جوان آنلاین: پرستاری از آن دسته مشاغلی است که بخش زیادی از دشواریهای آن برای مردم دیده نمیشود؛ شغلی که در تمام ساعات شبانهروز با سلامت و جان انسانها گره خورده و پرستار را به یکی از در دسترسترین اعضای تیم درمان برای بیمار و خانواده او تبدیل کرده است. همین حضور مستمر، گاهی باعث میشود خانوادهها بسیاری از مشکلات بیمارستان را از پرستار مطالبه کنند؛ از کمبود امکانات و تأخیر پزشک گرفته تا مشکلاتی که اساساً در حیطه وظایف پرستار نیست. در عین حال، کمبود نیروی پرستاری و افزایش تعداد بیماران تحت مراقبت هر پرستار، فشار زیادی بر این گروه وارد کرده است؛ فشاری که به گفته محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، نهتنها زندگی و شرایط کاری پرستاران، بلکه در نهایت کیفیت خدماتی را که مردم دریافت میکنند تحتتأثیر قرار میدهد. او معتقد است اگر خانوادهها تصویر دقیقتری از وظایف و شرایط کاری پرستاران داشته باشند، بسیاری از سوءتفاهمها و تنشهای میان پرستار، بیمار و همراه بیمار کاهش پیدا میکند. شریفیمقدم تأکید دارد که مطالبه خدمات باکیفیت حق مردم است، اما این مطالبه باید متوجه ریشههای مشکلات نظام سلامت باشد، نه اینکه تمام کمبودها و کاستیها به حساب پرستار گذاشته شود.
آقای شریفیمقدم، پرستاری دقیقاً چه جایگاهی در زنجیره درمان دارد و چرا مسئولیت این حرفه تا این اندازه حساس است؟
برای توضیح جایگاه پرستاری باید از نیاز مردم به خدمات سلامت شروع کنیم. حاکمیت وظیفه دارد خدمات بهداشتی و درمانی را برای مردم تأمین کند و این مأموریت به وزارت بهداشت سپرده شده است. این خدمات هم ازسوی گروههای مختلف پزشکی، پرستاری و سایر گروههای بهداشتیودرمانی ارائه میشود. اما از نظر میزان حضور در کنار بیمار و حجم خدماتی که ارائه میشود، پرستاران در صف اول قرار دارند. پرستار بیشترین حضور را در کنار بیمار دارد و بهصورت شبانهروزی با بیمار در ارتباط است. بنابراین یکی از در دسترسترین گروههای نظام سلامت برای بیمار و خانواده او، گروه پرستاری است. همین مسئله اهمیت و حساسیت کار پرستار را نشان میدهد. پرستار با سلامت و جان انسانها سروکار دارد و اگر خدمات پرستاری به هر دلیلی دچار اختلال شود، ممکن است بیمار آسیب ببیند حتی آسیبهایی که در بعضی موارد جبرانناپذیر است. بنابراین وقتی درباره نظام سلامت صحبت میکنیم، باید نقش پرستاران را جدی بگیریم. آنها بخش بزرگی از خدمات مستقیم مراقبتی را به مردم ارائه میکنند و در صف اول مواجهه با بیمار قرار دارند.
با وجود این جایگاه، چرا گاهی میان خانواده بیمار و پرستار سوءتفاهم یا حتی تنش ایجاد میشود؟
یکی از دلایل مهم، این است که مردم همه ابعاد کار پرستار را نمیبینند. خانواده بیمار معمولاً چیزی را میبیند که در مقابل او اتفاق میافتد؛ مثلاً میبیند پرستار در بخش حضور دارد و انتظار دارد هر زمان که درخواستی داشت، پرستار بلافاصله آن را انجام دهد، اما بخش زیادی از کار پرستار برای همراه بیمار قابل مشاهده نیست. پرستار علاوه بر مراقبت مستقیم، باید داروها را کنترل و ثبت کند، وضعیت بیمار را مستندسازی کند، آزمایشها را پیگیری کند، با پزشک و بخشهای مختلف هماهنگ باشد و بسیاری از امور دیگری را انجام دهد که ممکن است خانواده آنها را نبیند. گاهی حتی ممکن است همراه بیمار پرستار را درحال نشستن ببیند و تصور کند که پرستار کاری انجام نمیدهد؛ در حالی که ممکن است همان لحظه در حال ثبت گزارش وضعیت بیماران یا انجام امور ضروری دیگری باشد. بنابراین باید بین چیزی که مردم میبینند و کل کاری که پرستار انجام میدهد تفاوت قائل شویم.
