هم‌زمانی ارسال نامه جی‌دی ونس به محسن رضایی با ادامه تهدیدهای نظامی و فشارهای اقتصادی آمریکا، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا واشنگتن واقعاً به دنبال مذاکره است یا همچنان سیاست فشار بر ایران را با ابزارهای مختلف دنبال می‌کند؟

فکر نکنید آمریکا با نامه معاون رئیس‌جمهورش، ناگهان دنبال صلح و مذاکره افتاده است.

۷ آبان خبر رسید که جی‌دی ونس به محسن رضایی نامه فرستاده است. اما چرا آمریکا هم‌زمان تهدید می‌کند، تحریم می‌گذارد و نامه می‌نویسد؟

ماجرا را باید در تقسیم کار کاخ سفید دید.

بسنت، وزیر خزانه‌داری، مسئول فشار اقتصادی است؛ همان کسی که به ایرانی‌ها توصیه می‌کرد برای زمستان سوخت ذخیره کنند و مالیات ندهند و از کوچک‌شدن بیش از ۲۵ درصدی اقتصاد ایران حرف می‌زد.

هگست، وزیر جنگ، مسئول تهدید نظامی است.

روبیو، وزیر خارجه، هم تلاش می‌کند دشمنی با ایران را با روایت‌های تاریخی و تمدنی توجیه کند.

اما ونس؛ همان کسی که بعضی‌ها در ایران او را ضدجنگ می‌دانستند. نامه امروز او را باید در کنار تهدیدهای قبلی‌اش قرار داد.

طبق گزارش گاردین، واشنگتن می‌خواهد از ابتدای مذاکرات درباره برنامه هسته‌ای ایران تعهد بگیرد. اما ایران می‌گوید تا زمانی که تکلیف جنگ و فشار اقتصادی روشن نشود و هفت شرط آن پذیرفته نشود، مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.

قالیباف هم گفته است: «رویکرد چماق و هویج بر ایران اثری ندارد.»

پس سیاست آمریکا تغییر نکرده است؛ فقط ابزارهای آن متفاوت شده‌اند. ونس با نامه می‌آید، بسنت با تحریم و هگست با تهدید!