رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: انقلاب اسلامی ایران با ایستادگی در برابر سلطه بیگانگان، راه نفوذ استعمار نو را بست و همین مسئله باعث شد دشمن بار دیگر به روشهای قدیمی استعمار، ازجمله جنگ و مداخله نظامی، روی بیاورد.
غلامعلی حدادعادل، پنجشنبه ۱۴ آبان مقارن با روز ملی مبارزه با استکبار جهانی و بازخوانی مجموعه ۳۰ جلدی مطالعات استعمارشناسی ایرانی به قلم موسی نجفی، مورخ و پژوهشگر، در خانه مشروطه اصفهان اظهار کرد: تاریخ، حافظه جمعی ملتهاست و اگر ملتی گذشته خود را فراموش کند، هویت خود را از دست میدهد. ملتی که تاریخش را نشناسد، ممکن است تجربههای تلخ گذشته را دوباره تکرار کند؛ همانطور که دانشآموزی که درسش را خوب نخوانده باشد، ناچار میشود آن را دوباره بخواند.
وی با بیان اینکه باید تاریخ ۲۵۰ سال اخیر ایران را از زاویه استعمار، مداخله و نفوذ بیگانگان بازخوانی کنیم، افزود: در این بازخوانی نباید روایت استعمارگران را مبنا قرار دهیم؛ زیرا در بسیاری از کشورهای جهان و حتی در کشور خودمان، همچنان روایت غالب، روایت کسانی است که از موضع استعمارگر به تاریخ نگاه کردهاند. استعمار عمومی پس از رنسانس و در حدود ۵۰۰ سال گذشته شکل گرفت. رنسانس با پیدایش تجدد و تحولاتی در اندیشه غرب همراه بود و یکی از مبانی آن، انسانمحوری بود؛ یعنی قرار گرفتن خواست و اراده انسان در برابر اراده الهی. این مسیر در اندیشه برخی فیلسوفان غربی ادامه یافت و در نهایت به دیدگاههایی رسید که نیچه از چهرههای شاخص آن به شمار میرود.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی بیان کرد: در فلسفه تاریخ غرب، این تصور شکل گرفت که تاریخ بشر مسیری خطی و رو به پیشرفت دارد و اروپا در قله این مسیر ایستاده است. آگوست کنت و هگل با نگاه خاص خود به سیر تاریخ، در شکلگیری این نوع نگرش نقش داشتند. بر اساس چنین دیدگاهی، تمدنهای غیرغربی در جایگاهی پایینتر قرار میگرفتند و گویی باید مواد و امکانات لازم را برای پیشرفت تمدن غرب فراهم میکردند. نظریههای نژادی و ادعای برتری اروپاییان بر دیگر ملتها، با پوشش علمی مطرح شد تا فتح سرزمینها، کشتار، بردهداری و بهرهکشی از ملتهای دیگر توجیه شود. به این ترتیب، علم نیز در خدمت توسعه سلطه استعماری قرار گرفت.
حدادعادل درباره نقش انقلاب صنعتی در تغییر موازنه قدرت میان کشورهای غربی و دیگر مناطق جهان گفت: اختراع ماشین بخار، کشتی بخار و تولید سلاحهای گرم و توپ، توان نظامی و اقتصادی کشورهای اروپایی را افزایش داد. پیش از آن، در دوره جنگهای صلیبی که حدود ۲۰۰ سال ادامه داشت، میان جهان اسلام و غرب موازنهای وجود داشت، اما پس از گسترش سلاحهای جدید، بسیاری از قدرتهای غیرغربی از نظر نظامی عقب ماندند. استعمار عمومی تنها با لشکرکشی پیش نرفت، بلکه فلسفه، علم، اقتصاد، صنعت و هنر را نیز در خدمت سلطه بر جهان قرار داد. در واقع، مجموعهای از تواناییهای فکری، علمی و اقتصادی برای تسلط بر ملتهای دیگر به کار گرفته شد.