یکی از مهمترین گلایههای پرستاران، کمبود نیرو و تعداد زیاد بیماران تحت مراقبت است. این مسئله چه اثری بر رابطه پرستار با خانواده بیمار دارد؟
کمبود نیروی پرستاری یکی از مشکلات جدی است. وقتی تعداد بیمارانی که باید تحتمراقبت یک پرستار قرار بگیرند از ظرفیت استاندارد بیشتر میشود، طبیعتاً فرصت رسیدگی به هر بیمار کاهش پیدا میکند. فرض کنید پرستاری باید به تعداد محدودی بیمار رسیدگی کند، اما به دلیل کمبود نیرو مجبور شود مسئولیت تعداد بسیار بیشتری بیمار را بر عهده بگیرد. طبیعی است که فشار کاری او چند برابر شود. پرستار هم انسان است و ظرفیت مشخصی دارد. در چنین شرایطی ممکن است پرستار فرصت کافی برای پاسخگویی فوری به همه درخواستهای بیماران و همراهان را نداشته باشد. این مسئله را نباید به بیتوجهی یا بیمسئولیتی پرستار تعبیر کرد. اتفاقاً اگر مردم میخواهند خدمات بهتر و باکیفیتتری دریافت کنند، باید کمبود نیروی پرستاری را از مسئولان مطالبه کنند. مطالبه نیروی استاندارد فقط مطالبه پرستاران نیست؛ مطالبه مردم است، چون در نهایت کیفیت خدمات سلامت مستقیماً به تعداد و شرایط نیروی انسانی وابسته است.
گاهی خانواده بیمار تصور میکند هر مشکلی که در بیمارستان وجود دارد، باید از سوی پرستار حل شود. مرز مسئولیت پرستار کجاست؟
این یکی از مهمترین نکاتی است که باید برای مردم روشن شود. چون پرستار در دسترسترین فرد برای بیمار و همراه اوست، بسیاری از مشکلات به او منتقل میشود؛ در حالی که اساساً ارتباطی با وظایف پرستار ندارد. برای مثال اگر سیستم گرمایش یا سرمایش بیمارستان دچار مشکل باشد، این مسئله مربوط به بخش خدمات و مدیریت بیمارستان است. اگر ویلچر یا برانکارد وجود نداشته باشد، این هم در حیطه مسئولیت پرستار نیست. اگر پزشک دیر به بیمار مراجعه کند یا رادیولوژی با تأخیر انجام شود، نمیتوان پرستار را مسئول آن دانست، اما چون پرستار کنار بیمار است، خانواده معمولاً اولین کسی را که میبیند، پرستار است و اعتراض خود را با او مطرح میکند. مردم حق دارند نسبت به دریافت خدمات اعتراض یا مطالبه داشته باشند، اما باید بدانند هر مشکل را از مسئول مربوطه مطالبه کنند. این تفکیک مسئولیت میتواند بسیاری از تنشها را کاهش دهد.
پس خانواده بیمار برای اینکه «همراه خوبی» باشد، چه کاری میتواند انجام دهد؟
اولین نکته این است که شرایط بیمار و شرایط پرستار را همزمان در نظر بگیرد. خانواده باید بداند که پرستار همزمان مسئول مراقبت از چند بیمار است و نمیتواند تمام وقت خود را فقط در اختیار یک بیمار قرار دهد. نکته دوم این است که اگر مشکلی خارج از وظایف پرستار وجود دارد، آن را از مسئول مربوطه پیگیری کند. پرستار نباید تبدیل به پاسخگوی همه مشکلات بیمارستان شود. نکته سوم هم این است که خانواده درک کند بخشی از وظایفی که امروز به دلیل کمبود نیرو ناچاراً بر عهده همراه بیمار قرار میگیرد، در اصل جزء وظایف خانواده نیست بلکه ناشی از کمبود نیروی انسانی است. در چنین شرایطی باید درک متقابل وجود داشتهباشد و خانواده و پرستار مقابل یکدیگر قرار نگیرند.
