محمدرضا عرب‌زاده گفت: فیلم «اثر انگشت» با الهام از داستان تولستوی ساخته شده، اما محدودیت‌های مدیوم فیلم کوتاه اجازه نمی‌دهد تمام ابعاد و جزییات یک اثر ادبی به‌طور کامل به تصویر کشیده شود.

سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ محمدرضا عرب‌زاده درباره دلیل انتخاب داستان «مرگ ایوان ایلیچ» لئو تولستوی و ظرفیت‌های مضمونی آن برای اقتباس، بیان کرد: موضوع مرگ، مسئله‌ای جهان‌شمول است. موضوعی که محدود به دوره تاریخی، جغرافیا یا شرایط اجتماعی خاصی نمی‌شود و هر انسانی، به شکلی، با آن مواجه خواهد شد. مرگ فقط به فردی که از دنیا می‌رود مربوط نیست، بلکه پیامدهای آن برای اطرافیان و کسانی که پس از او باقی می‌مانند نیز اهمیت زیادی دارد. برایم جذاب بود که این موضوع را از زاویه‌ای متفاوت بررسی کنم و ببینم مرگ یک انسان چه تأثیری بر زندگی کسانی می‌گذارد که با او در ارتباط بوده‌اند.

مرگ مفهومی فراتر از زمان و مکان

او با تاکید بر اینکه «مرگ ایوان ایلیچ» با پرداختن به مرگ، مواجه انسان با پایان زندگی و واکنش اطرافیان به این فقدان، همچنان ظرفیت بازخوانی در جهان امروز را دارد، افزود: فیلم کوتاه «اثر انگشت» نیز با تمرکز بر تأثیر مرگ بر بازماندگان و مشکلاتی که پس از آن در زندگی روزمره شخصیت‌ها بروز پیدا می‌کند، می‌کوشد مفاهیم اصلی داستان را در بستری امروزی بازآفرینی کند.

عرب‌زاده با این توضیح که اقتباس از آثار ادبی، علاوه‌بر فراهم کردن زمینه‌ای برای پرداختن به موضوعات عمیق انسانی، می‌تواند به تقویت فیلمنامه و ارتقای کیفیت روایت در سینما کمک کند، ادامه داد: وقتی تصمیم می‌گیرید یک اثر ادبی را به فیلم کوتاه تبدیل کنید، باید از ابتدا به ظرفیت‌های این قالب توجه داشته باشید. فیلم کوتاه فرصت محدودی برای روایت دارد و نمی‌توان انتظار داشت که تمام جزییات، شخصیت‌ها و لایه‌های داستانی یک کتاب را به همان شکل در فیلم بازسازی کرد. ناچار هستید از میان عناصر مختلف اثر، آن بخش‌هایی را انتخاب کنید که با نگاه و دغدغه اصلی شما ارتباط بیشتری دارند.

«مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی ظرفیت بازخوانی دارد

از روایت تولستوی تا محدودیت‌های فیلم کوتاه

به اعتقاد او، اقتباس موفق لزوماً به معنای بازسازی تمام جزییات اثر اصلی نیست، بلکه می‌تواند بر پایه درک و انتقال جوهره مفهومی و مضمونی آن شکل بگیرد. این فیلم بیش از آنکه در پی بازگویی کامل داستان تولستوی باشد، تلاش می‌کند یکی از دغدغه‌های اصلی آن را در قالبی متناسب با امکانات و محدودیت‌های سینمای کوتاه مطرح کند.

عرب‌زاده با این توضیح که توجه بیشتر به ادبیات و استفاده از ظرفیت‌های داستانی آن می‌تواند به فیلمسازان در شکل دادن به روایت‌هایی منسجم‌تر کمک کند، افزود: یکی از مشکلات مهم سینمای ایران، چه در فیلم بلند و چه در فیلم کوتاه، مسئله فیلمنامه است. فیلمنامه‌نویسی اصول و پیچیدگی‌های خودش را دارد و رسیدن به یک روایت منسجم و تأثیرگذار، نیازمند زمان، دقت و بازنویسی است. در چنین شرایطی، اقتباس از یک اثر مکتوب، به‌ویژه آثاری که از نظر ادبی و داستانی جایگاه شناخته‌شده‌ای دارند، می‌تواند به فیلمساز کمک کند تا از ظرفیت‌های موجود در آن اثر بهره ببرد.

فراموشی مرگ در هیاهوی زندگی

او با اشاره به شرایط اجتماعی و اقتصادی شخصیت اصلی فیلم، بیان کرد: در داستان فیلم، مسائل اجتماعی و مشکلات مالی نقش مهمی دارند. شخصیت اصلی نیز با مشکل مالی روبه‌رو است و مرگ پدرش شرایطی را برای او به وجود می‌آورد که تلاش می‌کند از طریق آن، بخشی از مشکلات شخصی خودش را حل کند. این انتخاب به فیلم اجازه می‌دهد بدون فاصله گرفتن کامل از منبع ادبی، به تجربه‌های روزمره مخاطب نزدیک شود. مشکلات اقتصادی و مسئولیت‌های خانوادگی، در کنار مواجهه با مرگ، موقعیتی می‌سازند که در آن واکنش شخصیت‌ها را نمی‌توان صرفاً از منظر عاطفی بررسی کرد؛ چراکه شرایط اجتماعی و نیازهای مادی نیز بر تصمیم‌های آن‌ها تأثیر می‌گذارند.