شکست انتخاباتی، افسانه شکستناپذیری ترامپ را دفن کرد؛ اما رئیسجمهوری که قدرتش در حال فرسایش است، هنوز زرادخانهای از تهدید، جنگطلبی و انتقامجویی در اختیار دارد. اردک لنگ کاخ سفید شاید در واپسین روزهای قدرت، خشمگینتر و خطرناکتر شود.
شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای، هاله شکستناپذیری ترامپ را فرو ریخت؛ اما تضعیف رئیسجمهور آمریکا لزوماً به معنای پایان جنگطلبی و بحرانسازی نیست. جهان اکنون با ترامپی زخمی، خشمگین و غیرقابلپیشبینی روبهروست.
شکست در داخل، بحران در خارج
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا، فراتر از یک شکست حزبی، به منزله عقبنشینی سیاسی دونالد ترامپ و فروپاشی تصویر شکستناپذیری اوست. رأیدهندگان آمریکایی با رد نامزدهای مورد حمایت ترامپ، عملاً به سیاستهای داخلی و خارجی رئیسجمهور رأی منفی دادند. این شکست در شرایطی رقم خورد که جنگ با ایران، افزایش هزینههای زندگی و فشار اقتصادی ناشی از سیاستهای تجاری واشنگتن، به پاشنه آشیل دولت تبدیل شده بود.
اکنون ترامپ با کنگرهای روبهروست که از ژانویه در اختیار دموکراتها قرار میگیرد و میتواند بودجهها، قراردادهای نظامی و عملکرد دولت را زیر ذرهبین ببرد. با این حال، شکست انتخاباتی الزاماً به معنای پایان قدرت او نیست. رئیسجمهور آمریکا همچنان اختیارات گستردهای در حوزه سیاست خارجی و فرماندهی نیروهای نظامی دارد؛ مسئلهای که میتواند دو سال پایانی ریاستجمهوری او را به دورهای پرمخاطره تبدیل کند.
ایران؛ خطر جنگی که هنوز تمام نشده است
برای تهران، شکست ترامپ میتواند نشانهای از افزایش فشار داخلی بر کاخ سفید برای پایان دادن به جنگ باشد؛ بهویژه آنکه افزایش قیمت سوخت و هزینههای اقتصادی در آمریکا، مستقیماً به نارضایتی رأیدهندگان دامن زده است. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، نیز پس از شکست جمهوریخواهان، جنگ را یکی از دلایل اصلی ناکامی انتخاباتی حزب دانست.
با این حال، نباید تضعیف سیاسی ترامپ را با کاهش خطر نظامی اشتباه گرفت. او همواره در برابر ناکامیها به تشدید مواضع و نمایش قدرت تمایل داشته است. اکنون که انتخابات پشت سر گذاشته شده، ممکن است برای بازسازی اعتبار ازدسترفته و ثبت یک دستاورد در کارنامه سیاسی خود، بار دیگر به گزینه نظامی متوسل شود. فشارهای بنیامین نتانیاهو برای ادامه تقابل با ایران نیز این احتمال را تقویت میکند.
در واقع، مسئله اصلی برای ترامپ نه پایان دادن به جنگ، بلکه چگونگی خروج از آن بدون پذیرش شکست است. همین محاسبه میتواند مسیر دیپلماسی را دشوارتر و خطر گسترش درگیری را بیشتر کند.
اوکراین؛ معامله بر سر حاکمیت
در جبهه اوکراین، تضعیف ترامپ میتواند برای ولودیمیر زلنسکی و متحدان اروپایی فرصتی تازه ایجاد کند؛ اما این فرصت لزوماً به معنای بهبود موقعیت کییف نیست. ولادیمیر پوتین نیز میداند که دولت کنونی آمریکا ممکن است آخرین فرصت او برای دستیابی به توافقی مطلوب باشد. مشکلات اقتصادی روسیه و ناکامیهای نظامی در میدان نبرد، انگیزه مسکو برای مذاکره را افزایش داده است.
خطر اصلی آن است که ترامپ برای دستیابی سریع به توافق و ثبت آن به نام خود، اوکراین را به واگذاری سرزمینها و پذیرش امتیازهای امنیتی وادار کند. محدود کردن ارسال تسلیحات و اطلاعات نظامی به کییف میتواند ابزار فشار واشنگتن برای تحمیل چنین توافقی باشد. در این سناریو، صلح نه بر مبنای تضمین حاکمیت اوکراین، بلکه بر اساس معاملهای میان واشنگتن و مسکو شکل میگیرد؛ معاملهای که امنیت اروپا را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
اسرائیل و متحدان نگران آمریکا
تضعیف ترامپ برای نتانیاهو نیز پیامدهای مهمی دارد. نخستوزیر اسرائیل یکی از مهمترین پشتوانههای خود در واشنگتن را در موقعیت دشوارتری میبیند؛ بهخصوص آنکه حمایت بیقیدوشرط از سیاستهای اسرائیل دیگر مانند گذشته از اجماع سیاسی برخوردار نیست. پیروزی نامزدهای منتقد اسرائیل در انتخابات آمریکا و افزایش مخالفتها با کمکهای نظامی به تلآویو، نشانهای از تغییر فضای سیاسی واشنگتن است.
در اروپا نیز نگرانی از سیاستهای غیرقابلپیشبینی ترامپ همچنان پابرجاست. تهدید به خروج از ناتو، جنگ تعرفهای و تضعیف همکاریهای فراآتلانتیکی، متحدان سنتی آمریکا را به بازنگری در وابستگی امنیتی خود واداشته است. در همین حال، چین میتواند از اختلافات داخلی آمریکا و کاهش اعتبار بینالمللی واشنگتن برای تقویت موقعیت خود بهره ببرد.
مسئله اینجاست که شکست انتخاباتی ترامپ بهتنهایی پایان ترامپیسم نیست. رئیسجمهوری که برای جبران ناکامیهای داخلی به نمایش قدرت در خارج از مرزها پناه میبرد، ممکن است در دو سال باقیمانده خطرناکتر از گذشته عمل کند. جهان با ترامپی ضعیفتر روبهروست، اما هنوز از شر سیاستهای پرهزینه و ماجراجویانه او خلاص نشده است.
