تنهایی و انزوای اجتماعی به یکی از مهم‌ترین چالش‌های سالمندان در تهران تبدیل شده است؛ شهری که در برخی مناطق آن سهم سالمندان به ۱۵ تا ۱۶ درصد جمعیت می‌رسد. در این میان، تأکید بر مشارکت مردم برای حمایت از سالمندان، این پرسش را مطرح می‌کند که نهادهای مسئول تا چه اندازه توانسته‌اند زیرساخت‌ها و خدمات حمایتی پایدار برای این گروه فراهم کنند؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه هفت صبح، تنهایی، بزرگ‌ترین چالشی است که امروز سالمندان با آن روبه‌رو هستند؛ پدیده‌ای که به گفته کارشناسان، مقابله با آن تنها از راه مشارکت خود مردم ممکن است و نه صرفاً با حضور کارشناسان و نهادها. در تهران، آخرین آمارهای ارائه‌شده از سوی نهادهای کشوری نشان می‌دهد سهم سالمندان از میانگین کشوری بیشتر است و در برخی مناطق، جمعیت سالمند به ۱۵ تا ۱۶ درصد می‌رسد در حالیکه سهم سالمندی در کشور 13 درصد است. برآوردها حاکی از آن است که در هر محله تهران با میانگین سی هزار نفر جمعیت، نزدیک به سه هزار و پانصد سالمند زندگی کند. سالمندانی که بیشترین تراکم جمعیتی آنها در منطقه 21 تهران است..

حمید صاحب، رئیس مرکز سلامت شهرری تهران، درباره وضعیت سالمندان می‌گوید مسئله اصلی آنان فقط تنهایی نیست و باید سه محور را هم‌زمان دید. نخست، چالش تنهایی و انزوا که مقابله با آن نیازمند همراهی خود مردم است. دوم، محدودیت‌ها و بیماری‌های جسمی که ایجاب می‌کند زیرساخت‌هایی برای غربالگری و مشاوره دوره‌ای فراهم شود. سوم، مسائل روحی و روانی که به گفته او اهمیتش کمتر از دو مورد دیگر نیست.

به گفته صاحب، بخشی از سالمندان با آسیب‌های اجتماعی مزمن زندگی کرده‌اند یا در شرایط دشوار روحی و روانی به سر می‌برند؛ وضعیتی که ریشه در آن دارد که مهارت‌های زندگی سالم را به‌درستی کسب نکرده‌اند. این شرایط، مداخله فوری می‌طلبد و این مداخله می‌تواند در قالب مشاوره‌های فردی و گروهی و آموزش شیوه درست و منطقی زندگی ارائه شود.او تأکید می‌کند این اقدامات باید مردمی اجرا شود و نباید به دعوت از کارشناس و سپردن کار به آنها محدود بماند. به باور او، توانمندسازی باید از طریق خود مردم و به شکل زنجیره‌ای انجام شود، تا آنان بتوانند دیگران را نیز توانمند کنند.

صاحب در توضیح این روش به شبکه‌های محلی اشاره می‌کند و می‌گوید در محله‌های تهران نیز، هم شبکه مجازی وجود دارد و هم شبکه فیزیکی. گروه‌های سالمندان خودشان بقیه را گرد هم می‌آورند و عضوگیری می‌کنند. یعنی اگر می‌خواهیم توانمندان احساس زنده بودن داشته باشند و زندگی عزتمندانه‌ای داشته باشند باید خود خانواده‌ها و مردم «میزبان» برنامه‌ها و طرح‌های حمایتی سالمندان باشند نه مسئولان. در چنین رویه‌ای مسئولان و نهادها و ارگان‌های متولی باید هزینه اجرای این طرح‌ها را تامین کنند.

او درباره برنامه‌های حمایتی نیز توضیح می‌دهد و می‌گوید مهم‌ترین کاری که اکنون برای سالمندان تنها انجام می‌شود، برنامه «به وقت قدردانی» است که گروه‌های مردمی آن را اجرا می‌کنند. این گروه‌ها به دیدار سالمندان می‌روند و به آنها مشاوره می‌دهند و تلاش می‌کنند تا مشکلاتشان را حل کنند.

