تهران-ایرنا- جدای از تواناییهای فنی در زمین فوتبال، علیدوستی یک انسان وارسته بود؛ اهل مطالعه و کتاب که میانه خوبی هم با سینما و هنر داشت. منتهی اغلب تنها بود و بی سر و صدا. نه در دوران فوتبال، جنجالی از او به یاد داریم و نه در مربیگری.
به گزارش ایرنا، یاد گرفتهایم و برایمان عادت شده که به محضِ درگذشت کسی، جملات اغراقآمیز درباره او به کار میبریم و در مورد گذشتهاش «به به» و «چه چه» میکنیم. این، یک قانون نانوشته در جامعه ماست و البته نمیتوان و نباید خیلی از آن خرده گرفت.
این اتفاق، حداقل در مورد حمید علیدوستی صدق نمیکند. بعد از درگذشت او، هیچ جمله قلمبه و سلمبه و اغراقآمیزی به زبان نیامده و هر چه بوده، حقیقت داشته و بخشی غیر قابل انکار از حیات او بوده است. علیدوستی در اواسط دهه ۵۰، به ترکیب هما رسید و نام خود را سر زبانها انداخت. او با خصوصیاتی منحصر بهفرد، در تمام پستهای خط حمله توانایی بازی داشت و البته اغلب بهعنوان گوشِ چپی توانا، به عرض میزد و به سمت دروازه رقبا شلیک میکرد. تواناییهایش در ضربات سر هم زبانزد بود و بارها ویدئوهایی از گلهای او، همراه با پرشهایی بینظیر را در آرشیو برنامههای تلویزیونی دیدهایم و از تماشایش حظ کردهایم.
در بحبوحه جنگ تحمیلی ۸ ساله، علیدوستی یکی از بهترین بازیکنانِ فوتبال ایران بود. او در تمام این سالهای سخت و زندگی پُرفشارِ دههی ۶۰، به تمام پیشنهادهای هنگفت و پُرطمطراق پشت کرد و به «هما» وفادار ماند. چرا؟ چون میخواست با هما به پرواز در آید؛ پس او بود که واژهی وفاداری را دههها قبل معنی کرد. وفاداری که به استقلال و پرسپولیس «نه» گفت و روزهای سخت را فقط با هما گذراند.
به جز یکی دو سال انتقال به فوتبال آلمان، علیدوستی در هما ماند و البته در اوائل دهه ۷۰ تصمیم گرفت به کشاورز و سپس سایپا برود و حداقل در واپسین روزهای فوتبالش، کمی به فکر زندگی، کسبِ درآمد و آیندهاش باشد. با سایپا به قهرمانی لیگ رسید و اتفاقاً سالها به پیراهن نارنجی نیز وفادار ماند.
جدای از تواناییهای فنی در زمین فوتبال، علیدوستی یک انسان وارسته بود؛ اهل مطالعه و کتاب که میانه خوبی هم با سینما و هنر داشت. منتهی اغلب تنها بود و بی سر و صدا. نه در دوران فوتبال، جنجالی از او به یاد داریم و نه در مربیگری. انسان درونگرایی بود و کمحاشیه. دستپاک و به دور از فسادهایی که این روزها در فوتبال میبینیم. احتمالاً به همین دلیل بود که عمر مربیگریاش طولانی نبود؛ شاید به قول برخی، چون کنار زمین فحاشی نمیکرد و فریاد نمیزد، کمتر مشتری داشت.
شاید باورش سخت باشد، اما در مورد حمید علیدوستی کوچکترین اغراقی وجود ندارد. نه اینکه حالا که او از این دنیا رفته، به مدح و ستایشاش میپردازیم؛ اگر زنده بود هم همین جملات را درباره این انسان فرهیخته بهکار میبردیم.
گاهی، وجودِ کسی خیلی به چشم نمیآید، اما وقتی نیست، جای خالیاش حس خواهد شد. حمید علیدوستی از آن دست اهالی فوتبال است. مردی که ۷۱ سال بی سر و صدا زندگی کرد، بی سر و صدا با بیماری جنگید و حالا هم بی سر و صدا از این دنیا رفته است. آرامشات ابدی، مرد آرام و بیحاشیه.
