نظام کمونیستی شوروی به مدت ۷۰سال، تلاش کرد تا روح اسلام را از فرهنگ و هویت مردم قفقاز به ویژه در منطقه آران بزداید. اگرچه تحت فشار و ظلم این ساختار، هزینههای بزرگی همچون شهادتها، آوارگیها و زندانها بر اهالی این منطقه تحمیل شد؛ ولی زنان عفیف و مردان غیور این کشور جدا افتاده از دامن ایران، گوهر ارزشمند حجاب را حفاظت و پاسداری کردند و به نسل پس از فروپاشی شوروی رساندند
جوان آنلاین: تصمیم اخیر دولت جمهوریآذربایجان در ممانعت از تحصیل دختران محجبه، بازتابی گسترده در رسانههای جهان و ایران داشته است. با این همه برای فهم بهینه موضوع، اطلاع از تاریخچه پایبندی مردم و زنان این خطه به احکام اسلامی و به ویژه حجاب، ضروری مینماید. در گفت وشنود پیآمده دکتر احمد فرشبافیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز و رئیس کارگروه مطالعاتی قفقاز و آناتولی مؤسسه فرهنگی شمسه، به بیان اطلاعات و تحقیقات خویش در این فقره پرداخته است. امید آنکه تاریخ پژوهان این مقوله و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
ریشههای تاریخی حجاب اسلامی در جمهوری آذربایجان را چگونه ارزیابی میکنید؟ دیدگاه مردم این کشور درباره رعایت این حکم الهی در عصر حاضر و به طور ویژه در زمان وجود اتحاد جماهیر شوروی، چطور بوده است؟
کشور آذربایجان و اکثر کشورهای قفقاز جنوبی، طبق گواهی اسناد و نقشههای موجود تاریخی (که همه آن نقشهها در دسترس بوده و از قضا چاپ اروپاییها هم است)، در طول تاریخ و از زمان هخامنشیان، جزء خاک ایران بوده و بعد از اسلام نیز فرهنگ اسلامی- ایرانی از جمله اصل عفاف و حجاب، به شدت مورد اقبال مردم مسلمان و با غیرت آذربایجان قرار داشته است. هرچند بعد از قراردادهای فاجعه بار و ننگین گلستان و ترکمنچای و جدایی ۱۷شهر از منطقه قفقاز جنوبی از مام میهن ایران، نظام کمونیستی شوروی به مدت ۷۰سال تلاش کرد تا روح اسلام را از فرهنگ و هویت مردم در این نواحی و به ویژه منطقه آران بزداید و اگرچه تحت فشارها و ظلمهای کفار کمونیسم هزینههای بزرگی همچون شهادتها، آوارگیها و زندانها بر اهالی این منطقه تحمیل شد، ولی زنان عفیف و مردان غیور این کشور جدا افتاده از دامن ایران، گوهر ارزشمند حجاب را حفاظت و پاسداری کردند و به نسل پس از فروپاشی شوروی رساندند. این حقیقتی است که هرگز جای انکار ندارد.
