گروگانگیری با انگیزه اخاذی، از جمله جرایمی است که فراتر از قربانی مستقیم، امنیت روانی یک خانواده و حتی احساس آرامش عمومی جامعه را هدف قرار میدهد. تصور اینکه فردی بتواند با ربودن یکی از اعضای یک خانواده، عزیزان او را به پرداخت پول وادار کند، بهتنهایی برای ایجاد وحشت کافی است. اما پرسش اساسی اینجاست که چرا برخی مجرمان تا این اندازه جسور میشوند که آزادی و جان انسانها را وسیلهای برای رسیدن به منافع مالی خود قرار میدهند؟
آدمربایی برای اخاذی معمولاً با شناسایی قبلی قربانی آغاز میشود. مجرمان با جمعآوری اطلاعات، بررسی شرایط زندگی و شناسایی موقعیت مالی طعمه، سناریوی خود را طراحی و در فرصتی مناسب اقدام میکنند. پس از ربایش هم با تماس با خانواده، مطالبه دلار، طلا یا رمزارز را مطرح میکنند. تهدید به قتل گروگان در صورت اطلاع دادن به پلیس، از ابزارهای فشار روانی بر خانوادههاست؛ تهدیدی که ممکن است نزدیکان قربانی را در شرایطی دشوار قرار دهد و آنها را به تصمیمگیری شتابزده سوق دهد.
در چنین شرایطی، خانوادهای که میان پرداخت پول و حفظ جان عزیزش گرفتار شده است، بیش از هر چیز به اطمینان و حمایت نیاز دارد. اعتماد به وعدههای آدمربایان و تلاش برای حل خودسرانه ماجرا، نهتنها تضمینی برای آزادی و سلامت گروگان نیست بلکه ممکن است فرصت بیشتری برای ادامه اخاذی در اختیار مجرمان قرار دهد. از این رو، پلیس و دستگاه قضایی باید با اطلاعرسانی درست و عملکرد سریع و حرفهای، این اطمینان را در جامعه ایجاد کنند که گزارش فوری حادثه، بهترین مسیر برای پیگیری و نجات قربانی است.
از منظر قانونی نیز قانونگذار برای آدمربایی مجازات سنگینی در نظر گرفته است. مطابق ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامی، ربودن یا مخفی کردن اشخاص با عنف، تهدید، حیله یا هر شیوه دیگر، با مجازات حبس پنج تا ۱۵ سال روبهروست و در شرایطی مانند کمتر بودن سن قربانی از ۱۵ سال، استفاده از وسیله نقلیه یا وارد شدن آسیب جسمی و حیثیتی، مجازات تشدید میشود. با وجود این ظرفیت قانونی، صرف تعیین مجازات سنگین برای ایجاد امنیت کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، افزایش احتمال شناسایی و دستگیری سریع مجرمان، جلوگیری از تکرار جرم و اطمینانبخشی به خانوادههایی است که در لحظات بحرانی چشمانتظار بازگشت عزیزانشان هستند.
مطالبه جامعه روشن است: هیچ مجرمی نباید تصور کند که میتواند با تهدید جان انسانها، خانوادهای را به زانو درآورد و از این راه به پول برسد. پلیس باید با تقویت اقدامات پیشگیرانه، شناسایی شبکههای احتمالی آدمربایی و واکنش سریع به گزارشها، عرصه را بر چنین مجرمانی تنگ کند.
امنیت زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان بدانند در سختترین لحظات تنها نیستند و هیچ تهدیدی نمیتواند مانع حمایت قانون از جان و آزادی آنها شود. گروگانگیری نباید به راهی برای ثروتاندوزی مجرمان تبدیل شود؛ مطالبه عمومی، برخورد قاطع و بازدارنده با کسانی است که جان انسانها را ابزار اخاذی قرار میدهند.
