بحران جهانی قاچاق انسان و سود هنگفت ناشی از آن، ریاکاریها و استانداردهای دوگانه درباره این بحران را تشدید کرده و بازیگران متهم به سودجویی از بحران، خود را در جایگاه اتهامزنی به دیگران قرار میدهند.
قاچاق انسان human trafficking یکی از جدیترین نقضهای حقوق بشر در عصر حاضر است که شامل بهرهکشی جنسی، کار اجباری و دیگر شکلهای استثمار از طریق زور، فریب یا اجبار میشود؛ سازمان بینالمللی کار و منابع مرتبط تخمین میزنند حدود ۲۷ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر در جهان در شرایط کار اجباری یا قاچاق قرار دارند.
آمریکا هم بهعنوان مقصد عمده قربانیان، هم بهخاطر مقیاس مطلق موارد داخلی و هم بهدلیل پیوندهای سیاستهای مهاجرتی و زنجیرههای تامین جهانی، نقش برجستهای در بحران جهانی قاچاق انسان ایفا میکند؛ با وجود این، وزارت خارجه آمریکا هر سال در گزارشی ادعایی، کشورها را در موضوع قاچاق انسان به ۳ دسته (Tier ۱ تا Tier ۳) تقسیم میکند و همواره خود را در Tier ۱ قرار میدهد.
این ادعای آمریکا با بررسی منابع ازجمله Global Slavery Index (Walk Free)، آمار خط تلفن ملی قاچاق انسان National Human Trafficking Hotline، تحقیقات کنگره آمریکا و تحلیلهای دانشگاهی و رسانهای معتبر، نشان میدهد که واشنگتن چگونه با ریاکاری همیشگی در موضوعهای حقوق بشری تلاش میکند از قلب بازار سیاه قاچاق انسان، این موضوع را تبدیل به یک ابزار سیاسی و اتهامزنی کند.
استاندارد دوگانه آمریکا در موضوع قاچاق انسان
گزارش ادعایی سالانه آمریکا در موضوع قاچاق انسان از سال ۲۰۰۰ بهعنوان ابزاری دیپلماتیک برای فشار بر دیگر کشورها طراحی شده است؛ منتقدان هم بارها به سیاسیسازی این رتبهبندیها اشاره کردهاند.
حفظ رتبه Tier ۱ برای آمریکا حتی در دورههایی که آمارها بهوضوح از تشدید بیسابقه بحران قاچاق انسان در این کشور حکایت دارند، ازجمله این انتقادها است؛ وزارت خارجه آمریکا در گزارشهای اخیر، به کاهش برخی تعقیبها، کمبود مسکن ایمن برای بازماندگان و عدم غربالگری اجباری همه افراد در بازداشت مهاجرتی اعتراف کرده است.
منتقدان استدلال میکنند که آمریکا با نوشتن قواعد و ارزیابی خود، استاندارد دوگانه اعمال میکند.
مقیاس بحران قاچاق انسان در داخل آمریکا
براساس Global Slavery Index ۲۰۲۳ (Walk Free)، تخمین زده میشود در سال ۲۰۲۱ حدود یک میلیون و ۹۱ هزار نفر در آمریکا در شرایط بردگی مدرن شامل کار اجباری و ... زندگی میکردند.
این رقم معادل ۳٫۳ نفر در هر هزار نفر جمعیت است؛ این نسبت بالاترین تعداد مطلق در قاره آمریکا و یکی از بالاترینها در جهان محسوب میشود؛ این تخمینها بر پایه نظرسنجیهای خانوار و ارزیابی آسیبپذیری است و با دادههای گزارششده فاصله زیادی دارد، زیرا قاچاق اغلب پنهان میماند.
خط تلفن ملی قاچاق انسان در آمریکا از سال ۲۰۰۷ تاکنون صدها هزار سیگنال شامل تماس، پیامک، گزارش آنلاین دریافت کرده است؛ قربانیان شامل شهروندان آمریکایی و اتباع خارجی میشوند؛ تحقیقات نشان میدهد دادههای رسمی پلیس و گزارشهای جنایی ممکن است فقط بخش کوچکی، گاهی ۱۴ تا ۱۸ درصد یا کمتر از موارد واقعی را پوشش دهند.
آمریکا همچنین یکی از بزرگترین واردکنندگان کالاهایی است که خطر تولید با کار اجباری دارند.
