در منظومه تعالیم اسلامی، کنش انسانی صرفاً با حسن رفتار یا نیت اولیه کارها به کمال نمی‌رسد، بلکه تحقق واقعی ارزش یک عمل در گرو سنجش آن در بستر موقعیت‌های دشوار در مناسبات اجتماعی و وسوسه‌های درونی فرد است. تجربه انسانی نشان می‌دهد گاهی فرد اعمال عبادی اجتماعی یا فردی متعددی را انجام می‌دهد، اما نتیجه تلاش او به دلیل تناسب در ساحت اخلاق فردی و کنشگری اجتماعی به جایی نمی‌رسد و یا آن گونه که باید به بار نمی‌نشیند. سنت نبوی و سیره معصومین(ع) راهنمایی دقیق برای عبور از این آسیب پیش روی انسان گذاشته و نشان می‌دهد هیچ گامی بدون نگاه خدامدارانه و حتی بلوغ شخصیتی و تثبیت ارکان اخلاق انسانی به تحقق جامعه‌ای سالم نخواهد رسید.
پیامبر اکرم(ص) در بیانی کاربردی و لطیف، حقیقت این اصل را تبیین و با ترسیم سه رکن «پرهیز بازدارنده»، «اخلاق مداراگر» و «بردباری در مقابل نادانی»، هندسه سلامت نفس و رفتار مناسب فردی و اجتماعی که منجر به بهجت الهی خواهد شد را صورت‌بندی کرده است. تأمل در این ظرافت‌های رفتاری نشان می‌دهد انسان معاصر بیش از هر زمان دیگر برای خروج از اصطکاک‌های فرساینده فردی و خانوادگی و دستیابی به آرامش پایدار، نیازمند بازخوانی و کاربست این سه اصل در دادوستدهای فکری و رفتاری روزمره خود است. به زبان ساده اگر در هر کاری نگاه ما به خشنودی خدای متعال باشد زیستی شادمانه و در آرامش خواهیم داشت. در ادامه مروری بر این حدیث خواهیم داشت.

۳ شاخص آرامش‌بخشی که پیامبر(ص) فرمود چیست؟

گاه گمان می‌کنیم نقصان‌ها و شکست‌های مکرر در مسیر زندگی، به علت کمبود امکانات، دانش فنی ناکافی یا ناتوانی در تدبیر برنامه‌هاست، البته که از امور بدبینانه مثل بدشانسی و دیگر موارد صحبتی به میان نمی‌آوریم؛ در حالی که ریشه عمیق‌تر ناکامی‌ها غالباً در فاصله افتادن میان انگیزه و پشتوانه اخلاقی رفتار است. در روایتی، پیامبر خدا(ص) می‌فرماید: «ثَلاثٌ مَن لَم یَکُن فِیه لِمَ یَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ یَحجُزُهُ عَن مَعاصِی اللّه ِ و خُلُقٌ یُدارِی بِهِ النّاسَ و حِلْمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ؛ سه چیز است که هر شخصی نداشته باشد هیچ عملی از او تمام و کامل نیست: پاکدامنی و ورعی که او را از نافرمانی خدا بازدارد و خویی که به سبب آن با مردم مدارا کند و بردباری و حلمی که به وسیله آن رفتار جاهلانه نادان را دفع کند».
این کلام سازنده و کارای پیامبر(ص)، ساختار حیات مؤمن را به‌مثابه بنایی مستحکم بر سه پایه استوار بیان می‌کند؛ نخست ارتباط با خالق بر مبنای حیا و خودداری، دوم پیوند با عموم انسان‌ها بر پایه سازگاری و انعطاف و به اصطلاح مردم‌داری و سوم برخورد مناسب با رفتارهای نسنجیده و خام، رفتاری بر مدار شکیبایی هوشمندانه و حلم متکی بر دیدگاه الهی و اخروی دین اسلام.

