنان مانع اصلی توافق است. تهران میگوید بدون پذیرش ۷ شرط خود وارد مذاکره نخواهد شد و واشنگتن نیز خواهان تعیین تکلیف پرونده هستهای ایران پیش از هر توافقی است.
شروط تهران؛ ابتدا امتیاز اقتصادی و امنیتی، سپس مذاکره هستهای
مهمترین اختلاف ایران و آمریکا در مرحله کنونی، به ترتیب اجرای تعهدات بازمیگردد. تهران معتقد است واشنگتن باید پیش از آغاز مذاکرات جدی، بخشی از فشارهای اقتصادی و نظامی را کنار بگذارد؛ در مقابل، آمریکا خواهان آن است که ایران از همان ابتدای مذاکرات درباره برنامه هستهای خود امتیاز بدهد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در گفتوگو با الجزیره در روز شنبه، شروط تهران برای بازگشایی تنگه هرمز را شامل لغو تحریمهای اعمالشده پس از تفاهمنامه اسلامآباد، کاهش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، بازگشت معافیتهای فروش نفت و آزادسازی تمام داراییهای بلوکهشده ایران، از جمله منابع مالی نگهداریشده در قطر، اعلام کرد.
این فهرست در کنار اختلاف بر سر مسیر کشتیرانی تنگه هرمز قرار دارد. ایران خواهان بهرسمیتشناختن مسیرهایی است که با عمان درباره آنها توافق کرده و خواستار بستهشدن مسیرهای دیگر، از جمله مسیر جنوبی مورد نظر آمریکا، است. به این ترتیب، اختلاف فقط بر سر بازگشایی تنگه نیست؛ بلکه موضوع اصلی این است که چه کشوری و با چه ترتیباتی بر عبورومرور کشتیها نظارت خواهد کرد.
الجزیره گزارش داده است که حدود ۶ میلیارد دلار از داراییهای ایران در قطر نگهداری میشود. بازگشت معافیتهای نفتی نیز برای تهران اهمیت اقتصادی مستقلی دارد؛ زیرا امکان فروش نفت و دسترسی به درآمدهای آن را فراهم میکند.
واشنگتن چه میخواهد؟
در سوی مقابل، دولت آمریکا حاضر نیست بدون تعیین تکلیف پرونده هستهای ایران به توافقی برسد که صرفا به بازگشایی تنگه هرمز و رفع محاصره دریایی محدود باشد.
یکی از پیشنهادهای مطرحشده، احیای توافق قاهره در سپتامبر ۲۰۲۵ میان ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی است که امکان بازگشت بازرسان به تاسیسات هستهای ایران را فراهم میکرد.
بر اساس گزارش آکسیوس، در صورت موافقت تهران با بازگشت بازرسان، واشنگتن ممکن است معافیتهایی برای فروش نفت صادر کند و بخشی از داراییهای بلوکهشده ایران را برای خرید مواد غذایی و اقلام بشردوستانه آزاد کند.
این پیشنهاد تفاوت مهمی با خواسته ایران دارد: تهران خواهان آزادسازی داراییها و بازگشت معافیتهای نفتی بهعنوان پیششرط مذاکرات است، اما طرح مورد بحث میانجیها، این امتیازات را به اقدام اولیه ایران در پرونده هستهای مشروط میکند.
بنابراین نمیتوان گفت آمریکا اساسا هیچ آمادگی برای آزادسازی منابع مالی یا تسهیل فروش نفت ندارد؛ اختلاف اصلی بر سر میزان، زمان و شرایط این امتیازهاست.
تنگه هرمز؛ اختلافی فراتر از بازگشایی یک آبراه
یکی از پیچیدهترین بخشهای اختلاف دو طرف، ترتیبات آینده عبور کشتیها از تنگه هرمز است.
ایران و عمان پیشتر درباره ایجاد مسیرهای جدید ورود و خروج کشتیها به توافقهایی رسیدهاند. بر اساس گزارشهای منتشرشده، مسیر ورودی پیشنهادی در آبهای سرزمینی ایران قرار میگیرد و بخشی از مسیر خروج نیز از آبهای ایران عبور میکند. تهران خواهان بستهشدن مسیر جنوبی مورد نظر آمریکاست.
واشنگتن در مقابل، بر عبور آزاد کشتیها مطابق قواعد بینالمللی تاکید دارد و با ترتیباتی که به ایران و عمان نقش مسلط در مدیریت تنگه بدهد، موافق نیست.
به همین دلیل، بازگشایی هرمز برای تهران صرفا به معنای پایان محدودیت کشتیرانی نیست؛ بلکه به معنای تثبیت ترتیبات جدید امنیتی و دریایی در این آبراه راهبردی نیز هست.
قطر؛ رفتوآمد میان تهران، دوحه و واشنگتن
در روزهای پایانی اکتبر، قطر به مهمترین کانال ارتباطی میان دو طرف تبدیل شده است. به گزارش رویترز، میانجیهای قطری روز ۸ آبان به تهران بازگشتند و پس از بیش از ۱۲ ساعت گفتوگو با مقامهای ایرانی، روز بعد مذاکرات را در دوحه ادامه دادند. این تماسها با واشنگتن هماهنگ شده بود.