منطقه پیشرو

اما کدام مناطق تهران بیشترین سالمند را دارند. درباره پراکندگی سالمندان در مناطق تهران، صاحب می‌گوید این وضعیت پیوسته تغییر می‌کند، اما بر اساس برآوردها مناطقی مانند منطقه 21، منطقه یک، منطقه 3 و سپس منطقه 6 بیشترین جمعیت سالمند را دارند. او در پاسخ به پرسشی درباره آمار سالمندان تهرانی نیز می‌گوید که آخرین آمارهای نهادهای کشوری نشان می‌دهد سهم تهران از میانگین کشوری کمی بیشتر است. هرچند او از ارائه عدد دقیق خودداری می‌کند و آن را حدود 5/13 درصد برآورد می‌کند که در برخی مناطق به 15 تا 16 درصد هم می‌رسد و بیشتر از نرخ کشوری که 13 درصد است می‌باشد.

صاحب سپس به نقش گروه‌های مردمی و اهمیت آموزش در میان خود سالمندان اشاره می‌کند و می‌گوید تجربه نشان داده است که انتقال تجربه از سالمند به سالمند بسیار اثرگذارتر از سخنرانی و آموزش از بالا است. در همین چارچوب، گروه‌های محلی می‌کوشند سالمندان توانمندی را شناسایی کنند که بتوانند در نقش آموزش‌دهنده و همراه، بقیه را با شیوه‌های درست زندگی آشنا کنند. این شیوه، هم به حفظ کرامت سالمندان کمک می‌کند و هم پیوندهای محلی را تقویت می‌کند.

از تقویت زیر ساخت‌ها تا مشارکت ضروری سالمندان

او همچنین بر نقش زیرساخت‌ها تأکید می‌کند و می‌گوید غربالگری دوره‌ای جسمی و روانی باید به شکلی منظم انجام شود تا مشکلات سالمندان پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی شود. به گفته او، بسیاری از مشکلات سالمندان اگر در مرحله نخست دیده شوند، با مشاوره و آموزش ساده، قابل مدیریت‌اند؛ اما اگر نادیده بمانند، به آسیب‌های سنگین‌تر اجتماعی و روانی تبدیل می‌شوند.

صاحب در بخش دیگری از صحبت‌هایش به ضرورت هماهنگی میان نهادهای دولتی و گروه‌های مردمی اشاره می‌کند و می‌گوید دولت باید نقش پشتیبان، ناظر و تأمین‌کننده منابع را ایفا کند و میدان عمل را در اختیار مردم بگذارد. به باور او، اگر این تقسیم نقش به‌درستی شکل بگیرد، هم هزینه‌ها کاهش می‌یابد و هم مشارکت مردمی به سرمایه‌ای پایدار برای محله‌ها تبدیل می‌شود.

او یادآوری می‌کند اطلاع‌رسانی نیز باید از راه خود مردم انجام شود؛ چون پیام‌هایی که از زبان اهالی محله بیان می‌شود، بسیار اثرگذارتر از پیام‌های رسمی است. به گفته او، رسیدن به این نقطه نیازمند صبر، آموزش و اعتمادسازی است؛ اما تجربه نشان داده که وقتی مردم میدان را در دست بگیرند، نتیجه ماندگارتر خواهد بود.صاحب در ادامه به رویدادهایی اشاره می‌کند که در حوزه سالمندی برگزار می‌شود. یکی از مهم‌ترین آن‌ها برنامه‌ای با عنوان «به وقت قدردانی» است که در آن از دست‌کم پنجاه سال زندگی مشترک تقدیر می‌شود. به باور او، این برنامه در جایگاه سپاسگزاری از صبر و استقامتی است که پشت این نیم قرن زندگی نهفته است.

خانواده‌هایی که موفق شده‌اند پنجاه سال زندگی مشترک شیرین داشته باشند، پس از شناسایی، در سطح منطقه، محله و حتی شهر تهران دعوت می‌شوند و مورد تکریم قرار می‌گیرند. پیام اصلی این رویداد آن است که به‌ویژه به جوانان یادآوری شود زندگی کردن باید منطقی، عاقلانه و همراه با صبر باشد. به گفته صاحب، در حقیقت این برنامه صبر پشت پنجاه سال زندگی را تکریم می‌کند و همین ویژگی است که آن را ارزشمند می‌سازد.

بدین ترتیب به نظر می‌رسد هر اقدام در حوزه سالمندان، هر اندازه هم که خوب و کارشناسی‌شده باشد، اگر با همراهی و مشارکت خود مردم انجام نشود و تنها به کارشناسان سپرده شود، راه به جایی نمی‌برد. سالمندی، موضوعی نیست که تنها با بخشنامه و برنامه‌های دولتی حل شود؛ بلکه نیازمند پیوندهای انسانی، محلی و مردمی است تا سالمند احساس کند در جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، تنها نیست.