نقطه اتکای سلامت انسان؛ پرهیز و کنترل درونی است

نخستین نکته‌ای که نبی مکرم اسلام(ص) در بیان خود مطرح می‌کند، مهار نفس در بزنگاه‌های وسوسه و آزمون است. این حالت برای همه ما پیش آمده است لحظه‌ای که مکث می‌کنیم آیا به چیزی که خواسته‌ایم هرچند مخالف احکام الهی و یا اخلاق انسانی باشد تن بدهیم یا نه؟ در اینجاست که مفهوم ورع و پرهیز مرتبه‌ای فراتر از اجتناب صوری از گناهان دارد؛ در ادبیات دینی در شرح این صفت آورده‌اند که ورع یعنی ملکه شدن بیداری باطنی، به گونه‌ای که حریم الهی همواره در نظر حفظ شود. هنگامی که انسان در خلوت و جلوت، نگاه پروردگار را حاضر ببیند و از او پروا کند، از تن دادن به تمایلات نامشروع و رفتارهای مغایر با کرامت انسانی خودداری خواهد کرد.
تعبیر مکث و تفکر در لحظه پیش از هر اقدام شاید تعبیر ساده و البته نارسایی باشد که همه مفهوم ورع را پوشش ندهد اما حتماً از نخستین گام‌هاست. زمانی که مکث می‌کنیم که این عمل آیا درست است، آیا در جهت خواست و اراده پروردگار عالم است و رضایت و خشنودی خدا را در پی دارد و به قول قدیمی‌ها «خدا را خوش می‌آید؟».
این خودمهارگری و تأمل درونی دل و جان آدمی را به توکل حقیقی محکم می‌کند؛ انسانی که چنین پایبندی‌ای را در وجود خود نهادینه کرده باشد، از سرزنش دیگران یا پستی و بلندی‌های روزگار هراسی به دل راه نمی‌دهد و تنها در برابر پروردگار خود سر فرود می‌آورد. این همان سلامت نفسی است که مانع از بین رفتن رفتارهای خوب و درستمان با ریاکاری، بی‌انصافی یا عهدشکنی است و خروجی رفتاری فرد را پاک و پایدار نگه می‌دارد.

مدارا نشانه هوش و تضمین سلامت جمعی است

ویژگی دوم که پیامبر اکرم(ص) آن را ضامن سلامت فرد و اجتماع معرفی کرده و تنظیم‌کننده حیات اجتماعی ماست، مدارا و انعطاف است. در نظر نخست، شاید انعطاف و مدارا نوعی انفعال یا عقب‌نشینی به شمار آید، اما تعالیم اولیای دین آن را نشانه اوج عقلانیت معرفی می‌کنند. چنان‌که در توصیه به مدارا از امام علی(ع) ذکر شده است: «ثَمَرَةُ العَقلِ مُداراةُ النّاسِ؛ میوه خرد مدارا کردن با مردم است». (غرر الحکم: ۴۶۲۹)
در بسیاری از پژوهش‌های کنونی، نشانه هوش بالای افراد در تعامل سازنده و مثبت با افراد اجتماع معرفی می‌شود، زیرا می‌دانیم جامعه انسانی آمیزه‌ای از تفاوت‌های سلیقه‌ای، فرهنگی، فکری و خلقی است. یک قلب سلیم و مهربان که با نگاه دینی به دیگران نگاه می‌کند طبیعتاً میل به نرم‌خویی و همزیستی مسالمت‌آمیز دارد، اما این رویکرد تنها حس و عاطفه ایمانی و برادرانه نیست که به سازش و نرمی فرمان می‌دهد؛ عقل انسان نیز حتی در حالت محاسبه‌گر امر می‌کند که هیچ نظام جمعی پایداری بدون گذشت، چشم‌پوشی و مدارا سامان نخواهد یافت.
با نگاه به آموزه‌های روایی و توصیه‌های بزرگان دینی معاصر هم وسعت دامنه مدارا در آموزه‌های دینی چنان است که اختصاص به همفکران ندارد. از امام صادق(ع) پرسیده شد که معنای این آیه از قرآن که امر به سخن نیکو با مردمان دارد چیست؟ «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً؛ و با مردم نیک سخن گویید» (بقره: ۸۳) ایشان در تبیینی جامع و راه‌گشا پاسخ داد: «أی للنّاسِ کُلِّهِم مُؤمِنِهِم و مُخالِفِهِم. أمَّا المُؤمِنونَ فَیَبسُطُ لَهُم وَجهَهُ و أمَّا المُخالِفونَ فَیُکَلِّمُهُم بالمُداراةِ لاِجتِذابِهِم إلی الإیمانِ فإنَّهُ بِأیسَرَ مِن ذلِکَ یَکُفُّ شُرورَهُم عَن نَفسِهِ و عَن إخوانِهِ المُؤمِنِینَ؛ مقصود، همه مردمان اعم از مؤمن و مخالفان است. اما با مؤمنان باید گشاده‌رو بود و اما با مخالفان باید به نرمی و مدارا سخن گفت تا به سوی ایمان کشیده شوند و کمترین ثمرش این است که خود و برادران مؤمنش را از گزند آنان مصون می‌دارد».
این نگرش دینی و واقع‌بینانه نشان می‌دهد حسن خلق و مدارا هم راهبرد تربیت و جذب دیگران به حقیقت است و هم سپر دفاعی مطمئنی برای دفع شر و کاستن از هزینه‌های اصطکاک بیهوده اجتماعی. مرور تجارب شخصی خود ما نیز گواهی روشن بر همین اصل است؛ چه بسیار گره‌های کوری که با یک کلام نرم باز می‌شدند و چه بسیار سوءتفاهم‌ها و کدورت‌هایی که اگر با مدارا برخورد می‌شد در دام خشم و نفرت‌پراکنی گرفتار نمی‌شدند.