دیدگاه دولت کنونی جمهوریآذربایجان نسبت به جامعه دیندار این کشور و به خصوص موضوع حجاب اسلامی، چیست؟ و چه سابقهای داشته است؟
نسل اول مسئولان جمهوریآذربایجان پس از فروپاشی شوروی، عموماً از پرورش یافتگان نظام کمونیستی شوروی سابق بودند و برجستهترین آنها، حیدر علی اف، افسر ارشد سازمان امنیت شوروی (کا. گ. ب)، وارث اندیشههای ضد دینی و ضد ایرانی کمونیستها بود. پس پرواضح است که چنین فردی، حجاب را به عنوان مانعی در مسیر حاکمیت کفر آلود خود ببیند؛ ولی با توجه به عقل حکومتی و سیاست هوشمندانه خود، از همان ابتدا در مقام ستیز با مسلمانان غیور آذربایجان - که در طول ۷۰ سال دین و ایمان خود را در مقابله و جهاد با شوروی حفظ کرده بودند- بر نیامد. اما با مرگ او، الهام علیاف که با ترفند انگلیسیها و با حذف متقلبانه برادر و خواهر خود در رأس حکومت آذربایجان قرار گرفت؛ به رسم عادت روباه پیر اروپا، صهیونیستها را بر سیاست فرهنگی این کشور مسلط ساخت. با شروع حاکمیت علی اف دوم، باکو به خانه اسرائیلیها تبدیل شد و میشود گفت اولین قدم صهیونیستها در عملیکردن سیاستهای خود، با خواست و مجوز علی اف، استحاله هویتی و فرهنگی مردم مسلمان و شیعه آذربایجان بود و متأسفانه در این فرایند هم، بر حاکمان باکو توفیق و تسلط کامل پیدا کردند. برای محکمکردن جای پای صهیونیسم در آذربایجان، برگزاری مسابقات یورو ویژن در سال ۲۰۱۲ و برنامهریزی برای رژه همجنسگرایان در این مسابقات تدارک دیده شد! آنها هر چند با اعتراضات داخلی و اقدامات جدی جمهوریاسلامی موفق به برگزاری این رژه نشدند، ولی همه این برنامهریزیها نشانه عاملیت عمدی علی اف برای اجرای خواسته اسرائیل در جمهوریآذربایجان، آن هم با ۹۵درصد جمعیت مسلمان و اکثریت شیعه داشت. یقیناً یکی از اهداف و رویکردهای عمده صهیونیسم و علی اف در استحاله هویتی آذربایجان، زدودن حجاب از فرهنگ اسلامی مردم این کشور بود. آنان یک بار این حرکت را در سال ۱۹۹۸ آزموده بودند و این بار، گستاخانهتر و آشکارتر، این خواسته خود را به اجرا گذاشتهاند. گستاخی و جسارت کنونی صهیونیستها، معلول چیزی نیست جز بیاعتقادی سردمداران باکو به هویت دینی و فرهنگی مردم آن دیار وگرنه کوچکترین بارقهها از اعتقاد مسئولان باکو و عدم وابستگی آنها به صهیونیسم، ایشان را در گام برداشتن به سوی استحاله هویتی آذربایجانیها، با شک و احتیاط مواجه میکرد. با این همه مردم آذربایجان نیز حتماً برای این غده چرکین (الهام علیاف) فکری خواهند کرد و شرایط به این منوال باقی نخواهد ماند.
اقدامات حاکمان جمهوریآذربایجان در مقابله با حجاب و در نگاهی کلیتر دینداری مردم این کشور در حوزههای مختلف قانونگذاری، سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی و آموزشی را از چه منظری ارزیابی میکنید؟ تأثیرات اقدامات این حکومت در محدودسازی حجاب و قشر دیندار آذری، در افکار عمومی این کشور و جهان اسلام چطور خود را نشان میدهد؟
هرچند که قصد داشتم در پاسخ به سؤال دوم این نکته را بیان کنم؛ ولی در پاسخ به سؤالی مجزا، بهتر میتوان موضوع را ارزیابی کرد. اگرچه حاکمان باکو خود را آذری معرفی میکنند، ولی بیشتر عمر خود را در قمارخانههای مسکو و دیگر شهرهای روسیه و اروپا گذراندهاند و بخش زیادی از ثروت مردم آذربایجان را برای خود و خانوادهشان در انگلیس و امریکا سرمایهگذاری کردهاند و اگر روزی به دست مردم مسلمان آذربایجان از حاکمیت ساقط شوند، یقیناً به اروپا و امریکا یا اگر رژیم صهیونیستی تا آن موقع نابود نشده باشد، به سرزمینهای اشغالی پناهنده میشوند؛ لذا ما حاکمان باکو را آذری نمیشناسیم و بالطبع آنان را از نظر فرهنگی با آذریهای غیور و عفیف کاملاً بیگانه میدانیم و از نظر سیاسی نیز صددرصد به عنوان عامل صهیونیسم، امریکا و انگلیس قلمدادشان میکنیم. به ویژه همسر الهام علیاف که سیاستهای منبعث از تفکر صهیونیستی باکو را عملی میکند و علی اف در واقع تابع تفکرات معاون خود، یعنی همسرش و خاندان اوست. درحال حاضر همه افراد این خاندان، دستورات صهیونیستها را انجام میدهند و در خدمت سیاستهای آنان هستند.
اعتراضات عمومی به تصویب و اجرای قانون منع حجاب در مدارس و مراکز آموزشی جمهوریآذربایجان، چه تأثیراتی در مشروعیت دولت این کشور و احیاناً تضعیف دولت سکولار علیاف خواهد داشت؟
به نظر میرسد علی اف و همسرش، بر نقطه حساسی دست گذاشته و مرتکب یک خطای محاسباتی شدهاند! مردم مسلمان، غیور و عفیف آذربایجان، پس از فروپاشی شوروی سابق نشان دادهاند، سرکوب ۷۰ساله هویت دینی آنها ازسوی کمونیستها، نتوانست مانع از احیای هویت دینی و فرهنگی آنها شود و اکنون نیز سیاستهای ضد دینی حاکمان باکو از انجام اقدامات مشابه عاجز خواهد بود. البته مقاومت و ممانعت مردم باکو، اعتراضات جهادی آنها و نیز حمایت مردم کشورهای اسلامی به ویژه ایران عزیز و به طور اخص مردم مسلمان و غیور آذربایجان ایران و تبریز، انشاءالله بساط توطئههای هویتی و ضددینی حکام باکو را برخواهد چید! باید اذعان کرد در اثر پاسخ ندادن مسئولان کشورمان به خباثتهای نظامی و همراهی علیاف با صهیونیستها و امریکا، این موجود نالایق دچار توهم و اشتباهات راهبردی شده است؛ امیدواریم در این برهه شاهد خطاهای گذشته به ویژه از سوی اطرافیان رئیسجمهور محترم، در ارسال پیامهای دلجویانه به خاندان علیاف نباشیم و آنها در این باره مواضعی قاطع اتخاذ کنند.
رسالت رسانههای ایران، در برابر موضعگیریهای ضددینی دولت باکو چیست؟ آنها در اینباره، باید بر چه نکات و موضوعاتی تمرکز داشته باشند؟
در جهان امروز، رسانه بهعنوان یک رکن اصلی، تأثیرگذار و آگاهیبخش به ملتها، ایفای نقش میکند. امروز نه تنها رسانههای باکو در جمهوری موسوم به آذربایجان، بلکه بیشتر از آنها رسانههای ایرانی در کشور خودمان - که مهد تمدن و خاستگاه فرهنگ دینی و پرسابقه ایرانی است و در واقع حتی جمهوری مزبور هم از این پیکر جدا شده- لازم است که نقش تأثیرگذار و آگاهیبخش خودشان را ایفا کنند و منفعل و صرفاً روایتگر ماجرا نباشند. متأسفانه غیر از رسانه ملی، نقش دیگر رسانهها را درآگاهیبخشی به ملت خودمان و ملتهای دیگر، آن چنان پررنگ نمیبینیم و این معضل مهمی است. دولت جمهوریآذربایجان، دارد برنامههای رژیم صهیونیستی در زدودن آثار دین، فرهنگ و تمدن ایرانی در منطقه قفقاز جنوبی را اجرا میکند. در واقع دولت جمهوریآذربایجان، امروز بیشترین بهره را از رسانهها در زمینه زدودن نشانههای دینی و تمدنی ایرانی میبرد. اگر فضای مجازی، رسانههای مکتوب و از همه مهمتر صداوسیمای جمهوری آذربایجان را ملاحظه کنید؛ میبینید حکومت آن از این رسانهها استفاده کافی را میکند و با تمدنسازی، تاریخسازی و ارائه جعلی سبک زندگی - که سبک زندگی آذربایجانی را به سبک زندگی اروپایی و امریکایی مبدل و متمایل نشان میدهد- دارد برای ملت آذربایجان فرهنگسازی میکند! به همین دلیل لازم است که رسانههای جمهوریاسلامی ایران، حتی رسانههای آموزشی از قبیل: اساتید دانشگاهها، اساتید حوزههای علمیه، معلمان آموزشوپرورش، در موقعیتهای آموزش و تعلیمیای که دارند، ابعاد مختلف تأثیر امریکا و رژیم صهیونیستی بر جمهوریآذربایجان را روشن کنند و مبارزه با حجاب و آثار و علائم بیدینی را در این جمهوری - که از پیامدهای روابط نزدیک و تنگاتنگ این جمهوری با اسرائیل و امریکاست- به شکل واضح به عموم مخاطبان نشان دهند.
