گسترش استفاده از هواگردهای بدون سرنشین و توسعه سامانههای تسلیحاتی خودمختار در چند سال گذشته با سرعتی تصاعدی پیش رفته است؛ سرعتی که در هیچ دورهای از تاریخ سابقه نداشته است. درگیریهای اوکراین و ایران با موفقیت چشمگیر پهپادهای ارزانقیمت هدایتشونده از راه دور در برابر هواپیماهای جنگی و هلیکوپترهای متعارف، که هم عملکرد بالاتری دارند و هم بسیار گرانتر هستند، به تیتر رسانههای سراسر جهان تبدیل شدهاند. این نتایج انکارناپذیر در میدان نبرد، قدرتهای بزرگ جهان را وارد رقابت تسلیحاتی تازهای در حوزه فناوری پهپادها کرده است.
اما سؤال اینجاست که در حال حاضر کدام کشور در رقابت برای ایجاد قدرتمندترین ناوگان پهپادی جهان پیشتاز است؟ بر اساس رتبهبندیهایی که بیش از همه منتشر شدهاند، آمریکا با ۴۴۴ فروند پهپاد در صدر فهرست جهانی پهپادهای رزمی قرار دارد. پس از آن ایران با ۳۲۸ فروند و عربستان سعودی با ۳۰۶ فروند قرار گرفتهاند و چین با تنها ۱۶۰ فروند، جایگاهی بسیار پایینتر در این فهرست دارد. بااینحال، نیروی هوایی آمریکا در ماه مه گذشته به سناتورها اعلام کرد که تعداد پهپادهای ناوگان فعال این نیرو در واقع دستکم ۱۳۵ فروند کاهش یافته است.
یکی از مهمترین نکاتی که باید روشن شود، این است که بیشتر آمارهای عمومی مربوط به ناوگان پهپادی دقیقاً چه نوع پرندههایی را در دسته هواگردهای بدون سرنشین قرار میدهند؛ بهویژه با توجه به اینکه ظرفیت صنعتی جهان برای تولید تجهیزات کوچک، قابلحمل توسط نیروهای پیاده و یکبارمصرف بهطور فزایندهای افزایش یافته است.
بااینحال، در ارزیابی قدرت هوایی، چنین پهپادهای کوچکی بیشتر بهعنوان یک سامانه تسلیحاتی مستقل در نظر گرفته میشوند تا یک فروند هواگرد. هرچند این نوع دستهبندی بسته به دیدگاه افراد میتواند بحثبرانگیز باشد، اما به ایجاد تمایزی روشن میان ترکیب ناوگان نیروهای هوایی کشورهای مختلف جهان کمک میکند.
مقایسه قدرتمندترین نیروهای هوایی جهان از نظر ناوگان پهپادی
رتبهبندی جهانی هواگردهای بدون سرنشین یا UAVها بسته به اینکه تحلیلگران پهپادهای سنگین و چندبارمصرف با ارتفاع پرواز متوسط و مداومت پروازی طولانی (MALE)، پهپادهای رزمی بدون سرنشین (UCAV) یا مهمات پرسهزن یکطرفه را در محاسبات خود لحاظ کنند، تفاوتهای قابلتوجهی دارد.
تحلیلهای مربوط به ناوگان پهپادی که از سوی سازمانهایی مانند مؤسسه مطالعات و تحلیلهای دفاعی انجام میشوند، تأکید دارند که برای شمارش دقیق پهپادهای چندبارمصرفی که واقعاً توانایی انجام مأموریتهای رزمی دارند، باید قابلیتهای تاکتیکی و ظرفیت حمل محموله آنها نیز در نظر گرفته شود.
