نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل در تحلیلی از ریشههای طوفانالاقصی، این رویداد را در بستر تاریخی اشغال فلسطین، محاصره غزه و سیاستهای اسرائیل در قبال فلسطینیان بررسی کرد و گفت بدون توجه به این زمینهها، نمیتوان به درک کاملی از علل این عملیات رسید.
«جان مرشایمر» استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو با انتقاد از روایت رایج اسرائیل و حامیان غربی آن درباره عملیات «طوفانالاقصی» در هفتم اکتبر 2023، تأکید کرد که برای فهم ریشههای این حمله باید تاریخ شکلگیری اسرائیل، آوارگی فلسطینیان، محاصره غزه و عملیاتهای نظامی پیشین علیه این منطقه را بررسی کرد. او همچنین با تفکیک مسئله مقاومت مسلحانه از کشتار غیرنظامیان، گفت که اصل مقاومت در برابر اشغال غیرقانونی از منظر حقوق بینالملل مشروع است.مرشایمر با طرح این پرسش که «چرا حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به اسرائیل حمله کرد؟»، گفت که بخش عمده بحثها در اسرائیل و غرب بر جزئیات حمله، علت غافلگیری اسرائیل و پیامدهای منطقهای آن متمرکز بوده، اما ریشههای تاریخی و سیاسی این رویداد کمتر مورد توجه قرار گرفته است.او روایت اسرائیل و حامیان غربی آن را که حماس را با »نازیها» مقایسه میکند و عملیات طوفانالاقصی را در چارچوب هولوکاست و یهودستیزی قرار میدهد، برای توضیح علل عمیق این رویداد ناکافی دانست. این استاد دانشگاه گفته بررسی این حمله مستلزم توجه به تاریخ مناقشه فلسطین و اسرائیل و شرایطی است که پیش از اکتبر ۲۰۲۳ بر غزه حاکم بود.
از شکلگیری اسرائیل تا آوارگی فلسطینیان این استاد علوم سیاسی با رد روایت تاریخی صهیونیستها با عنوان «سرزمینی بدون مردم برای مردمی بدون سرزمین»، گفت که فلسطین در زمان آغاز مهاجرت گسترده صهیونیستها، جمعیت بومی قابلتوجهی داشت و حدود سال ۱۹۰۰، نزدیک به ۹۶ درصد جمعیت منطقه، عرب یا فلسطینی بودند و در سال ۱۹۴۷ نیز فلسطینیان حدود ۷۰ درصد جمعیت را تشکیل میدادند.مرشایمر استدلال کرد که رهبران صهیونیسم به دنبال ایجاد دولتی با قلمرو گسترده بودند و تحقق این هدف در سرزمینی که جمعیت بومی آن با واگذاری خانهها و زمینهای خود موافق نبود، به درگیری و مقاومت منجر میشد.او برای توضیح این مسئله به اظهارات «دیوید بنگوریون» نخستین نخستوزیر اسرائیل، استناد کرد. بنگوریون در یکی از نقلقولهایی خود گفته بود: «اگر من رهبر عربها بودم، هرگز با اسرائیل به توافق نمیرسیدم.» نظریهپرداز آمریکایی همچنین به نقل دیگری از بنگوریون اشاره کرد که بر اساس آن، اعراب میدانستند صهیونیستها به سرزمینشان آمده و آن را از آنان گرفتهاند.مرشایمر گفت این اظهارات نشان میدهد که رهبران صهیونیست از ابتدا نسبت به دلایل مقاومت فلسطینیان آگاهی داشتند.او با اشاره به جنگ ۱۹۴۸ و تأسیس اسرائیل افزود که حدود ۷۰۰ تا ۷۵۰ هزار فلسطینی در جریان آن جنگ آواره شدند یا از خانههای خود رانده شدند و شمار زیادی از آنان به نوار غزه پناه بردند. بخشی از جمعیت کنونی غزه را آوارگان آن دوره و فرزندان آنان تشکیل میدهند.مرشایمر همچنین گفت که پس از جنگ ۱۹۶۷ و قرار گرفتن نوار غزه و کرانه باختری تحت کنترل اسرائیل، مسئله جمعیت فلسطینیان در سراسر این محدوده همچنان یکی از چالشهای اصلی مناقشه باقی ماند.
راهبرد اسرائیل در مواجهه با فلسطینیانمرشایمر در ادامه، سه رویکرد را برای توضیح نحوه مواجهه صهیونیسم و اسرائیل با جمعیت فلسطینی برشمرد که شامل «اعمال قدرت نظامی برای وادار کردن فلسطینیان به تسلیم، پاکسازی قومی و محدود کردن آنان به مناطق محصور و جداافتاده» است.او نخستین رویکرد را به نظریه «دیوار آهنین» که توسط «زیو ژابوتینسکی» نظریهپرداز صهیونیسم در سال ۱۹۲۳ مرتبط دانست؛ نظریهای که بر استفاده از قدرت برای درهم شکستن مقاومت فلسطینیان استوار بود.این استاد دانشگاه شیکاگو دومین رویکرد را با آوارگی گسترده فلسطینیان در سال ۱۹۴۸ توضیح داد و گفت که تلاش برای بیرون راندن فلسطینیان از غزه و کرانه باختری و انتقال آنان به کشورهای همسایه نیز باید در همین چارچوب بررسی شود.مرشایمر سومین رویکرد را محصور کردن فلسطینیان در مناطق جداافتاده دانست و نوار غزه را نمونهای از این وضعیت توصیف کرد. او همچنین استدلال کرد که اسرائیل هیچگاه علاقه جدی و پایداری به راهحل دو دولتی نداشته و هدف صهیونیستها ایجاد «اسرائیل بزرگ» بود، نه زندگی مسالمتآمیز.