وی درباره استعمار اختصاصی ایران در دوره قاجار افزود در آن دوره، روسیه تزاری در شمال و انگلیس در جنوب ایران نفوذ و سلطه داشتند و قراردادهایی مانند توافقهای سالهای ۱۹۰۷ و ۱۹۱۷ نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. یکی از فاجعههای بزرگ تاریخ معاصر ایران، به شهادت رساندن امیرکبیر بود؛ شخصیتی که تنها سه سال و ۹ ماه فرصت صدارت داشت، اما در همان مدت برای اصلاح امور کشور تلاش کرد.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی با توصیه به جوانان برای مطالعه کتاب «شرح زندگانی من» نوشته عبدالله مستوفی تأکید کرد: این اثر حدود دو هزار صفحه دارد و آن را بیش از یکبار خواندهام؛ حتی بعضی قسمتهای آن را شاید ۱۰ بار مطالعه کرده باشم. مستوفی به دوره امیرکبیر نزدیک بود و خاطراتی دستاول و آموزنده از آن دوران نقل میکند. برای شناخت فاجعههایی که استعمار در دوره قاجار بر ایران تحمیل کرد، مطالعه چنین آثاری اهمیت دارد.
حدادعادل در رابطه با جایگاه هند در سیاست استعماری انگلیس توضیح داد: شبهقاره هند ارزشمندترین مستعمره انگلیس بود. انگلیسیها نزدیک به ۱۵۰ سال بر حدود ۳۰۰ میلیون نفر در هند با حضور تنها پنج هزار انگلیسی سلطه داشتند. نقل است که گاندی هنگام ورود به انگلستان گفته بود تعجب میکند این کشور زیر سنگینی طلایی که از هند برده، به دریا فرو نرفته است.
وی افزود: برای شناخت رفتار انگلیس در ایران باید سیاست این کشور در هند را نیز بشناسیم. انگلیسیها میخواستند پیرامون هند را از نفوذ قدرتهایی مانند فرانسه و روسیه دور نگه دارند و بههمین دلیل، افغانستان را بهعنوان منطقه حائل میان هند و روسیه در نظر گرفته بودند. در آن زمان پاکستان امروزی نیز بخشی از هند به شمار میرفت.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره تلاش انگلیس برای گسترش نفوذ در مناطق شرقی ایران و نواحی مرزی اظهار کرد: انگلیسیها در این مناطق با برخی خانوادهها و چهرههای بانفوذ ارتباط برقرار میکردند. برای نمونه، پادشاه انگلیس عکسی را امضا کرده و از شوکتالملک علم، پدر اسدالله علم، قدردانی کرده بود. اسدالله علم نیز آن عکس را در خانه خود نگهداری میکرد. انگلیس برای حفظ مسیر دریایی خود به هند، خلیج فارس را در کانون توجه قرار داده بود و در بوشهر و جنوب ایران نیز مداخله میکرد. در کنار رقابت با روسیه، کشف نفت در ایران نیز اهمیت این کشور را برای انگلیسیها افزایش داد. امتیاز دارسی و قراردادهای نفتی از جمله موضوعاتی بود که منافع انگلیس را در ایران تأمین میکرد.
حدادعادل با طرح این ادعا که انگلیس در به قدرت رسیدن رضاخان نقش داشت، گفت: انگلیسیها برای حفظ منافع خود در ایران، ازجمله منافع نفتی، به دنبال روی کار آوردن حکومتی بودند که با خواستههای آنان همراهی کند. پرداخت مستمری به برخی خانوادهها، پرورش نیروهای وابسته و استفاده از جاسوسان و عوامل نفوذی نیز از روشهایی بود که برای حفظ این نفوذ به کار میگرفتند. ابوالقاسم غنی پزشک، ادیب و اهل مطالعه بود و مدتی نیز بهعنوان سفیر ایران در مصر فعالیت کرد. مأموریت او این بود که میان محمدرضا شاه و همسر نخستش فوزیه، خواهر ملک فاروق، پادشاه مصر، آشتی برقرار کند؛ زیرا فوزیه به مصر بازگشته بود.
