او نماد وحدت ملی‌بود. کوروش اولین حکمرانی بود که قبایل پارسی و مادها را متحد و امپراتوری‌ای ایجاد کرد که از هند تا مدیترانه گسترش یافت. این اتحاد به شکل‌گیری مفهوم «ایران» کمک شایانی کرد.

روزنامه اطلاعات گفتگوئی را با دکتر محمود جعفری دهقی، استاد زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی دانشگاه تهران منتشر کرده است:

دکتر محمود جعفری دهقی، استاد زبان‌ها و فرهنگ‌های باستانی دانشگاه تهران و رئیس انجمن ایران‌شناسی، از برجسته‌ترین پژوهشگران در حوزه ایران دوران باستان است. او با سال‌ها تحقیق و تدریس در زمینه زبان‌های باستانی و ترجمه و تحلیل منابع دست اول تاریخ ایران باستان، نقشی مهم در تبیین تاریخ آن دوران داشته است. این گفت‌وگو به مناسبت روز کوروش برگزار شد و در آن، استاد به تبیین جایگاه تمدنی کوروش پرداخت.

*ما کتیبه‌ها و الواح قابل ملاحظه‌ای از ایران دوران باستان در اختیار داریم که هرکدام در مطالعات تاریخی ایران باستان اهمیت دارند. چرا استوانه کوروش نزد افکار عمومی ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد؟

-کوروش کبیر و استوانه او به دلایل متعددی در افکار ایرانیان و حتی جهانیان جایگاهی ویژه دارد:

یکی اینکه او بنیانگذار نخستین امپراتوری جهانیِ مبتنی بر مدارا بود. او با احترام به فرهنگ‌ها، ادیان و سنت‌های سرزمین‌های فتح‌شده (مانند آزادسازی یهودیان از اسارت بابل و حمایت از بازسازی معابدشان) الگویی از حکمرانی مبتنی بر حقوق بشر و تنوع فرهنگی ارائه داد.

دوم، اینکه او نماد وحدت ملی‌بود. کوروش اولین حکمرانی بود که قبایل پارسی و مادها را متحد و امپراتوری‌ای ایجاد کرد که از هند تا مدیترانه گسترش یافت. این اتحاد به شکل‌گیری مفهوم «ایران» کمک شایانی کرد.

سه دیگر اینکه او تصویری آرمانی از فرمانروایی دادگر بود. در منابع تاریخی (همچون استوانه کوروش و روایت‌های مورخان یونانی)به عنوان پادشاهی خردمند، دادگر و آزادی‌بخش توصیف شده است. این تصویر در طول تاریخ ایران به نماد «شاه نیکوکار» تبدیل شد. بنابراین، در قرن بیستم، با کشف استوانه کوروش و تفسیر آن به‌عنوان «نخستین منشور حقوق بشر»، این نماد در گفتمان ملی و هویت مدرن ایرانی تقویت شد. افزون بر این کوروش در ادبیات، هنر و آموزش به عنوان قهرمان ملی و نماد شکوه تاریخی ایران تثبیت شده است. حتی گروه‌های سیاسی با گرایش‌های مختلف گاه از این نماد برای مشروعیت‌بخشی استفاده کرده‌اند. بنابراین، تأثیر روانی و فرهنگی کوروش به عنوان یکی از پایه‌های هویت جمعی ایرانیان انکارناپذیر است. در واقع منشور کوروش نماد منع برده‌داری اجباری، آزادی انتخاب دین، احترام به حقوق خانواده و تلاش برای صلح و رفاه عمومی است.

*به نظر شما، ویژگی‌های کوروش هخامنشی به عنوان یک فرمانروای بزرگ چه بود؟

-کوروش بزرگ، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی از ویژگی‌های برجسته‌ای برخوردار بود. ویژگی‌های او در آثار مورخین یونان باستان مندرج است. از جمله:

بردباری و احترام به فرهنگ‌ها و ادیان: پس از فتح بابل، به جای نابودی فرهنگ مغلوب، به باورها و سنت‌های مردم احترام گذاشت. منشور کوروش (نخستین منشور حقوق بشر) نشان‌دهنده احترام به آزادی‌های دینی و حقوق مردم است.

مدیریت غیرمتمرکز: به استان‌ها (ساتراپی‌ها) خودمختاری نسبی داد و حاکمان محلی را در صورت وفاداری حفظ کرد.

تأسیس نظام اداری منظم: ایجاد سیستم ارتباطی (چاپار) و ساخت جاده‌ها (مانند جاده شاهی)برای مدیریت بهتر.

