جوان آنلاین: همان‌طور که قانون اساسی را میثاق ملی ایرانیان می‌خوانیم، زبان فارسی را باید میثاق عمومی و هویتی گستره تمدنی زبان فارسی بدانیم. همه مظاهر قدرت و تمدن ملت‌ها در خطر هجوم بیگانگان و دشمنان قرار دارد و زبان فارسی هم از این قاعده مستثنا نیست. دشمنان یک ملت ابتدا آن مردم را از مفاهیم و آثار فرهنگی تهی می‌کنند، سپس مانند یک ظرف سفالین آنها را می‌شکنند. زبان فارسی امروزه با قرار گرفتن در معرض تهاجم دشمن خارجی و غافلان شبه‌روشنفکر داخلی مورد حملات کلمه‌ای و جمله‌ای قرار گرفته است. دشمنان با همه ابزارشان به جنگ تمدنی ایرانیان آمده‌اند و جنگ الفبایی و کلمه‌ای را علیه زبان فارسی به راه انداخته‌اند. نسل جدید به عنوان کسانی که در دوران اوج‌گیری فناوری و هوش مصنوعی و ابزار دیجیتالی زیست می‌کند، به سربازانی تبدیل شده که اگر زمین و جبهه دوست و دشمن را برایشان تبیین نکنیم، ممکن است به نفع دشمنان مانند تیغی باشد که در دست زنگی مست افتاده است و هر آنچه را که می‌بیند بدون تفکر و تشخیص هلاک می‌کند.

تغییر ادبیات نسل جدیدی که با اسامی متفاوتی مانند نسل زد و آلفا از آنها یاد می‌شود، تأثیر مجالست با فناوری و ابزار پیشرفته امروزی و درآمیختگی این موارد در لایه‌های مختلف زندگی روزمره آنها باعث شده است که خودشان خیلی متوجه آسیب‌های عمیق و گاه جبران‌ناپذیری که به زبان، ادبیات و فرهنگ فارسی وارد می‌کنند، نباشند.

 چاره‌جویی برای زبان نسل جدید
نوجوانان و جوانانی که اهل بازی‌های ویدئویی و کامپیوتری هستند و تحت عنوان «گیمر» از آنها یاد می‌شود، برای حضور در این فضا لاجرم از یادگیری اصطلاحات رایج در آنها هستند. پیدا کردن راهکار جبران یا پوشش دادن چنین فضایی تنها از عهده اهل فن و متخصصان حوزه زبان و ادبیات فارسی و همفکری آنها با سازندگان بازی و کسانی که در این فضا تنفس می‌کنند، برمی‌آید. 
علت این تعامل و همفکری هم این است که احیاناً واژه یا اصطلاحاتی به عنوان جایگزین ابداع نشود که موجب مضحکه و لطیفه‌سازی مردم و جوانان بشود؛ باید تعابیری پیشنهاد بشود که قدرت زبانی کافی برای ممزوج شدن با فضای بازی و جامعه هدف آن را دارا باشد تا با کمترین مقاومت و بیشترین اقبال و پذیرش مواجه شود. 
بخشی از این آسیب‌ها در لفاف استفاده نسل جدید از فضای مجازی با عنوان فریبنده زبان علم اتفاق می‌افتد. معمولاً بسیاری از آنها تصور می‌کنند که استفاده از کلمات خارجی نشان‌دهنده تسلط آنها بر علوم و ابزار تکنولوژیکی روز است. اینجا دقیقاً همان مرصاد و تنگه‌ای است که باید متفکران و اندیشمندان حوزه زبان و تمدن برای متعاملین با این افراد در لایه‌های پایین‌تر اجتماع، از جمله معلمان، مربیان، استادان و حتی والدین، تولید محتوا و مفهوم کنند تا آنها با تحلیل و تبیین بتوانند روند چنین تخریب‌هایی را نه تنها کند و ضعیف، بلکه متوقف کنند. 

 زبان‌کشی برای نمایش روشنفکری
یکی دیگر از وجوهی که باعث رواج کلمات و اصطلاحات بیگانه در بین افراد مختلف، حتی چهره‌های علمی و دانشگاهی، شده و می‌شود، تفاخر و پز روشنفکری دادن است. چه اینکه اغلب این افراد تصور می‌کنند اگر لابه‌لای کلمات فارسی چند لغت بیگانه جانمایی نکنند، ممکن است درجه علمی و مکانت اجتماعی آنها مورد خدشه قرار بگیرد و افراد او را شخصی معمولی و فاقد توانایی علمی تصور کنند. این یکی از مهم‌ترین بلا‌هایی است که به جان زبان و ادبیات فارسی افتاده است؛ دقیقاً می‌توان آن را نزول بلا از بالا بر سر زبان فارسی تعبیر کرد، چه اینکه «اذا فسد عالِم فسد عالَم» (هرگاه دانشمند فاسد شود، جهان فاسد خواهد شد). 
تأثیر رسانه‌ها، به‌خصوص رسانه‌های دیداری و شنیداری مانند رادیو تلویزیون، به اندازه شبکه‌های اجتماعی فضای مجازی معتبر و مهم است. وقتی یک مجری یا رسانه سعی کند بدون توجه به زبان و ادبیات رسمی کشورش، صرفاً برای نشان دادن به‌روز بودنش، به صورت مکرر و مداوم از لغات و اصطلاحات بیگانه استفاده کند، نباید توقع داشته باشیم که بقیه افراد جامعه و مخاطبان خودشان را به زبان فارسی مقید بدانند. 