نکته دیگر این است که برخی دوستان ما در آذربایجان - که گاهی قومگرایانه فکر میکنند- علیالقاعده باید متوجه باشند در حال حاضر، دولت جمهوری آذربایجان دارد بزرگترین ظلم را به قشر مؤمن و متدین آذربایجان و آذریزبانها انجام میدهد. مردم آذربایجان باید بسیج شوند و از غیرت و عفت دینی زنان و دختران و حتی مردان جمهوری خود دفاع کنند تا دولت الهام علیاف را به عقبنشینی از طرح غیرمتمدنانه و ضدبشری خود ملزم سازند. انشاءالله این کار، در رسانههای ما نیز پیگرفته و عمل و اجرا شود؛ آنگاه نتایج عملی آن هم بر همگان روشن خواهد شد.
رسالت نظام آموزشوپرورش و آموزش عالی ایران، در زمینه ممنوعیت ورود دختران محجبه جمهوری آذربایجان به مدارس و دانشگاهها چیست؟
سامانه کشور ما در حوزه آموزش و پرورش و آموزش عالی، سامانه بسیار بزرگی است. لازم است تمام دانشآموزان، دانشجویان، اساتید دانشگاهها و معلمان آموزش و پرورش، پای کار بیایند و با حمایت جدی از دختران و معلمان و اساتید و دانشجویان محجبه جمهوری آذربایجان، وارد میدان شوند و با اقدامشان در محکومیت این اقدام ضد حقوق بشری، برای این دولت جمهوری وابسته دغدغه فکری و ذهنی ایجاد کنند. برگزاری تجمعات و جلسات روشنگری و اعتراضی در دانشگاهها و آموزش و پرورش، سخنان معلمان و اساتید در کلاسها برای روشنگری به دانشآموزان و دانشجویان، یکی از رسالتهایی است که نظام آموزشی ما باید انجام بدهد. چند وقت پیش وزیر محترم آموزش عالی کشورمان، برای پذیرش دانشجویان محجبه اخراجی از دانشگاههای باکو و جمهوری آذربایجان اعلام آمادگی کرد. این موضع اگرچه نزد برخی ابتکار جالبی به شمار میرفت، اما دغدغههایی را نیز در کنار خود داشت. من در فضای مجازی مطلبی نوشتم و گلایهای را مطرح کردم که الان خود ما در دانشگاهها و مدارسمان در زمینه حجاب مشکل داریم! لذا ابتدا باید فضا و محیط مدارس و دانشگاههای خودمان را اصلاح کنیم؛ بعد هم البته لازم است که این نوع اعلامات و اقدامات حمایتی نیز انجام بشوند. آنگاه وزرای آموزشوپرورش و آمورش عالی هم میتوانند دانشآموزان محجبهای را که در سایر کشورها از حضور در سر کلاسها ممنوع شدهاند، دعوت کنند که بیایند و در مدارس خاصی که ویژه آنهاست و همه نکات مربوط به عفاف، حجاب و مسائل دینی و ملی در آنها رعایت میشوند، به تحصیل بپردازند. در این صورت ما نیز میتوانیم تمدن پیشرفته خود را به رخ عالم بکشیم، کما اینکه تا کنون هم کشیدهایم. شاهد آن هم حضور انبوهی از طلاب، دانشجویان و دانشآموزان کشورهای دیگر، در کشور ماست. این نشانه فرهنگ متمدنانه ایرانی است که آنها میتوانند با آسودگی خیال در کشور ما به تحصیل بپردازند؛ لذا روی رسالت نظام آموزشوپرورش و آموزش عالی در این زمینه تأکید میکنم که قابل چشمپوشی نیست و همگی باید بسیج شویم تا این امر مهم را به سرانجام و نقطهای مطلوب برسانیم.
