تهران- ایرنا- هر سال با فرارسیدن هفته ملی کودک، بار دیگر از اهمیت دوران کودکی، نقش هنر در پرورش خلاقیت و ضرورت فراهم کردن فرصت‌های فرهنگی برای کودکان سخن می‌گوییم. تئاتر نیز همواره یکی از ابزارهای موثر برای گسترش تخیل، تقویت قدرت پرسشگری و ایجاد تجربه‌ای زنده از مواجهه کودک با جهان پیرامونش معرفی می‌شود. اما در میان تمام این تاکیدها، پرسشی اساسی همچنان پابرجاست: آیا شرایط لازم برای تولید و اجرای تئاتر باکیفیت کودک و نوجوان را فراهم کرده‌ایم؟

به‌عنوان کارگردانی که در این حوزه فعالیت می‌کند، معتقدم پیش از آنکه از کیفیت آثار نمایشی برای کودکان سخن بگوییم، باید درباره شرایطی صحبت کنیم که امکان شکل‌گیری و اجرای این آثار را فراهم می‌کنند. نمی‌توان از هنرمند انتظار داشت نمایشی خلاقانه، حرفه‌ای و متناسب با جهان امروز کودک تولید کند، اما در مرحله رسیدن به صحنه، با محدودیت‌هایی روبه‌رو باشد که بخش مهمی از توان و انرژی او را صرف عبور از موانع اولیه کند.

یکی از مسائل جدی تئاتر کودک و نوجوان، دسترسی به سالن مناسب اجراست؛ مساله‌ای که در شهری مانند تهران، به‌عنوان پایتخت و یکی از مهم‌ترین مراکز فعالیت‌های نمایشی کشور، پرسش‌برانگیزتر می‌شود. وقتی یک کارگردان برای رسیدن به نوبت اجرای یک سالن مجهز و استاندارد ناچار است ماه‌ها و گاه نزدیک به یک سال انتظار بکشد، باید پرسید سهم زیرساخت‌های نمایشی در برنامه‌ریزی فرهنگی ما کجاست؟ آیا ظرفیت سالن‌های موجود با تعداد گروه‌های فعال و نیازهای تولید تئاتر تناسب دارد؟

مساله تنها تعداد سالن‌ها نیست؛ کیفیت فضاهای در دسترس نیز اهمیت دارد. بسیاری از گروه‌ها برای آنکه بتوانند حاصل ماه‌ها تمرین و تلاش خود را به مخاطب عرضه کنند، ناچارند به سالن‌هایی در فرهنگسراها یا فضاهایی روی بیاورند که بیشتر برای برگزاری نشست‌ها و اجتماعات طراحی شده‌اند تا اجرای حرفه‌ای تئاتر. البته استفاده از ظرفیت فرهنگسراها و فضاهای فرهنگی اقدامی ارزشمند است، اما نمی‌توان صرف وجود یک صحنه و تعدادی صندلی را برای میزبانی از هر نوع اجرای نمایشی کافی دانست. تئاتر، متناسب با شیوه اجرا و نیازهای هر اثر، به امکانات فنی، شرایط آکوستیک، دید مناسب تماشاگر، فضای پشت صحنه و استانداردهای ایمنی نیاز دارد؛ امکاناتی که نبود یا ضعف آنها می‌تواند بر کیفیت نهایی اجرا تاثیر بگذارد.

در این میان، تئاتر کودک و نوجوان نیازمند توجهی جدی‌تر است. کودکی که به تماشای نمایش می‌آید، قرار است با تجربه‌ای زنده از تخیل، بازی، تصویر، صدا و ارتباط انسانی مواجه شود. اگر شرایط سالن امکان ارتباط مناسب او با صحنه را محدود کند، بخشی از ظرفیت اثر برای برقراری این ارتباط نیز از دست می‌رود. بنابراین، بحث زیرساخت صرفاً مطالبه‌ای صنفی از سوی کارگردانان و گروه‌های نمایشی نیست؛ این مساله مستقیماً به کیفیت تجربه فرهنگی کودکان مربوط می‌شود.

از سوی دیگر، انتظار طولانی برای دریافت سالن و محدودیت در انتخاب فضای مناسب، می‌تواند برنامه‌ریزی تولید، مدیریت هزینه‌ها و استمرار فعالیت گروه‌ها را نیز دشوار کند. گروهی که ماه‌ها برای تولید یک نمایش وقت گذاشته است، برای حفظ کیفیت اثر و ادامه فعالیت حرفه‌ای خود به امکان اجرای قابل پیش‌بینی و دسترسی به زیرساخت مناسب نیاز دارد. وقتی چنین امکانی فراهم نباشد، طبیعی است که بخشی از انرژی و توان هنرمند به‌جای تمرکز بر خلاقیت و ارتقای کیفیت اثر، صرف حل مشکلات اجرایی شود.

البته کیفیت تئاتر کودک را نمی‌توان تنها با تعداد سالن‌ها یا میزان تجهیزات فنی سنجید. نمایشنامه خوب، کارگردانی خلاقانه، بازیگری توانمند و شناخت دقیق جهان کودکان همچنان عناصر بنیادین این هنر هستند. اما این عناصر در خلأ شکل نمی‌گیرند و برای رسیدن به مخاطب، به بستری مناسب نیاز دارند. همان‌طور که نمی‌توان از تولید آثار هنری ارزشمند چشم پوشید، نمی‌توان زیرساخت‌های لازم برای عرضه آن‌ها را نیز مساله‌ای فرعی تلقی کرد.

هفته ملی کودک فرصتی است تا از شعارهای همیشگی درباره اهمیت کودکان عبور کنیم و به پرسش‌های عملی‌تری برسیم: چه تعداد سالن استاندارد و متناسب با نیازهای تئاتر کودک و نوجوان در اختیار داریم؟ گروه‌های نمایشی تا چه اندازه به این سالن‌ها دسترسی دارند؟ چه برنامه‌ای برای افزایش ظرفیت اجرا، بهبود امکانات فضاهای موجود و حمایت مستمر از تولیدات حرفه‌ای وجود دارد؟

توجه واقعی به تئاتر کودک، تنها در برگزاری جشنواره‌ها و اجرای چند نمایش در مناسبت‌های تقویمی خلاصه نمی‌شود. این توجه باید در فراهم کردن شرایطی پایدار برای تولید، اجرا و دسترسی کودکان به آثار باکیفیت نیز نمود پیدا کند.

کارگردان و فعال تئاتر کودک و نوجوان