در مقابل، مردم از یک پرستار چه انتظاری دارند که کاملاً بهحق است؟
مردم حق دارند از پرستار انتظار داشته باشند که وظیفه حرفهای خود را با مسئولیتپذیری، دقت و رعایت اصول اخلاقی انجام دهد. بیمار باید مراقبت مناسب دریافت کند و شأن و حقوق او حفظ شود، اما در کنار این انتظار، باید شرایط کاری پرستار هم دیده شود. نمیتوان از پرستاری که با کمبود شدید نیرو و تعداد بالای بیمار مواجه است انتظار داشت کاری فراتر از توان انسانی خود انجام دهد. اگر میخواهیم پرستار با انگیزه، صبور و دقیق باشد، باید شرایطی فراهم کنیم که بتواند با نیروی کافی و فشار کاری منطقی خدمت کند.
پرستاران در بحرانهایی مانند دفاعمقدس و کرونا هم در کنار بیماران بودند. این تجربه چه چیزی درباره ماهیت این حرفه نشان میدهد؟
پرستاری اساساً حرفهای مبتنی بر مراقبت و مسئولیتپذیری است. پرستاران در شرایط سخت بارها در کنار بیماران ماندهاند و در بحرانها هم نقش خود را ایفا کردهاند. این روحیه ایثار و مسئولیتپذیری را باید دید. البته نباید از ایثار پرستار سوءاستفاده کرد و انتظار داشت همیشه کمبودهای ساختاری با فداکاری فردی جبران شود. پرستار میتواند ایثارگر باشد، اما نظام سلامت هم باید وظیفه خود را انجام دهد و نیروی کافی، شرایط مناسب و امکانات لازم را فراهم کند؛ و در نهایت، اگر قرار باشد یک پیام را مستقیماً با خانوادههای بیماران در میان بگذارید، چه میگویید؟
مردم حق دارند خدمات خوب، سالم و ایمن دریافت کنند و ما هم این حق را قبول داریم. اما اگر خدمتی بهدرستی ارائه نمیشود، باید علت آن را درست شناسایی کنیم. مردم باید بدانند که پرستار در بسیاری از موارد تمام توان خود را برای بیمار میگذارد و اگر کاری انجام نمیشود، ممکن است واقعاً بیش از آن توان و فرصت نداشته باشد. امروز بسیاری از مردم حتی نمیدانند پرستار با چه میزان فشار کاری و چه سطحی از کمبود نیرو فعالیت میکند. بنابراین قبل از اینکه همه مشکلات را متوجه پرستار کنیم، باید این سؤال را از مسئولان بپرسیم که چرا نیروی پرستاری متناسب با نیاز بیمارستانها تأمین نشده است. من معتقدم مشکلات پرستاری، فقط مشکلات پرستاران نیست؛ مشکلات مردم است. چون وقتی پرستار کم باشد، وقتی نیروی انسانی فرسوده باشد و وقتی شرایط کاری مناسب نباشد، در نهایت بیمار و خانواده او هستند که از کاهش کیفیت خدمات آسیب میبینند. بنابراین از مردم میخواهیم به جای قرار گرفتن در مقابل پرستار و آوار کردن همه مشکلات درمان بر سر او، در کنار جامعه پرستاری قرار بگیرند و از مسئولان مطالبه کنند که نیروی استاندارد، امکانات مناسب و شرایط کاری مطلوب برای پرستاران فراهم شود. اگر مردم خدمات سلامت ایمن و باکیفیت میخواهند، باید بدانند یکی از مهمترین راههای رسیدن به آن، داشتن پرستار کافی و باانگیزه است.
