تهران- ایرنا- برگزاری نشست تخصصی نشست «دادو ستد سینما و شعر» در آخرین روز چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، اکران فوق‌العاده پنج سانس در این روز و بازدید مدیرعامل تصویرشهر از خانه جشنواره از اخبار امروز این رویداد است.

به گزارش ایرنا از ستاد اطلاع‌رسانی و ارتباطات چهل و سومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، نخستین نشست تخصصی نشست‌های «۴۳_۲۰» در آخرین روز این رویداد با عنوان «دادوستد سینما و شعر» با تدریس عبدالجبار کاکایی و با اجرای وحید رونقی امروز چهارشنبه ۲۹ مهر در پردیس سینمایی ملت برگزار شد.

عبدالجبار کاکایی شاعر و ترانه‌سرا، در ابتدای نشست با بررسی دگرگونی رفتار آدمی زیر فشار کشش‌های عاشقانه گفت: انسان در وضعیت عادی با تکیه بر عقلانیت و سنجش سود و زیان برای زندگی خود تصمیم می‌گیرد، اما با ورود عشق، صفت‌ها و معیارهای زیبایی‌شناختی زیرورو می‌شوند؛ ترسوها شجاع می‌شوند، رفتارها تغییر می‌کند و نگاه فرد به کل جهان عوض می‌شود. این دگرگونی بنیادین یکی از درخشان‌ترین مضمون‌های دیوان شمس است و من به فیلم‌نامه‌نویسان و قصه‌نویسان توصیه می‌کنم حتماً غزل‌های مولانا را بخوانند، زیرا برخی از آن‌ها کاملاً ساختار روایی دارند و نشان می دهد که چطور عشق آدم را جسور می‌کند.

این شاعر با تأکید بر هم‌پوشانی الگوهای کلاسیک با تکنیک‌های مدرن فیلم‌سازی افزود: روایت مولانا درست شبیه فیلم‌های امروزی از پایان شروع می‌شود یعنی تصویر آغازین، صحنه‌ فرو رفتن پای خواجه در گل است و با یک بیت که «خواجه را در کوی ما در گل فرورفته است پای» سرنوشت را اعلام می‌کند و سپس به گذشته بازمی‌گردد تا نشان دهد که این آدم چطور دامن‌کشان بر عاشقان فخر می‌فروخت و در مستی ثروت و جایگاه با سرنوشت کلنجار رفته است. در ادامه‌ شعر، چگونگی آفت‌زدگی روح انسان از راه چاپلوسی گدایان و مداحی شاعران که کبر و خودبزرگ‌بینی را در ضمیر ناخودآگاه بیدار می‌کند به زیبایی نشان داده شده و این دقیقاً همان ظرفیت پیوند میان روایت ادبی و تصویر سینمایی است.

کاکایی با گره زدن این مبحث روایی به پیشینه‌ پژوهش‌های میان‌رشته‌ای در ایران، به کتاب «مشت در نمای درشت» اثر سیدحسن حسینی اشاره کرد و گفت: در حوزه‌ پیوند سینما و ادبیات آثار گوناگونی نوشته شده، اما یکی از بهترین و کاربردی‌ترین کارها اثر سیدحسن حسینی است؛ شاعری که همراه با قیصر امین‌پور از نخستین هم‌نشینان من در جلسات حوزه‌ هنری بودند و دست روزگار هر دو را زود از میان ما برد.

وی ادامه داد: سیدحسن حسینی که به ساختن ترکیب‌ها و عبارت‌های زبانی ویژه حتی در مواجهات تندش شهرت داشت، در این کتاب با بینشی دقیق به موشکافی حضور ادبیات در سینما پرداخت و نشان داد که چگونه زبان و ساختار داستان می‌تواند به یاری هنرهای تصویری بیاید.

کاکایی در ادامه‌ این بحث، با ذکر جزئیات بیشتری از حکایت پادشاه و جادوگر در مثنوی معنوی و انطباق آن با سینمای مدرن جهان افزود: در آن حکایت مثنوی، وقتی پادشاه با افسون جادوگر به خواب می‌رود، خودش را در بیابانی خشک و سوزان می‌یابد که سه شبانه‌روز در آن سرگردان است؛ او در آنجا با زنی فقیر و زحمتکش روبه‌رو می‌شود که به کمکش می‌آید و زندگی تازه‌ای را با تمام رنج‌ها، سختی‌ها، بچه‌داری و تلاش برای امرار معاش با او آغاز می‌کند، سال‌ها می‌گذرد و او صاحب فرزندانی می‌شود، در حالی که تمام آن مدت فراموش کرده بود روزی پادشاه بوده است.