از نبوغ نظامی برخوردار بود: فتح بابل بدون جنگ خونین، با انحراف رود فرات و ورود از مسیر غیرمنتظره، نشان‌ از خلاقیت او است.

سیاست تسامح با شکست‌خوردگان: به جای کشتار و ویرانی، با مردم مناطق فتح‌شده با احترام رفتار می‌کرد.

او ویژگی‌های اخلاقی و انسانی برجسته‌ای هم داشت:

عدالت‌خواهی: در روایات تاریخی (مانند نوشته‌های هرودوت و گزنفون) به دادگری و دوری از خشونت‌های بی‌جهت مشهور بود.

وفاداری به عهد و پیمان: پایبندی به قول‌هایی که به زیردستان یا دشمنان پیشین می‌داد.

میهن‌پرستی و عزت‌مداری: در عین احترام به دیگران، برای استقلال و قدرت ایران تلاش می‌کرد.

درباره ویژگی‌های فرهنگی و تمدنی کوروش هم این موارد قابل ذکر است:

حفظ و ترویج فرهنگ‌ها: از هنر، زبان و سنت‌های مناطق تحت حکومت حمایت می‌کرد.

ساخت‌وسازهای عمرانی: ایجاد پایتخت نمادین (پاسارگاد)با معماری پیشرفته که نشان‌دهنده ذوق هنری و برنامه‌ریزی او بود.

در منشور کوروش (استوانه‌گلی) بر آزادی بردگان، احترام به خدایان همه ملل و برابری انسان‌ها تأکید شده است.

در تورات (کتاب عزرا) از او به عنوان «ناجی قوم یهود» ستایش شده است.

در روایات یونانی (مانند هرودوت و گزنفون) از او به عنوان «فرمانروای آرمانی» توصیف شده است.

*ما کتیبه‌ها و منابع تاریخی دیگری هم از شاهان هخامنشی در اختیار داریم که بیانگر نوع نگرش و روش فرمانروایی آنها بوده است. با توجه با این موضوع وجه تمایز کوروش هخامنشی با دیگر فرمانروایان هخامنشی در چیست؟

-کوروش بزرگ در میان شاهان هخامنشی(مانند داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر اول و دیگران) از چند جهت متمایز است. این تمایزها بیشتر در شیوه حکمرانی، میراث فکری و تصویر تاریخی او نمایان می‌شود:

بنیانگذار و الگوی اولیه: کوروش، سازنده امپراتوری از طریق اتحاد ماد و پارس و فتح لیدیه، بابل و... بود، در حالی که دیگر شاهان هخامنشی اغلب مدیران، گسترش‌دهندگان یا حافظان این امپراتوری بودند. او الگوی حکمرانی را برای جانشینانش تعریف کرد: بردباری مذهبی، احترام به سنت‌های محلی و اداره غیرمتمرکز. اگرچه برخی جانشینان (مثل داریوش)این الگو را ادامه دادند، اما برخی دیگر (مانند خشایارشا) در مواردی از آن فاصله گرفتند.

شیوه منحصربه‌فرد در قبال مغلوبان: کوروش به‌صورت نمادین و عملی، سیاست آزادی و احترام را در پیش گرفت. از آن جمله می‌توان به آزادی قوم یهود از تبعید بابل و حمایت از بازسازی معبد اورشلیم و احترام به خدایان بابل (مانند مردوک) و تاج‌گذاری به سبک بابلی اشاره کرد. همچنین، منشور کوروش به عنوان سند بی‌همتا در باستان نشان‌دهنده تضمین حقوق اقوام است.

در مقابل، دیگر شاهان هخامنشی اگرچه معمولاً به سنت بردباری پایبند بودند، اما هیچکدام چنین اقدام نمادین جهانی از خود بر جای نگذاشتند. برخی هم با سرکوب شورش‌ها (مثل داریوش در آغاز حکومت) یا درگیری‌های مذهبی (مانند خشایارشا در مصر و بابل) رویه‌های خشن‌تری نشان دادند.

تصویر ایده‌آل در منابع خارجی: کوروش تنها پادشاه هخامنشی است که در تورات (کتاب عزرا و اشعیا) به عنوان «مسیح خداوند» و ناجی توصیف شده است.در منابع یونانی (هرودوت، گزنفون) به عنوان فرمانروای آرمانی و «پادشاه فیلسوف» ستایش شده، حال آن‌که دیگر شاهان (مثلاً خشایارشا در جنگ‌های یونان) اغلب به عنوان قدرت‌طلبان متجاوز تصویر شده‌اند. این تصویر مثبت جهانی، برای دیگر شاهان هخامنشی به این وسعت وجود ندارد.

