حسنینسب پژوهشگر سینما: میان نقدی که چراغ راه فرداست و نقدی که چراغ امروز را کمفروغ میکند فاصلهای است به اندازه تفاوت دلسوزی و شتابزدگی. دلسوزی تنها در درستی سخن نیست، در انتخاب هنگام سخن نیز هست
جوان آنلاین: داوران بخش فیلمنامه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت با تأکید بر ضرورت ارتقای کیفیت متن در آثار سینمایی معتقدند که عبور از کلیشهها، حرکت از تیپسازی به سمت شخصیتپردازی و توجه به وجه هنری روایت، از الزامات تولید آثار اثرگذار در حوزه مقاومت و دفاع مقدس است. برخی کارشناسان حوزه سینما نیز با تذکر دادن نسبت به قضاوتهای شتابزده و انتقادات عجولانه در مورد برگزاری این رویداد بینالمللی منتقدان را به جای دلسوزی زبانی به همدلی و همراهی عملی برای رفع نواقص و کاستیها دعوت کردند.
امیرحسین اللهیاری، عضو هیئت داوران بخش فیلمنامه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، درباره الزامات قصهپردازی در آثار تاریخی، جنگی، امنیتی و راهبردی به «جوان» میگوید: نخستین مسئلهای که در این حوزه با آن مواجه هستیم، بحران متن است، چراکه هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی با کمبود فیلمنامه روبهرو هستیم. گاهی آثاری با پشتوانه پژوهشی و تحقیقات تخصصی تولید میشوند و از نظر محتوایی و معنایی نیز قابل قبول هستند، اما از منظر هنری ضعف دارند. همین مسئله باعث میشود ارتباطی که باید میان اثر و مخاطب برقرار شود، بهدرستی شکل نگیرد. این موضوع در سینمای ما جای کار دارد و باید برای تقویت وجه هنری آثار تلاش کرد.
اللهیاری با اشاره به ضرورت عبور سینمای مقاومت از کلیشههای رایج بیان میکند: به نظرم یکی از بزرگترین بحرانهای سینمای مقاومت، ماندن در چارچوب کلیشههاست. در جریان داوری جشنواره نیز برای من جالب بود که نگاه اعضای هیئت داوران به سمت آثاری متمایل شد که تازهتر و خلاقانهتر و توانسته بودند از محدوده کلیشهها عبور کنند.
این داور بخش فیلمنامه میافزاید: حرکت از تیپسازی به سمت شخصیتپردازی، هم برای تولیدکننده و هم برای مخاطب جذابیت بیشتری دارد. سینمای مقاومت برای آنکه بتواند با مخاطبان ارتباط مؤثرتری برقرار کند، باید به سراغ روایتهای خلاقانه و شخصیتهایی برود که از قالبهای تکراری فاصله گرفتهاند.
ضرورت نگاه نقادانه به شخصیتهای واقعی
اللهیاری درباره الزامات ساخت آثار شخصیتمحور و زندگینامهای در حوزه دفاع مقدس و مقاومت میگوید: در تولید این آثار، داشتن نگاهی نقادانه به واقعیت شخصیت مورد نظر اهمیت زیادی دارد. فیلم باید بهگونهای ساخته شود که خانواده، نزدیکان، دوستان، آشنایان و حتی افرادی که ارتباط مستقیمی با آن شخصیت نداشتهاند، در مجموع احساس کنند تصویری که از او ارائه شده، تصویری درست و تا حد امکان نزدیک به واقعیت است.
وی تأکید میکند: علاوه بر خود شخصیت، آرمانها و باورهای او نیز باید در فیلم برجسته شود، اما همه اینها باید با رعایت اقتضائات هنری سینما صورت بگیرد. اگر در یک اثر پرتره یا شخصیتمحور، وجه هنری کمرنگ باشد، به نظرم یکی از پایههای اصلی کار میلنگد و اثر در نهایت نمیتواند به موفقیت مورد انتظار برسد.
ضرورت اطلاعرسانی گستردهتر درباره جشنواره مقاومت
عضو هیئت داوران بخش فیلمنامه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، در بخش دیگری از سخنان خود با قدردانی از برگزارکنندگان این رویداد اظهار میدارد: از برگزاری نوزدهمین دوره جشنواره مقاومت تشکر میکنم. بهویژه در شرایط پرتلاطم جنگ تحمیلی سوم، هر فعالیت فرهنگی که در هر حوزهای برگزار میشود، بهخودیخود ارزش مضاعفی دارد.
اللهیاری با اشاره به اهمیت اطلاعرسانی درباره جشنواره و فراهم کردن زمینه حضور گستردهتر نویسندگان و فیلمنامهنویسان خاطرنشان میکند: به نظرم اطلاعرسانی درباره این رویداد باید در دورههای بعد بیشتر و بهتر انجام شود. ما نویسندگان زیادی داریم که گاهی میگویند از برگزاری جشنواره و فراخوان آن مطلع نشدهاند. اگر اطلاعرسانی گستردهتر باشد، میتوان امیدوار بود که در دورههای آینده با آثار بیشتر و باکیفیتتری روبهرو شویم.
عبور فیلمنامهنویسان از کلیشهها
وحید پناهلو، یکی دیگر از داوران بخش فیلمنامه نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت نیز با اشاره به ظرفیتهای روایی تحولات سالهای اخیر به «جوان» میگوید: حدود دو سال و اندی است که جامعه درگیر شرایط جنگی است و تجربه جنگ ۱۲روزه و جنگ ۴۰روزه، مجموعهای گسترده از موقعیتها و روایتهای انسانی و اجتماعی را پیش روی هنرمندان قرار داده است. هر روز و هر لحظه از این دوران، قصهای در خود دارد.
وی میافزاید: آدمهایی که در این روزها در تجمعات، مراسمها و رویدادهای اجتماعی حضور داشتهاند، هرکدام تجربه و روایت خاص خود را دارند. کافی است فیلمنامهنویس یک شب در شهر قدم بزند، به مردم نزدیک شود و پای صحبت آنها بنشیند تا با قصههایی روبهرو شود که ظرفیت تبدیل شدن به اثر سینمایی را دارند.
پناهلو در پایان با توصیه به عبور از کلیشه به فیلمنامهنویسان توصیه میکند: نباید گرفتار کلیشهها و الگوهای تکراری سالهای گذشته بمانیم، چراکه زمانه تغییر کرده و شرایط امروز با سالهای قبل تفاوت دارد. فصل تازهای از تاریخ رقم خورده است که در دل آن میتوان حرفهای جدید و روایتهای متنوعی پیدا کرد و سینما و فیلمسازی نیز باید با توجه ویژه به این واقعیت، به سراغ روایتهای تازه بروند.
روشنی فردا با خاموشکردن چراغ امروز؟!
سیدمحمود حسنینسب، پژوهشگر سینما نیز که در حوزه سینما و رسانه مقالات متعددی منتشر کرده است با انتقاد به برخی بیانصافیها در مورد جشنواره مقاومت ضمن تأکید بر اینکه نقد، چراغ راه اصلاح روشناییبخش فردا و نشانه زندهبودن اندیشه است میگوید: این روزها، در میانه برگزاری نوزدهمین جشنواره بینالمللی فیلم مقاومت، برخی دوستان با استناد به خلوتی بعضی سالنها، از سر دلسوزی، نگران کمرونقی جشنواره شدهاند و زبان به انتقاد گشودهاند. اما پرسشی در میان است: آیا دمیدن در ساز کمرونقی، آن هم در میانه برگزاری یک رویداد فرهنگی، به رونق آن میانجامد؟ یا ناخواسته همان چراغی را کمفروغ میکند که مدعی روشن نگهداشتن آن هستیم؟
حسنینسب میافزاید: خلوتی برخی سانسها، بهویژه نمایش آثار مستند یا فیلمهای بخش بینالملل در ساعات کممخاطب، نه پدیدهای غریب است و نه مختص این جشنواره. آنچه غریب مینماید، دیدن صندلیهای خالی و ندیدن سالنهای پرمخاطب است؛ سخنگفتن از کاستیها و چشمپوشیدن از امتیازها.
انصاف حکم میکند که در کنار نقدها، از استقبال چشمگیر مخاطبان در بسیاری از سانسها، شور و اشتیاق کمنظیر علاقهمندان در مسترکلاسها و نشستهای آموزشی با حضور استادان صاحبنام و حرفهای، و نیز از ترکیب فخیم، معتبر و تخصصی هیئتهای داوری جشنواره سخن گفته شود. حقیقت را نمیتوان از دریچهای تنگ تماشا کرد و مدعی دیدن تمام منظره بود.
این پژوهشگر سینما اظهار میدارد: از یاد نبریم که جشنواره مقاومت، پیش و بیش از آنکه به مدیران و برگزارکنندگانش تعلق داشته باشد، میراثی فرهنگی و سرمایهای مردمی است؛ رویدادی که ریشه در حافظه تاریخی، ایستادگی و آرمانهای این سرزمین دارد. ظرفیت چنین جشنوارهای را نباید تنها با شمار صندلیهای پر و خالی سنجید. این رویداد میتواند مجالی برای گفتوگو، همدلی و نزدیکترشدن دلهایی باشد که شاید در بسیاری از عرصهها از یکدیگر فاصله گرفتهاند.
تفاوت دلسوزی و شتابزدگی
حسنینسب تأکید میکند: امروز که ایران عزیز بیش از همیشه به همبستگی و وحدت ملی نیازمند است، سزاوار آن است که همه، از هنرمند و منتقد تا مدیر و رسانه، دست یاری به سوی چنین ظرفیتهای مردمی دراز کنند. جشنوارهای از جنس مقاومت، بیش از هر چیز، به همدلی نیاز دارد، چراکه مقاومت، پیش از آنکه بر پرده سینما نقش ببندد، در پیوند دلهای یک ملت معنا مییابد.
وی با اشاره به اینکه هیچ جشنوارهای، هیچ مدیریتی و هیچ عملکردی فراتر از نقد نیست، ادامه میدهد: چهبسا پس از فرونشستن هیاهوی برگزاری، سخنان بسیار و نقدهای جدی درباره شیوه مدیریت و کیفیت اجرا وجود داشته باشد. باید شنید، باید گفت و باید اصلاح کرد. اما میان نقدی که چراغ راه فرداست و نقدی که چراغ امروز را کمفروغ میکند، فاصلهای است به اندازه تفاوت دلسوزی و شتابزدگی. دلسوزی تنها در درستی سخن نیست، در انتخاب هنگام سخن نیز هست. گاهی برای آنکه فردا روشنتر باشد، باید امروز را از تاریکی حاشیهها مصون داشت.
حسنینسب در پایان خاطرنشان میکند: بگذاریم جشنواره مسیر خود را به پایان برساند. امروز برای رونقش بکوشیم و فردا، با نگاهی منصفانه و دلی فارغ از حب و بغض، کامیابیها و کاستیهایش را به داوری بنشینیم؛ که چراغ فردا را با خاموشکردن چراغ امروز نمیافروزند.