وی ادامه داد: این روایت دقیقاً همان بن‌مایه‌ای است که سال‌ها بعد سینمای هالیوود در فیلمی مثل «مرد خانواده» (The Family Man) با بازی نیکلاس کیج به تصویر می‌کشد؛ جایی که قهرمان داستان در نقطه‌ عطف زندگی تجاری و موفقش، ناگهان سر از زندگی موازی دیگری درمی‌آورد که اگر مسیر دیگری را انتخاب کرده بود، نصیبش می‌شد.

این شاعر و ترانه‌سرا با تأکید بر اینکه بسیاری از الگوهای روایی و سینمایی جهان ریشه در متون کهن ادبیات فارسی دارند، خاطرنشان کرد: اینکه سینمای امروز جهان تا این حد به مباحث روان‌شناختی، زیست‌های موازی و حسرت‌های انسانی گرایش پیدا کرده، نشان‌دهنده‌ عمق ایده‌هایی است که پیش‌تر شاعران و عارفان ما در قالب تمثیل‌ها و حکایت‌ها بیان کرده بودند؛ و کتاب‌هایی نظیر «مشت در نمای درشت» اثر زنده‌یاد سیدحسن حسینی، دقیقاً به همین نقطه‌های اتصال میان ساختار شعر، استعاره، تکنیک‌های سینمایی مانند کات دادن و مونتاژ و شیوه‌های روایت‌گری می‌پردازد تا نشان دهد ادبیات و سینما تا چه اندازه نیازمند یکدیگرند و چگونه می‌توانند به یاری خلق آثار ماندگار بیایند.

کاکایی در ادامه‌ این روایت با جزئیات آن حکایت تمثیلی در مثنوی افزود: پادشاه در آن زندگی موازی و ساختگی، پیشنهاد ازدواج زن روستا را قبول می‌کند و با او تشکیل خانواده می‌دهد؛ زندگی با همه‌ سختی‌ها و شدت گرسنگی ادامه پیدا می‌کند تا جایی که صاحب ده فرزند می‌شوند، اما قحطی شدیدی از راه می‌رسد، همه‌جا را مرگ فرا می‌گیرد و آدم‌ها دست به خودکشی می‌زنند.

وی ادامه داد: پدر در اوج استیصال تصمیم می‌گیرد خودش و بچه‌هایش را در آتش بسوزاند تا مرگ را دور بزنند، اما مرد پیش از آنکه شعله‌ها بچه‌ها را ببلعند از خواب بیدار می‌شود و می‌بیند هنوز روی تخت پادشاهی نشسته است و جادوگران مشغول نمایش‌اند.

این شاعر با اشاره به فرجام تلخ این بیداری خاطرنشان کرد: پادشاه با چشمان گریان و دلی اندوهگین از تخت پایین می‌آید، تخت سلطنت را ترک می‌کند و با زحمت فراوان به همان بیابان می‌رود تا نشانه‌ای از آن زن و زندگی پیدا کند، اما با ویرانه‌ای روبه‌رو می‌شود که در پی قحطی، همه چیز در آتش سوخته است؛ از جمله مردی که با ده فرزند جوانش طعمه‌ حریق شده بودند. پادشاه در پی این تجربه‌ سنگین و رنج‌های عظیم دچار افسردگی شدیدی می‌شود.

اخباری از جشنواره فیلم کوتاه تهران؛ «دادوستد سینما و شعر»/ اکران فوق‌العاده پنج سانس

کاکایی در ادامه با طرح این پرسش که چنین ایده‌ای چگونه از قرن یازدهم هجری و ابیات بیدل دهلوی به سینمای هالیوود راه یافته است، گفت: این قصه‌ها و ایده‌های مربوط به تجربه‌ زندگی مجدد و زیست‌های موازی، نیاز به ریشه‌یابی دقیق دارد تا مشخص شود آیا از متون و خانه‌های مسیحی گرفته شده‌اند یا از قصه و اسطوره‌های سرزمین هند؛ چرا که بیدل در دهلی می‌زیست و شعرش یکی از استوارترین منظومه‌های تاریخ ادبیات فارسی است.

این هنرمند با اشاره به بازتاب بن‌مایه‌های اسطوره‌ای و ادبی در سینمای جهان و مقایسه‌ آن با مفاهیم فلسفی، به تحلیل فیلم‌های فانتزی با رویکرد نظم کیهانی پرداخت و افزود: فیلم «بروس قدرتمند» با بازی جیم کری که در آن انسانی عادی برای مدتی از قدرت بالایی برخوردار می شود دقیقا مفهوم قانون کارما، اثر پروانه‌ای و به هم پیوستگی امور را به تصویر می‌کشد؛ مفهومی که نشان می‌دهد چگونه کوچک‌ترین تصمیمات، اتفاقات یا حتی امتناع از انجام یک کار ساده می‌تواند پیامدهای کلانی در مقیاس تاریخ و جهان به همراه داشته باشد.

این شاعر و ترانه‌سرا در ادامه اظهار کرد: نسل ما جوانی و زندگی‌اش را صرف تحولات عظیم و برپایی ساختار جدید در کشور کرد و امروز در مواجهه با نسل جدید، باید پاسخگوی مسیری باشد که برای این سرزمین و فرزندانش رقم زده است.

کاکایی با تأکید بر اینکه روایت ادبی اثرگذار باید از تجربه‌ زیسته‌ خود نویسنده و نگاه او به جهان ریشه بگیرد، گفت: آدم‌ها را نباید وادار کرد شبیه هم باشند یا احساساتشان را به یک شکل نشان بدهند. هرکس محصول زیست فردی و اجتماعی خودش است؛ تجربه‌هایی که از سر گذرانده و چیزهایی که دیده، بر نگاه و بیانش اثر می‌گذارند. به‌جای تقلید از دیگران، بهتر است به خود واقعی‌مان نزدیک شویم و همان را روایت کنیم.

وی با اشاره به تفاوت میان نام‌بردن از یک احساس و ساختن تصویر برای آن توضیح داد: ممکن است کسی در یک جمله بگوید غمگین شدم یا گریه کردم، اما ادبیات و سینما می‌توانند موقعیتی بسازند که مخاطب خودش آن اندوه را حس کند. مثلا شما اشعار نظامی را ببینید، چه تصویر سازی‌های درجه یکی دارد، به باور من او اولین فیلمنامه نویس ایرانی است.

کاکایی سپس منوچهری را نمونه‌ای از شاعران توانمند در تصویرسازی دانست و با شرح روایتی از شعر او درباره‌ باغ انگور گفت: شاعر، باغ و چیدن انگورها را به صحنه‌ای زنده و نمایشی تبدیل می‌کند؛ انگار درختان با هم حرف می‌زنند.

وی در پایان به تصویرگری حافظ اشاره و عنوان کرد: برخی از بیت‌های او چنان تصویر روشنی می‌سازند که گویی با یک نقاشی روبه‌رو هستیم؛ ظرفیتی که نشان می‌دهد شعر، با تکیه بر جزئیات و تصویر، می‌تواند صحنه‌ای کامل را در ذهن مخاطب خلق کند.

فرزاد حسنی مجری اختتامیه جشنواره فیلم کوتاه تهران شد

آیین اختتامیه چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران پنجشنبه ۳۰ مهر در برج میلاد تهران برگزار می‌شود.

مراسم اختتامیه چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۸ در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار و برگزیدگان بخش‌های مختلف این رویداد سینمایی معرفی خواهند شد.

آیین پایانی این دوره از جشنواره با حضور سینماگران، مهمانان، مدیران و فعالان سینمایی برگزار می‌شود و طی آن، برگزیدگان بخش‌های مختلف معرفی شده و مورد تقدیر قرار می‌گیرند.

بزرگداشت جعفر صانعی‌مقدم مدیر و چهره پیشکسوت فرهنگی و هنری نیز از دیگر بخش‌های این مراسم خواهد بود.

اجرای مراسم اختتامیه را فرزاد_حسنی برعهده دارد.

چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران به دبیری بهروز شعیبی برگزار می‌شود.

پنج سانس چهل‌وسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به اکران فوق‌العاده رسید
در پنجمین و آخرین روز نمایش آثار چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، پنج سانس نمایش در پردیس سینمایی ملت به اکران فوق‌العاده رسید.

در ادامه استقبال مخاطبان از آثار این رویداد سینمایی، پنج سانس در روز چهارشنبه ۲۹ مهرماه به اکران فوق‌العاده اختصاص یافت.

بر این اساس، سانس «کتاب و سینما ۴» ساعت ۲۳ در سالن ۹، سانس «داستانی ۱۱» ساعت ۲۳ در سالن ۶، سانس «داستانی ۱۰» ساعت ۲۳ در سالن ۵، سانس «کتاب و سینما ۲» ساعت ۲۱ در سالن ۳ و سانس «بین‌الملل ۱» ساعت ۲۳ در سالن ۳ پردیس سینمایی ملت به نمایش فوق‌العاده رسیدند.

تداوم اکران‌های فوق‌العاده در روزهای برگزاری جشنواره، نشان‌دهنده استقبال مخاطبان از آثار سینمای کوتاه و تنوع برنامه‌های این رویداد است.

جشنواره فیلم کوتاه تهران فضایی برای استعدادیابی است/ اهمیت هم‌افزایی جشنواره‌ها
وی در سخنانی درباره جشنواره بین المللی فیلم کوتاه تهران بیان کرد: یکی از دغدغه های اصلی من استعدادیابی در تصویرشهر است و چه جایی بهتر از جشنواره بین المللی فیلم کوتاه برای استعدادیابی وجود دارد.