مرگ و آرامگاه نمادین:مرگ کوروش در جنگ با ماساگت‌ها (بر اساس روایت هرودوت)و آرامگاه ساده اما باشکوه او در پاسارگاد، نماد سادگی و صلابت یک رهبر است. این آرامگاه در طول تاریخ به نمادی از عظمت و عدالت او تبدیل شد، حال آنکه مقابر دیگر شاهان(مانند داریوش و خشایارشا در نقش رستم) بیشتر بر عظمت امپراتوری و آیین‌های دینی تأکید دارند.

مدیریت امپراتوری در آغاز کار: کوروش ساختار اداری امپراتوری را به تدریج و با انعطاف پایه‌گذاری کرد، در حالی که داریوش بزرگ پس از او این ساختار را منظم‌تر، متمرکزتر و بوروکراتیک کرد (ایجاد ساتراپی‌های دقیق، سیستم مالیاتی، قانون‌گذاری و ...). به عبارت دیگر، کوروش بنیان‌گذار روح حکومت بود و داریوش، معمار نظام اداری آن.

تفاوت در رویکرد به شورش‌ها و بحران‌ها: در دوره کوروش، امپراتوری تازه در حال شکل‌گیری بود و کمتر با شورش‌های داخلی روبرو شد، اما جانشینانش (مخصوصاً داریوش و خشایارشا) با شورش‌های گسترده مواجه بودند که گاه پاسخ‌های سختی به همراه داشت. این باعث شد که تصویر کوروش به عنوان پادشاهی صلح‌طلب‌تر باقی بماند.

روی هم رفته می‌توان گفت: کوروش به عنوان «پدر» امپراتوری هخامنشی، نه فقط قلمروی وسیع بلکه «روح» و «اعتبار اخلاقی» آن را نیز بنیان نهاد؛ میراثی که حتی پس از او نیز به عنوان معیاری برای سنجش دیگر شاهان هخامنشی به کار می‌رفت.

*شما به رواداری فرهنگی و مذهبی کوروش نسبت به مردمان سرزمین‌های دیگر اشاره فرمودید. این رواداری چه نقشی در کامیابی های سیاسی وی داشت؟

رواداری فرهنگی و مذهبی کوروش بزرگ نه ‌فقط یک فضیلت اخلاقی، بلکه یک استراتژی هوشمندانه حکمرانی بود که نقشی کلیدی در موفقیت‌های چشمگیر او ایفا کرد. این تأثیرات را می‌توان در چند محور اصلی بررسی کرد:

۱) کاهش مقاومت و هزینه‌های فتح که در دو وجه جلوه‌گر شد:

وجه اول فتح سریع و کم‌هزینه است:

شهرهایی مانند بابل بدون جنگ خونین گشوده شدند، زیرا مردم و نخبگان محلی از حاکمان ستمگر خود ناراضی بودند و کوروش را رهایی‌بخش می‌دیدند.

وجه دوم، جلوگیری از شورش‌های پرهزینه است:

کوروش با احترام به باورها و مناسک محلی، احساس خصومت را کاهش داد و اتحاد اجباری را به وفاداری داوطلبانه تبدیل کرد.

۲) تثبیت حکومت و ایجاد مشروعیت که به دو روش انجام شد:

نخست، مشروعیت‌سازی در چشم مردمان گوناگون: در بابل خود را فرستاده مردوک؛خدای بابلی؛ و در اورشلیم مسیح خداوند خواند. این کار حکومت او را در چهارچوب ارزش‌های محلی مقبول می‌ساخت.

دوم، ادغام نخبگان محلی در سیستم اداری: چون روحانیون، اشراف و تاجران محلی منافع خود را در تداوم حکومت کوروش می‌دیدند و بنابراین در حفظ آن مشارکت می‌کردند.

۳) تقویت اقتصاد و امنیت امپراتوری از طریق:

رونق تجارت و تولید به شکلی که با برقراری صلح درونی ، جاده‌ها امن شد و مبادلات فرهنگی و اقتصادی بین مناطق مختلف؛ (از هند تا مصر) افزایش یافت. همچنین با جریان آزاد اطلاعات و نوآوری به این شکل که دانشمندان، هنرمندان و صنعتگران می‌توانستند با آزادی نسبی جابه‌جا شوند و دانش‌هایی مانند ستاره‌شناسی بابلی یا معماری ایونی در سراسر امپراتوری منتشر شود.

