جنگی که ترامپ مدعی شده بود آن را با ضربه‌ای قاطع به پایان می‌رساند، اکنون با تاب‌آوری و توان موشکی ایران به جنگی فرسایشی تبدیل شده و ایران توانسته موازنه قوا را تغییر دهد و آن را تا آستانه پیروزی پیش ببرد.

به گزارش مشرق، روزنامه فلسطینی الایام در تحلیلی نوشت: تا این لحظه می‌توان گفت که ایران، علیرغم ویرانی‌ها و خساراتی که دیده و پس از تمام خساراتی که محور مقاومت در منطقه متحمل شده است، در دستیابی به سه چهارم یک پیروزی شگفت‌انگیز و غیرمنتظره موفق بوده است، آمریکا نه تنها با تأمین سلاح، پشتیبانی لجستیکی و حمایت سیاسی در جهان، از اسرائیل در جنگ علیه این محور حمایت کرد، بلکه به شکل مستقیم در فصل پایانی جنگ شرکت کرد، تا جایی که از آوریل گذشته با ایران وارد جنگ شده و اسرائیل را رها کرده تا به جنگ خود علیه حماس در جبهه جنوبی و حزب‌الله در جبهه شمالی ادامه دهد.

در مورد چگونگی ارزیابی اینکه ایران به سه چهارم یک پیروزی دست یافته، می‌توان گفت این مساله ناشی از این واقعیت است که این کشور در ۲ جنگ پیاپی با قدرتمندترین کشور جهان به همراه قوی‌ترین قدرت منطقه‌ای روبه‌رو شد، اولی در ژوئن ۲۰۱۵ بود که ۱۲ روز به طول انجامید و دومی از ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل همان سال رخ داد اما ایران آنگونه که دشمن تا دندان مسلح به تمام عناصر قدرت نظامی، برنامه‌ریزی کرده بود، تسلیم این ضربه کوبنده نشد بنابراین با خنثی کردن تاکتیک دشمن برای پیروزی با یک حمله سریع و قاطع، نیمی از این پیروزی را به دست آورد، سپس به مقاومت در برابر روند جنگ که پس از آوریل، با تاکتیک مذاکره همراه با فشار نظامی در پیش گرفت، ادامه داد. این فشار نظامی با تهدیدهای پی در پی و اجرای عملیات نظامی محدود به ویژه در تنگه هرمز، استقرار کشتی‌های نیروی دریایی آمریکا، بمباران شهرهای ساحلی ایران در نزدیکی این تنگه، تعقیب کشتی‌ها و قایق‌های ایرانی در آب‌های خلیج فارس و همچنین بمباران جزایر ایرانی و پالایشگاه‌های نفت آنها و در نهایت با مقابله با آنچه واشنگتن عملیات «تحریم اقتصادی» می‌نامید و اعمال محاصره دریایی بر تجارت خارجی ایران اعمال شد.

به این شکل با گذشت زمان که اکنون هشت ماه از جنگ چهل روزه گذشته، ایران ابتدا تفاهم‌نامه‌ای را به نفع خود تحمیل کرد اما دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به سرعت از آن طفره رفت و در ادامه تاکید کرد که ادامه جنگ از چارچوب تاکتیک‌های ایران که اساس آن کشاندن آمریکا و اسرائیل به یک جنگ فرسایشی طولانی مدت است، منحرف نمی‌شود اما از آنجا که جنگ دیگر فقط نظامی نیست بلکه در وهله اول به یک جنگ اقتصادی تبدیل شده است، این همان چیزی است که خود ترامپ نیز به آن اعتراف کرد، او بارها مدعی شده که «ایران از محاصره اقتصادی در حال خفه شدن است»، اما ایران در این زمینه نیز تنها بر مقاومت تکیه نکرد یا به عبارت دقیق‌تر به تجربه و روش‌های قبلی خود در تحمل محاصره اقتصادی و دور زدن آن تا حدودی از طریق تجارت زمینی و تکیه بر چین، روسیه و دیگران تکیه نکرد بلکه مواجه شد که بر تجارت جهانی تاثیر دارد و موجب تورم در خود اقتصاد آمریکا شده است.