اخباری از جشنواره فیلم کوتاه تهران؛ «دادوستد سینما و شعر»/ اکران فوق‌العاده پنج سانس



پیرکاری افزود: خیلی دوست دارم در جشنواره شهر به این فیلمسازان جوان راه بدهم تا بیایند فیلم‌های اولشان را بسازند و ما پلی باشیم برای فجر. ما باید پلی باشیم برای حمایت زنجیره‌ای از یکدیگر تا به یک چرخه درست برسیم؛ یعنی نوعی مدل هم‌افزایی ایجاد کنیم.

وی گفت: اگر هم‌افزایی اتفاق نیفتد، کلاً جشنواره‌ها بی‌دلیل می‌شوند. یک جشنواره بین المللی فیلم کوتاه داریم که کلی استعداد معرفی می‌کند و من باید در جشنواره شهر از این استعدادها استفاده کنم.

خلاقیت و تجربه‌گرایی، معیار مهم انتخاب آثار فیلم کوتاه است
آرش رصافی عضو هیات داوری فیلم‌های کوتاه داستانی در حاشیه جشنواره گفت: انتخاب فیلم‌ها فرایندی حساس است که به دقت و وسواس زیادی نیاز دارد و نمی‌توان نقش سلیقه را در آن کاملاً نادیده گرفت. طبیعی است که همه فیلم‌های راه‌یافته به بخش مسابقه با سلیقه شخصی اعضای هیات انتخاب یا داوری همخوان نباشند؛ همان‌طور که ممکن است برخی آثار خارج از مسابقه نیز از ظرفیت حضور در این بخش برخوردار باشند.

وی افزود: برای من مهم بود که آثار منتخب، از نظر وحدت زمان، مکان و شخصیت، با تعاریف و ویژگی‌های فیلمنامه کوتاه تناسب داشته باشند. در کنار این مؤلفه‌ها، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، حضور عنصر خلاقه و امکان تجربه شیوه‌ای متفاوت از سینما در آثار بود.

رصافی ادامه داد: مهم بود که آثار منتخب، از نظر وحدت زمان، مکان و شخصیت، با تعاریف و ویژگی‌های فیلمنامه کوتاه تناسب داشته باشند. در کنار این مؤلفه‌ها، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، حضور عنصر خلاقه و امکان تجربه شیوه‌ای متفاوت از سینما در آثار بود.

خلاقیت، مهم‌ترین مؤلفه در فیلم کوتاه است
همچنین آرمان فیاض عضو هیات داوری فیلم‌های کوتاه داستانی گفت: تلاش می‌کنم هنگام ارزیابی آثار، فارغ از نام فیلمساز و عوامل تولید، درباره فیلم‌ها قضاوت کنم. معتقدم متعالی‌ترین شکل فیلمسازی، فیلم کوتاه است؛ اما متأسفانه حرفه‌ای شدن سینما به این حوزه نیز سرایت کرده است.

به اعتقاد وی، بخش قابل توجهی از فیلم‌هایی که شایستگی حضور در جشنواره را دارند، در این رویداد گرد هم آمده‌اند. با این حال، یکی از مشکلات جدی فیلمسازان ایرانی، فاصله با جریان روز سینمای جهان و محدود بودن فرصت تماشای آثار شاخص بین‌المللی است.

او تاکید کرد: باید فاصله میان فیلمسازان ایرانی و جریان روز سینمای جهان کمتر شود تا استعدادهای جوان فرصت بیشتری برای شکوفایی پیدا کنند و ایده‌های خلاقانه آن‌ها به فیلم‌هایی ارزشمند تبدیل شود.

بزرگ‌ترین دستاورد انجمن سینمای جوانان، تداوم بخش سینمای تجربی است
در عین حال، روناک رنجی عضو هیات انتخاب و داوری فیلم‌های کوتاه تجربی تصریح کرد: تداوم توجه به سینمای تجربی در جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران، یکی از اقدامات مستمر انجمن سینمای جوانان ایران در سال‌های گذشته بوده است؛ رویکردی که به مرور باعث شکل‌گیری مخاطبان و هنرجویان ویژه این بخش و شناسایی فیلمسازانی شده که به‌طور جدی در این حوزه فعالیت می‌کنند.

وی افزود: برگزاری دوره پیچینگ سینمای تجربی در سال‌های گذشته، تجربه‌ای مؤثر در این مسیر بوده است. فیلمسازانی که از این فرآیند عبور کردند، با بهره‌گیری از مشاوره‌های تخصصی، توانستند طرح‌های خود را با کیفیت و ساختار بهتری ارائه کنند؛ هرچند این آثار همچنان نیازمند توسعه و کار بیشتر هستند.