خطبه فدکیه حضرت فاطمه زهرا (س)، فراتر از یک دادخواهی حقوقی، مانیفستِ دفاع از حقیقت، افشای نفاق و مهندسیِ اصیلِ ولایت در تاریخ اسلام است؛ اثری سترگ که نقشه راه بصیرت و صیانت از خط امامت را ترسیم می‌کند.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

در منابع شیعه و اهل سنت، راویانی که این خطبه را نقل کرده‌اند تا حدودی متفاوتند. در منابع اهل سنت، بیشتر مستندات از طریق «عبدالله بن حسن بن حسن بن علی (علیهم‌السلام)» روایت شده است. عبدالله، فرزند حسن مثنی و در واقع نوه امام حسن صلوات‌الله‌علیه است؛ این سند در کتاب «السقیفه و الفدک» اثر جوهری آمده است. همچنین در منابع اهل سنت، این مطلب به نقل از عایشه نیز روایت شده است، چنان‌که جناب سید مرتضی در کتاب «الشافی» تأکید می‌کند که این خطبه از منابع اهل سنت نقل شده و راوی آن عایشه است.

افزون بر این، سید ابن‌طاووس (رحمة‌الله‌علیه) در کتاب «الطرف»، بخشی از خطبه را از کتاب «مناقب احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی» (از علمای اهل سنت اصفهان) نقل کرده است. البته در دیگر منابع اهل سنت نیز به اشخاص دیگری اشاره شده است؛ از جمله ابن اثیر در کتاب «اسد الغابه»، این خطبه را از حضرت زینب سلام‌الله‌علیها روایت کرده که در منابع شیعی نیز بازتاب فراوانی دارد. بنابراین، خطبه فدکیه از دو مسیر اصلیِ «عبدالله بن حسن» و «حضرت زینب (س)» به دست ما رسیده و در برخی منابع دیگر نیز به صورت مختصر یا اشاره‌وار از امام حسن، امام حسین، امام باقر و امام صادق (علیهم‌السلام) نقل شده است.

فدک؛ بهانه‌ای برای بازخوانی نخستین انحراف سیاسی در اسلام

نکته قابل تأملی که نباید به سادگی از کنار آن گذشت، سن مبارک حضرت زینب سلام‌الله‌علیها در آن مقطع است؛ بانوی بزرگواری که در آن زمان بین چهار تا پنج سال سن داشتند و با این وجود، این خطبه مفصل را نقل کرده‌اند. نقل این اثر سترگ و پر از فصاحت و بلاغت توسط دختری در این سن، گواه عظمت و جایگاه بی‌نظیر بی‌بی دو عالم است که توانسته‌اند این خطبه را در ذهن سپرده و برای آیندگان حفظ و روایت کنند.

دختری که در دامن پرمهر حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها تربیت یافته باشد، بی‌شک انتظاری جز این از او نمی‌رود. وقتی «فضه» (خادمه حضرت زهرا) به چنان مرتبة علمی و عرفانی دست می‌یابد که آوازة عام و خاص می‌شود، به یقین وجود چنین ویژگی‌های برجسته‌ای در دخترِ بی‌بی دو عالم، حضرت زینب سلام‌الله‌علیها، امری کاملاً طبیعی، مسلم و قطعی خواهد بود.

اما خطبه فاطمیه، مشهور به «خطبه فدکیه»، مطابق دسته‌بندی حقیر، تقریباً به ۱۶ فقره یا بخش تقسیم می‌شود که به اجمالی به آن‌ها اشاره می‌کنم:

بخش اول: آگاهی یافتن بانوی دو عالم (سلام‌الله‌علیها) از تصمیم ابوبکر و اطرافیانش مبنی بر منع ایشان از فدک، چگونگی حضور یافتن آن حضرت در مسجد و کیفیت رفتار و راهپیمایی ایشان هنگام ورود؛ که بیانات ما حتماً به این نکته و به صورت مفصل‌تر خواهد پرداخت.

بخش دوم: حمد و ثنای الهی و توجه عمیق به نعمت‌های خداوند.

