پارادوکس بزرگ اقتصاد ایران اکنون میان آمارهای اقتصادی تورم با انتظارات تورمی است. گرچه سرعت رشد نقدینگی در ماههای اخیر و به تناظر آن رشد ماهانه تورم از اوج عقبنشینی و حتی مهار شده است، اما نشانههای مختلف از نرخ دلار گرفته تا آمار تراکنشهای شاپرک نشاندهنده بالا ماندن شدید انتظارات تورمی است. این پارادوکس به چه معناست؟
انتظارات تورمی؛ آنچه دیده میشود: به وضوح افزایشهای پرشتاب نرخ دلار و البته رشدهای بیش از تورم تراکنشهای شاپرک، همان چیزی است که عموم مردم احساس میکنند. به طوری که اگر روند ۳۰روزه نرخ دلار را به عنوان معیاری برای انتظارات تورمی سال آینده در نظر بگیریم (نمودار مدل دوم برآورد انتظارات تورمی) مشاهده میشود از این نظر انتظارات تورمی به شدت بالاست. علت اصلی مساله نیز ریشه در تحولات غیراقتصادی نظیر نگرانی از جنگ دوباره و محاصره دریایی دارد.
انتظارات تورمی؛ آنچه دیده نمیشود: نکته پنهان اما در انتظارات تورمی آن است که فارغ از کوتاهمدت، آنچه در میانمدت تعیینکننده مسیر است، واقعیات اقتصاد است. اگر رشد نقدینگی که در شهریور به زیر ۱.۵ درصد رسید تکرار شود و طبق گمانههای موجود نرخ بهره افزایش بیشتری را تجربه کند، ممکن است انتظارات تورمی با شوک مواجه شود. به طوری که اکنون نیز مشاهده میشود مدل اول برآورد انتظارات تورمی که بر اساس نرخ تورم دو ماه اخیر است به شدت نسبت به اوایل سال افت کرده است. به ویژه اگر این مساله با یک خبر سیاسی مثبت یا حداقل سیگنالی از تقویت فروش نفت ایران همراه شود.
سرمایهگذار چه کند؟ در دوگانه انتظارات بالا و آمارهای تورمی کاهشی، نکته اصلی آن است که سرمایهگذار باید پیش از هر چیز، پوشش ریسک تورم را به شدت جدی بگیرد که راه آن پناه به داراییهای سنتی پوشش تورم و شاید از آن مهمتر، داراییهایی که از تورم جا ماندهاند باشد. اما همزمان چون بسیاری از بازارها اکنون به پیشواز تورمهای خیلی بالا رفتهاند یا به بیان دیگر، در صورت چرخش فضای سیاسی با اضافهجهش مواجهند باید مراقب باشد همه تخممرغهای خود را در یک سبد نچیند.