مدیریت فضا به نفع رشد و آرامش، ملاک حلم است

سومین ضلعی که در این حدیث گهربار از حضرت محمد(ص) مطرح شده و کمال عمل را تضمین می‌کند، حلم و بردباری در برابر برخوردهای جاهلانه و رفتارهای غیرعقلانی دیگران است. اما تفاوت حلم با مدارا در این است که حلم دقیقاً در بزنگاه مواجهه با خطا، جسارت یا تندیِ ناشی از کم‌دانشی طرف مقابل باید در رفتار انسان بروز و ظهور پیدا کند. هنگامی که آگاه باشیم ریشه یک واکنش تند یا نامعقول، در ناآگاهی طرف یا هیجان مقطعی یا افق محدود نگرش فرد مقابل است، آشفته و عصبانی شدن از سر احساسات تنها آتش دعوا و درگیری را شعله‌ورتر می‌کند.
به غیر از فرد مؤمن که دیدی معادنگرانه به همه امور این دنیا و کارهای خود و دیگران دارد انسانی که دید وسیع‌تری نسبت به عواقب امور دارد، با تکیه بر صبر خود با وقار و سکوت معنادار یا پاسخی سنجیده، موقعیت را در دست می‌گیرد و اجازه نمی‌دهد نادانی و هیجانات منفی دیگری رفتارش را تعیین کند. مهار فضا از طریق خشم و پرخاش نه‌تنها کارگشا نیست، بلکه حتی اگر دیگران را در لحظه به سبب ترس به سکوت یا همراهی دروغی وادار کند، تأثیری ساختگی و شکننده دارد و با از بین رفتن اهرم فشار، فرد بار دیگر به همان موضع قبلی بازخواهد گشت، بدون آگاهی از کار نادرست و یا تغییری در اندیشه و عملش.

بازتاب اصول در کانون خانواده و گره‌گشایی از جان‌ها

با سه اصلی که پیامبر(ص) مطرح کرد و مفهوم هر کدام از آن‌ها آشنا شدیم اما همچنان که مشت نمونه خروار است حیطه عمل ما در جامعه کوچک خانواده نیز می‌تواند تعیین‌کننده رفتار ما در جامعه بزرگ‌تر باشد. این قواعد سه‌گانه باید اول در امن‌ترین کانون یعنی خانواده به آزمون گذاشته ‌شوند. در خانه و در میان نزدیکان، پایبندی متعصبانه به جزئیات کم‌اهمیت و پافشاری بر اینکه همه مسائل خرد و کلان مطابق سلیقه یک نفر حل‌وفصل شود، حاصلی جز فرسایش روان و انباشت دلخوری ندارد.اگر مقصود بنیادین از پیوند و کنار یکدیگر زیستن، ایجاد آرامش، شادکامی، تقویت یکدیگر و پیشبرد سالم امور زندگی است، تفاوت در روش‌ها و سلیقه‌ها نباید بنیان‌های عاطفی را تهدید کند. تا زمانی که معیار ما عمل در چارچوب حدود الهی و موازین شرعی قرار بگیرد، شیوه و جزئیات اجرای آن نیازمند انعطاف و پذیرش تفاوت‌هاست؛ راهکاری که نه تنها مانع درگیری و نزاع می‌شود، بلکه فضایی آکنده از سرور و همدلی به وجود می‌آورد که رفته‌رفته به سازش، فهم و درک یکدیگر خواهید رسید.
در افق ترسیم شده در دین اسلام، هدف از مدارا و شکیبایی تنها پیشگیری از تنش نیست، بلکه هدف آن نشاندن لبخند رضایت و شادمانی بر جان انسان‌هاست. پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی(ص) می‌فرماید: «مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَقَدْ سَرَّنِی و مَن سَرَّنی فَقَدْ سَرَّ اللّهَ؛ کسی که مؤمنی را مسرور کند مرا مسرور کرده و کسی که مرا مسرور کند خدا را مسرور کرده است». (کافی، ج۲، ص ۱۸۸، ح۱)
این مفهوم عمیق از شادمانی نشان می‌دهد وقتی مؤمن با پرهیز از لجاجت بر سر امور فرعی، سعه صدر به خرج ‌دهد و با رفتاری آرامش‌بخش، بستری از شادی و اطمینان خاطر برای خانواده و برادران ایمانی خود فراهم آورد، در حقیقت در والاترین میدان اطاعت قدم برداشته است؛ میدانی که در آن، خشنودی خلق با خشنودی خدای تعالی و سرور رسول خدا(ص) پیوند خورده است. در اینجا اعمال و مجاهدت‌های فردی از خطر تباهی و بی‌اثری در امان می‌مانند.