در شرایطی که بی‌بی دو عالم پدر بزرگوار خود را از دست داده‌اند، حاکمیت وقتْ شوهر مظلوم ایشان را از جایگاه حق خود کنار زده و قرار است فدک غصب شود، آن حضرت با کمال متانت و آرامش، سخن خود را با حمد الهی و صلوات بر پیامبر آغاز می‌کنند و می‌فرمایند:

«الحمد لله علی ما انعم و له الشکر علی ما الهام»

ادامه این خطبه فوق‌العاده است و تک‌تک واژگان و انتخاب کلمات آن نیازمند تبیین دقیق است. همان‌گونه که اشاره شد، علامه مجلسی (ره) عظمت این خطبه را در حد اعجاز توصیف کرده‌اند؛ چرا که چنین بیانی از غیر معصوم و کسی که از علم لدنی برخوردار نیست، ساخته نیست. البته از آنجا که بحث ما بیشتر معطوف به مباحث تاریخی است، وارد جزئیات کلامی این فقره نمی‌شویم.

بخش سوم: اشاره به صفات الهی و فلسفه خلقت و مسئله توحید و خداشناسی.

توجه بی‌بی دو عالم به نعمت‌ها و معرفت الهی، این نکته را متبادر می‌سازد که ایشان، ریشه و سرمنشأ تمام مشکلات پس از رحلت پیامبر را عدم شناخت و بی‌توجهی به نعمت‌های الهی می‌دانند. بزرگ‌ترین نعمت خداوند ـ مطابق فرمایش اهل‌بیت (صلوات‌الله‌علیهم) و آیات قرآن کریم ـ مقام ولایت و امامت اهل‌بیت است که متأسفانه پس از پیامبر، مورد کفران و ناسپاسی قرار گرفت.

بخش چهارم: بیان صفات پیامبر اعظم (صلی‌الله‌علیه وآله) و فلسفه نبوت، همراه با توصیفات بسیار زیبا و شکوهمندی که آن حضرت درباره رسول خدا مطرح می‌فرمایند.

بخش پنجم: یادآوری لطف و عنایت خداوند به امت اسلامی، موهبت‌های معنویِ شامل حال مسلمانان، حکمت اعمال، واجبات دین و سفارش مؤکد به تقوا.

بخش ششم: بازشناساندن جایگاه والای خود؛ جایی که بی‌بی دو عالم خود را معرفی کرده و می‌فرمایند: «من دختر پیامبر شما هستم»، و بار دیگر بر مقام منیع پیامبر (ص) و جایگاه امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) تأکید می‌ورزند.

بخش هفتم: اشاره به نجات مخاطبان از ذلت و دستیابی‌شان به عزت به برکت وجود پیامبر (صلی‌الله‌علیه وآله) و یادآوری اینکه پیش از آن، در چه وضعیت فرودستی قرار داشتید و به کجا رسیدید.

بخش هشتم: اشاره به ظهور فتنه‌ها و نفاق پس از رحلت پیامبر اکرم (ص)، یادآوری جایگاه کافران در دوزخ، و گلایه از مخاطبان که چرا در زمانِ لزوم اقدام نکردند و در کنار کسانی قرار گرفتند که پیامبر (ص) به آنان اعتنایی نداشت.

پس از این هشت بخش، ورود بی‌بی دو عالم به مسئله «فدک» آغاز می‌شود؛ که همان‌طور که ملاحظه می‌کنید، بخش کوچکی از این خطبه عظیم را به خود اختصاص داده است.

بخش نهم:(اشاره به موضوع فدک و مطالبه‌گری حضرت).

بخش دهم: خطاب به انصار و گلایه از سکوت و انفعال آنان.

بخش یازدهم: دعوت به قیام و گلایه از ترس و واهمه حاکم بر انصار.

بخش دوازدهم: تبیین علل سکوت و خیانت انصار و رسوایی ابدی که برای آنان رقم خورد.

بخش سیزدهم: سخنان ابوبکر و پاسخی که به حضرت صدیقه طاهره (سلام‌الله‌علیها) داد، و پاسخ کوتاه و کوبنده بی‌بی دو عالم به او.

بخش چهاردهم: روی آوردن بی‌بی دو عالم به زنان حاضر در مسجد، گلایه از شتاب مسلمانان به سوی باطل، و انتقاد از عدم تدبرشان در قرآن کریم.

بخش پانزدهم: روی سخن آوردن بی‌بی دو عالم به سوی قبر مطهر پیامبر (ص) و زمزمه اشعاری در سوگ مصیبت‌های جانکاه پس از رحلت آن حضرت.

بخش شانزدهم (بخش پایانی):** بازگشت بانوی دو عالم (سلام‌الله‌علیها) به منزل و گفت‌وگوی ایشان با حضرت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام).