مهدی حاجی‌وند، کارشناس اقتصاد ورزش- ایران از مدال‌های قهرمانی و پیراهن‌های تاریخی تا اسناد و وسایل شخصی اسطوره‌های ورزش، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه بازار یادگاری‌های ورزشی دارد؛ بازاری که برای رشد به سازوکارهای شفاف قیمت‌گذاری، احراز اصالت و خریدوفروش نیازمند است.

به گزارش تجارت نیوز، بازار یادگاری‌های ورزشی در جهان به حوزه‌ای اقتصادی تبدیل شده است که در آن، اشیای مرتبط با ورزشکاران و رویدادهای تاریخی بر اساس عواملی مانند اصالت، کمیابی، اهمیت تاریخی و میزان تقاضا ارزش‌گذاری می‌شوند. در ایران نیز بسیاری از این دارایی‌ها وجود دارند، اما میان ارزش تاریخی آنها و شکل‌گیری یک بازار تجاری سازمان‌یافته فاصله قابل توجهی دیده می‌شود.

در حال حاضر، داده‌های عمومی و قابل اتکای کافی برای محاسبه حجم معاملات، تعداد فعالان حرفه‌ای و ارزش سالانه بازار یادگاری‌های ورزشی ایران در دسترس نیست. بنابراین، نمی‌توان اندازه این بازار را با ارقام جهانی مقایسه کرد یا درباره میزان تقاضای داخلی آن برآوردی قطعی ارائه داد. با این حال، شواهد موجود نشان می‌دهد که زیرساخت اولیه فرهنگی و بخشی از ظرفیت عرضه برای توسعه این حوزه وجود دارد.

از موزه ورزش تا ظرفیت اقتصادی یادگاری‌ها

افتتاح موزه ملی ورزش، المپیک و پارالمپیک در سال‌های اخیر یکی از اقدامات مهم در زمینه گردآوری و نگهداری میراث ورزشی کشور بوده است. در جریان شکل‌گیری این مجموعه، ورزشکاران و پیشکسوتان، مدال‌ها، جام‌ها و یادگارهای خود را به موزه اهدا کردند. این اقدام نشان داد بخشی از آثار ارزشمند ورزش ایران در اختیار قهرمانان، خانواده‌ها و مجموعه‌داران قرار دارد و امکان گردآوری و معرفی آنها فراهم است.

نمونه دیگر، وصیت‌نامه غلامرضا تختی است که خانواده او آن را در اختیار موزه ملی ورزش قرار دادند. این سند پس از مرمت و اقدامات حفاظتی موزه ملی ایران، برای نگهداری و نمایش به موزه ورزش تحویل داده شد. این رویداد اهمیت همکاری خانواده ورزشکاران، نهادهای فرهنگی و مراکز تخصصی را در حفاظت از یادگارهای تاریخی نشان می‌دهد.

البته آثار موزه‌ای و کالاهای قابل معامله، یکسان نیستند؛ و مدالی که به یک موزه عمومی اهدا شده و به‌عنوان میراث ملی نگهداری می‌شود، با پیراهنی که مالک خصوصی آن قصد فروشش را دارد، از نظر حقوقی و اقتصادی تفاوت دارد. بنابراین توسعه بازار باید با احترام به مالکیت خصوصی، ضوابط میراث فرهنگی و حقوق صاحبان آثار انجام شود.

چرا هنوز بازار قدرتمندی شکل نگرفته است؟

یکی از موانع اصلی، نبود نظام فراگیر و شناخته‌شده برای احراز اصالت و ارزش‌گذاری یادگاری‌ها است؛ جایی که در غیاب چنین سازوکاری، خریدار ممکن است نتواند تشخیص دهد یک پیراهن واقعا در مسابقه‌ای مهم استفاده شده یا صرفا نسخه‌ای مشابه آن است. همین مسئله اعتماد به معاملات را کاهش می‌دهد.

مساله دوم، نبود اطلاعات عمومی درباره قیمت معاملات گذشته است؛ چرا که در بازارهای توسعه‌یافته، سوابق حراج‌ها و فروش‌های ثبت‌شده به خریدار کمک می‌کند ارزش پیشنهادی یک کالا را ارزیابی کند؛ اما در ایران، نبود پایگاه داده جامع از معاملات قابل راستی‌آزمایی، مقایسه قیمت‌ها و تشخیص ارزش واقعی کالاها را دشوار می‌کند.

عامل دیگر، محدود بودن کانال‌های تخصصی عرضه است. فروش در شبکه‌های اجتماعی یا پلتفرم‌های عمومی می‌تواند دسترسی به خریدار را افزایش دهد، اما به‌تنهایی جایگزین حراجی تخصصی، کارشناسی مستقل و سازوکار روشن حل اختلاف نمی‌شود.