طبق ارزیابی‌های ما ایران به سه چهارم پیروزی دست یافته است و از نظر ما برای پیروزی کامل که لزوماً به معنای ورود ارتشش به واشنگتن یا تل‌آویو نیست، تنها کافی است که به شکل خروج از جنگ با کنترل تنگه هرمز -اگر با توافقی بسیار بهتر از توافق ۲۰۱۵ نباشد- با آزادسازی دارایی‌های مسدود شده‌ ایران و لغو تحریم‌های بین‌المللی علیه آن و همچنین با شکست پروژه «اسرائیل بزرگ» و شکست طرح آواره کردن ساکنان غزه و اشغال مناطقی در جنوب لبنان و غزه که آن سوی خط زرد نامیده می‌شود، باشد.

تنها چند روز دیگر باقی مانده تا همه چیز آشکار شود و منظور ما نتیجه انتخابات کنست (پارلمان رژیم صهیونیستی) در چند روز آینده و انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا در ۲ هفته آتی است.

اوضاع در آمریکا به سمتی پیش می‌رود که ترامپ در نیمه باقی‌مانده دوره ریاست جمهوری‌اش با کاهش قدرتش در تنگنا قرار گیرد. قدرتی که نه تنها بر سلطه‌اش بر کاخ سفید بلکه بر اکثریت حزب جمهوری‌خواه او در هر ۲ مجلس قانونگذاری - سنا و مجلس نمایندگان متکی است، همه نشانه‌ها حاکی از آن است که حزب جمهوری‌خواه ترامپ اکثریت خود را در مجلس نمایندگان از دست خواهد داد. در مورد سنا، اعضای آن برای دوره‌های ۶ ساله انتخاب می‌شوند و هر دو سال یک سوم از اعضا برای انتخابات آماده می‌شوند. بنابراین، یک سوم از اعضای سنا در انتخابات میان‌دوره‌ای و یک سوم دیگر در انتخابات عمومی تمدید می‌شوند. انتخابات ریاست جمهوری و غیره به این معنی است که از آمریکایی‌ها دعوت می‌شود تا همه اعضای مجلس نمایندگان (۴۳۵) و یک سوم اعضای سنا یا ۳۵ نفر از ۱۰۰ عضو را انتخاب کنند.

قدرت ترامپ پس از سوم نوامبر ضعیف‌تر نیز خواهد شد چراکه حزب او تقریبا به طور قطع اکثریت خود را در مجلس نمایندگان به حزب دموکرات که جناح اجتماعی چپ آن بسیار تأثیرگذار شده و به مخالفت شدید با سیاست‌های داخلی و خارجی ترامپ شناخته می‌شود، از دست خواهد داد. همچنین به نظر می‌رسد نبرد انتخاباتی برای اکثریت سنا شدید باشد. اگر حزب ترامپ اکثریت خود را در هر ۲ مجلس کنگره از دست بدهد، ترامپ دوره دوم خود را به عنوان یک کارمند بی‌قدرت کاخ سفید به پایان خواهد رساند، وضعیتی که معمولا به عنوان یک رئیس جمهور "اردک لنگ" از آن یاد می‌شود. به طور کلی تاریخچه آمریکا نشان می‌دهد حزب رئیس جمهور معمولا در انتخابات میان دوره‌ای شکست می‌خورد و در کل ترامپ پس از سوم نوامبر در مقابله با ایران ضعیف‌تر خواهد بود.