۴)ایجاد یک هویت فراملی منعطف: کوروش هخامنشیان را نه به عنوان قومی سلطه‌گر، بلکه به عنوان نگهبانان نظم و حامیان تنوع معرفی کرد. این امر به اقوام گوناگون اجازه می‌داد در عین حفظ هویت محلی‌شان، خود را بخشی از یک کل بزرگتر بدانند.

۵) تأثیر بر روابط بین‌المللی و تصویر تاریخی که در دو وجه خود را نشان داد:

نخستین، جلب تحسین دشمنان بالقوه، به شکلی که حتی یونانیانی که بعدها با هخامنشیان جنگیدند، کوروش را می‌ستودند. این تصویر مثبت، بعدها برای جانشینانش نیز نوعی اعتبار اخلاقی ایجاد کرد. و دیگر، تبدیل روش فرمانروایی کوروش به الگوی حکمرانی بود. روش او بعدها توسط اسکندر مقدونی و حتی امپراتوری‌های بعدی مانند روم در برخی دوره‌ها مورد مطالعه و تقلید قرار گرفت.

۶) تبدیل فتح بابل به مثال عینی برای روش آرمانی رفتار یک فرمانروای فاتح نسبت به سرزمین فتح شده است.

نبونید، پادشاه بابل، با تبعیض مذهبی و سیاست‌های سختگیرانه، نخبگان بابلی را عاصی کرده بود. اما کوروش بدون کشتار وارد بابل شد، آیین مردوک را احیا کرد، بت‌های خدایان محلی را به شهرهایشان بازگرداند و زندانیان سیاسی را آزاد کرد.در نتیجه، بابلیان او را به عنوان پادشاه قانونی پذیرفتند. این پیروزی بدون درگیری، ثروت و اعتبار بابل را به خدمت امپراتوری هخامنشی درآورد و پایه‌ای برای فتح بعدی سرزمین‌ها شد، بنابراین؛ رواداری کوروش سنگ بنای هوشمندانه‌ای بود که امپراتوری او را با کاهش تنش‌های قومی و مذهبی از درون پایدار می‌کرد و قلمرو او را با جذب داوطلبانه مناطق جدید از بیرون گسترش می‌داد، به این ترتیب کوروش میراثی ماندگار ساخت که حتی پس از سقوط هخامنشیان، نام او را به عنوان الگوی حکمران عادل زنده نگه داشت.

*در عصر جدید، کوروش و آثار به جا مانده از او چه نقشی می تواند در ارتقای فرهنگی نسل جوان داشته باشد؟

- کوروش بزرگ و میراث او می‌تواند تأثیرات عمیق داشته باشد، به‌ویژه در عصر جدید که نسل جوان با چالش‌های هویت‌یابی، جهانی‌شدن و جستجوی الگوهای اخلاقی روبرو است. از جمله اینکه او می‌تواند الهام‌بخش اخلاق و مسئولیت‌پذیری باشد و عدالت و انسان‌دوستی را در جامعه رواج دهد. داستان‌های تاریخی درباره رفتار عادلانه کوروش با مغلوبان می‌تواند به نسل جوان نشان دهد که قدرت واقعی همراه با مسئولیت اخلاقی است. این در مقابل الگوهای رهبری خودکامه یا مادی‌گرای امروزی قرار می‌گیرد.

کوروش بر «خدمت» به جای «سلطه» تأکید داشت. روش کوروش در حکمرانی بر پایه ایجاد رفاه و امنیت برای مردم بود، نه صرفاً انباشت قدرت. این می‌تواند برای جوانان در موقعیت‌های مدیریتی یا اجتماعی الهام‌بخش باشد.

همچنین شخصیتی چون کوروش باعث تقویت هویت ملی و اعتماد به نفس تاریخی‌ می‌شود. شناخت دستاوردهای عصر کوروش (مانند منشور حقوق بشر و مدیریت چندفرهنگی) به جوانان کمک می‌کند به گذشته خود به‌دیده افتخار آگاهانه بنگرند، نه تحقیر یا شعارهای صرف. همچنین در جهان امروز که هویت های فردی و جمعی گاه دچار تردید می‌شوند، آشنایی با چهره‌هایی مانند کوروش؛ که نماد هویتی باز، مداراگر و مقتدر است؛ می‌تواند به جوانان در تعریف هویت خود کمک کند. در کنار موارد فوق باید به این نکته نیز اشاره کرد که رفتار کوروش به عنوان فرمانروای امپراتوری هخامنشی الگوی مدیریت تنوع و گفت‌وگوی فرهنگی است و می‌تواند امروزه نیز مورد توجه نخبگان و حاکمان قرار گیرد.