خط سلامت: یک بازی ویدیویی هنوز منتشر نشده، اما میلیون ها نفر درباره آن حرف می زنند؛ ویدیویی چند ثانیه ای ناگهان در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود و نام یک بازیگر، یک پرونده جنایی یا حتی شایعه ای بی اساس، در چند ساعت به موضوع گفت و گوی مردم تبدیل می شود. در چنین شرایطی، حتی کسانی که تا دیروز علاقه ای به آن موضوع نداشتند، ناگهان نامش را جست و جو می کنند و می خواهند بدانند چه اتفاقی افتاده است. چرا وقتی می بینیم همه درباره چیزی حرف می زنند، ذهن ما هم به سمت آن کشیده می شود؟ آیا واقعا به آن موضوع علاقه مند شده ایم یا توجه دیگران، کنجکاوی ما را تحریک کرده است؟

به گزارش خط سلامت ، روانشناسی اجتماعی نشان می دهد که توجه انسان فقط به ویژگی های یک موضوع وابسته نیست. گاهی تعداد افرادی که درباره آن صحبت می کنند، به نشانه ای از اهمیت تبدیل می شود و ما را به سمت موضوعی می کشاند که شاید در شرایط عادی هرگز دنبالش نمی رفتیم.

وقتی توجه دیگران به علامت اهمیت تبدیل می شود

انسان برای شناخت محیط اجتماعی خود، رفتار دیگران را زیر نظر می گیرد. از انتخاب غذا در یک رستوران شلوغ تا تصمیم برای تماشای یک فیلم پرفروش، گاهی از رفتار جمعی برای ارزیابی ارزش یک انتخاب کمک می گیریم. در روانشناسی اجتماعی، این رفتار می تواند با مفهوم نفوذ اجتماعی اطلاعاتی توضیح داده شود؛ یعنی زمانی که فرد برای درک موقعیتی نامطمئن، به اطلاعات و واکنش های دیگران تکیه می کند.

اما محبوبیت همیشه نشانه کیفیت، اهمیت یا درستی نیست. ممکن است محتوایی صرفا به دلیل جنجال، شوک یا خشم فراوان دیده شود. حتی گاهی افراد برای انتقاد از یک ویدیو آن را بازنشر می کنند و همین مخالفت ها به افزایش شهرت آن کمک می کند. بنابراین، دیده شدن یک موضوع لزوما به معنای ارزشمند بودن آن نیست؛ بلکه فقط نشان می دهد که توجه زیادی به سوی آن جلب شده است.

چرا نمی خواهیم از موضوع روز بی خبر باشیم؟

گاهی کنجکاوی ما از علاقه به خود موضوع سرچشمه نمی گیرد، بلکه از نگرانی درباره جا ماندن از جمع ناشی می شود. وقتی همکاران درباره یک خبر جنجالی صحبت می کنند و ما چیزی درباره آن نمی دانیم، ممکن است احساس کنیم از جریان گفت و گو عقب افتاده ایم. وقتی دوستانمان درباره یک فیلم یا رویداد ورزشی حرف می زنند، شاید برای مشارکت در جمع، به دنبال کردن آن ترغیب شویم.

این تجربه با مفهوم ترس از دست دادن فرصت یا فومو ارتباط دارد. فومو به نگرانی از این اشاره می کند که دیگران در حال تجربه کردن اتفاقی جذاب یا مهم هستند، اما ما از آن محروم مانده ایم. پژوهش های روانشناسی درباره این پدیده، ارتباط آن را با استفاده از شبکه های اجتماعی بررسی کرده اند؛ هرچند شدت این ارتباط در افراد مختلف یکسان نیست.

برای مثال، فردی ممکن است اصلا به یک بازی ویدیویی علاقه نداشته باشد، اما وقتی دوستانش پیوسته درباره آن حرف می زنند، تریلرهایش را تماشا کند تا در گفت و گوها مشارکت داشته باشد. در این حالت، موضوع اصلی فقط بازی نیست؛ حفظ ارتباط با دیگران نیز اهمیت پیدا می کند.

