به گزارش مشرق، روزنامه صدای ایران در شماره ۵۰۱ خود تحلیلی بر شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا داشته است که در ادامه بخش های از آن را می خوانید:

شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را نباید صرفاً یک جابه‌جایی معمول در ترکیب کنگره دانست. این نتیجه، نشانه بازگشت هزینه سیاست خارجی دولت ترامپ به داخل آمریکا و واکنش مردم این کشور به پیامدهای تصمیم‌هایی است که قرار بود قدرت واشنگتن را تثبیت کند، اما در عمل به فشار اقتصادی و نارضایتی سیاسی انجامید.

ترامپ سیاست خارجی خود را بر نمایش قدرت، اعمال فشار حداکثری و دستیابی به پیروزی‌های سریع بنا کرده بود. با این حال، ماجراجویی آمریکا در برابر ایران نتوانست به یک پیروزی تبدیل شود و برعکس، شکست سختی متوجه متجاوزان کرد. در نتیجه، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی این تصمیم به داخل آمریکا بازگشت.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت، افزایش هزینه انرژی و زندگی در آمریکاست. اختلال در بازار انرژی، افزایش قیمت بنزین و گازوئیل و بالا رفتن هزینه حمل‌ونقل، مستقیماً بر زندگی خانوارها و فعالیت اقتصادی اثر گذاشت. وقتی قیمت سوخت بالا می‌رود، فقط رانندگان هزینه بیشتری نمی‌پردازند؛ هزینه انتقال کالا، تولید و تأمین مواد اولیه نیز افزایش پیدا می‌کند و این فشار در نهایت به قیمت کالاها و خدمات منتقل می‌شود.

برآوردهای منتشرشده از سوی دانشگاه براون نشان می‌دهد هزینه اضافی بنزین و گازوئیل برای مصرف‌کنندگان آمریکایی، در مقایسه با سناریوی نبود درگیری، از ۱۰۰ میلیارد دلار فراتر رفته است. این رقم یک برآورد مدل‌سازی‌شده است، اما ابعاد فشار اقتصادی را نشان می‌دهد. البته افزایش هزینه زندگی در آمریکا فقط به این موضوع محدود نبود و تعرفه‌ها، تورم و مشکلات داخلی نیز نقش داشتند؛ با این حال، بحران ایران یکی از عوامل مهم تشدید فشار اقتصادی بر دولت ترامپ بود. مسئله برای رأی‌دهنده آمریکایی پیچیده نیست: دولتی که وعده داده بود قدرت آمریکا را افزایش دهد، اکنون باید درباره هزینه‌هایی پاسخ‌گو باشد که به زندگی روزمره مردم منتقل شده است.

نتیجه این سیاست شکست‌خورده در سیاست خارجی، شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا است. عمق شکست جمهوری‌خواهان را باید در جغرافیای سیاسی آن دید. دموکرات‌ها فقط در ایالت‌های رقابتی پیروز نشدند؛ آنها در مناطقی نیز موفق شدند که برای دهه‌ها از پایگاه‌های مطمئن جمهوری‌خواهان به شمار می‌رفتند. در کانزاس، دموکرات‌ها پس از ۹۴ سال توانستند یک کرسی سنا را به دست آورند؛ آن هم در ایالتی که ترامپ در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ با اختلافی بیش از ۱۶ درصد پیروز شده بود. در تگزاس نیز دموکرات‌ها به پیروزی‌هایی تاریخی در رقابت‌های سنا و فرمانداری دست یافتند؛ ایالتی که از سال ۱۹۹۴ هیچ نامزد دموکراتی در انتخابات سراسری آن پیروز نشده بود. در کارولینای جنوبی نیز یک کرسی سنا از اختیار جمهوری‌خواهان خارج شد.

این شکست‌ها زمانی معنادارتر می‌شود که بدانیم ترامپ شخصاً از نامزدهای جمهوری‌خواه حمایت کرده بود و چهره‌هایی مانند ایلان ماسک نیز منابع مالی قابل‌توجهی برای اثرگذاری بر نتیجه انتخابات اختصاص داده بودند. حتی این حمایت سیاسی و مالی هم نتوانست مانع شکست شود.

تصاحب هر دو مجلس کنگره از سوی دموکرات‌ها در کنار این شکست‌های ایالتی، نشان می‌دهد که مسئله فقط نارضایتی از چند نامزد نیست؛ بخشی از پایگاه رأی جمهوری‌خواهان نیز دیگر حاضر نیست بدون توجه به پیامدهای عملکرد دولت از آن حمایت کند.

البته نباید از این نتیجه گرفت که پیروزی دموکرات‌ها به معنای تغییر بنیادین سیاست خارجی آمریکا خواهد بود. جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها در بسیاری از مسائل کلان اشتراک نظر دارند. اختلاف اصلی آنها بیشتر بر سر شیوه، ابزار و میزان هزینه‌ای است که حاضرند برای تحقق این اهداف بپردازند. دموکرات‌ها ممکن است بر ائتلاف‌سازی، دیپلماسی و فشار چندجانبه تأکید بیشتری داشته باشند و جمهوری‌خواهان به نمایش قدرت و اقدامات یک‌جانبه تمایل بیشتری نشان دهند؛ اما هیچ‌یک از این تفاوت‌ها به معنای کنار گذاشتن منطق سلطه و زورگویی آمریکا نیست.

بنابراین، نباید نتیجه انتخابات را به معنای تغییر ماهیت سیاست خارجی واشنگتن یا پایان خصومت علیه ایران تفسیر کرد. آنچه تغییر کرده، هزینه داخلی ادامه یک رویکرد پرهزینه و میزان آزادی عمل دولت آمریکاست.

ادامه سرمقاله را از اینجا بخوانید.

صورتحساب جنگ پرداخت شد