«اعتمادآنلاین» گزارش میدهد:
درگیری دو مرد مست بر سر یک دختر به قتل یکی از آنها انجامید و اکنون متهم در آستانه قصاص قرار گرفته است.
به گزارش اعتمادآنلاین، دو سال پیش درگیری خونینی در باغی در منطقه ملارد به ماموران گزارش داده شد، تحقیقات نشان داد آرمان، پسری که در این درگیری بود، جانش را از دست داده است.
ماموران مردانی را که در این درگیری حضور داشتند تحت بازجویی قرار دادند. همه آنها به اتفاق گفتند ضارب جوانی به نام ماهان است که بعد از وارد کردن ضربه بر بدن مقتول متواری شد.
این در حالی است که پزشکی قانونی علت فوت آرمان را پارگی رگ گردن ناشی از وارد آمدن جسم نوک تیز اعلام کرد. البته در گزارش گفته شد مقتول دیر به بیمارستان رسانده شد اما با توجه به اینکه ضربه کشنده بود، بنابراین تغییری در عمدی بودن قتل رخ نداد.
مدتی بعد ماهان که فراری بود، خود را به ماموران معرفی کرد و گفت عذاب وجدان دارد. سپس ماموران دو نفر دیگر به نامهای شاهین و فرامرز را هم به اتهام معاونت در قتل تحت تعقیب قرار دادند و یکی از آنها را بازداشت کردند.
در جلسه رسیدگی به این پرونده که در دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، ابتدا کیفرخواست علیه متهمان خوانده شد. سپس اولیای دم در جایگاه قرار گرفتن و خواستار صدور حکم قصاص شدند. وقتی نوبت به متهمان رسید، ابتدا ماهان در جایگاه قرار گرفت. او گفت: ما در مهمانی بودیم. باغ بزرگی بود و خیلیها دعوت بودند. من هم با دوستدخترم به نام نگار آنجا بودم. مشروب خوردیم و همگی مست بودیم. آرمان به سمت نگار رفت و رفتار ناشایستی با او کرد. خیلی عصبانی شدم و به سمت آرمان رفتم و درگیری آنجا شروع شد. آرمان به من گفت این دختر مال من است و میخواست دوستدختر مرا تصاحب کند. ما سر این مساله درگیر شدیم. من یک ضربه زدم و فرار کردم.
متهم اضافه کرد: بعد خیلی پشیمان شدم و خودم را تسلیم کردم.
سپس متهم ردیف دوم در جایگاه حاضر شد و گفت: من این اتهام را قبول ندارم. چون قتل اتفاقی بود و ما هیچ نیتی نداشتیم. همه در مهمانی بودیم و درگیری هم بین همه پیش آمد. من نه در قتل نقش داشتم و نه در فراری دادن ماهان.
در نهایت دادگاه وارد شور شد و متهم ردیف اول را به قصاص محکوم کرد و متهم ردیف دوم نیز از اتهام معاونت تبرئه شد. اما متهم ردیف سوم همچنان متواری بود تا اینکه در روزهای اول جنگ ۴۰روزه متهم ردیف سوم شناسایی و بازداشت شد. او صبح امروز در دادگاه حاضر شد و اتهام را رد کرد و گفت: من هم اتهام را قبول ندارم. زمانی که قتل اتفاق افتاد پشتبام بودم و حتی ندیدم چه اتفاقی افتاد. من مهمانی را برگزار کردم ولی قصد قتل یا درگیری نداشتم و حرفهایی که درباره دسیسهچینی زدهاند درست نیست. من اصلاً نمیدانستم قرار است چه اتفاقی بیفتد.
در پایان قضات در این زمینه نیز وارد شور شدند تا درباره سرنوشت متهم ردیف سوم تصمیم بگیرند.