قطر در کنار پاکستان، عربستان، ترکیه و مصر در تلاش برای جلوگیری از بازگشت جنگ مشارکت دارد. آکسیوس نیز گزارش داده است که علی ذوادی، مذاکرهکننده قطری، در روزهای پیش از ۲۸ اکتبر به تهران سفر کرده و درباره راههای نزدیککردن مواضع دو طرف رایزنی کرده است.
در همین چارچوب، پیشنهاد ۷ روزهای از سوی قطر مطرح شده که بر اساس آن، دو طرف طی چند مرحله و با اقدامهای روزانه اعتمادساز، زمینه را برای مذاکرات گستردهتر فراهم کنند.
اما این پیشنهاد با مخالفت تهران مواجه شده است. مقامهای ایرانی آن را ناکافی دانستهاند؛ زیرا از نگاه آنها، این طرح تضمین لازم برای رفع محاصره و آزادسازی داراییهای ایران را فراهم نمیکند.
نامه ونس؛ آخرین تلاش پیش از انتخابات؟
در کنار میانجیگری قطر، ارسال نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، به محسن رضایی، مقام امنیتی ایران، تحول مهم دیگری است.
به گزارش الجزیره در ۷ آبان، این نامه با هدف بررسی امکان ازسرگیری مذاکرات و جلوگیری از حملات احتمالی جدید ارسال شده است. بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی، ونس پیشنهاد دیدار مستقیم با مقامهای ایرانی را مطرح کرده و خواهان قرارگرفتن پرونده هستهای در دستور کار از همان ابتدای مذاکرات شده است.
رضایی ۹ آبان گفت لحن نامه ونس با مکاتبات قبلی واشنگتن تفاوت دارد و تهران در حال بررسی آن است. عراقچی نیز در گفتوگو با الجزیره تلاش آمریکا برای بازکردن مسیر گفتوگو را یک اقدام مثبت توصیف کرد، اما گفت در شرایط فعلی برنامهای برای مذاکره مستقیم با آمریکاییها وجود ندارد.
چرا احتمال جنگ پس از ۱۲ آبان همچنان جدی است؟
نگرانی اصلی میانجیهای منطقهای این است که محدودیت سیاسی و انتخاباتی دولت ترامپ برای ازسرگیری حملات، پس از انتخابات میاندورهای کاهش پیدا کند.
آکسیوس در ۶ آبان به نقل از منابع آمریکایی و اسرائیلی گزارش داد که در صورت شکست تلاشهای دیپلماتیک، طرحی برای حملات گسترده حدودا یکهفتهای علیه اهداف مرتبط با رهبری، انرژی، زیرساختها و تاسیسات هستهای ایران در دست بررسی است.
در همین حال، عربستان از ترامپ خواسته است برای آغاز جنگ عجله نکند و فرصت بیشتری به مذاکرات بدهد. مقامهای سعودی، ترکیهای و پاکستانی نیز در سفر به تهران نسبت به خطر حملات احتمالی پس از انتخابات هشدار دادهاند.
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ۹ آبان گفت ترامپ هنوز درباره ازسرگیری حملات تصمیم نگرفته و ترجیح میدهد بحران از راه دیپلماسی حل شود؛ هرچند واشنگتن برای اقدام نظامی نیز آمادگی دارد.
در مقابل، آیتالله مجتبی خامنهای، رهبر ایران، دستور آمادهباش نیروهای مسلح برای پاسخ فوری به هرگونه حمله را صادر کرده است. محسن رضایی دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز گفته است ایران در صورت ازسرگیری جنگ، امکان بازنگری در دکترین هستهای خود را بررسی میکند؛ هرچند هنوز تصمیمی در این زمینه گرفته نشده است.
گره اصلی؛ هیچکدام نمیخواهند نخستین امتیاز را بدهند
آنچه از مجموع تحولات روزهای اخیر برمیآید، این است که دو طرف هنوز درباره اصل مذاکره اختلافی ندارند، اما بر سر نقطه شروع آن به توافق نرسیدهاند.
ایران خواهان رفع محاصره، آزادسازی منابع مالی، بازگشت امکان فروش نفت و تغییر ترتیبات نظامی و دریایی منطقه است؛ آمریکا نیز میخواهد پیش از واگذاری این امتیازات، درباره برنامه هستهای ایران و دسترسی بازرسان بینالمللی به توافق برسد.
پیشنهادهای قطر برای ایجاد یک دوره اعتمادسازی ۷ روزه و کاهش زمان اجرای طرح ایران به ۲ روز، نشان میدهد میانجیها در حال جستوجوی راهی برای عبور از این بنبست هستند. با این حال، تا اول نوامبر (۱۰ آبان) هیچ توافق نهایی اعلام نشده است.
در نتیجه، انتخابات ۱۲ آبان به یک نقطه عطف برای دیپلماسی تبدیل شده است: اگر طرفین پیش از آن بر سر ترتیب اجرای تعهدات به تفاهم برسند، امکان مهار بحران وجود دارد؛ در غیر این صورت، با توجه به آمادگیهای نظامی و تهدیدهای متقابل، خطر بازگشت جنگ همچنان جدی خواهد بود.