الگوریتم ها چگونه کنجکاوی ما را تقویت می کنند؟

ترندها فقط محصول رفتار کاربران نیستند؛ سازوکار پیشنهاد محتوا در شبکه های اجتماعی نیز در گسترش آن ها نقش دارد. بسیاری از پلتفرم ها بر اساس رفتار قبلی کاربران، محتواهایی را پیشنهاد می کنند که احتمال می دهند توجه آن ها را جلب کند. وقتی روی یک ویدیو مکث می کنیم، آن را باز می کنیم یا درباره اش نظر می دهیم، ممکن است مطالب مشابه بیشتری ببینیم.

به این ترتیب، چرخه ای شکل می گیرد: ابتدا با موضوعی اتفاقی روبه رو می شویم، سپس درباره آن جست و جو می کنیم و در ادامه، محتوای بیشتری درباره همان موضوع دریافت می کنیم. تکرار این محتواها ممکن است این تصور را ایجاد کند که همه مردم درباره آن حرف می زنند؛ در حالی که آنچه می بینیم، تا حدی تحت تأثیر سابقه فعالیت و پیشنهادهای الگوریتمی قرار دارد.

این مسئله درباره خبرهای جنجالی اهمیت بیشتری دارد. محتوایی که ترس، خشم، تعجب یا هیجان شدیدی ایجاد می کند، ممکن است واکنش های بیشتری برانگیزد و در نتیجه بیشتر دیده شود. اما فراوانی انتشار یک ادعا، جایگزین بررسی صحت آن نیست. شایعه ای که هزاران بار بازنشر شده، همچنان ممکن است نادرست باشد.

چرا بعضی ترندها ناگهان فراگیر می شوند؟

گاهی توجه مردم به یک موضوع، توجه بیشتری ایجاد می کند. فردی درباره خبری مطلبی منتشر می کند، دیگران واکنش نشان می دهند، رسانه ها به آن می پردازند و کاربران بیشتری برای فهمیدن ماجرا وارد گفت و گو می شوند. در این شرایط، رفتار هر فرد می تواند بر تصمیم دیگران اثر بگذارد و گسترش توجه به موضوع را سرعت ببخشد.

با این حال، همه ترندها از یک مسیر شکل نمی گیرند. گاهی یک رویداد واقعی و مهم محرک اصلی است؛ گاهی یک چهره شناخته شده موضوعی را مطرح می کند و گاهی نیز تکرار، هیجان و بازنشر، موضوعی معمولی را به صدر توجه می آورد. به همین دلیل، برای فهم علت فراگیر شدن یک موضوع باید هم محتوای آن و هم شرایط انتشارش را بررسی کرد.

هر چیزی که ترند شد، مهم نیست

کنجکاوی اجتماعی به خودی خود مشکل نیست. دنبال کردن موضوعات تازه می تواند به یادگیری، آگاهی از رویدادهای مهم و مشارکت در گفت و گوهای اجتماعی کمک کند. مسئله زمانی آغاز می شود که محبوبیت را با اهمیت واقعی اشتباه بگیریم یا بدون بررسی، ادعاهای پرتکرار را بپذیریم.

پیش از دنبال کردن یک ترند، سه پرسش ساده می تواند به تصمیم گیری آگاهانه کمک کند: آیا این موضوع واقعا برای من اهمیت دارد؟ منبع اصلی اطلاعات کجاست؟ آیا شواهد معتبری برای ادعاهای مطرح شده وجود دارد؟ این پرسش ها کمک می کنند میان کنجکاوی طبیعی و واکنش شتاب زده تفاوت بگذاریم.

راز روانشناسی ترندها این است که توجه ما همیشه از علاقه شخصی سرچشمه نمی گیرد. گاهی رفتار دیگران به ما علامت می دهد که موضوعی را بررسی کنیم؛ الگوریتم ها این توجه را تقویت می کنند و گفت و گوهای اجتماعی آن را گسترش می دهند. شناخت این سازوکار به ما کمک می کند کنجکاو بمانیم، موضوعات تازه را بشناسیم و در عین حال، اختیار توجه خود را به هر موجی نسپاریم.