کرمان - ایرنا - صیانت از تنوع زیستی در گستره وسیع کرمان در حالی بر دوش محیط‌بانان سنگینی می‌کند که این قشر با وجود تحمل خطرات جانی، درگیری با متخلفان و شرایط سخت‌گذر مناطق، همچنان از حداقل‌های معیشتی و حمایت‌های ساختاری محرومند؛ واقعیتی که زنگ خطر را برای تداوم حفاظت از این میراث ملی به صدا درآورده است.

به گزارش ایرنا، حفاظت از محیط‌زیست در سرزمینی به وسعت کرمان که اقلیم‌های متنوعی از دشت‌های وسیع تا کوهستان‌های سرسخت را در بر دارد، نیازمند عزمی راسخ و پشتوانه‌ای مستحکم است. نیروهای محیط‌بانی به‌عنوان پیشگامان این عرصه، با حضور در خط مقدم حفاظت، نقشی حیاتی در حفظ میراث زیستی کشور ایفا می‌کنند. سخن گفتن از محیط‌بانی، صحبت از شغلی معمولی نیست؛ گفت‌وگو درباره سنگربانانی است که عاشقانه پای حفظ گونه‌هایی ایستاده‌اند که زبانی برای درخواست کمک ندارند.

اما این مسیر پرفراز و نشیب، همان‌طور که با عشق گره خورده، با چالش‌های میدانی متعددی نیز همراه است. بررسی این چالش‌ها از زبان کسانی که سال‌ها در دل طبیعت زیسته‌اند، می‌تواند راهگشای تدوین برنامه‌هایی دقیق‌تر برای حمایت از این سرمایه‌های انسانی باشد.

بهبود شرایط معیشتی، به‌روزرسانی زیرساخت‌های حقوقی و بهره‌گیری از ظرفیت‌های فرهنگی برای ارتقای مشارکت عمومی، محورهایی هستند که بازنگری در آن‌ها می‌تواند به تثبیت انگیزه و بهره‌وری بیشتر در این حوزه کمک کند.

برای درک بهتر فضای خدمت در این بخش، بخشی از مصاحبه با هومن محمدحسنی، محیط‌بان پناهگاه حیات‌وحش مهروئیه در جنوب استان کرمان را با هم مرور می‌کنیم؛ روایتی که نگاهی واقع‌بینانه به فرصت‌های پیش‌رو برای ارتقای جایگاه محیط‌بانی ترسیم می‌کند.

ایستادن پای جان طبیعت؛ روایت محیط‌بان کرمانی از بیم‌ها و امیدها

عشق به طبیعت و تداوم خدمت‌

شاید در نگاه نخست، سختی‌های کار میدانی مانع از تداوم خدمت شود، اما در روایت محیط‌بانان، عاملی فراتر از معادلات معمول دیده می‌شود که آنان را به ادامه مسیر ترغیب می‌کند.

محمدحسنی درباره اینکه چه چیزی او و همکارانش را در این شغل دشوار نگه داشته گفت: آنچه محیط‌بانان را پای کار نگه می‌دارد عشق به طبیعت و جانورانی است که هیچ پناه دیگری ندارند.

به گفته او، حدود ۲۰ درصد سرزمین ایران مناطق حفاظت‌شده است و حفاظت از آن‌ها تنها بر عهده محیط‌بانان است. با وجود سختی‌ها، علاقه به حیات‌وحش، مسئولیت‌پذیری و نگرانی از نابودی طبیعت سبب شده همچنان به کار خود ادامه دهند.

محیط‌بان پناهگاه حیات‌وحش مهروییه استان کرمان با اشاره به سختی‌های کار محیط‌بانی گفت: تنها عامل ماندگاری نیروها در این شغل عشق و دلسوزی برای طبیعت و جانورانی است که هیچ پناهی جز محیط‌بانان ندارند.

وی با ذکر یک خاطره گفت: در یکی از مناطق دیده که یک آهو برای رساندن گردن خود به آب و کمک به نوشیدن بچه‌اش تلاش می‌کرده و همین صحنه‌هاست که موجب می‌شود محیط‌بانان دل از طبیعت نکنند.

محمد حسنی افزود: بعضی محیط‌بانان که به‌دلیل فشار کار تصمیم به ترک شغل گرفته بودند، پس از مشاهده آسیب‌های وارده به منطقه دوباره بازگشتند زیرا نگرانی برای حیات‌وحش آن‌ها را آرام نمی‌گذارد.

ایستادن پای جان طبیعت؛ روایت محیط‌بان کرمانی از بیم‌ها و امیدها

چالش‌های میدانی و ضرورت‌های رفاهی

حضور طولانی‌مدت در مناطق حفاظت‌شده، نیازمند پشتوانه قوی لجستیکی و رفاهی است تا محیط‌بانان بتوانند با تمرکز بیشتری به ماموریت خود بپردازند.

وی با اشاره به سختی‌های متعدد گفت: محیط‌بانان با وجود کمبود نیرو، با موتورسیکلت صدها کیلومتر در مناطق سخت گذر حرکت و شب‌ها سرما و روزها گرمای شدید را تحمل می‌کنند و گاهی به‌دلیل نبود امکانات، آب گندیده می‌نوشند.

این محیط‌بان از تجربیات تلخ مانند تیرخوردن، درگیری با شکارچیان، آتش زدن خودروی محیط‌بانان و ضرب و جرح نیروها یاد کرد و افزود: گاهی حقوق محیط‌بانان در پایین‌ترین سطح حقوق و دستمزدهایی که تصور می‌کنید، است.
وی نخستین تغییر حیاتی برای آینده شغل محیط‌بانی را ایجاد تحول اساسی در معیشت، حقوق و مزایا دانست و گفت: برخی از محیط‌بانان به‌دلیل مشکلات اقتصادی شغل خود را ترک کرده و معلم یا کارمند بانک شده‌اند.