تعداد پهپادهای یک کشور یکی از شاخصهای اصلی توانایی آن برای تداوم عملیات اطلاعاتی، مراقبتی و شناسایی (ISR) در سطح منطقه عملیاتی و اجرای حملات از فاصله دور به شمار میرود. با مراجعه به فهرست وبسایت ArmedForces.eu، تفاوت میان کشورها آشکار میشود؛ فهرستی که نشان میدهد تنها شمار محدودی از کشورها در این حوزه سرمایهگذاری گستردهای انجام میدهند.
| رتبه | کشور | تعداد تخمینی پهپادها | پهپادهای شاخص |
| ۱ | آمریکا | ۴۴۴ | MQ-9A Reaper، MQ-1C Gray Eagle، RQ-4 Global Hawk |
| ۲ | ترکیه | ۴۴۳ | Bayraktar TB2 / TB3، Akıncı، Anka، Aksungur |
| ۳ | ایران | ۳۲۸ | Shahed-129، Mohajer-6، خانواده Ababil |
| ۴ | عربستان سعودی | ۳۰۶ | CH-4 / CH-5، Wing Loong II |
| ۵ | چین | ۱۶۰ | Wing Loong II، GJ-11 Sharp Sword، CH-4 / CH-5 |
| ۶ | روسیه | ۱۰۵ | Orion، Mohajer-6، S-70 Okhotnik-B، نمونههای تولیدشده تحت لیسانس Shahed |
| ۷ | پاکستان | ۹۵ | Wing Loong II، CH-4، Shahpar-II |
| ۸ | مصر | ۳۲ | Wing Loong I/II، CH-4 |
| ۹ | لهستان | ۳۴ | Bayraktar TB2، FlyEye، سامانههای مهمات پرسهزن Warmate |
| ۱۰ | فرانسه | ۱۶ | MQ-9A/B Reaper، Safran Patroller |
بااینحال، اگر پهپادهای رزمی چندبارمصرف را در کنار پهپادهای مجهز به دوربین دید اولشخص (FPV) یا مهمات پرسهزن شمارش کنیم، این رتبهبندی بهشدت تغییر خواهد کرد. بر اساس دکترین نظامی آمریکا، مهمات پرسهزن کوچک در دسته تسلیحاتی قرار میگیرند که توسط خدمه به کار گرفته میشوند. سامانههایی مانند Anduril Bolt-M یا AeroVironment Switchblade به کلاهک جنگی داخلی مجهز هستند و هنگام برخورد با هدف منهدم میشوند.
اگر این تجهیزات نیز در آمار ناوگان پهپادی لحاظ شوند، نتیجه فوری آن صعود چشمگیر اوکراین و روسیه به صدر فهرست خواهد بود. قیمت یک پهپاد نظامی رده پایه میتواند از یک میلیون دلار تا بیش از ۱۵ میلیون دلار متغیر باشد. چنین پهپادهایی داراییهای نظامی ارزشمندی محسوب میشوند که به سامانههای پیشرفته مقابله با جنگ الکترونیک و حسگرهای چندطیفی مجهز هستند.
برخی پهپادهای آمریکایی مانند Global Hawk و Triton حتی بیش از ۱۰۰ میلیون دلار برای هر فروند قیمت دارند. در مقابل، یک پهپاد FPV مورد استفاده نیروهای پیاده ممکن است تنها چند هزار دلار هزینه داشته باشد.
بنابراین، ترکیب این دو نوع زرادخانه در یک رتبهبندی، مانند آن است که تعداد جنگندههای یک کشور را با موجودی راکتهای دوشپرتاب آن جمع بزنیم.
با وجود کوچکتر شدن ناوگان آمریکا، پهپادهای بیشتری در راه هستند
هر روز که میگذرد، صنعت دفاعی جهان بیش از پیش بر سامانههای بدون سرنشین متمرکز میشود، اما تحلیل دقیق قدرت هوایی مستلزم تفکیک پهپادهای پیشرفته و با عملکرد بالا از پهپادهای مصرفی و یکبارمصرف است. امروزه توانایی یک کشور در حفظ حضور مستمر در منطقه عملیاتی و هدف قرار دادن اهداف دوربرد، به قدرت ناوگان پهپادهای رزمی چندبارمصرف آن بستگی دارد. پهپادهایی مانند س MQ-9 Reaper، CAIG Wing Loong II و Bayraktar TB2 میتوانند تجهیزاتی به ارزش میلیونها دلار، از جمله رادارهای روزنه مصنوعی، حسگرهای اطلاعات سیگنالی و مهمات هدایت لیزری را حمل کنند.