وی ادامه داد: در جریان انتخاب سفیر مصر در ایران، طرف مصری فردی را برای این مسئولیت معرفی کرده بود، اما موافقت ایران با انتخاب او اعلام نمیشد. قاسم غنی در خاطراتش نوشته است که میدانست انگلیسیها با سفیر شدن آن فرد موافق نیستند. این ماجرا نشان میدهد دو کشور بزرگ مسلمان حتی برای انتخاب سفیر نیز نمیتوانستند بدون نظر و رضایت انگلیس تصمیم بگیرند. در دوره قاجار و حتی در زمان رضا شاه، برخی خانها و نامزدهای نمایندگی مجلس برای فعالیت سیاسی به تأیید انگلیسیها نیاز داشتند. سفارت انگلیس در تعیین نمایندگان مجلس نقش داشت و فهرست نامزدها را مشخص میکرد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ماجرای قرارداد دارسی خاطرنشان کرد: رضا شاه قرارداد دارسی را بهصورت نمایشی سوزاند، اما در ادامه قرارداد دیگری منعقد شد که منافع انگلیس را تأمین میکرد. وی در جایی گفته بود از رادیو شنیده که آزادی داده است، اما در عمل فهرست نمایندگان مجلس از سفارت انگلیس میآمد. علم در خاطرات خود نوشته است که پس از انتخابات، نزد شاه رفته و به او گفته بود از پدرش نیز بهتر عمل کرده است؛ زیرا در آن انتخابات، فهرست ۹۰ نفره نامزدهای یک حزب ارائه شده بود و شاه با ۶۰ نفر از آنان موافقت کرده بود. این نمونهها نشان میدهد استعمار تا چه اندازه در ساختار تصمیمگیری کشور نفوذ کرده بود و حتی به امری درونی تبدیل شده بود.
حدادعادل با تأکید بر اینکه استعمار برای سلطه بر کشورها لزوماً به جنگ و استفاده از سلاح نیاز ندارد، توضیح داد: قدرت استعماری همواره به دنبال راهی کمهزینهتر برای حفظ سلطه خود است. از همینجا باید تفاوت استعمار کهنه و استعمار نو را شناخت. در استعمار نو، نسل تازهای از طریق مدرسه، دبیرستان و دانشگاه بهگونهای تربیت میشود که در راستای منافع استعمارگر فکر کند؛ در حالی که در ظاهر، فردی بومی، مستقل و متعلق به کشور خود بهنظر میرسد. در چنین الگویی ممکن است کشورها پرچم، قانون اساسی، مجلس و کرسی در سازمان ملل داشته باشند و حتی جنبشهای ملی نیز در آنها شکل بگیرد، اما تصمیمگیران و مدیرانشان بهگونهای تربیت شده باشند که منافع قدرت استعمارگر را دنبال کنند.
وی افزود: در قرن بیستم، نمونههایی از این شیوه را در کشورهای آفریقایی و پس از جنگ جهانی اول در تجزیه امپراتوری عثمانی و شکلگیری کشورهای متعدد میتوان دید؛ جایی که نیروهای آموزشدیده و پرورشیافته در چارچوب فکری قدرتهای خارجی، در جایگاه ادارهکنندگان کشورهای تازه قرار گرفتند. انقلاب اسلامی استعمارگران را به عقب راند و آنان را به استفاده از روشهای قدیمیتر وادار کرد. استعمار کهنه با کشتیهای چوبی، لشکرکشی، کشتار و اشغال سرزمینها پیش میرفت و امروز شکل نظامی آن با موشک، هواپیما و بمباران خود را نشان میدهد. هنگامی که استعمار نو در ایران کارایی خود را از دست داد، آمریکا به جنگ روی آورد؛ زیرا نتوانست نظام فکری امام خمینی (ره) را با الگوهای غربی نفوذپذیر کند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در رابطه با اشعار اقبال لاهوری درباره رهایی از بند استعمار تأکید کرد: اقبال ازجمله شخصیتهایی بود که رنج استعمار انگلیس را تجربه کرد و در شعر خود از آمدن مردی سخن گفت که زنجیر غلامی را میگسلد. او همچنین خطاب به جوانان عجم سرود: «چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما / ای جوانان عجم، جان من و جان شما».
حدادعادل گفت: دیگر سخن از یک روز مبارزه با استکبار جهانی نیست؛ نزدیک به ۲۵۰ روز است که هر روز در ایران، روز مقابله با استکبار جهانی بوده است. این مسئله نشان میدهد مبارزه با استعمار و سلطهطلبی، به یک موضوع مقطعی محدود نمیشود. باید در ایران کرسی دانشگاهی و رشته مطالعات استعمار ایجاد شود و اجازه ندهیم این موضوع به حاشیه برود. مجموعه ۳۰ جلدی مطالعات استعمار که موسی نجفی فراهم کرده، اقدامی ارزشمند و ماندگار است و از تلاش او برای تألیف این اثر باید قدردانی کرد.
