صبح که در بندرترکمن آغاز میشد، نخستین نشانههای زندگی را میتوانستیم در اسکله و قایقهایی ببینیم که روزگاری رفتوآمدشان به آبهای خلیج گرگان بخشی از زندگی روزمره مردم بود.
صبح که در بندرترکمن آغاز میشد، نخستین نشانههای زندگی را میتوانستیم در اسکله و قایقهایی ببینیم که روزگاری رفتوآمدشان به آبهای خلیج گرگان بخشی از زندگی روزمره مردم بود، اما حالا عقبنشینی آب و کمعمق شدن مسیرهای دریایی، تصویر متفاوتی از این منطقه ساخته است؛ تصویری که در آن، قایقها کمتر به آب میزنند، اسکلهها از دریا فاصله گرفتهاند و نگرانی درباره آینده یکی از مهمترین زیستبومهای شمال کشور هر روز جدیتر میشود.
خلیج گرگان بزرگترین خلیج دریای خزر، امروز در شرایطی قرار دارد که ادامه روند کاهش تراز آب، رسوبگذاری و ضعف تبادل آب با دریای خزر، حیات آن را با تهدیدی جدی مواجه کرده است. این بحران دیگر فقط دغدغه محیط زیستیها نیست؛ اقتصاد ساحلی، صیادی، گردشگری و زندگی هزاران نفر در شهرهای پیرامونی نیز به سرنوشت این پهنه آبی گره خورده است.
در چنین شرایطی، دو راهکار اصلی برای جلوگیری از تشدید بحران مطرح است؛ لایروبی مسیرهای ارتباطی خلیج با دریای خزر و انتقال آب از طریق ایجاد زیرساختهای پمپاژ. با این حال، آنچه بیش از کمبود راهکار، نگرانکننده به نظر میرسد، فاصله طولانی میان تصمیمها و اجرای آنهاست؛ فاصلهای که حالا به چندین ماه انتظار برای استقرار یک دستگاه لایروب در گلستان رسیده است.
خلیج به گل نشسته
ارتباط خلیج گرگان با دریای خزر از طریق کانالهایی مانند آشوراده، چپاقلی و خوزینی برقرار میشود؛ مسیرهایی که در سالهای اخیر به دلیل رسوبگذاری و کاهش عمق با مشکلات جدی مواجه شدهاند. هرچه این مسیرها کمعمقتر شوند، تبادل طبیعی آب میان خلیج و دریا کاهش مییابد و شرایط برای افزایش شوری، افت کیفیت آب و تخریب زیستگاههای طبیعی فراهمتر میشود.
در این میان، کانال خوزینی از اهمیت ویژهای برخوردار است، ازاینرو براساس قرارداد واگذاری اسکله بندرترکمن به بخش خصوصی، مسئولیت لایروبی این مسیر بر عهده بهرهبردار قرار گرفته بود؛ موضوعی که به اعتقاد برخی نمایندگان مجلس، نظارت ناکافی بر اجرای تعهدات آن یکی از عوامل مؤثر در وضعیت امروز خلیج است.
جلال ایری، سخنگوی کمیسیون عمران مجلس در گفتوگو با تسنیم با انتقاد از روند اقدامهای انجامشده برای احیای خلیج گرگان، معتقد است بخش مهمی از مشکلات موجود به ضعف نظارت دستگاههای اجرایی بازمیگردد و اگر تعهدات قراردادی در سالهای گذشته بهدرستی اجرا میشد، شاید امروز شرایط این پهنه آبی متفاوت بود.
به گفته وی خلیج گرگان صرفاً یک مسئله منطقهای نیست، بلکه موضوعی با اهمیت ملی بوده و احیای آن نیازمند مشارکت جدی همه دستگاههای مسئول است.
ایری با اشاره به اقدامهای انجامشده برای لایروبی کانال آشوراده تأکید میکند: این عملیات بهتنهایی نتوانسته مشکل اساسی تبادل آب را برطرف کند و اجرای طرحهای مکمل همچنان ضرورت دارد.
پس از تشکیل ستاد ملی احیای تالاب میانکاله و خلیج گرگان، وظایف دستگاههای مختلف برای نجات این زیستبوم مشخص شد. وزارت نیرو، سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی و سازمان بنادر و دریانوردی هر کدام مسئولیتهایی برعهده گرفتند، اما با وجود این تقسیم وظایف، بخشهایی از برنامه همچنان روی زمین مانده است.
نماینده مردم منطقه در مجلس با انتقاد از عملیاتی نشدن کامل مصوبات، خواستار پاسخگویی دستگاههای متولی شده و هشدار داده است مجلس در صورت ضرورت از ابزارهای نظارتی خود، از جمله تحقیق و تفحص از برخی وزارتخانهها استفاده خواهد کرد.