تخمینهای Walk Free نشان میدهد واردات آمریکا از کالاهای پرخطر دهها میلیارد دلار است و این کشور سهم عمدهای از تقاضا برای محصولات ارزان را شکل میدهد که زنجیرههای تامین جهانی را به استثمار پیوند میزند.
- بیشتر بخوانید:
- تجارت انسان در پوشش سیاستهای مهاجرتی؛ رقابت آمریکا و اروپا در بازار سیاه خرید مقصد اخراج
- هشدار سازمان ملل درباره گسترش صنعت جنایی قاچاق انسان
آمریکا بهعنوان مقصد و ترانزیت قاچاق انسان
منابع متعدد آمریکا را مقصد مهم قربانیان خارجی معرفی میکنند؛ قربانیان عمدتا از مکزیک، کشورهای آمریکای لاتین، آسیای جنوبشرقی و چین به آمریکا آورده میشوند.
قاچاق جنسی کودکان در آمریکا نیز گزارشهای قابل توجهی دارد؛ مرکز ملی کودکان گمشده و استثمارشده NCMEC در این کشور هزاران گزارش سالانه دریافت میکند.
بسیاری از قربانیان آمریکایی نیز وجود دارند، بهویژه در قاچاق جنسی داخلی که اغلب از طریق شبکههای اجتماعی و آسیبپذیریهای خانوادگی و اقتصادی رخ میدهد.
سیاستهای مهاجرتی آمریکا و تشدید آسیبپذیری قربانیان قاچاق انسان
یکی از محورهای انتقاد، پیوند سیاستهای مهاجرتی آمریکا با افزایش آسیبپذیری در برابر قاچاق است؛ مهاجران بدون مدرک، کارگران موقت با ویزاهای خاص و کودکان بدون همراه در مرز، گروههای پرخطر محسوب میشوند.
تحقیقات و گزارشهای سازمانهای مردمنهاد و بررسیهای دانشگاهی مختلفی نشان میدهند که رویکرد سختگیرانه اخراج و بازداشت مهاجرتی آمریکا میتواند قربانیان را از گزارشدهی بازدارد، زیرا ترس از اخراج مانع همکاری با مقامها میشود.
در برخی دورهها، کمبود غربالگری نظاممند برای نشانههای قاچاق در بازداشتگاههای مهاجرتی و کاهش برخی الزامات شناسایی فعال، مورد انتقاد قرار گرفته است.
سیاستهای مرزی آمریکا در دورههای مختلف، فرصتهایی برای شبکههای جنایی ایجاد میکنند؛ قاچاقچیان از بیثباتی در مسیرهای مهاجرتی، بدهیهای سنگین به قاچاقچیان انسانی و وابستگی مهاجران به کارفرمایان سوءاستفاده میکنند.
ویزاهای خاص برای قربانیان قاچاق وجود دارد، اما تعداد تاییدیهها محدود و فرآیندها گاهی کند است.
منتقدان از طیفهای مختلف سیاسی استدلال میکنند که سیستمهای مهاجرتی که آسیبپذیری مانند محدودیت دسترسی به کار قانونی یا حمایتهای کارگری ایجاد میکنند، عملا بازار را برای استثمار بزرگتر میکنند.
در عین حال، تلاشهای اجرایی مانند تحقیقات و همکاریهای بینالمللی نیز وجود دارد، اما شکاف بین شناسایی قربانیان و حمایت واقعی همچنان گزارش میشود.
آمریکا در کانون بحران جهانی قاچاق انسان
دادههای معتبر نشان میدهد آمریکا با وجود ادعاهایی مختلف و انتشار گزارشهای سیاستزده درباره بحران قاچاق انسان، یکی از بازیگران کلیدی در بحران قاچاق انسان است: هم بهخاطر تعداد مطلق قربانیان داخلی (حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار نفر تخمینی در شرایط بردگی مدرن)، هم بهعنوان مقصد مهم قربانیان بینالمللی، هم بهدلیل تقاضا در بازار مصرف و واردات کالاهای پرخطر و هم بهخاطر سیاستهای مهاجرتی که میتوانند آسیبپذیری را تشدید کنند.
گزارشهای ادعایی آمریکا و تخصیص رتبه برتر به خود به موازات سیاسیکاری واشنگتن در این رابطه، نهتنها ریاکاری و استانداردهای دوگانه آمریکا را بیشتر از هر زمانی آشکار کرده است، بلکه اعتبار گزارشهای اینچنینی را نیز کاهش داده است.
