مدلهای مربوط به مهاجرت جمعیتهای نخستین معمولاً بر این فرض استوارند که انسانها به مناطقی کوچ میکردند که دسترسی آسانی به منابع آب داشتند. با این حال، این فرضیه معمای جالبی را درباره عربستان باستان به وجود آورده است. شواهد نشان میدهند که بارانهای موسمی در گذشته دریاچههایی را در این منطقه پر کرده و
مدلهای مربوط به مهاجرت جمعیتهای نخستین معمولاً بر این فرض استوارند که انسانها به مناطقی کوچ میکردند که دسترسی آسانی به منابع آب داشتند.
با این حال، این فرضیه معمای جالبی را درباره عربستان باستان به وجود آورده است. شواهد نشان میدهند که بارانهای موسمی در گذشته دریاچههایی را در این منطقه پر کرده و زمینه شکلگیری علفزارها را در بخشهای وسیعی از مناطق شنی فراهم آورده بودند، اما تقریباً تمام آثار سکونت انسانهای نخستین در حاشیه بیابانها متمرکز شدهاند.
جستوجوی سرنخها در دل بیابان
برای بررسی علت این موضوع، جفری آی. رز از دانشگاه آلگاروه پرتغال و همکارانش روشی متفاوت از پژوهشهای قبلی در پیش گرفتند. آنها با پیمودن مسیری حدود ۱۵۰۰ کیلومتری در بیابان، مستقیماً به بررسی مناطق موردنظر پرداختند. مطالعات پیشین عمدتاً بر مدلسازی رایانهای تکیه داشتند.
پژوهشگران ۱۲۵ منطقه واقع در میان تپههای شنی را بررسی کردند. در هر محل، بهدنبال رسوبات دریاچههای باستانی گشتند، نوع سنگهای منطقه را ثبت کردند و سطح زمین را برای یافتن ابزارهای سنگی یا هرگونه نشانه دیگری از حضور انسان مورد جستوجو قرار دادند.
پس از پایان بررسیهای میدانی، گروه تحقیقاتی با استفاده از نقشههای زمینشناسی و بازسازی شبکههای آبی منطقه، یک مدل مکانی از شبهجزیره عربستان تهیه کرد.
در مرحله بعد، این مدل با اطلاعات ۳۶۲ محوطه باستانشناسی شناختهشده در سراسر عربستان مقایسه شد تا مشخص شود آیا وجود آب بهتنهایی برای جذب انسانها کافی بوده یا دسترسی به سنگ مناسب برای ساخت ابزار نیز اهمیت داشته است.
نتایج این پژوهش در مقالهای در مجله علمی نیچر منتشر شده است. امانوئله کانچلیری، باستانشناس دانشگاه آلگاروه، نیز در بخش تحلیل و بررسی همان شماره مجله، به تشریح این تحقیق پرداخته است.
با وجود جستوجوهای گسترده، محققان هیچ نشانهای از سکونت انسانهای نخستین در مناطق بررسیشده پیدا نکردند. با این حال، در ۵۵ نقطه شواهدی از وجود دریاچههای باستانی به دست آمد. آنها همچنین فسیل صدفها و پوسته تخم شترمرغ پیدا کردند؛ شواهدی که نشان میدهند اگر ابزار سنگی در این مناطق باقی مانده بود، احتمالاً پژوهشگران میتوانستند آنها را شناسایی کنند.
مدل مکانی نیز الگوی مشابهی را در بخشهای مختلف عربستان نشان داد. بررسیها مشخص کرد که در ۵۷ درصد از مناطقی که از نظر دسترسی به آب برای سکونت مناسب به نظر میرسیدند، ساختار زمینشناسی فاقد سنگهای مناسب برای تولید ابزار بود.
این یافته نشان میدهد مدلهای پیشین احتمالاً وسعت مناطقی را که در عربستان باستان قابلیت سکونت طولانیمدت داشتند، بیش از اندازه برآورد کردهاند. نویسندگان پژوهش در مقاله خود نوشتند:
مدلهای پراکندگی جمعیت که زمینشناسی مواد خام را در نظر نمیگیرند، ممکن است محدوده زیستپذیر جمعیتهای وابسته به ابزارهای سنگی را بهطور نظاممند بیش از میزان واقعی تخمین بزنند.
مجموع این شواهد پژوهشگران را به این نتیجه رساند که وجود آب بهتنهایی نمیتواند محل استقرار انسانهای نخستین در بیابانهای عربستان را توضیح دهد. آنها در جمعبندی پژوهش خود گفتند:
سکونت جمعیتهای نخستین در یک محیط بیابانی، به همان اندازه که به آب موجود در حوضههای طبیعی وابسته بود، به سنگهایی نیز بستگی داشت که در سطح زمین قابل دسترسی بودند.
