حوزه/ یکی از مسائل و موضوعات اختلافی میان مسلمانان و وهابیان، مسأله «سوگواری و عزاداری» است. وهابیان هر چند با استناد به گریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مرگ فرزندش ابراهیم، اصل گریه کردن بر اموات و اشک ریختن در غم فراق عزیزان را پذیرفته‌اند؛ اما برگزاری مراسم عزاداری و سوگواری را بدعت می‌دانند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، بررسی روایات تاریخی نشان می‌دهد که گریه و فریاد دسته‌جمعی صحابه و بی‌هوش شدن بلال حبشی در اذان پس از رحلت پیامبر (ص)، الگویی عملی از سوگواری در صدر اسلام بوده که ادعاهای ساختگی فرقه وهابیت را کاملاً ابطال می‌کند.

یکی از مسائل و موضوعات اختلافی میان مسلمانان و وهابیان، مسأله سوگواری و عزاداری است. وهابیان هر چند با استناد به گریه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در مرگ فرزندش ابراهیم[۱]، اصل گریه کردن بر اموات و اشک ریختن در غم فراق عزیزان را پذیرفته‌اند؛ اما برگزاری مراسم عزاداری و سوگواری را بدعت می‌دانند.

این در حالی است که با مراجعه به تاریخ و مطالعه دوران پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و قرون اولیه اسلام با نمونه‌های فراوانی از گریه بر اموات، عزاداری و مرثیه‌خوانی صحابه و تابعین مواجه می‌شویم که نشانگر روش و سیره صحابه و مسلمانان در این مسأله می‌باشد. که در این اینجا به یک مورد از آنها اشاره می‌نماییم:

ام‌سلمه یکی از همسران پیامبر می‌گوید: زمانی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در میان ما بود، از دیدن آن حضرت آرامش می‌یافتیم اما شبی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) از دنیا رفت، هیچ‌کس نخوابیده بود و همگی جمع شده بودیم و در غم از دست دادن پیامبر (صلی الله علیه و آله) گریه می‌کردیم... ما و همه کسانی که در مسجد جمع شده بودند، با صدای بلند گریه کردیم. مدینه یکصدا فریاد و ناله و گریه شده بود. نزدیک صبح بلال اذان صبح را شروع کرد. وقتی به نام مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) رسید، با صدای بلند گریه کرد و از شدت گریه و غم و اندوه بی‌هوش شد. با گریه و ناله بلال، حزن و اندوه حاضران چند برابر شد. همگان به سمت قبرشریف پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هجوم بردند؛ اما قبل از رسیدن به حجره، درهای ورودی را بستند. رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) برای ما مصیبت بزرگی بود. پس از رحلت نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) هر مصیبتی بر ما وارد می‌شد با یاد مصیبت جانسوز آن حضرت آسان می‌گردید.[۲]

پی‌نوشت:

[۱]. «عن أنس بن مالک قال: دخلنا مع رسول الله (صلی الله علیه و آله) علی أبی سیف القین و کان ظئرا لإبراهیم (علیه السّلام) فأخذ رسول الله (صلی الله علیه و آله) ابراهیم، فقبّله و شمّه، ثمّ دخلنا علیه بعد ذلک ... .» صحیح بخاری، بخاری، دارالمعرفة، بیروت، ج ۱، ص ۲۲۶.
[۲]. «عن أم سلمة قالت: بینا نحن مجتمعون نبکی لم ننم و رسول الله (صلی الله علیه و آله) فی بیوتنا و نحن نتسلّی برؤیته علی السریر، إذ سمعنا صوت الکرازین فی السحر... .» البدایة و النهایة، ابن کثیر دمشقی سلفی، دار الکتب العلمیة، بیروت، ج ۵، ص ۲۳۷.

منبع: پایگاه جامع فرق، ادیان و مذاهب