این هشدار در شرایطی مطرح میشود که آذر سال گذشته، موضوع استقرار یک دستگاه لایروب در گلستان و استمرار لایروبی کانال آشوراده در دستور کار قرار گرفت. حتی برای اختصاص دستگاه لایروب به استان، بازه زمانی دو هفتهای مطرح شده بود؛ اما حالا زمان زیادی از این وعدهها گذشته است.
به بیان دیگر، خلیجی که برای ادامه حیات خود به بازگشایی مسیرهای ارتباطی نیاز دارد، همچنان در انتظار تجهیزاتی است که قرار بود در زمانی کوتاه به منطقه برسند.
لایروبی بهتنهایی کافی نیست
البته مشکلات خلیج گرگان تنها به رسوبگذاری در کانالها محدود نمیشود زیرا کاهش تراز آب دریای خزر هم یکی از مهمترین عواملی است که آینده این پهنه آبی را تهدید میکند و با ادامه افت سطح آب دریا حتی باز بودن کانالهای ارتباطی نیز ممکن است در آینده برای تأمین نیاز آبی خلیج کافی نباشد.
همین مسئله موجب شده انتقال آب از دریای خزر از طریق پمپاژ بهعنوان راهکار مکمل احیا مطرح شود؛ طرحی که در صورت تأیید نهایی مطالعات فنی و زیست محیطی میتواند بخشی از مشکلات تأمین آب خلیج را کاهش دهد.
در این زمینه ایرج حیدریان، مدیرعامل شرکت آب منطقهای گلستان، از ادامه بررسیهای کارشناسی برای انتقال آب دریای خزر به خلیج گرگان خبر داده است.
به گفته وی مسئولیت مطالعات این طرح به شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران واگذار شده و بررسی میزان آب مورد نیاز، محل برداشت، مسیر انتقال و چگونگی اجرای پروژه در حال انجام است.
حیدریان با اشاره به پیچیدگیهای فنی و زیست محیطی طرح توضیح میدهد: اطلاعات مورد نیاز از سوی استانهای گلستان و مازندران ارائه شده و دیدگاه کارشناسان دو استان نیز در فرایند مطالعات مورد توجه قرار گرفته است.
مدیرعامل آب منطقهای گلستان همچنین از بررسی راهکارهای تقویت منابع آبی ورودی به خلیج از طریق رودخانههای منتهی به آن خبر داده و میگوید: حدود ۴۷کیلومتر از مسیرهای مرتبط با ورود آب در دستور کار بررسی و پیگیری قرار دارد.
در کنار این اقدامها، موضوع اختصاص ردیف اعتباری مستقل برای احیای خلیج گرگان نیز در نشست مسئولان ملی مطرح شده است. به گفته حیدریان، در جلسهای با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی و مسئولان مرتبط، بر ضرورت تعریف اعتبار مستقل برای این طرح تأکید شده تا احیای خلیج از یک مجموعه وعده و مصوبه پراکنده به برنامهای با شناسنامه اجرایی مشخص تبدیل شود.
با این حال، هنوز باید منتظر ماند و دید نتایج مطالعات چه زمانی به تصمیم اجرایی تبدیل خواهد شد؛ چراکه خلیج گرگان بیش از هر چیز به اقدام عملی نیاز دارد، نه تکرار جلسات کارشناسی و وعدههای تازه.
خطر خشکی و مرگ پرندگان
اهمیت نجات خلیج گرگان زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم این پهنه آبی در کنار تالاب میانکاله و جزیره آشوراده، مجموعهای ارزشمند از زیستگاههای طبیعی را شکل داده است. این منطقه یکی از زیستگاههای مهم پرندگان مهاجر و گونههای آبزی به شمار میرود و هر گونه تغییر در شرایط آبی آن میتواند زنجیرهای از پیامدهای زیست محیطی را به دنبال داشته باشد.
عقبنشینی آب به معنای از دست رفتن تدریجی زیستگاهها، برهم خوردن زنجیره غذایی و تغییر شرایط زندگی گونههای جانوری است. کاهش منابع غذایی پرندگان مهاجر و تغییر کیفیت آب نیز میتواند تنوع زیستی منطقه را تحت تأثیر قرار دهد.
اما تهدید به همین جا ختم نمیشود چون با خشک شدن بخشهایی از بستر خلیج، رسوبات باقیمانده در معرض وزش باد قرار میگیرند و احتمال تبدیل آنها به کانونهای فرسایش بادی و تولید گردوغبار افزایش مییابد، ازاینرو نگرانی از شکلگیری ریزگردهای نمکی نیز یکی از پیامدهایی است که در صورت تداوم روند خشکی باید جدی گرفته شود.