نمونه‌ای از حضور یادگاری‌های ایران در بازار خارجی

یک نمونه قابل مشاهده، عرضه پیراهن تیم ملی فوتبال ایران مربوط به سال ۲۰۰۴ در پلتفرم بین‌المللی CharityStars است. این پیراهن با مشخصات اختصاصی و به‌عنوان نمونه‌ای مرتبط با تجهیزات مسابقه معرفی شد. حراج آن در ژوئن ۲۰۲۶ با دو پیشنهاد و آخرین پیشنهاد ۶۰ یورو پایان یافت. البته این نمونه به‌تنهایی نماینده بازار ایران نیست و نمی‌توان از آن قیمت متعارف پیراهن‌های تاریخی تیم ملی را استخراج کرد. با این حال، نشان می‌دهد یادگاری‌های فوتبال ایران قابلیت عرضه در پلتفرم‌های خارجی را دارند. همچنین تفاوت قیمت چنین نمونه‌ای با معاملات چندمیلیون‌دلاری برخی یادگاری‌های مشهور جهان یادآور آن است که صرف قدیمی بودن یک کالا برای ایجاد ارزش مالی بالا کافی نیست؛ سابقه مستند، اهمیت رویداد، شهرت ورزشکار و میزان تقاضا تعیین‌کننده‌اند.

چه اقداماتی می‌تواند این بازار را توسعه دهد؟

نخستین گام، ایجاد یک سامانه تخصصی ثبت و شناسنامه‌دار کردن یادگاری‌های ورزشی است. در این سامانه می‌توان مشخصات کالا، مالکیت، تصاویر، تاریخچه نگهداری، اسناد مرتبط و نظر کارشناسان را ثبت کرد. چنین پایگاهی باید میان ثبت اطلاعات و تأیید قطعی اصالت تفاوت قائل شود و سطح اعتبار هر مدرک را مشخص کند.

گام دوم، راه‌اندازی حراجی‌های تخصصی با همکاری فدراسیون‌ها، باشگاه‌ها، موزه‌ها و کارشناسان مستقل است. حراج‌های مناسبتی برای پیراهن مسابقات تاریخی، توپ‌های امضاشده، تجهیزات ورزشکاران و یادگارهای قهرمانی می‌توانند هم به معرفی این بازار کمک کنند و هم امکان سنجش واقعی تقاضا را فراهم آورند.

سومین پیشنهاد، توسعه محصولات رسمی و دارای مجوز است. در این زمینه باشگاه‌ها و فدراسیون‌ها می‌توانند نسخه‌های محدود پیراهن‌های تاریخی، بازتولید مدال‌ها و محصولات یادبود را عرضه کنند. البته باید میان کالای بازتولیدشده و شیء تاریخی اصیل تمایز روشنی وجود داشته باشد تا اعتماد خریداران آسیب نبیند.

چهارمین اقدام، ایجاد بانک اطلاعاتی قیمت‌ها و انتشار گزارش‌های دوره‌ای از معاملات است. ثبت قیمت پیشنهادی به‌تنهایی کافی نیست؛ قیمت نهایی فروش، کارمزدها، وضعیت اصالت و شرایط معامله نیز باید مشخص باشند. این اطلاعات به شکل‌گیری معیارهای واقع‌بینانه برای ارزش‌گذاری کمک می‌کنند. در نهایت، ظرفیت بازار ایران به ورزشکاران مشهور فوتبال محدود نیست. کشتی، وزنه‌برداری، والیبال، بسکتبال و رشته‌های المپیکی نیز می‌توانند بر اساس تاریخچه افتخارات خود، مجموعه‌های ارزشمندی از یادگاری‌ها ایجاد کنند. حضور موزه‌ها و مجموعه‌های تخصصی در این فرایند می‌تواند به حفظ میراث ورزشی کمک کند و در عین حال، مسیر ایجاد فعالیت‌های اقتصادی جدید را هموار سازد.

در مجموع، بازار یادگاری‌های ورزشی ایران را باید حوزه‌ای دارای ظرفیت، اما فاقد داده‌های کافی برای ارزیابی دقیق اندازه و بلوغ اقتصادی دانست. توسعه آن به تبلیغات صرف یا عرضه چند کالای امضاشده محدود نمی‌شود؛ بلکه به اعتماد، اصالت‌سنجی، شفافیت معاملات و دسترسی به خریداران نیاز دارد. اگر این زیرساخت‌ها به‌تدریج ایجاد شوند، یادگاری‌های ورزشی می‌توانند علاوه بر نقش فرهنگی و تاریخی خود، زمینه‌ساز شکل‌گیری کسب‌وکارهایی در حوزه حراج، کارشناسی، نگهداری، بیمه و تجارت دیجیتال شوند. چنین رویکردی فرصتی برای پیوند دادن میراث قهرمانان با اقتصاد ورزش است؛ بدون آنکه ارزش فرهنگی آثار، قربانی نگاه صرفاً تجاری شود.

گزارش‌های بیشتر را در صفحه ورزشی بخوانید.