در روزهایی که جنگ، نگرانی و نااطمینانی می‌تواند آدم‌ها را به خلوت‌هایشان عقب براند، تجمعات شبانه خیابانی فرصتی برای کنش اجتماعی و تجربه همبستگی است. اما چگونه می‌توان از این ظرفیت، فراتر از چند ساعت حضور و ابراز احساسات، بهره گرفت؟ آیا تجمعات شبانه می‌تواند به جایی برای گفت‌وگو درباره مسائل واقعی جامعه، آینده ایران و مسئولیت‌های ایرانیان تبدیل شود؟
جایی ‌که طیف‌های مختلف مردم گرد یک مفهوم مشترک جمع شده‌اند، مهم‌ترین بستر عینیت یافتن وحدت است؛ اما این حضور صرف ممکن است به یکدستی و ریزش سلیقه‌های مختلفی که ظهور و بروزی نداشته‌اند بینجامد. تداوم و تنوع و توسعه این حضور نیازمند تعمیق بیشتری است که ممکن است با توقف در شور و شعار حاصل نشود.علاوه بر سخنرانی‌های روشنگر، تعمیق خیابان نیاز به بستری برای گفت‌وگو دارد که تفاوت‌ها را در بستر وحدت به نمایش بگذارد و بی‌آنکه تفاوت‌ها انکار شوند، زمینه هم‌فکری فراهم شود تا وحدت را در عین کثرت تجربه کنند. جامعه متکثری که ممکن است همه یکسان فکر نکنند، پرسش‌های مشابهی نداشته باشند و درباره همه مسائل به یک نتیجه نرسند؛ اما این ضرورت را درک کرده‌اند که درباره مسائلشان با یکدیگر حرف بزنند و در مسائل اساسی کشورشان ید واحده باشند.از سوی دیگر اجتماعات مردمی ظرفیت عظیمی دارند که عمدتاً در حضور و پرچم‌گردانی خلاصه شده و استفاده بهینه از این ظرفیت در گرو مشارکت دادن آن‌هاست که بدون گفت‌وگو و تبادل نظر با خود مردم محقق نمی‌شود. مردم می‌توانند درباره نقش‌آفرینی خود در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و حتی سیاسی و امنیتی گفت‌وگو کنند و راه‌های فعال‌سازی ظرفیت‌های انسانی تجمعات را به بحث بگذارند.اگرچه جنگ معمولاً با خط مقدم و نیروها و تجهیزات نظامی شناخته می‌شود، اما زندگی جنگی در پشت جبهه هم جریان دارد. جنگ به خانه، محل کار، مدرسه، بازار و محله راه پیدا می‌کند و تأثیرش را نشان می‌دهد. اینجاست که هر عضو جامعه بخشی از داستان روزهای جنگ می‌شود و به تناسب توانایی، موقعیت و حرفه‌اش سهمی در آن می‌یابد.گفت‌وگو در تجمعات می‌تواند این نقش‌ها را آشکار کند. مردم از تجربه‌های خود بگویند، نیازهای یکدیگر را بشناسند و ببینند که چگونه کارهای به‌ظاهر کوچک و روزمره، به تداوم زندگی اجتماعی کمک می‌کند. محله بهترین جایی‌ است که این گفت‌وگوها می‌تواند از سطح کلیات عبور کند و ظرفیت‌های مردمی را برای حل مسائل مشترک به فعلیت برساند.
گفت‌وگو با خیابان به برنامه‌های پیچیده و عمیق نیاز ندارد؛ یک گفت‌وگوی کوتاه و طرح پرسشی روشن در بستری با امکان مشارکت چند نفر، می‌تواند نقطه شروع باشد. می‌توان هر شب موضوعی مشخص را به بحث گذاشت؛ از زندگی روزمره و خاطرات جنگ گرفته تا نقش خانواده و محله در بحران و تصویر ایران پساجنگ. می‌توان از مردم خواست تجربیاتشان را به اشتراک بگذارند، مسائلشان را بیان کرده یا راه‌حلی عملی پیشنهاد کنند.یکی از موضوعاتی که می‌تواند پای گفت‌وگوهای واقعی را به اجتماعات باز کند، اقتصاد دوران جنگ است و گفت‌وگو درباره پرسش‌های ساده اما مهمی که وجود دارد: خانواده چگونه می‌تواند مصرف خود را مسئولانه‌تر مدیریت کند؟ کاسب محله چگونه معادله انصاف و کسب‌وکار را برقرار کند؟ چه ظرفیت‌هایی برای تولید و گردش مالی محلی و شکل‌گیری بازارچه‌ها یا تعاونی‌های محلی وجود دارد؟ و چگونه می‌توان کمک‌های مردمی را به نیازهای واقعی پیوند زد؟
پاسخ این پرسش‌ها را نمی‌توان فقط از پشت تریبون اعلام کرد. بخشی از پاسخ نزد خود مردم است؛ نزد کسی که کسب‌وکاری کوچک را اداره می‌کند یا با کمترین سرمایه موفق به تولید محلی شده، خانم خانه‌داری که چراغ آشپزخانه‌اش را در گرانی و محدودیت روشن نگه داشته و پیرمردی که خیرات مردم را به هدف مستحقش می‌رساند.اما شاید مهم‌ترین موضوع گفت‌وگو، سخن گفتن از آینده و چشم‌انداز پساجنگ است؛ اینکه تصویر جهان، کشور، ‌شهر و محله ما پس از جنگ چگونه خواهد بود یا چگونه باید باشد و نقش تک‌تک ما در ساخت ایران آینده چیست. ایرانی که صرفاً با بازسازی زیرساخت‌هایش ساخته نمی‌شود و نقشه جدیدی نیاز دارد برای بازسازی اجتماعی و سیاسی متناسب با جایگاه جدیدش و در تراز مردمش.

در روزهایی که جنگ، نگرانی و نااطمینانی می‌تواند آدم‌ها را به خلوت‌هایشان عقب براند، تجمعات شبانه خیابانی فرصتی برای کنش اجتماعی و تجربه همبستگی است.

زمان مطالعه: ۳ دقیقه

منبع: روزنامه قدس