افزایش احتمال آتشسوزی در اراضی خشکشده نیز از دیگر مخاطرات این وضعیت است؛ موضوعی که میتواند خسارتهای محیط زیستی منطقه را دوچندان کند.
در واقع، آنچه امروز در خلیج گرگان اتفاق میافتد، فقط عقبنشینی چند متر آب از ساحل نیست؛ بلکه زنگ خطری برای یک مجموعه طبیعی است که تخریب آن میتواند آثار بلندمدتی بر محیط زیست و سلامت ساکنان مناطق اطراف داشته باشد.
اسکلههایی که از دریا دور میشوند
بحران خلیج گرگان در اقتصاد منطقه نیز خود را نشان داده است. بندرترکمن و بندرگز از جمله شهرهایی هستند که بخش مهمی از ظرفیت اقتصادی و گردشگری آنها با دریا و خلیج ارتباط دارد.
کاهش عمق آب و محدود شدن مسیرهای دریایی فعالیت قایقها، صیادان و کسبوکارهای وابسته به گردشگری را دشوارتر کرده است. حتی فاصله گرفتن آب از اسکله بندرگز به چند کیلومتر رسیده است؛ وضعیتی که میتواند ظرفیتهای گردشگری و حملونقل دریایی این منطقه را بیش از گذشته محدود کند.
آشوراده نیز بهعنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای گردشگری طبیعی گلستان، به سلامت خلیج وابسته است. گردشگری طبیعی بدون آب، تالاب، پرندگان و چشماندازهای زنده نمیتواند رونق مورد انتظار را ایجاد کند.
از این منظر، احیای خلیج گرگان تنها یک پروژه محیط زیستی نیست؛ اقدامی برای حفظ اقتصاد ساحلی، فرصتهای اشتغال و آینده اجتماعی شهرهای پیرامونی است.
فرصت طلایی احیا را از دست ندهیم
تجربه لایروبی کانال آشوراده نشان داد بازگشایی مسیرهای ارتباطی میتواند به بهبود شرایط خلیج کمک کند، اما بازگشت رسوب نیز ثابت کرد عملیات مقطعی راهحل نهایی نیست. خلیج گرگان به برنامهای دائمی برای پایش، نگهداری و لایروبی دورهای نیاز دارد.
در چنین شرایطی، استقرار تجهیزات لایروبی در استان میتواند از تکرار روند طولانی تأمین اعتبار و انتظار برای اجرای پروژه جلوگیری کند. در کنار آن، تعیین تکلیف طرح انتقال آب، تقویت ورودی رودخانهها و مشخص شدن مسئولیت هر دستگاه باید در اولویت قرار گیرد.
نکته مهم این است که لایروبی و پمپاژ آب نیز باید بر مبنای مطالعات دقیق زیست محیطی و با در نظر گرفتن آثار احتمالی بر دریای خزر و خلیج و تالاب میانکاله انجام شود. هیچ راهکاری نباید با هدف نجات یک بخش، به تخریب بخش دیگری از این اکوسیستم منجر شود.
امروز پرسش اصلی مردم گلستان این است که مصوبات سالهای گذشته چه زمانی به نتیجه میرسند؟ چرا دستگاهی که قرار بود در دو هفته به استان اختصاص یابد اما هنوز مشکلی از این خلیج را حل نکرده است؟ مسئولیت اجرای تعهدات لایروبی کانال خوزینی با چه نهادی است و طرح انتقال آب چه زمانی از مرحله مطالعه عبور میکند؟
خلیج گرگان سالهاست در انتظار پاسخ عملی این پرسشها مانده است. هر روز تأخیر، فرصت احیای این پهنه آبی را محدودتر و هزینه نجات آن را بیشتر میکند.
در بندرترکمن هنوز قایقهایی هستند که به آب میزنند و مردمی که امیدوارند خلیج دوباره روزهای پررونق خود را تجربه کند، اما امید مردم زمانی معنا پیدا میکند که صدای موتور دستگاههای لایروب در کانالها شنیده شود، مسیرهای ارتباطی باز بمانند و طرحهای احیا از روی کاغذ به ساحل برسند.
خلیج گرگان برای زنده ماندن به معجزه نیاز ندارد؛ به مدیریت، اعتبار، تجهیزات و ارادهای نیاز دارد که با تغییر مدیران و دولتها متوقف نشود. اگر امروز برای نجات آن تصمیمی ماندگار گرفته نشود، شاید فردا دیگر نه لایروبی و نه پمپاژ آب نتواند آنچه را از دست رفته است، بازگرداند.
