تماسها و دیدارهای مکرر مسعود پزشکیان، با الهام علیاف به موضوع بحثبرانگیزی در فضای سیاسی تبدیل شده است؛ ارتباطاتی که فارس با اشاره به همکاریهای نزدیک باکو و تلآویو، درباره منطق و اهداف آن از سوی دولت ایران پرسشهایی مطرح کرده است.
به گزارش خبرفوری، از زمان جنگ ۱۲روزه تاکنون، بیش از ۱۵ تماس تلفنی و دیدار حضوری میان پزشکیان و علیاف برقرار شده است. این خبرگزاری با اشاره به ابراز قدردانیهای مکرر رئیسجمهور ایران از همتای آذربایجانی خود، میپرسد که تداوم این سطح از ارتباطات دیپلماتیک با کشوری که روابط امنیتی و نظامی نزدیکی با اسرائیل دارد، بر چه محاسباتی استوار است.
همکاریهای باکو و تلآویو زیر ذرهبین
بخش مهمی از انتقادهای مطرحشده در گزارش فارس به روابط راهبردی جمهوری آذربایجان و اسرائیل مربوط میشود. این روابط طی سالهای گذشته حوزههای مختلفی، از جمله انرژی، خرید و فروش تسلیحات و همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی را دربر گرفته است.
فارس در این زمینه به ارزیابی مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل استناد میکند؛ نهادی پژوهشی که روابط باکو و تلآویو و اهمیت راهبردی آن برای اسرائیل را بررسی کرده است.
در گزارش فارس همچنین به گزارشی اختصاصی از شبکه سیانان اشاره شده که مدعی است نیروهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیل بهصورت مخفیانه در جمهوری آذربایجان مستقر شدهاند تا زمینه انجام عملیات علیه ایران را تسهیل کنند. این ادعا، در صورت تأیید، میتواند ابعاد امنیتی روابط تهران و باکو را پیچیدهتر کند؛ هرچند چنین گزارشهایی باید با توجه به شواهد مستقل و تأییدهای رسمی ارزیابی شوند.
نفت آذربایجان و امنیت انرژی اسرائیل
یکی دیگر از محورهای مورد توجه فارس، نقش جمهوری آذربایجان در تأمین نفت اسرائیل است. نفت آذربایجان از طریق خط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیهان به بازارهای جهانی منتقل میشود و بخشی از آن به اسرائیل میرسد. همچنین شرکت دولتی نفت آذربایجان، سوکار، در پروژههای انرژی مرتبط با اسرائیل مشارکت داشته است.
از نگاه منتقدان، این همکاریها در کنار روابط نظامی و امنیتی دو طرف، پرسشهایی درباره پیامدهای راهبردی نزدیکی تهران و باکو ایجاد میکند؛ بهویژه در شرایطی که ایران و اسرائیل وارد دورهای از تنشهای نظامی و امنیتی شدهاند.
دیپلماسی تهران؛ ملاحظه یا تناقض؟
با این حال، استمرار روابط ایران و جمهوری آذربایجان را نمیتوان صرفا با مناسبات باکو و تلآویو توضیح داد. تهران و باکو همسایهاند و موضوعاتی مانند امنیت مرزها، مسیرهای ترانزیتی، تجارت، مسائل منطقهای و جلوگیری از گسترش تنشها، برای هر دو کشور اهمیت دارد.
از این منظر، حفظ کانالهای ارتباطی با علیاف میتواند بخشی از تلاش تهران برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از تبدیل همکاریهای جمهوری آذربایجان با اسرائیل به تهدیدی مستقیم علیه ایران باشد. قطع یا تضعیف روابط دیپلماتیک نیز لزوما به معنای کاهش همکاریهای باکو و تلآویو نخواهد بود.
با این همه، پرسش اصلی همچنان پابرجاست: دولت پزشکیان چگونه میان ضرورت حفظ روابط با همسایه شمالی و نگرانیهای امنیتی ناشی از همکاریهای آن با اسرائیل توازن برقرار میکند؟ پاسخ به این پرسش مستلزم شفافیت بیشتر درباره اهداف دیپلماسی تهران و ارزیابی دقیق منافع و هزینههای این رابطه است؛ رابطهای که نه میتوان اهمیت جغرافیایی و اقتصادی آن را نادیده گرفت و نه باید ملاحظات امنیتی مرتبط با آن را کماهمیت شمرد.