این پهپادهای ارزشمند در حکم چشمهای همیشهبیدار فرماندهان میدان نبرد عمل میکنند و امکان گشتزنی هوایی مستمر و شبانهروزی را در فواصل راهبردی بسیار طولانی فراهم میسازند، بدون آنکه جان خلبانان انسانی در حریم هوایی متخاصم به خطر بیفتد. تعداد فزایندهای از این پهپادها همچنین به تسلیحاتی مجهز شدهاند که نیاز به اجرای حملات هوایی جداگانه توسط هواگردهای سرنشیندار را بهکلی از میان میبرند.
برای استفاده حداکثری از ظرفیت این پهپادهای هدایتشونده از راه دور یا خودمختار، قدرتهای بزرگ جهان سرمایهگذاری گستردهای را روی نسل جدیدی از پهپادها آغاز کردهاند که برای پرواز در کنار جنگندههای پنهانکار سرنشیندار طراحی شدهاند. یکی از طرحهایی که بیش از سایر پروژههای مشابه به مرحله تولید انبوه نزدیک شده، برنامه هواگردهای رزمی مشارکتی (Collaborative Combat Aircraft یا CCA) نیروی هوایی آمریکاست. این پهپادها که به «همراهان وفادار» معروف هستند، موشکهای اضافی حمل خواهند کرد، بهعنوان پیشاهنگهای مجهز به حسگر عمل میکنند یا پیش از ورود هواگردهای سرنشیندار به منطقه، رادارهای دشمن را مختل خواهند کرد.
درسهایی برای نیروهای مسلح آمریکا
آسیبپذیری پهپادهای قدیمی و هواگردهای سرنشیندار که در جریان جنگهای هوایی واقعی چند سال گذشته آشکار شده، کشورهای غربی را وادار کرده است راهبردهای دفاعی خود را بهطور کامل بازنویسی کنند. این تحولات آمریکا را به فاصله گرفتن از روشهای ثابت و سنتی رصد و حرکت بهسوی آیندهای سوق دادهاند که برنامه CCA و طرح جدید «سلطه پهپادی» (Drone Dominance Plan) در مرکز آن قرار دارند.
البته آمریکا در این مسیر تنها نیست. بوئینگ استرالیا پیشتر پهپاد MQ-28 Ghost Bat را معرفی کرده، پهپاد چینی GJ-11 Sharp Sword در دست توسعه است و چندین برنامه مربوط به هواگردهای رزمی مشارکتی نیز در کشورهای اروپایی با جدیت دنبال میشوند.
برای حفظ جایگاه پیشرو در قدرت هوایی، برنامه هواگردهای رزمی مشارکتی آمریکا بهدنبال جایگزینی سامانههای مستقل و آسیبپذیر با پهپادهای همراه پنهانکار، خودمختار، ارزانقیمت و مجهز به هوش مصنوعی است. هدف از این طرح، فراهم کردن امکان بهکارگیری تعداد زیادی هواگرد رزمی با هزینهای مقرونبهصرفه در کنار جنگندههای سرنشیندار است.
همزمان، سامانه Cobra 600 آلمان مفهوم تهاجمی تازهای را در زمینه رهگیری هوایی مطرح کرده است. این طرح، پهپادهای جت را به «حاملهای پرسرعت موشک» تبدیل میکند که میتوانند دستههای پهپادی متخاصم را پیش از آنکه فرصتی برای تهدید پایگاههای منطقهای پیدا کنند، شناسایی و شکار کنند.
شرکت ایرباس آلمان بهجای انتظار برای تکمیل برنامه عظیم و کندپیشرفت سامانه رزمی هوایی آینده (FCAS) که بهصورت مشترک توسط فرانسه، آلمان و اسپانیا دنبال میشود، با شرکت Kratos همکاری کرده است تا بدنه پهپاد XQ-58A Valkyrie را توسعه دهد. هدف این همکاری، دستیابی به قابلیت عملیاتی اولیه در نیروی هوایی آلمان تا سال ۲۰۲۹ است.
در همین حال، نیروی هوایی فرانسه پروژه Hypairion را آغاز کرده و هدف آن را به پرواز درآوردن پهپادهای رزمی مشارکتی تا سال ۲۰۲۸ تعیین کرده است.