پیرو فرمانبرداری ذاتی الهام علی اف و دولت او برای امریکا و رژیم صهیونیستی، آیا هدف آنان از اقدام اخیرشان، گشودن جبهه جدیدی در برابر ایران برای تضعیف قوای دفاعی در زمینه مقابله با تهاجم فرهنگی غرب نیست؟ این احتمال را چقدر واقع بینانه میبینید؟
امکان دارد که این بخشی از هدفشان باشد. ما هیچ اقدامی از جانب امریکا و رژیم صهیونیستی، برای به حاشیه کشاندن مسائل اصلی ایران و مشغول کردنمان به اموری از این قبیل را بعید نمیدانیم. اما هم مسئولان، هم سیاسیون و هم مردم فهیم پیرو اسلام ناب محمدی (ص) تا کنون مقاومت کردهاند؛ هر چند که در مقابل این سیاسیون، سیاستمداران غربپرستی را هم داریم که ره آورد نگاهشان، بیحجابی و حتی بیعفتی برخی زنان کشور ماست که متأسفانه فضای دینی و تمدنی این مرز و بوم را آلوده کردهاند. ما امیدواریم پس از پیروزی قطعی بر رژیم صهیونیستی و امریکا، این معضل را در کشور خویش حل کنیم و با خیال آسوده، راهبردها و اهداف متمدنانه خودمان را برای تعالی و به قله رساندن این کشور پی بگیریم. امام شهید ما فرمودند: بیحجابی هم حرام شرعی است و هم حرام سیاسی. من فکر میکنم حرمت سیاسی آن، به این دلیل است که چه در ایران و چه در همه کشورهای اسلامی، دشمن صهیونیستی- امریکایی پشت این قضیه است و وقتی بیحجابی حرمت پیدا میکند، یعنی نظام لیبرالیستی- صهیونیستی حاکم بر عالم، در حال حمایت از آن است و دشمن در اینجا برای ما یک جبهه جدید باز کرده است. بیتردید این امر به ویژه وقتی که خود را در زمینه برهنگی رو به تزاید نشان میدهد، بخشی از جنگی است که دشمن برای ما تدارک دیده است. ما باید در این جبهه هم، مثل جبهه نظامی حساس باشیم و بجنگیم. بخشی از این حساسیت، باید در قالب تذکرات لسانی و بخشی دیگر هم به شکل کار فرهنگی و در صورت نهایی، در هیئت اقدامات امنیتی انجام شود. در مورد رفع بیحجابی و استقرار جدی حجاب و پیوستار فرهنگی آن در کشور، باید برنامهریزی دقیق، کار جدی و به دور از تساهل انجام شود.
برای پایداری و پیشبرد فرهنگ متمدنانه حجاب در کشوری همسایه و مسلمان مانند جمهوری آذربایجان - که ۹۵ درصد مردم آن مسلمان و اکثریت قریب به اتفاق آن شیعه هستند- عناصر مثبت زیادی وجود دارند. مردان شیعه آذری، غیرت عجیبی نسبت به حجاب دارند و زنان شیعه این تبار نیز برای حفظ سلامت خود و جامعه حساسیت زیادی نشان میدهند. ما یقیناً باید تلاش کنیم در این جبهه جدید (اعم از اینکه او بخواهد یا نخواهد که جبهه جدیدی را بگشاید) با فرض ایجاد جبهه جدید به پیش برویم تا انشاءالله در این مصاف، بتوانیم با روشنگری و حمایت از مردان غیور و زنان عفیف آذربایجان و روشنگری در مورد برنامههای صهیونیسم و امریکا به توفیقاتی دست پیدا کنیم. دیگر آن زمان گذشته، که بگوییم در آذربایجان نباید حرکت ایدئولوژیک و سیاسی کرد! به نظر من امروز هر چه کارها ایدئولوژیکتر سیاسیتر و باشد، جواب مثبتتری خواهیم گرفت. الحمدلله مردم آذربایجان هم آمادهاند تا پیامهای ایدئولوژیک و سیاسی مبتنی بر اسلام ناب محمدی (ص) را بگیرند و اغلب آنان طالبند که این فرهنگ در آذربایجان حاکم شود. به امید روزی که نظام سیاسی جمهوری آذربایجان، به دست خود مردمشان متحول شود و آنان از دست این سیاستهای ضد دینی و ضد ملی رها و خلاص شوند.