محاصره و انزوای شدید غزهمرشایمر با تمرکز بر تاریخ غزه گفت که اسرائیل در جنگ ۱۹۶۷ کنترل این منطقه را به دست گرفت و در سالهای بعد شهرکهای اسرائیلی را در آن ایجاد کرد. در سال ۲۰۰۵، «آریل شارون» نخستوزیر وقت اسرائیل، شهرکنشینان را از غزه خارج کرد و در سال ۲۰۰۷، حماس کنترل این منطقه را به دست گرفت.او روایت خروج شهرکنشینان با هدف فراهم کردن زمینه تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی را رد کرد و به اظهارات «داو وایسگلاس» مشاور ارشد شارون، استناد کرد که بر توقف روند سیاسی و حفظ وضع موجود تأکید داشت.به گفته این استاد دانشگاه، پس از به قدرت رسیدن حماس، اسرائیل محاصره غزه را تشدید کرد و محدودیتهای گستردهای بر ورود کالاها و مواد غذایی اعمال شد. او همچنین به ترور شیخ «احمد یاسین» از بنیانگذاران حماس، در سال ۲۰۰۴ اشاره کرد و گفت هدف قرار دادن رهبران فلسطینی و عملیاتهای نظامی دورهای، در کنار محاصره، از ابزارهای مورد استفاده اسرائیل در مواجهه با غزه بودهاند.مرشایمر این عملیاتها را با اصطلاح «چمنزنی» توضیح داد؛ تعبیری که به عملیاتهای دورهای اسرائیل برای تضعیف توان نظامی گروههای فلسطینی اشاره دارد.او برای نشان دادن ابعاد تلفات این عملیاتها، به دو مورد اشاره کرد: عملیات «سرب گداخته» در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ و عملیات «لبه محافظ» در سال ۲۰۱۴. در عملیات نخست ۱۳۹۱ فلسطینی و در عملیات دوم ۲۲۰۳ فلسطینی به شهادت رسیدند.مرشایمر این ارقام را با شمار کشتهشدگان ۷ اکتبر مقایسه کرد که در آن حدود ۱۱۰۰ اسرائیلی کشته شدند.
تلاش مقاومت برای آزادی و بازپسگیری سرزمینمرشایمر در بخش دیگری از سخنان خود، عملیات طوفانالاقصی را در چارچوب شرایط حاکم بر غزه و مناقشه تاریخی بر سر سرزمین فلسطین تحلیل کرد.او با اشاره به دیدگاههای «نورمن فینکلشتاین» پژوهشگر آمریکایی، گفت فینکلشتاین این رویداد را به نوعی «شورش بردگان» تشبیه کرده و برای توضیح این قیاس، به شورش بردگان در جنوب آمریکا به رهبری «نات ترنر» در سال ۱۸۳۱ اشاره کرده است.این استاد دانشگاه با استفاده از این تشبیه، استدلال کرد که برای فهم انگیزههای حمله باید به شرایط زندگی فلسطینیان در غزه، محدودیتهای ناشی از محاصره و چشمانداز آنان برای آینده توجه کرد. او گفت که حماس در پی دو هدف اصلی بود: رهایی از وضعیت موجود و بازپسگیری سرزمینهایی که فلسطینیان در جریان شکلگیری اسرائیل از دست دادهاند.نظریهپرداز آمریکایی با رد مقایسه حماس با نازیها گفت که انگیزههای این گروه را باید در زمینه تاریخی مناقشه فلسطین و اسرائیل بررسی کرد. او همچنین گفت که خواست حماس برای کنترل تمام سرزمین فلسطین، از نگاه اسرائیل پذیرفتنی نیست اما سابقه آوارگی و از دست دادن سرزمین، برای فهم دیدگاهها و رفتار این گروه اهمیت دارد.
مشروعیت مقاومت مسلحانه در حقوق بینالمللمرشایمر در بخش پایانی سخنان خود، مسئله هفت اکتبر را از منظر حقوق بینالملل مطرح کرد و گفت که عملیات حماس به دلیل اشغالگری غیرقانونی از سوی اسرائیل، از نظر حقوق بینالملل مجاز بوده است.او با این حال، میان اصل مقاومت مسلحانه در برابر اشغال و نحوه اجرای عملیات نظامی تمایز گذاشت و گفت این دو موضوع نباید با یکدیگر خلط شوند.استاد دانشگاه شیکاگو در پایان صحبتهای خود، از مخاطبان خواست برای درک بهتر ریشههای هفت اکتبر، تاریخ تأسیس اسرائیل و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی غزه پیش از این رویداد را مطالعه کنند.