در آن سوی کانال مانش، شرکت BAE Systems بریتانیا مشغول طراحی پهپاد Brontanax بهعنوان نخستین هواگرد رزمی مشارکتی خودمختار و بومی این کشور است. قرار است این پهپاد ظرفیت رزمی نیروهای خط مقدم را افزایش دهد و با برنامه چندملیتی جنگنده نسل آینده (GCAP) که با مشارکت بریتانیا، ایتالیا و ژاپن در دست توسعه است، یکپارچه شود.
کانادا نیز بهعنوان نخستین عضو ناظر به برنامه GCAP پیوسته است و با کاهش اهمیت برنامه FCAS، احتمال پیوستن آلمان و اسپانیا به این طرح نیز بهطور جدی مطرح شده است.
شرکت دفاعی Baykar ترکیه با رساندن پهپاد جت و پنهانکار Kızılelma به مرحله تولید انبوه، یکی از چشمگیرترین پیشرفتهای جهان را در این حوزه رقم زده است. شرکت صنایع هوافضای ترکیه نیز پهپاد رزمی پنهانکار بالپرنده Anka-3 را با موفقیت وارد عرصه عملیاتی کرده است.
هر دو پهپاد از ابتدا بهگونهای طراحی شدهاند که بتوانند حملات مستقیم با استفاده از تسلیحات یا مأموریتهای جنگ الکترونیک را بهصورت خودمختار و تحت فرماندهی انسانی در سطح تاکتیکی اجرا کنند.
راهبرد نامتقارن ایران برای فرسایش دشمن
در سوی دیگر طیف فناوری، در نقطه مقابل هواگردهای رزمی مشارکتی، ایران قرار دارد که بهدلیل تهدید نامتقارن ناشی از پهپادهای انتحاری ارزانقیمت و یکطرفه خود، اغلب بهعنوان یکی از بزرگترین تهدیدها برای قدرت هوایی غرب معرفی میشود.
برتری ایران در جنگ پهپادی کاملاً بر فلسفه «هواگرد بهمثابه مهمات» استوار است. سنگبنای این راهبرد، پهپاد شاهد-۱۳۶ است؛ یک پهپاد تهاجمی یکطرفه ارزانقیمت با بالهای دلتاشکل که نیروی پیشران خود را از یک موتور پیستونی ساده و پرسروصدا تأمین میکند.
با هزینه تقریبی ۳۵ هزار دلار برای هر فروند، این پهپادها بهاندازهای ارزان هستند که میتوان تعداد بسیار زیادی از آنها را بهصورت دستهجمعی به پرواز درآورد و سامانههای راداری دشمن را با حجم انبوهی از اهداف اشباع کرد.
این راهبرد نهتنها در هدف قرار دادن اهداف ارزشمند در پایگاههای نیروهای ائتلاف در خاورمیانه موفق بوده، بلکه نیروهای ائتلاف را نیز وادار کرده است تعداد زیادی موشک رهگیر ضدموشک و ضدپهپاد را مصرف کنند که هزینه هرکدام از آنها به میلیونها دلار میرسد.
پهپاد شاهد-۱۳۶ در اساس نوعی گلوله توپخانه هدایتشونده دوربرد است که مسیر پرواز آن از پیش برنامهریزی شده. این پهپاد بدون برخورداری از آگاهی لحظهای از وضعیت محیط اطراف یا انعطافپذیری عملیاتی در طول پرواز، بر اساس مختصات ثابت GPS بهسوی هدفی ثابت حرکت میکند.
ایران توانسته است این ساختار فناورانه ساده را با بهرهگیری از زنجیرههای تأمین تجاری جهانی بهخوبی بهینهسازی کند، اما چنین سامانهای در نقطه مقابل پهپادهای همراه پنهانکار، خودمختار و پرسرعت در طیف فناوری قرار میگیرد.
حملات پهپادی ایران ذخایر راهبردی آمریکا و متحدانش را بهشدت کاهش داده و همین موضوع به بحرانی در صنایع دفاعی منجر شده است؛ بحرانی که از تنگناهای زنجیره تأمین برای جایگزینی موشکهای مصرفشده و تکمیل دوباره زرادخانهها ناشی میشود.