ضرورت تربیت مورخان با نگاه ایرانی و اسلامی
وی درباره اهمیت انتشار مجموعه ۳۰ جلدی مطالعات استعمار افزود: فراهم کردن ۳۰ جلد کتاب درباره یک موضوع واحد، بهتنهایی کار بزرگی است؛ چاپ چنین مجموعهای نیز کار آسانی نیست، چه رسد به تألیف آن. این اثر در واقع یک دانشنامه و منبعی برای تغذیه علمی رشتههای تاریخ بهشمار میرود. اهمیت رونمایی از این مجموعه در خانه مشروطه نیز به این دلیل است که این خانه یادآور اندیشه اسلامی ـ ایرانی و ضد استعماری در دوران معاصر ماست و به همان دودمانی تعلق دارد که آقای نجفی از آن برخاسته است. استعمار کشورها را به دو بخش مرکز و پیرامون تقسیم میکند. پیرامون یعنی حاشیه؛ یعنی جایی که باید تابع مرکز و در خدمت آن باشد.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی برای توضیح تفاوت جایگاه ایران با کشورهای وابسته به استعمار، خاطرهای از دوران ریاست خود بر مجلس شورای اسلامی نقل و اظهار کرد: در سفری به یکی از کشورهای همسایه، به رسم معمول مهمانی مفصلی با حضور رجال سیاسی و نظامی آن کشور برگزار شد. چند صد نفر در باغ بزرگی گرد هم آمده بودند و قرار بود من نیز در آن مراسم سخنرانی کنم. یکی از چهرههای مشهور سیاسی آن کشور که در آن زمان مسئولیت مهمی داشت، برای حاضران سخنرانی کرد. او گفت در آغاز جنگ عراق با ایران، خبرنگار یکی از روزنامهها بوده و در سال ۱۳۵۹ به ایران سفر کرده است. در آن سفر با امام خمینی (ره) مصاحبه کرده و از ایشان پرسیده بود انقلاب اسلامی چه فایدهای برای ایران داشته است؛ در حالی که پس از انقلاب، کشور با جنگ، ویرانی و کشتار روبهرو شده بود.
حدادعادل یادآور شد: به نقل از آن مقام سیاسی، امام خمینی (ره) در پاسخ گفته بودند: «فرزندم، فایده انقلاب اسلامی در ایران این بود و این است که امروز برای ایران در تهران تصمیم گرفته میشود.» وقتی آن مقام این خاطره را نقل کرد، به جمعیت نگاه کردم و دیدم همه سرها پایین افتاده و افراد به فکر فرو رفتهاند. آنها میدانستند در منطقه، کدام کشور میتواند درباره سرنوشت خود در پایتختش تصمیم بگیرد؛ جز ایران. این همان تفاوتی است که انقلاب اسلامی ایجاد کرد و نشان داد استعمار نو دیگر در ایران کارایی ندارد.
وی درباره جنگ تحمیلی و ماهیت استعماری آن ادامه داد: امروز با جنگی روبهرو هستیم که باید ماهیت استعماری آن را نیز شناخت. در چنین شرایطی، آگاهی از تاریخ و شناخت روشهای استعمار اهمیت بیشتری پیدا میکند. رشته تاریخ را جدی بگیرید. در شرایط فعلی، تاریخ انتخاب نخست بسیاری از داوطلبان رشته علوم انسانی نیست و البته ممکن است استثناهایی وجود داشته باشد، اما باید بدانید که مورخان آینده این کشور شما هستید و باید تاریخ ایران را با نگاه اسلامی و ایرانی بنویسید.
رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی درباره شکلگیری دانشنامه جهان اسلام به پیشنهاد رهبر شهید در دوران ریاستجمهوری ایشان تأکید کرد: در سال ۱۳۶۲، از دفتر رئیسجمهور وقت با من تماس گرفتند و گفتند در روز مشخصی برای دیدار حاضر شوم. در آن جلسه حدود ۹ یا ۱۰ نفر حضور داشتند که بیشترشان از استادان و دانشمندان باسابقه بودند و من و یک نفر دیگر از جوانترین افراد جمع به شمار میرفتیم. مرحوم دکتر سیدجعفر شهیدی، مرحوم دکتر ابوالقاسم گرجی و استاد مهدی محقق نیز در آن جلسه حضور داشتند.
وی درباره ادامه این مسیر طی بیش از چهار دهه افزود: امروز ۴۳ سال از آغاز این کار میگذرد و دانشنامه جهان اسلام با حدود ۳۵ جلد قطور، هرکدام در حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰ صفحه، منتشر شده است. دستکم ۲۰ جلد دیگر نیز باید به این مجموعه افزوده شود. این مسیر با همان نگاه آغاز شد که خودمان باید تاریخ و فرهنگ و مسائل جهان اسلام را از منظر خودمان بررسی و معرفی کنیم. در کنار توجه به رشته تاریخ، باید یک پژوهشگاه ویژه استعمارشناسی در ایران تأسیس شود. جوانانی که در دبیرستان به تحصیل علاقه دارند و میخواهند در دانشگاه رشته تاریخ را انتخاب کنند، باید بدانند که تسلط به دستکم دو زبان خارجی، یکی از ضرورتهای فعالیت علمی در این حوزه است؛ یعنی علاوه بر زبان انگلیسی یا یکی دیگر از زبانهای اروپایی، زبان عربی را نیز بیاموزند تا بتوانند تحولات جهان اسلام را بهدرستی مطالعه کنند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی خاطرنشان کرد: پژوهشگاه استعمارشناسی باید ابعاد مختلف استعمار را بشناسد و نتایج پژوهشها را در اختیار هنرمندان، فیلمسازان، سریالسازان، نویسندگان و شاعران قرار دهد تا آنان بتوانند بر پایه این مطالعات، فیلم، مجموعه تلویزیونی، رمان، داستان و شعر تولید کنند. باید نهادی وجود داشته باشد که دانش مربوط به استعمار را تولید کند و در اختیار بخشهای فرهنگی و هنری قرار دهد تا این موضوع در قالبهای گوناگون به جامعه منتقل شود.
حدادعادل درباره اینکه مطالعات استعمار باید محدود به تاریخ ایران نباشد، گفت: در چنین پژوهشگاهی باید استعمار در ایران، کشورهای اسلامی و دیگر نقاط جهان بررسی شود. همچنین زندگی و اندیشه قهرمانان مبارزه با استعمار در کشورهای اسلامی و نگاه آنان به این مسئله باید مورد مطالعه قرار گیرد. تاریخ استعمار، تاریخی عبرتآموز است و این همان چیزی است که دشمن نمیخواهد نسل جوان از آن آگاه شود. دشمن تصور میکند ملت ایران و جوانان امروز، دوران محمدرضا شاه و رضا شاه را فراموش کردهاند و به همین دلیل برای بازگرداندن نوه رضاخان و مسلط کردن دوباره او بر کشور طمع کرده است، اما اگر آگاهی تاریخی در جامعه وجود داشته باشد، چنین افرادی جرات نمیکنند بار دیگر به ایران بازگردند و به فجایعی که در گذشته رخ داده است، افتخار کنند.
وی افزود: ملت آگاه اجازه تکرار آن تجربهها را نمیدهد؛ همانطور که در مقاطع مختلف اجازه نداده است. با وجود شرایط خاص امنیتی، رهبر عزیزمان در بزنگاههای مختلف با بیانیهها و پیامهای دقیق، مردم را هدایت میکنند؛ از پیام برای مدالآوران و نخبگان گرفته تا یادآوری حادثه ذوالفقاری در جنگ تحمیلی و مناسبت ۱۳ آبان. ایشان امروز با دقت در برابر استعمار ایستادهاند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید کرد: امیدوارم جنگ نیز با پیروزی عزتمندانه ملت ایران به پایان برسد و مردم ایران پس از این دوره، دوران تازهای از شکوفایی و عظمت را آغاز کنند؛ دورانی که شایسته این ملت بزرگ است.