محمد حسنی تاکید کرد: شیفت‌های کاری محیط‌بانان همچنان به‌صورت « پنج روز در دل طبیعت و پنج روز مرخصی» است.

ظرفیت‌های قانونی و نیاز به هم‌افزایی دستگاه‌ها

برای مدیریت بهتر منابع طبیعی، ایجاد یک ساختار هماهنگ که تمامی جوانب از آموزش تا قانون‌گذاری را در بر گیرد، امری ضروری است. به گفته این محیط‌بان، نبود آموزش مناسب و ضعف فرهنگ‌سازی سبب شده برخوردهای خشونت‌آمیز با محیط‌بانان و تخریب طبیعت چندین برابر میانگین جهانی باشد.

محمدحسنی مشکل دوم را نبود قانون‌گذاری صحیح در حوزه اسلحه و مهمات دانست و توضیح داد: سالانه حجم زیادی سلاح و فشنگ در کشور توزیع می‌شود اما پروانه شکار صادر نمی‌شود و مدیریت درستی بر ورود و مصرف این تجهیزات وجود ندارد.

به گفته وی: فردی که چند بار سابقه شکار غیرمجاز یا حتی درگیری مسلحانه داشته می‌تواند به‌راحتی سلاح جدید بگیرد و دوباره وارد مناطق شود.

این محیط بان تاکید کرد که نبود شعب تخصصی محیط‌زیستی موجب شده در بسیاری پرونده‌ها رای‌ها به نفع متخلفان صادر شود و افزود: مواردی بوده که محیط‌بان در ماموریت جان باخته اما شهادت او احراز نشده است‌. برای کاهش این مشکلات باید شعب اختصاصی جرایم محیط‌زیستی در دادگاه‌ها ایجاد شود.

ایستادن پای جان طبیعت؛ روایت محیط‌بان کرمانی از بیم‌ها و امیدها

درس‌هایی از الگوهای جهانی؛ از چتر بیمه تا پشتوانه قانونی

نگاهی به تجربه سایر کشورها نشان می‌دهد صیانت از حیات‌وحش زمانی به ثمر نشسته که حفاظت از خود محیط‌بانان در اولویت سیاست‌گذاری قرار گرفته است. بر اساس استانداردهای فدراسیون بین‌المللی رنجرها (IRF)، در بسیاری از کشورهای صاحب تنوع زیستی مانند هند و کنیا، محیط‌بانان تنها با تکیه بر تجهیزات سنتی به میدان فرستاده نمی‌شوند، بلکه تحت پوشش طرح‌های تخصصی بیمه خطر و حوادث خدمت قرار دارند؛ سازوکاری حمایتی که در صورت بروز درگیری مسلحانه، هزینه‌های درمان، انتقال هوایی به بیمارستان و تأمین معیشت کامل خانواده آنان را ضمانت می‌کند تا مأمور حافظ طبیعت دغدغه‌ای جز امنیت منطقه نداشته باشد.

از سوی دیگر، در حوزه قضایی و حقوقی نیز الگوهای موفقی در جهان پیاده شده است؛ برای نمونه در پارک‌های ملی آفریقای جنوبی و ایالات متحده، محیط‌بانان در جایگاه «ضابطان ویژه قانون با مصونیت‌ها و اختیارات پلیسی کامل» تعریف شده‌اند و پرونده‌های تعرض به آنان در دادگاه‌های تخصصی زیست‌محیطی با سرعت و حساسیت بالا رسیدگی می‌شود. در کنار این حمایت حقوقی، بازنگری در الگوی کاری و متناسب‌سازی حقوق و پاداش با خطرات زیستگاهی سبب شده این حرفه نه یک اجبار ناشی از فداکاری فردی، بلکه شغلی باثبات، دارای منزلت اجتماعی و همراه با پشتیبانی همه‌جانبه حاکمیت شناخته شود.

حقیقت این است که نمی‌شود از حفاظت پایدار خاک این مملکت حرف زد، اما تمام بار این رسالت بزرگ را فقط روی دوش عاشقیِ بی‌مزدومنت چند صد نفر محیط‌بان رها کرد. عشق به طبیعت و آن صحنه تلاش آهو برای سیراب کردن بره‌اش، شاید این مردان صبور را سال‌ها زیر آفتاب داغ و در سرمای استخوان‌سوز سرپا نگه دارد، اما تکیه کردن صرف بر فداکاری فردی آدم‌ها، نسخه‌ای نیست که بشود برای آینده زیست‌بوم کشور پیچید؛ آدمیزاد هر چقدر هم عاشق، بالاخره جایی در برابر فشار معیشت و زخم‌های بی‌مرهم خسته می‌شود.

شاید حالا نوبت ما و مسئولان است که این بارِ امانت را با آن‌ها شریک شویم. مرور تجربه‌های دنیا هم پیش روی ماست؛ فقط کافی است صدای این سنگربانان خسته شنیده شود. اصلاح شیفت‌ها، ترمیم حقوق، ایجاد دادگاه‌های تخصصی برای دفاع از حق محیط‌بان و سفت‌وسخت گرفتن پای سلاح‌هایی که بی‌حساب‌وکتاب دست متخلفان می‌افتد، کمترین کاری است که می‌توان انجام داد. یادمان نرود، اگر امروز به فکر امنیت و آرامش این پاسداران بی‌ادعا نباشیم، فردا در سکوت دشت‌هایمان، نه دیگر اثری از آن آهوان تشنه خواهد بود و نه کسی که برای نجات طبیعت، دل به کوه و بیابان بزند.