این راهبرد برای پیشبرد یک جنگ فرسایشی اقتصادی و از پا درآوردن سامانههای پدافند هوایی از طریق تحمیل حجم انبوهی از تهدیدها بسیار مؤثر است، اما از اساس با طراحی و ساخت یک هواگرد رزمی مشارکتی تفاوت دارد.
تحول جنگ پهپادی به دست مدافعان اوکراین
اگر درگیری با ایران نشان میدهد که ناوگان پهپادهای پیشرفته با چه سرعتی ممکن است تحلیل بروند، جنگ اوکراین ابعادی از نابودی پهپادهای تاکتیکی را آشکار کرده که بهکلی از چارچوبهای متعارف طبقهبندی نظامی فراتر رفته است. در این میدان نبرد، حجم عظیم سامانههای بدون سرنشین باعث شده پهپادها دیگر نه بهعنوان داراییهای هوایی، بلکه بهعنوان تجهیزات پایه نیروهای پیاده شناخته شوند. صنعت دفاعی داخلی و غیرمتمرکز اوکراین ظرفیت تولید خود را به حدود ۷ میلیون پهپاد FPV در سال رسانده است.
نیروهای مهاجم روسیه نیز تولید خود را برای همگامشدن با این سرعت افزایش دادهاند و برخی ناظران حتی گمان میکنند که روسیه ممکن است اکنون به مرحلهای رسیده باشد که تعداد پهپادهای تولیدی آن از اوکراین پیشی گرفته باشد.
این پهپادهای تاکتیکی نه در فهرستهای متمرکز نیروی هوایی ثبت میشوند و نه در آشیانههای حفاظتشده نگهداری میشوند. در عوض، مستقیماً در اختیار دستههای پیادهنظام مستقر در خط مقدم قرار میگیرند تا بهعنوان تسلیحات دقیق، ارزانقیمت و یکبارمصرف مورد استفاده قرار گیرند.
طول عمر رزمی پهپادهای رزمی FPV اغلب تنها چند دقیقه و کمتر از ۱۰ دقیقه است و انتظار میرود عمر عملیاتی آنها به یک مأموریت محدود شود. نرخ بالای انهدام این پهپادها همچنان افزایش یافته است، زیرا هر دو طرف شبکههای گستردهای از سامانههای اخلال جنگ الکترونیک را برای از کار انداختن آنها و ساقطکردنشان به کار گرفتهاند.
اوکراین برای عبور از این اختلالات شدید الکترونیکی، در توسعه پهپادهای ویژهای پیشگام شد که از طریق کابل فیبر نوری کنترل میشوند و کاملاً در برابر اختلالات رادیویی مصون هستند. روسیه نیز پس از آن پهپادهای مشابهی ساخته است.
موج ورود میلیونها پهپاد به میدان نبرد چنان تراکمی پیدا کرده که اوکراین ناچار شده است دسته کاملاً جدیدی از پهپادهای رهگیر را ابداع کند؛ پهپادهایی که بهطور ویژه برای شکار پهپادهای دشمن و انهدام آنها از طریق برخورد مستقیم طراحی شدهاند.
گستردگی جنگ پهپادی به ثبت آمارهای بیسابقهای از انهدام این تجهیزات در ماههای اخیر منجر شده است؛ از جمله انهدام ۳۳ هزار پهپاد روسی تنها در یک ماه.
با توجه به سرعت سرسامآور تولید این پهپادهای یکبارمصرف مخصوص نیروهای پیاده، قدرت نظامی کشورها دیگر صرفاً بر اساس موجودی ثابت و مشخص تجهیزات آنها تعریف نمیشود.
معیار واقعی قدرت اکنون به انعطافپذیری صنعتی یک کشور و توانایی آن برای تولید تجهیزات جایگزین با سرعتی بیشتر از سرعت انهدام آنها در میدان نبرد مدرن تغییر کرده است؛ آن هم در شرایطی که کشورها باید همزمان خود را با تاکتیکها و فناوریهای دائماً در حال تغییر نیز سازگار کنند.
