Verity فیلمی است که تلاش می‌کند با پیچش‌های داستانی مخاطب را بازی دهد و او را به وجد آورد. اما تا چه حد در این امر موفق بوده است؟ داستان Verity درباره لوون اشلی، نویسنده‌ای نسبتاً گمنام است که پیشنهاد عجیبی دریافت می‌کند: تکمیل مجموعه رمان‌های ناتمام وریتی کرافورد، نویسنده‌ای مشهور که پس از یک

Verity فیلمی است که تلاش می‌کند با پیچش‌های داستانی مخاطب را بازی دهد و او را به وجد آورد. اما تا چه حد در این امر موفق بوده است؟

داستان Verity درباره لوون اشلی، نویسنده‌ای نسبتاً گمنام است که پیشنهاد عجیبی دریافت می‌کند: تکمیل مجموعه رمان‌های ناتمام وریتی کرافورد، نویسنده‌ای مشهور که پس از یک سانحه رانندگی توانایی نوشتن و برقراری ارتباط عادی را از دست داده است. لوون برای انجام این مأموریت به خانه وریتی نقل مکان می‌کند؛ جایی که همسر او، جرمی کرافورد، نیز زندگی می‌کند. اما در جریان بررسی یادداشت‌ها و نوشته‌های وریتی، با دست‌نوشته‌ای مواجه می‌شود که ظاهراً حاوی اعترافاتی هولناک درباره زندگی خانوادگی، ازدواج و اتفاقات گذشته است.

بررسی فیلم Verity| حقیقتی گمشده در پیچش داستانی | گیمفا

مهم‌ترین ایده فیلم، استفاده از مفهوم راوی غیرقابل اعتماد است؛ تکنیکی که در ادبیات و سینمای معمایی برای ایجاد تردید نسبت به اعتبار روایت به کار می‌رود. در Verity با دو روایت متفاوت از یک زندگی مواجه هستیم: یکی روایتی که از طریق دست‌نوشته‌های وریتی ارائه می‌شود و دیگری تصویری که از طریق رفتارها و صحبت‌های جرمی و اطرافیان شکل می‌گیرد. فیلم سعی دارد مخاطب را در موقعیتی قرار دهد که نتواند هیچ‌کدام از این روایت‌ها را حقیقت قطعی تلقی کند. این ایده ظرفیت بسیار خوبی برای شکل‌دادن به یک تریلر روان‌شناختی دارد.

بررسی فیلم Verity| حقیقتی گمشده در پیچش داستانی | گیمفا

بااین‌حال، فیلم در استفاده از این ایده همیشه موفق نیست. گاهی به‌جای اینکه ابهام از دل شخصیت‌پردازی و ساختار روایی بیرون بیاید، به مجموعه‌ای از پیچش‌های داستانی تبدیل می‌شود که بیشتر از آنکه بر پیچیدگی روان‌شناختی شخصیت‌ها بیفزایند، تلاش می‌کنند مخاطب را غافلگیر کنند. خانه خانواده کرافورد یکی از عناصر مهم فضاسازی فیلم است. معماری مدرن، فضای نسبتاً منزوی خانه و راهروهای خلوت آن به ایجاد حس بیگانگی و ناامنی کمک می‌کنند.

فیلم از تضاد میان زیبایی ظاهری محیط و آشفتگی درونی شخصیت‌ها استفاده می‌کند. خانه‌ای که در نگاه نخست نشانه ثروت، موفقیت و آرامش خانوادگی است، به‌تدریج به فضایی برای کشف رازها و مواجهه با جنبه‌های تاریک روابط انسانی تبدیل می‌شود. بازی بازیگران از نقاط قوت نسبی فیلم محسوب می‌شود. آن هتوی، داکوتا جانسون و جاش هارتنت با ایجاد نوعی تنش و بی‌اعتمادی متقابل، فضای روان‌شناختی مناسبی برای داستان به وجود می‌آورند. هتوی در نمایش جنبه مرموز و تهدیدآمیز شخصیت وریتی موفق عمل می‌کند.

بررسی فیلم Verity| حقیقتی گمشده در پیچش داستانی | گیمفا

هر چند اکثر جنبه‌های مربوط به این تهدیدآمیز بودن تکراری و کلیشه‌ای است که از ضعف فیلمنامه نوشته‌شده می‌‌آید. و داکوتا جانسون نیز بازی سرد و کنترل‌شده‌ای دارد، اما شخصیت او و واکنش‌های او تک‌بعدی است و به همین دلیل، به‌خصوص در موقعیت‌های عاطفی فیلم در قالب همان شخصیت سرد و کنترل‌شده باقی می‌ماند. هارتنت هم در حفظ دوگانگی شخصیت جرمی عملکرد قابل قبولی دارد. بااین‌حال، بازی خوب بازیگران نمی‌تواند ضعف‌های فیلمنامه و تناقض‌های روایی فیلم را جبران کند.

از طرف دیگر، موسیقی متن نیز تلاش می‌کند حال‌وهوای تریلرهای کلاسیک را تداعی کند؛ هرچند این عناصر به‌تنهایی نمی‌توانند ضعف‌های ساختاری فیلم را جبران کنند. مهم‌ترین مشکل Verity فاصله میان ایده اولیه و نحوه پرداخت آن است. فیلم مصالح مناسبی برای خلق یک تریلر روان‌شناختی پیچیده در اختیار دارد: یک نویسنده مرموز، یک دست‌نوشته مشکوک، یک خانواده آسیب‌دیده و شخصیت‌هایی که هرکدام می‌توانند بخشی از حقیقت را پنهان کرده باشند.

بررسی فیلم Verity| حقیقتی گمشده در پیچش داستانی | گیمفا

اما این عناصر همیشه به یک ساختار روایی منسجم تبدیل نمی‌شوند. یکی از مشکلات، نحوه پیشبرد اطلاعات داستانی است. برخی اتفاقات و واکنش‌های شخصیت‌ها به‌اندازه کافی زمینه‌سازی نشده‌اند و همین مسئله باعث می‌شود مخاطب به‌جای درگیرشدن با معما، درباره منطق وقوع اتفاقات سؤال کند. از سوی دیگر، فیلم برای حفظ ابهام خود به پیچش‌های متعدد متوسل می‌شود؛ اما پیچش داستانی زمانی ارزشمند است که پس از آشکارشدن، مخاطب بتواند اتفاقات قبلی را با نگاهی تازه بازبینی کند. در Verity برخی از این چرخش‌ها بیشتر حالت غافلگیری لحظه‌ای دارند تا نتیجه منطقی و ارگانیک روایت.

یکی از مهم‌ترین چالش‌های چنین داستانی، رسیدن به نقطه‌ای است که ابهام‌های ایجادشده باید به نتیجه‌ای معنادار تبدیل شوند. فیلم می‌خواهد مخاطب را تا آخرین لحظه نسبت به حقیقت مردد نگه دارد؛ اما میان یک پایان‌بندی واقعاً چندلایه و پایانی که صرفاً پاسخ روشنی ارائه نمی‌دهد، تفاوت وجود دارد. ابهام زمانی ارزشمند است که مخاطب پس از پایان فیلم بتواند چند تفسیر منطقی از اتفاقات داشته باشد و هرکدام از این تفسیرها بر شواهدی که قبلاً دیده تکیه کنند.

بررسی فیلم Verity| حقیقتی گمشده در پیچش داستانی | گیمفا

مشکل Verity این است که بخشی از ابهام نهایی به‌جای اینکه حاصل یک طراحی روایی دقیق باشد، احساس ناتمام‌ماندن داستان را ایجاد می‌کند. در یک روایت موفق، پیچش پایانی باید نه‌تنها غیرمنتظره باشد، بلکه با اطلاعاتی که پیش‌تر در اختیار مخاطب قرار گرفته نیز سازگاری داشته باشد. به بیان دیگر، وقتی حقیقت نهایی آشکار می‌شود، مخاطب باید بتواند اتفاقات قبلی را دوباره مرور کند و متوجه شود که نشانه‌های آن حقیقت از ابتدا در داستان وجود داشته‌اند. اما در Verity این اتفاق به‌درستی رخ نمی‌دهد.

مشکل اصلی این است که فیلم ابتدا با یک افشاگری، برداشت مخاطب از شخصیت وریتی و ماهیت نوشته‌هایش را دستخوش تغییر می‌کند؛ سپس با ارائه اطلاعات جدید، تلاش می‌کند بار دیگر تمام برداشت‌های قبلی را زیر سؤال ببرد.
اما این دو چرخش به‌جای اینکه یکدیگر را تکمیل کنند، تا حدی در تعارض با یکدیگر قرار می‌گیرند. واکنش جرمی پس از خواندن نامه نیز در این میان اهمیت زیادی دارد. شوکه‌شدن او باید از نظر روان‌شناختی و روایی قابل درک باشد؛ اما وقتی پیچش قبلی را در نظر می‌گیریم، واکنش او و معنایی که فیلم می‌خواهد از آن استخراج کند، با ابهام و تناقض مواجه می‌شود.

بررسی فیلم Verity| حقیقتی گمشده در پیچش داستانی | گیمفا

فیلم به‌جای اینکه از طریق شخصیت‌پردازی و جزئیات روایی زمینه لازم را برای این غافلگیری فراهم کند، اطلاعاتی را در لحظات پایانی وارد داستان می‌کند تا صرفاً چرخش دیگری ایجاد کند. در واقع Verity به‌جای خلق پیچیدگی، از نشانه‌های ظاهری آثار پیچیده استفاده می‌کند. Verity فیلمی است که ایده اولیه جذابی دارد و از حضور سه بازیگر توانمند نیز بهره می‌برد. پرداختن به مسئله حقیقت، روایت‌های متناقض و امکان فریب‌خوردن از شخصیت‌هایی که تصور می‌کنیم می‌شناسیم، ظرفیت زیادی برای خلق یک تریلر روان‌شناختی تأثیرگذار دارد.

بااین‌حال، فیلم در تبدیل این ظرفیت به یک تجربه سینمایی منسجم چندان موفق نیست. فیلمنامه در بعضی نقاط بیش از اندازه به پیچش‌های داستانی وابسته می‌شود و در پرداخت روابط و منطق برخی اتفاقات ضعف دارد.
به همین دلیل، Verity بیشتر از آنکه یک تریلر روان‌شناختی عمیق و حساب‌شده باشد، اثری سرگرم‌کننده با مؤلفه‌های ملودرام، معمایی و اروتیک است که در تلاش برای پیچیده جلوه‌دادن داستان، انسجام خود را از دست می‌دهد.

نمره نویسنده: ۵ از ۱۰