 نبردی که آشکار نیست
امرالله احمدجو، کارگردان و نویسنده پیشکسوت سینما و تلویزیون، در این مورد به «جوان» می‌گوید: ما در کنار تاریخ اجتماعی، تاریخ سیاسی، جنگ‌ها و دیگر وجوه تاریخی خود، تاریخ زبان نیز داریم؛ تاریخی که قهرمانان بزرگ و چهره‌های نامداری، چون حکیم ابوالقاسم فردوسی در شکل‌گیری و ماندگاری آن نقشی اساسی داشته‌اند. این میراث فرهنگی و زبانی، بخشی مهم از هویت ماست و باید آن را حفظ کنیم. 
وی تأکید می‌کند: با توجه به تجربه‌های تاریخی، امروز نیز باید نسبت به تهدید‌هایی که ممکن است هویت زبانی و فرهنگی ما را تضعیف کنند، هوشیار باشیم. شکل این تهدید‌ها لزوماً مانند گذشته نظامی و آشکار نیست؛ گاهی از راه ارتباطات گسترده، رسانه‌ها، اینترنت و ابزار‌های نوین ارتباطی و در قالب جریان‌های پیوسته و نامرئی فرهنگی عمل می‌کند. در چنین شرایطی، ممکن است واژه‌ها، الگو‌های زبانی و شیوه‌های بیان بیگانه، بدون توجه به ظرفیت‌های زبان فارسی و ضرورت استفاده از معادل‌های مناسب، به‌تدریج در گفتار و نوشتار ما رواج پیدا کنند. 
لیلی گلستان، مترجم، درباره رواج کلمات انگلیسی بین مردم می‌گوید: زبان رسمی ما فارسی است و اصلاً معنایی ندارد در حرف‌هایمان از کلمات انگلیسی استفاده کنیم. کلماتی مثل تایم، اوکی و... در گپ‌وگفت روزمره ما جایی ندارد و وقتی می‌توانیم به جای این دو کلمه انگلیسی بگوییم وقت یا بسیار خوب، چرا باید از کلمات بیگانه استفاده کنیم؟ به تازگی تلویزیون با درخواست فرهنگستان زبان و ادب فارسی، دستوری مبنی بر حفظ و ترویج زبان و ادبیات فارسی را ابلاغ کرده است. با اینکه از رسانه ملی بعید بود، اما این اقدام بسیار خوشایند و مبارک است و امیدوارم تلویزیون اولین قدم برای ترویج و حفظ زبان فارسی را بردارد.
گلستان با اشاره به دلیل جا افتادن واژه‌های نامانوس انگلیسی بین جوانان اظهار می‌دارد: الان رایج شده است که همه افراد، پیر یا جوان، در حرف‌هایشان از کلمات انگلیسی استفاده می‌کنند. متأسفانه این عادت نامناسبی است که بین مردم ما جا افتاده است و چیزی جز مُد و ژست الکی نیست. علاوه بر برنامه‌های تلویزیونی، در فیلم‌ها و سریال‌ها هم مدام کلمات انگلیسی تکرار می‌شود و به ذهن مردم می‌رود؛ همین باعث می‌شود این کلمات به دهان مردم بیفتد. زبان شیرین و زیبای فارسی ما در حال از دست رفتن است و باید به حال آن فکری شود. متولی ترویج زبان و ادبیات فارسی، رسانه‌ها هستند. تمام رسانه‌های تصویری و مکتوب باید عزم جدی برای از بین بردن عادات غلط و جایگزین کردن کلمات فارسی داشته باشند.
همان‌طور که بزرگان گفته‌اند، زبان ادبیات، زبان اختصار است. عصاره هویت و فرهنگ ما به وسیله شعر انعکاس داده شده است. شعر، وجه غالب فرهنگ و ادبیات ماست. شاید در هند موسیقی و در غرب نقاشی و رمان چنین ستون‌هایی را شکل داده‌اند. موسیقی کلاسیک قرن هجدهم اروپا که فاقد ملازمت با کلام بود، این بار عظیم را بر دوش کشیده است. شاعران و نویسندگان تجربه‌های زیسته ملت‌ها را ثبت و مکتوب می‌کنند و در پیشا‌خط، شفاهی انتقال می‌دادند. 
کارشناسان و متخصصان معتقدند که ادبیات، بازتاب‌دهنده‌ای منفعل نیست، بلکه در ساختن هویت ملی سهم عمده و غیرقابل‌انکاری دارد و عناصر بسیاری را در مسیر شکل‌دهی و ساختن هویت و تشخص تمدنی خلق و هدایت می‌کند.