رژیم صهیونیستی نیز با مجموعه‌ای از انتخابات نزدیک و رقابتی روبه‌رو است که مهم‌ترین نکته‌اش این است که انتخابات کنست منجر به فلج داخلی خواهد شد چراکه هیچ یک از ۲ بلوک به خصوص با قدرت رو به رشد احزاب عرب، قادر به تشکیل کابینه نخواهند بود و پیش‌بینی می‌شود تعداد فعلی کرسی‌های آنها در کنست، از ۱۲ تا ۱۴ کرسی هشت کرسی فراتر رود. بنابراین، به احتمال زیاد این رژیم تنها با سه گزینه روبه‌رو خواهد شد که هر سه ناخوشایند هستند: اولی بازگشت به صندوق‌های رأی و ورود به هزارتوی بلاتکلیفی، همانطور که در سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ اتفاق افتاد، زمانی که چهار انتخابات تنها در ۲ سال برگزار شد، دومی تشکیل یک کابینه جایگزین برای ائتلاف فاشیستی فعلی با تکیه بر حمایت خارجی اعراب یا یک شبکه حمایتی همانطور که پس از انتخابات ۱۹۹۲ اتفاق افتاد و حزب کارگر و مرتس ۵۶ کرسی به دست آوردند و یک شبکه حمایتی از ۵ نماینده عرب فراهم شد تا بتواند از اکثریت نصف به علاوه ۱ برخوردار شود و توافق اسلو با سازمان آزادیبخش فلسطین امضا شد و گزینه سوم که چند روز پیش درباره آن صحبت شد و آن تشکیل دولت وحدت "ملی" از میان حزبی که انتظار می‌رود بیشترین تعداد کرسی را در کنست داشته باشند و آنها لیکود و یشار به ریاست بنیامین نتانیاهو و گادی آیزنکوت هستند.

اما این کابینه به زحمت کمتر از پنجاه نماینده از هر ۲ حزب خواهد داشت بنابراین آنها به شرکای دیگری نیاز دارند، به ویژه که برای آیزنکوت به دلیل موضوع سربازی تقریبا غیرممکن است با حریدی‌ها همکاری کند، تنها گزینه باقی مانده موافقت با همکاری با بن گویر و اسموتریچ است، به این شکل حزب او در ائتلاف در اقلیت خواهد بود و او به یکی از احزاب مخالف برای همکاری با خود نیاز دارد و با توجه به اینکه همه احزاب اپوزیسیون، مخالف دولتی یکپارچه با نتانیاهو هستند، این امر بعید به نظر می‌رسد.

وضعیت رژیم صهیونیستی همچنان بیشتر به آمریکا وابسته است و اگر اوضاع طبق شرایط فعلی پیش برود، این رژیم اغلب مجبور به توقف -واگر نگوییم عقب‌نشینی- نه تنها در جنگ با ایران بلکه در کرانه باختری، سپس در غزه و سپس در لبنان است. آنچه تکمیل پیروزی در سه ماهه آخر را متوقف می‌کند این است که یک رویداد تکان‌دهنده رخ دهد که ورق را برگرداند و مسیر را تغییر دهد و از آنجایی که آمریکا و اسرائیل تمام ابزارهای جنگی و تمام امکانات را برای باز کردن هرمز و کوچاندن امتحان کرده‌اند، چیزی جز سلاح هسته‌ای باقی نمانده است که استفاده از آن غیرممکن به نظر می‌رسد.

ترامپ که از اکثر کشورهای جهان التماس می‌کرد تا اراده ایران را بشکنند و حتی اوکراین را همانند لقمه‌ای آسان در ازای گازوئیل به روسیه پیشنهاد داد، در مواجهه با این بن‌بست چیزی جز «مادر همه بمب‌ها» که با آن تهدید می‌کند، در دست ندارد، بمبی که باعث تخریب افقی می‌شود اما از استحکامات کوه کلنگ عبور نمی‌کند، ایران با «پدر موشک‌ها» به او پاسخ می‌دهد، به طوری که این انگشت گزیدن تا سوم نوامبر آینده ادامه خواهد داشت.